سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم- درس شناخت باستان شناسی بخش سوم – ایشان را بشدتشمکنجهمیکنند وایشان هم به انها فحاشی میکند ومیگویداگرمیدانستم هم نمی گفتم وکمرایشان میشکنندکهتا پای مرگ میرود وقتیکه مرخص کردن کسی امید نداشت وفقط خواست الهی بود که نجات پیدا کردبعدازانکه درحال نزار بودهاست ساواک میگوید هرچه بگوئی میپذریمایشان میگوید شخصی مداوم به من زنگ می زد که من شمار میشناسم وادرس منرا میداد ومن را درخارج مداوم تعقیب کرده بود که یک بسته برای شمادارم که ان ارا درفلان مخفی کردهامبروید وبردارید ومن روزی شهادت راخود راخواندم وشبانه رفتم وجعبه را باز کردم دیدم یک کلت است انرابه خانه اوردم چون دستم بهان خورده بود وفردا به رابط خود درسازمان دادم .گفتم پس از پیروزی انرابه من بدهید وقتیکهایشان ازاد شدند فامیل محترم ایشان فرموده بودند که فقط فامیل ها ایشان ببینند ومدتی گذشت روزی یکی از بچه ها پیش من امدوگفت شما سری به ایشان نمیزنید من جریان را گفتم ایشان فرمودند برای دوستان بسیار نزدیک اشکالی ندارد شما حتما باید سری به ایشان بزنید ومن به ایشان گفتم زمانی تعینکن که هیچکس نباشد ایشان گفت ده دقیقه کافی است قبل از اذان میرویم وبعد به مسجد میرویم ودرروزمعین درمعیت ایشان رفتیم وارد خانه شدیم وازدراطاق سه پله میخورد که وارد اطاق شویم من دیدم سمت چپ درکنار در که اطاق کمی درازبود یک داش با کلاه گرد سیاه ولباس سیاه وپیراهن سقید وسینه ستبر وهیکل دار نشسته است منودوستم ایشان را بسیار تحویل گرفتهایم ولیمن درچشمانش یکنوع نگرانی دیدم ولی انسان معقولی به نظر میرسید ومن وسپس دوستم بهایشان تبریک گفتیم سرشرا پائین انداخت وبشدت جلوی خندهاش را گرفت ومن دوستم رادیدم که لبخندی زد وسپس گارد وتیپ شمری گرفت من کنار دیوار که ایشان دردیواری جنبی بودنشستم نیمخیز که ان جناب داش را زیر نظرداشته باشم- کاملا صورت نشان میداد که از نقاهت سختی بیرون امده است وحال واحوال کردمایاشن باعصبانیت تمام فرمودند حالا حال واحوال میفرمائید چرا اززندان حال ما نپرسیدید که من چه شکنجه ها را کشیدهام وچراعلس العمل نشان نداهادید من ارام فرد داش نگاه کردم خوشحال به نظر میرسید- من زیر سیبلی انرا رد کردم وپرسیدم که ازنکات مهم زندان بفرمائید بخصوص مسائل سیاسی ایشان فرمودن باهمان حالت به چه درد شما میخورد اقای صمد لباف راانطور شکنجه کردندتاشهیدشد واسامس زیادی گفت مگر کک شما میگزد اینها به خاطر خودشان که شهید نشدهاند به خاطرشماها شهیدشدند باز من داش رانگاه کردم قند دردلش اب میشد- وبعدفرمودکه دررگشما شاش است واین جمله جند بار کشش وغلطت وتاکید بیانکرد من بلند شدم ودوستم من بلند شد ون انزمان فکر کردم تااخر قضایا را خواندم وبه سمت درحرکت کردم وتعجب دوستم را دیدم وهمچنین تعجب جناب داش را که چشمانش مانند ساعت منرا تعقیب میکرد وما بیرون امدیم در بیرون دوستم گفت نظر شما چیست گفتم راه درست همان است که حضرت خمینی صلواتالله علیه میرود- کم از این بعد فقط درباره قانون اساسیوحقوق بشر ودمکراسی وازادی وازهمه مهمتر نقاظ ضعف دقیق صحبت خواهم کرد ایشان همگفت مهم نقاط ضعف دقیق رابه جزییات مینویسم درمحله خودمان به دردیوار میزنم وبعدمن از شخص ثالث فهمیدم که ایشان روزی صد عدد جزییات مینویسد به در دیوار محله میزند انطرف خیابان منزل ما خانهابود که محل جمع روشنفکران بود وروضه های باحال داشت من ورزی انجا رفتم وپس از پایان روضه ها صاحب خانه فرمودند اقایان وخانمها هرچه زودتر خانه ترک کنند جز کسانی که میخواهند دوستانخود را اینجا ملاقات کنند ویادادوستد دارند چک بدهند وبگیرنند ویا وقت دعوت سور دارند ومن خواستم بلند شوم جناب اقای قرمودند بنشین من میخماهم شمارابیک سور دعوت کنم وقتیکه نشستم فرمود ارام درگوششم که اعلامیه پخش میشود صاحبخانه رفت بلند گو وگفت یک اعلامیه در شیراز پخش شده است من میخواهم توضیح دهم یک بروشور کاملا اروپائی که درایران انزمانبود رنگی باطرح بسیار زیبا وباچاپ عالی وکاغذ اعلا ایشا فرمدند صفحه دو سطر پنچ را بیاورید ایشان توضیح داد این اعلامیه برای فلان منطقه شیرا که بسیار مستصعقین نشین است ودرحدود20000 نفر جمعیت دارد دراین اعلامیه نوشته است15000 نفر انها درحال مرگ هستند وچه وچه وچه حتی نمیتوانند کفش بخرنند وحتی نمیتوانند یکقرص اسپرین بخرنند مداوم کد میداد وما نرا پیدامیکردیم- لفرمودند این اعلامیه به ضرر ما است ورادیوتلویزین با یک فیلمبرداری همه چیز رالو میدهد ما اطلاعات دقیقی از شیراز داریم وبعضی ازانهاراهم منتشر کردهایم هرکس اطلاعات دقیق میخواهد به ما مراجعه کند تا ما دراختیاراش بگذاریم ولطقا انهار ریز ریز کنید بطوریکه هیچ چیز ازان خوانده نشود ودر جیب بریزید وازخانه که جداشدهاید نزدیک خانه نریزید توی جوب هم نریزید توی کوچه کمیکمی ازمداوم بریزید وماین کار کردیم وسپس اخرین اعلامیه امام رحمت الله علیه رادادند ومردم قبلا یک پاکتسیگار مخصوصرا درست کردهبودند وانرا جا میدادند وجناب اقیای رفیق من انرابرایمن تا کرد ودرداخل ثوطی کبریت که روی نخهای کبریتبود جاسازی کرد وما بیرون امدیم - پایان


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- درس شناخت باستان شناسی بخش دوم – من که از اروپا به تهران امده بودم مدتی منزل یکی از اقوام بودم پسر ایشان به من گفت یک دوستی دارد که دوساله است پشت کنکور مانده است وموزیک کار میکند ومیخواهد به امریکا برود واز شما راهنمائی میخواهد وایشانتمام نوارهای خارجی را جمع میکند وترجمه میکند واشعاری هم به فارسی بر وزن انها میسازد ومیخواند و بسیار فرهیخته است ولی زیاد مذهبی نیست سئوالاتی از شمادارد وخواهرش داروسازی میخواند اطاق مطالعاتشان یکی است باید سرموقع برویم وسرساعت بر گردیم ودرحدود 500 قدمی منزل انان بود من رفتم بسیار بچه مودبی بود وسئوالاتی از غرب کرد وکمی هم از مذهب پرسید مثلا چرا باید تقلید کنیم وچگونه میشود به مجتهد اطمینان کرد وان زمان من جناب حضرت ایتالله شیرازیدامت افاضاته را به ایشان معرفی کردم ایشان فرمودند کسانیکه میرونند کتب مراجع اعظام را بگیرنند از کتاب فروشی نزدیک ما به پدرم گفتند که ساواک گفته است تحقیقات کنید ببینید ایشان دنبال امام رحمت اله علیه واسعه هستند ونمیدانند که چاپ علنی ندارند یا نه قیافه انهادرنظرتان باشد تا ما پیگیری کنیم- من پرسیدم شما متن ترانه های خارجی را ازکجا بدست میا اورید ایشان گفت بعضی ازانها در بعضی مجلات است ویک دوست دارم که مغازه نوار فروشی مهمی درتهران دارد وپسر عمویش خلبان هما است از خارج نوار میاورد ومخفیانه تگثیر میکند وبعضی را هم ازرادیو امریکا که از سفارت پخش میشد تهیه میکنم ومن گفتم چگونه ترجمه میکنی باز بعضی ها در مجلات است وهمان خلبان زبانش خوب است ترجمه میکند ودست من مخفیانه پول میگیرد واگر کسی اشنائی با سفارت امریکا داشته باشد متن انگلیسی را بدست میاورد ومن کلاس زبان میروم وزبانم خوب شدهاست وخودم ترجمه میکنم که دراین امر به مهرت رسیدم وبعصی هم بادوستان کلاس زبان ترجمه میکنیم واگر گیر کردهایم از استاد کمک میخواهیم که البته فوت وفن دارد لغاترا میدهیم وخودم بیتشر حافط وسعدی ومولی میخوانم وتمام ترانه های خارجی من معنی دار ومتین هستند دفتر ترجمه اورد وگفت شماهم یک نظر بدهید وکتاب لغت اورد درانگلستان ترانهای کوچخ باغی که برنده میشوند مال تمدن گذشته انگلستان هستند که بفرم سادهتر وروانتر د وشادتر شدند و وترانه های اسکاتلند که با رقص خواند میشوند بیتشتر متعلق به زمانی بوده است که اسکاتلند دارای غروری ملی ودر اوج نظامی بوده است وسمبل گرائی درانگلستان وجود دارد ترانه ها خوب بود من یکیرا بادید خودم ترجمه کردم وخداحافظی کردیم چند روز یک کارت پستال امد یک تیکه مقوا سفید درخشان بود ویم نقاشی سادهای داشت ویک ساعت ورور زیر نوشته بود اشنای ما گفت این کارت پستال ازهمان رفیق من است ایشان معتقد به تلفن نیست کمی وسواس بی جهت دارد به همه به این طریق ارتباط میگیرد من نرفتم چون خواهراش امتحان داشت کارت پستال رسید وایشان گفت ایشان دوست من است حتما به ایشان باید سربزنی وخودت تنها برو من رفتم دیدم ایشان نگران است وفرمودند که یک حاجی بازاری فرموده که دوست شما هرچقدر پول میخواهد من میدهم وترانهای متین رابرایمن ترجمه کنند وایشان قسم خورد من نام شمارا نبرده ام وجریان این است من دربازار بودم واز مغازی خرید میکردم جوانی درانجا نوار بسیار مستجهن انگلیس را گوش میداد من نزد ایشان رفتم وگفتم جوان این چیست که گوش میدهی گفت چه عیبی دارد من گفتم مستهجن است ایشان یکمعنی معقولی ازان کرد که من بسیار متعجب شدم پدر ایشان گفت گفتند جوانها ما از موزیک ایران خوششان نمیاید کاری نمیشود کرد شما لطفا اگر ترانه خوب خارجی سراغدارید به ما معرفی کنید تاما تهیه کنیم من دفتر درجیب بودم چندتا معرفی کردم ویکی هم ترجمه شما بود ایشان گفت هرچقدر پول میخواهید من به شما میدهم وشما انها را ترجمه کنید من گفتم باید با وسیله دوستم اینکارا بکنم ایشان گفت من هم اجرت دوستان را میدهم وشماره تلفن گرفت چند بار زنگ زدهاست ماباهم گفتگو کردهایم به اینتجه رسیدیم که صلاح نیست وایشان قرار شد بگوید که من بهشیراز رفتم وخانه فامیل ایشان ازانجا رفته است- من به شیراز امدم قبلا یک کلاس درس ساده اسلام شناسی داشتم که متعلق به گروه بود فقط مطالب مذهبی بحث میشددر میان اینان یک جوان بود که دیپلم گرفته بودمیگرفتبسیار جوان مودب وشیرین وشیرین زبان وایشان مدتی در انجمن حجتیه بود وسفری یه سروستان میکند برای تبلیغات انجا به اصرار از ایشان میخواهند که راجع به سیاست صحبت کند ایشان طفره میرفتبرادری داشت که مهندس برق بود وایشان اطلاعات جالبی از شیراز ومحل کار خوداش د اشت به ایشان گفته بود ایشان مجبور میشود چندتا بگوید واین مسئله بگوش انجمن میرسد وبه ایشان هشدار میدهند وکم کم کار به خشونت میکشد وایشان لج میکند وانهاهم طرد میکنند البته به گروه هم پیوسته بود یکی از علل بوده است درگروه ما تصور میکنم یک کارساده پخش اعلامیه به منزل علما ومانند ان داشته است اگر کاهی امام بله مسئله نفت بعنوان مثال بیاناتی داشتند به د اخل سازمان نفت میداختند دراین رابطه ایشان دستگیر میشود ودر زندان به گروهک منافقین میپیوندد برادر ایشان دریکیاز سفرهای استانی به ایشان میگویند که شما لازم است کلتی داشته باشید وچماچه به منزل شما پورش اوردند وخواستند ازار اذ یتی داشتهباشند شما ازخودتان دفاع کنید وکلتی تهیه میکنند وبه ایشان میدهند وان دوست من در زندان این اطلاع به سازمان منافقین میدهد انها اصرار داشتند که کلت به سازمان بدهد ولی ایشان راضی نمیشود وسرانجام میپذیرد ویک منافق زمانی از زندان رها میشود رمزی میدهد وبرادراش کلت را به ایشان میدهد ان جناب در یک درگیری ویا پورش به خانه تیمی اسیر میشود وکلت بدست میاید ودرشکنجه نام ایشان میبرد-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-در درس شناخت باستان شناسی چگونه بفهمیم که یک شکل معنا دارد یا نه استاداامریکائی بحث میکرد ایشام میفرمود یک قانون است که تمدنهای پائین تر از تمدن بالاتر تقلید میکنند ان زمان تقلید درتمام ابعاد است تا بهدرجه کمال برسند بتدریج رشد میکنند تا حدودی که رشد میکنند اولا اخر کلمات را کمی شکلاش راتغیر میدهند مثلا کلمه لر را لی مانند مینیوسند ولی همان معنی رادارد بشر همیشه نیازمند اول از همه به دارو وپزشکی دنیا را حاضر است دوربزند تا پیدا کند ایشام میفرمودند من مطمن هستم بسیاری از اثار تمدن شما مال کاخستان است اگر من جا شما بودم بسیار درباره تمدن انها تحقیق میکردم ایشان نمونه های زیاد از تمدن ایران اورد که درنزدیکی کویر خوزستان تمام اثار اولیه مال بابل است ایشان گفت مدتها گدشته است که انها مواد اولیه رااز بابل میاوردند وسپس افرادی را از بابل به منطقه کوچ دادن وانها گشتند درجائی بسیار دور مواد اولیه ییدا کردهاند واین افراد دارای حقوق ویژه بودن ومورد احترام ومردم ازانها تقلید میکردند درهخامنشی هم دقیقا همین اتفاق افتاده است علت جمعیت های خارجی در زمان سابق به همین دلیل بوده است دقیقا امروزه همین مسئله هست بلکه قوی تر من شاهد بودم که یک مسیحی سوری به دانشگاه لندن امد با من دوست شد مدتی نگذشت موی اش چمون زنان بلند کرد وخرمائی کرد ویک تی شرت سیاه پوشید وبا یک شلوار وارام چون انگلیسی وکم صحبت وبسیار مهربان شد وباهم کلاس زبان انگلیسی گرفتهایم- یک جلسه کمونیست ها گذاشتند بنام گردهمائی ایرانیان یک دانشجوی مسلمانایرانی بود وتصور میکنم دوتا دیگرهم بودند چند تا هم ملی بودند ومابقیه اکثر کمونیست بودند ویا دست راستی مادر بزرگ یکی ازانها یک پیرزن نقلی مومن بود ومیدانستنم که دوتا از نوه هایش درانجا بودند که خواهر وبرادر بودند ومیدانستنم انها چکاره هستند ایشان به من گفت هیچگاه ازانها تقلیدنکن نجس هستند ومن هروز سعی میکنم دعوا بین ایندورا خاموش کنم تقصیر من بود وقتیکه دخترم گفت که انها را درمدرسه خارجی ها بگذارم من هم تائید کردم درحالیکه باید دوتا توی گوش میزدم- 12 ساعت بعد که امدم خواستم بر گردم نگذاشتند من میگرن نداشتم وحالا پیدا کردم ومداوم میگویند ادم میشویم ولی باز همان اولی هستند- دوست من گفت در رشته من که یک رشته از قیزیک بود 18000 جلد کتاب است درضمن شرح دادن یک جوان دیپلمه تازه ششماه به انگلستان امده بود ودرباری کار میکرد وکمونیست شده بود انهم به ما پیوست که از انها چهارنوع اش درتهران ترچمه شده است ومن از فرانسویان که تحقیق کردم انها فقط چهار هزارنوع انرا یا ترجمه کردند ویا تحقیق کردند جوان کمونیست گفت من تحقیق کردم از کتابخانه مسکو در لندن درهمین مورد 100000 جلد دارند من از ایشان سئوال کردم انگلستان چگونه دیدی گفت مرکز حماقت واحمق کردن وکفتم راجع به دمکراسی چه میگوئی گفت شما درک نمیکنید من که کار کردم همه چیز رافهمیدم این دمکراسی این احترام به انسان گذاشتن برای خر کردن است من به این شرکت که رفتم گفت شعل ات ازهمه جا اسان تر است وحقوقات از همه بیشتر بعد من فهمیدم دورغ میگوید من که هیچ گارگران هم میگویند سر مارا کلاه گذاشته است ریس ما یک دختر خانم موقعی که من خسته میشوم سر کله اش پیدا میشود احوال پرسی میکند که من انرژی بگیریم- روسها هستند که واقعا جامعهاشان خوشبخت است اخیرا گفتند بهترین الماس مال مریخ است وما برایهمه یک قطعه خواهیم داد من پرسیدم راجع به دین چه میدانی گفت هیچ ونمیخواهم هم بدانم – دوست من راجع به مقالاتی به زبان انگلیسی از سراسر دنیا برای دانشگاه لندن میاید بحث کرد وبه میزان بسیار کمی به زبان فرانسه نوشته میشود ایشان کفت من مدتی مجانی برای طبقه بندی کردانها کار کردم برای انکه مقالات مورد نظر خودرا کپی بزنم خسته شدم رها کردم جا ندارند اینها راجا بزنند باز ان نوع جوان گفت گفت اگرمقالات روسی بیاید شما درک خواهید کرد چه کسی زیاد مقالات دارد وایشان گفت ما ااز این مقالات ایدولوژِی استخراج میکنیم وبه تهران میفرستیم ومن مسئول صد نفر هستم ذوست من عصبانی شد وگفت اکرتمام مقلات روسیه به انگلستان بیاید نصف لندن را باید به ایشان بدهند عصبانی شدرفت بعد به من گفت اینها هیچگاه به دانشگاه وارد نمیشوند وپس ازمدنی حقایق را درک کند وهیچگا به روسیه نمیروند ودردانشگاهای انها تحصیل کنند تاحقایق درک کنند وازاین صدنفر گرگها ده نفر برای به اب واتش زدن انتخاب میکنند وانوقت خواهید فهمید چه اتفاقی میافتذ وما مسئول هستیم یگ گروه تشکیل بدهیم وحقایق جهان را برای انها مشخص کنیم وگرنه بد چوبی به پای ما خواهد خورد منظورم روشنفکراناست انرا خواهید دید- وهمه انها میحوانند- من یادجمله امیر مومنان افتادم- ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- ایا خداوند دیکتاتور است-خداوندخود را الرحمن الرحیم مینامد که بخلاف دیکتاتورها خشن نیست بلکه به بندگان خود بسیار مهربان است خداوند بندگان خودرا فقیر درتمام ابعاد میداند که درتمام ابعاد خداوند است که میتواند انها را غنی ومملو نماید لذا اولین اصل این است که فقیر برای فقیر نمیتواند دیکتاتورباشد- انبیا اعظام رحمت الله واسعه علیهم هیچگاه به زور حکومت نکردن حتی در شرایط بحرانی هم از زور استفاده نبردند واین ضرب المثل که زور نه اختیاری است ونه حد دارد وقابل محاسبه نیست هم درموردانبیا وحتی خداوند هم صادق نیست ولو به ظاهر برای عدالت باشد- دیکتاتوری در زمانی که بشر دارای قدرت زیادی نبود وجود نداشت وبرای اولین بار درغرب با قدرت یافتن رومیان بوجود امد که درمرحله اول با خواست افراد وافراد خاصی انرا تجربه میکردند بعدا که افرادی با توطئه قدرت را بدست میگرفتند وکودتا میکردند دیکتاتوری رارواج دادند- وچون در شرایط بحرانی بودن مجبور میشدند که مردم اجبارا از ازادی دور سازنند- در دنیای امروزی دیکتاتوری نامحدود توسط قانون اساسی بوجود میاید- خداوند با دیکتاتورها میجنگد –حکومت خویش را ازطریق وحی که توسط انبیا مطرح میکند و توسعه میدهد وخداوند باهرکس که سئوالی دارد توسط انبیا پاسخ میدهد وکتاب شافی و وافی نیز توسط انبیا به بشریت داده میشود- تنها احمقها وظالمین ولجوج های نادان هستند که به جنگ پیامبران میایند چناچه انها خود را کنار بکشند انبیا باانها کاری ندارند – در اسلام حکومت مورثی نیست بلکه برا ساس لیاقت است دیکتاتورها به رضایت انسانها ارزشی قایل نیستند ودر انبیا برعکس سعی میکنند که رضایت انسانها جلب کنند که خواست الهی همین است ولی از قانون نمیبایست به خاطر امیال کودکانه واحمقانه انها تخطی کنند- امروزه حکومت ها دیکتاتوری که تمام جنبهای بشری را حتی درمحدوده روابط اجتماعی وزندگیانی شخصی را مدیریت میکنند در این شرایط دیکتاتوری درمقابل دمکراسی قرار میگیرنند- در دین الهی همه ابعاد وفضا های لازم که باعث رشد انسان میشود درنظر گرفته شده است وازادی وقید باهم یک تلفیق بسیار موثر وکارا بوجود میاورد- امام صادق علیه السلام به راوی میفرماید وقتیکه دین یادگرفتی ازاد هستی انتخاب کنی وعمل کنی یعنی برنامه الهی را بخوبی یادگرفتی چگونه عمل کنی وجائی که باید ازاد باشی درانتخاب درست عمل میکنی وازانسان پذیرفته میشود- چه دمکراسی وچه دیکتاتوری اساس انان باید انسان به رشد وکمال وبه روزی وبهبودی برساند- دمکراسی پیشرفته که بنام پلورالیسیم چند نوع روش زندگانی واندیشه را میپذیرد- دلائل ان است که بعلت فقراندیشه نمیتواند یک برنامه کامل که عقول همه افراد جامعه قانع کند دارانیستورد ضمن دنیا محل ازمایش است تا ائیشهای ضرر به افراد جامعه نزند میتواند با شرایطی به حیات خوداش ادامه دهد- در اسلام قدرت از ان خداوندحکومت علت وجودی اش تائید الهی است ولی زمانی بر مسند حکومت مینشیند که قدرت جامعه را هم بدست اورده است به این معنی است که حکومتیرا که خداوند منان وجل وجلالهالشریف تائید کردهاست انسان هم تائید میکند وبدینوسیله عبودیت خود را بار دیگر اعلام میکند وحق را لبیک میگوید وازادنه قید را میپذیردواین امر حسناش این است که اولا ازادانه است ودوم هرحکومتی دارای این ویژه گی را نداشته باشد ومورد رضایت افراد نباشد پذیرفته نیست وخداوند انان ار عذاب میفرماید وجکومت اسلامی خود دارای ترم خاصی است از یک طرف به دمکراسی متصل است واز طرفی به قدرت مطلقه الهی متصل است ولی با خصوصیاتی که گفته شد خداوند در قلمرو حکیم وعلیم والرمن الرحیم است وانسان به عقل مطلق بله گفته است ونمیشود نام انرا دایکتاتوری نامید-در دیکتاتوری امروزه شستشوی مغزی یکی از حربه های بسیار مهم است وهمجنین با فشار ترغیب کردن ومتقاعد کردن وافکار را کنترول کردن واصلاحات وقوانین راهم خودشان کنترول میکنند وغالبا جریانی را بوجود میاورند که گروه ها وافراد با روش غیر اخلاقی ولی بسیار ماهرانه که افراد را وادار کنند که   با ارزوهای رهبران خود رافق دهند که غالبا به ظرر افراد تمام میشود که عالبا از روشهای روانشناسانهویا روشهای دیگر که منجر به واژگون شدن که فرد کنترول شخص خوداش رابرروی افکاراش را ازدست میدهد ودیگر صاحب افکاراش- رفتاراش واحساستاش و قدرت تصمیم گیری خوداش رادارای نیست


ارسال شده در توسط علی

بسمالله الرحمن الرحیم-علم به دو خصوصیت کلی دارد – خصوصیت اصلی وخصوصیت جانبی که دومی مهمتر ااز اولی است- درخصوصیت اصلی سه ویژه گی را دارا است- درموقعیت عام به معنای کلی دانستن درمقابل جهل است- درموقعیت خاص به معنای پاسخ قطعی به سئوالی دادن است که اصطلاحا به ان یقین هم گفته میشود وبرای نظم پیدا کردن سئوالات وعلم را به صورت سلسله زنجیره دراوردن پاسخ ها به سئوالاتی که در باره یک موضوع که همیشه بسیار پیچیده است تا ان پیچیدگی درابعاد های که ویزه گی خاصی دارند بتوان شناختی که از سطح به عمق دست جریان پیدا میکندواز زوایای خاصی به ان نگریسته میشود هم گفته میشود که علم خاصی مانند فلسفه وفیزیک والهیات وغیره نامیده میشود وهمچنین به قواعد وقانون ها وروش های تحقیقاتی ان علم خاص هم گفته میشود ازجنبه جانبی –ازلحاظ سوداوربودن- مسئولیت اور بودن وسعادت اور بودن هم مورد توجه واقعه میشود پیامبر اکرم علم سترک را که اساس علوم دیگر است ایه محکمه نامیده است که ریشه علوم است وهدف متعالی هم دران است که صدر یقینی وقطعی است- فرضیه عالمی است که براساس رکن های بزرگ علم ایه محکمه بوجود ماید بدنبال تعادل بخشی انسان چه از لحاظ درون وچه از لحاظ بیرون وتعادل شناسی هستی درگیر باانسان چه طبیعی وچه انسانی وچه ماورای هستی است که علمی است که به صورت عمده موردتوجه روشنفکران است وعلم سنت قائمه که باعث استواری وپاکیزه گی ورشد نهائی انسان میشود وبه انسان بال پرواز میدهد که به سمت هدف نهائی سیر عالمانه وملکوتی خوراانجام دهد شناخت فورومل های طیبه وحیات بخش وکمال بخشی هستند که از جمع عناصر طبیعی وعناصر درونی وماورائی که از اندو علم نشاتهای کلی را میگیرد وبصورت خرده فورمول وقاعده دواهای داروبخش میسازد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- اطاق رئیس دانشگاه لندن در راهروی قرار داشت که درحدود ده قدمی با راهروی اصلی وسر تاسری دانشگاه فاصله داشت-بچه ایرانی راجع به این راهرو سعی میکردند به کسی چیزی نگویندولی یکی بچه هاغ روزی به من ارام گفت – راهروی مرگ نام دارد من گاهی از انجا عبور میکردم تا یکروزی تاوارد شدم دیدم یک دخترخانم جهان سومی داردبیرومیاید ویکدفعه بودن صدا افتادبه گریه تزدیک من که شد چشمانش بشدت سرخ شده بود وشانه ی اش تکان میخورد من گفتم چه اتفاقی افتاده گفت ریس دانشگاه میگوید شما کشش لازم ندارید ومن گفتم که اسمان که به زمین نیافتاده با عصابنیت گفت چرا درس اسمان به زمین افتاده است همه چیز خراب شد من در چهارتا رادیدم انگلیسی کار به اینجا نمیرسد کمی مشکل باشد خوداش رها میکند یک روز یکی بچهه ها گفت یک نپالی امده است فرد محشری است چناچه سئوالس از تمدن نپال داری از او سئوال کن گذشت روزی من درهمان راهرو رد میشدم دیدم یک چهره رنگی جدید دوره چشمزرد خاصی و صورت قهوی خاصی که روبه سیاهی میزد گیج ومنگ به اطراف نگاه میکند چشمانش از حدقه بیرون زده ودریده به اطراف نگاه میکند تلو تلو میرود گفتم دوست من چطور شده است مهم نیست گفت من که رد نشدم ما باریئس کار داشتم گفت کجائی هستی گفتم نپالی هستم ازتمدن نپال چیزهادی گفت واچتهاغدی کرد که من مات ومبهوت هستم درحالیکه رشته اش علوم انسانی نیست- گذشت در دانشگاه شیراز پهلوی سابق یک خانم استاد فوق لیسانس جامعه شناسی ایدلوژِی ها که باهمسر ایرانی اش درمرودشت زندگانی میکرد ایشان عاشق تمدن ایران میشود وتمام کتابها دراین باره میخواهد به من نظر با استادباستناشناسی امریکائی که از هاوراد مدرک گرفته بود واستاد من هم بود که تخصص اش درخواندن اشکالی بود که معنا دارد یکی از پیچیده ترین رشتهای دنیا است وبه ما همین را درس میداد ایشان بدنبال شناخت شهر استخر وکشف محل های درجه اول برای اکنشاف باستان شناسی کوشش میکند واین نقشه حتما با خود ان استادترسیم میکنند ولی چون مشکل است به نظر حقیر به پیش رئیس دانشگاه میروند که فردی ب.ود که علاقه زیادی به تمدن باستانی ایران داشت ورشته بیمه از امریکا گرفته بود ومن اینطور اسنباط میکنم که ایشان گفته من گروهی را از امریکا میاورم وپولش را من خودم میدهم وشماهم سعی کنید از بعضی اساتیدبرجسته ایران دعوتی کنید که بامن همکاری کند به احتمال زیاد ایشان گفته ما بودجه نداریم ومغز هستیم ومیفمیم که این کار بدرد نمیخورد گذشت من پیش مارکسیم میخواندم ودر علم جامعه شناسی به این نتجه میرسد که خصوصیاتی اجتماعی درهمه تاثیر شگرف دارد ومقداری زیادی درباره جامعه شناسی روسی خوانده بودیم من از ایشان سئوال کردم ایا شما اطلاعاتی درباره اینکه حصوصیات جامعه روسی درایدولوژی برای جذب کمونیست تاثیرداشته است ایشان فرمودن بروی نزد ریس دانشگاه وباایشان گفتگو کن وقدرت ات را به رخش بکش وبعد جریان گفت وخیلی تعجب کرده بود که درایران این نقشه کشیده نشده است ومن انروز برایم مسجل شد که غرب برچه اساس تعلیم وتربیت میکند وحرف کمونیست درست است حتی امریکا به روسیه گفته است درحد نازل تربیت کنید ولی خیل نارحت شدم چرا باید به ریس دانشگاه معتبر یک خانم فوق لیسانس چنین چیزی بگوید تا اینکه یک خبرنگار روزنامه ایران بدون انکه قبلا سواد اقا را درباره تمدن هخامنشی ارزیابی کند واز اقا بخواهد مطالعاتی بکند یک سری حرف های مبتذل وکم ارزش وبیشتر وروی چشن نوروز وچهار شنبه سوری مانور داد یک دانشجوی تاریخ که متاهل بود وادم زرنگی بود وتقاضای وام کرده بود وسه ریس دانشگاه گفته بود که بودجه نیست با تهیه 80 صفحه مطلب از مجله معتبر خارجی و داخلی خدمت ایشان وگله کرده بود که شما ابروی دانشگاه پائین اوردید اگر فبلا به من میگفتی این 80 صفحه به شما تقدیم میکردم ایشان میفرماید که ما ایرانیان همدیگر ا کوچک میکنیم ولی امریکای ها همدیگرا بزرگ میکنند واسم چیست ایشان اسماش میگوید میگوید شما سه بار تقاضای وام کرده بودید ولی ما پول نداشتیم پس علت این است چکی میکشئ به ایشان میدهد وایشان به من امد وگفت فکر میکند که را میتواند خر کند مداوم ادم های بهنر وکله وپاچه دعوت میکند وهیج رئیس دانشکاه تا به امروز چنین بریز وبه پاش نکرده است ولی برای دانشچو پول نیست تنور داغ است وبرو نان را بجسبان                                   


ارسال شده در توسط علی

 بسم الله الرحمن الرحیم-کدام مذهب فرقه ناجیه است- در قران کریم است که اکثریت بر روش غلط هستند بعضی ها فکر میکنند زمان عصر جاهلیت است درحالیکه ایه مطلق است خداوند بر اساس علم غیب فرمودند یک مدت کوتاه انهم با دست اندازهای بسیار زیاد ملاک نیست ودرسوره واقعه خداوند میفرماید ثلته یعنی یک سوم از اولینها اهل ایمان خداپسند بودند وقلیل یعنی درحد.ود ده درصد از اخرین تا ظهور حضرت مهدی صلواته الله علیه واله والسلم- اینها خداوند را یاری میکنند وخداوند هم انها را یاری میکند درتمام ابعاد وباز خداوند میفرماید برما فرض است که مومنین را یاری دهیم انهم باز درتمام ابعاد ودرجائی پیامبر اکرم ما یرای نیرومندی خواهیم کرد انهم درتمام ابعاد پس مذاهب اسلامی که امروزه اسمی ازانها نیست مانند ثوری وربیعی ومذاهب امویان اینها موردتائیدالهی نبودند مذاهب قلیل مذاهب انواع شیعه وحنبلی و وهابی است شرط اول این همان طور که خدواندجل وجلاله فرمودند در علوم الهی تضاد نیست- دوم احادیث پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم است در وهابیت تنها 23 حدیث قطعی است ومابقیه ظنی است براساس گفته خودشان پس یاری خوداوند نسبت به احادیث پیامبراکرم کجا رفته است تنها شیعه دوازده امامی است که شامل یاری خداوند شده است وبس


ارسال شده در توسط علی
<      1   2   3   4   5   >>   >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99