بسمالله الرحمن الرحیم-اخلاق مترقی نشانه تمدن برجسته است نه قدرت نظامی-که در رده پنجم است-حکمرانها زمانی کم میاورندبه قدرت نظامی پلیسی روی میاورند- وهر عاملی که به ضرر انها باشد ولوبه نفع جامعه است ازصحنه دیدمردم حذف میکنند ویک شعار های فریبنده میدهند که همه انها تاکتیکهای سیاسی هستند تا جامعه فریب بخورد-بالاترین جنایت عقب ماندگی علمی است ودومی بی اثربودن تمدن شایسته بومی است- بعنوان مثال به تمدن اعراب میگویند شما جنگاوری وتمدن نظامی رابه بنام جهاد به دنیای اطراف خودیاد داده اید .اینان چون خودباخته شدند این مطلبرا دودستی میگیرند وبرای انکه درمقابل این سئوال جرا پس به فلسطین کمک نمیکنید یک توجیه احمقانه یاد دادند وکلملا میدانند چه سئوالاتی مطرح میشود وجواب انرا اماده کردهاند درست مانند ساواک ابادان وتمام علم که یادمیدادند بازیچه سیاست میشد وبا سیاست تغیر میکرد در ارتش گروهبان دفتر من دوره ضد اطلاعات یاد گرفته بود که جاسوسهائی میخواهد از مراکز نظامی ویا افراد نظامی اطلاعاتی بدست اورد به دام بیاندازد ودرلباس شخصی مامور به مرکز پیاده بود روزی متوجه میشود یک خانم خارجی از میوه فروشی نزدیک میدان قائم علیه السلام(اطلسی) از میوه فروش میپرسد این جناب سروان درهفته چند بار انگور میخرد وهردفعهچقدر است وان میوه فروش جواب میدهد وسپس میگوید ان جناب سرهنگ هفته چقدر انگور میخرد وانهم جواب میدهد ایشان جلو میرود وکارت ضداطلاعات نشان میدهد ومیگوید شما پاسپورت خود نشان میدهد ومیبیند که امریکائی است وبه ایشان میوه فروشی ترک ان ان خانم مخالفت میکند وبا زور ایشان بیرون میکند وبه میوه فروش میگوید که به سئوالات ایشان پاسخ ندهد البته امریکائی اطلاعات ازمنابع رسمی ایران داشتند ولی برای اطمینان این اقدام را کرده بودند ولی مقامات مرکز زرهی باسردی بایشان ربور شد وکمی هم انرا بی ادبانه تلقی کرد درحالیکه تعلیمات انها این چنین بود وسخت ناراحت بود-درهمان مرکز یک جناب سروان درامریکا دوره به دام انداختن جاسوسانیکه برای جاسوسی از مراکز نظامی فعالیت میکردند دیده بود وهم درمرکز زرهی کار میکرد وهم درساواک برای همین منظور- فکر بود که من مطلع شدم واین را پخش خواهم کرد وتاثیر بدی در روی وظیفه ها بخصوص لیسانسیه ها میگذارم ویک دغدغه پیدا کردم ومن در میدان دید وجریان خوداش را گفت وفرمودند مداوم دستوران ضد ونقیض دراین مورد ازبالا صادر میشود که من را گیچ کرده است وهمه اینها ریبشه سیاسی دارد وهیچکدام علمی نیست وبه ما درامریکا گفته اند که شمانمیتوانید درمقابل جاسوسان خارجی مقاومت جانانه کنید بلکه شما باید کارانها دشوار وسخت وپر ازار کنید واگر کسی به دام بیاندازید اطلاعات زیادی توسط ما بدست میایدکه به شما خواهیم داد روسها درچند مورد پیشرفت وحشتناکی کرده بودندکه بعدا شرح خواهم داد یکی مسائل علمی که به ضرر انها تمام شد وجاسوسانها که مثلا برای پیشرفت غرب در مسائل نایلون کار میکردند خود راتسلیم کردند تا روسها از عقب ماندگی روسها مطلع کنند- دوم مسائل سیاسی بود که از مقلات وجریانهای سیاسی بخوبی درک میکردند بخصص زمانی که رهبران کشورها به نزد انها میرفتند خیلی زیرکانه بدونانکه متوجه شوند به اسرار ها دست پیدا میکردند که امریکا مداوم ار وزرات خارجه میخواست مقلات سیاسی خودر قبل ازانکه منتشر شود به نزد انها ببرند وانهارا تصحیح کند ومداوم انها ر سرکوب میزند محقق تربیت نکردید تا انکه یک دانشجوی فوق لیسانس زبان انگلیسی از شیراز که تهرانی بود وبا استاد امریکائی روی مسائل سیاسی کا رکده بود تنها کسی بود که مقلات علمی مینوشت که قابل قبول بودکه بعد درباره ایشان خواهم نوشت امریکائی گفته بود حداکثر پانزده درصد ایرانی با شما هستند روی برنامه های خود غلو نکنید این مطلب من درابادان درکردم که خانواده پدرشان درگمرگ کار میکردند وپسران خودشان زبان انگلیسی یادمیدادند وانها درگمرگ به پدرشان کمک میکردند وانها اطلاعاتی که بخصوص المانها میخواستند دراختیار انهامیگذاشتند والمانها مداوم به انها سرکوب میزدند که اگر ما جای شما بودیم این وضعیت را تحمل نمیکردیم وانقلاب میکردیم-ادامه دارد
بسم الله الرحمن الرحیم-نیم نگاهیبه نظر جناب اقای رضا امیر خانی در علت اساسی وکلیدی پیشرفت غرب وعدم پیشرفت ایران مسلمانان-نظریات شخصی است- انچه من از غرب دراین مورد درک کردم در دوطبقه مجزا هست- یک نظر فرهیخته است ویک نظر فراماسونری غرب است-نظر فراماسونری غرب که تلویحا درک میشود پیشرفت ایران مالزمانی است که نژاد اروپاوی به ایران امد وسپس به خاورمیانه امده است ودلیل پیشرفت اولیه نژاداروپائی مسئله حیات ومرگ بوده است که امروزه غرب هنوز ازاین پستانک کمال استفاده را میکند وبه هماین علت سیاست مداران غرب مسئله اول انها ارتش است درحالیکه برای مردم جزو رده پنچم است غربیان معتقد هستند که درانها جهش خاص رخداده است که هوش بالاتری پیدا کردند وسرانجام راه درست انها هستند پیدا میکنند ولی استادمن درانگلستان میفرمودند کهغرب به بن بست میرسد وبه روی مبارک نمیاورد ازروی احتمالات راهی میرود تا به هدف میرسد وسپس برمیگیردد وراه درست را پیدا میکند بریا نکه تقسیم قدرت واقتصاد نشود مداوم بدنبال بدست اوردن اهرم ها است وامروزه بدنبال بدست اوردن اهرم های جهانی است-در ایران بهترین زمان پیشرفت علم زمان سلجوقیان بوده است که درست امروز غرب همان راه را میرود که افراد درخانهای جمع میشدند وچیزی را اختراع میکردند ویا چیزی را کشف میکردند ورقابت بین حکمرانهای زمان شدیدبوده است وعباسیان مداوم انها را تشویق میکردند که کارهائی کنید که چشم اسماعیله کور شود ولیبعد درزمان صفویه بخش خصوصی بشدت تضعیفشد به این علت که درباره به پول زیادی نیاز دارد که ایران حفظ کند بهترین منابع درهرموردی را دراختیار گرفت زمانی که بدنه ایران فلج بود ومغزهای شهرهابزرگ هم مدوام روبه فلج شدن میرفت-وسرانجام تاحدف درشورویمنجرمیشد خواست الهی بود که نفت وتکنولوژی وبرتری امریکاباعث نجات ایران واحیای ایران شد-امام خمینی میفرماید که من دست خداوندرا بخوبی حس میکنم بسیاری گفته اند ومن شخصا به همین نتجه رسیدم ومن حتی میتوانم با قاطعیت بگویم فلان کس که درایران با یک انگلیسی مخوف اطلاعاتی وعلمی برخورد کرده است یا امام زمان علیه السلام بوده است ویافرشته ای ازطرف ایشان بوده استکه انگلیسیها فکرکنند که ایران هم دارای اطلاعات مخوف وحتی بیشتر وبسیار باهوش هستند حتی مغزعلمی اورا میخواندکه احتملا بسیار اندک هم وجود نداشت درحد صفر مطلق بود وبچهبعضی افراد ساده انگلیسی را درحد جادوگر میشناختند- وازمن میخواستند من هم تستی بکنم علما بخصوص درایران یک اشتباه بزرگ انجام دادندشاید این امر ظاهری بوده است واگر باطنی باشد اشتباه بزرگی بوده است وان این بوده است تصور میکردند که امام علیه السلاممیفرماید حکومت ما دراخر زمان است یعنی ما کاریبه حکومت نداریم وبدنبال گرفتن حکومت نیستیم درست برعکس است واین یک حیله سیاسی بوده است امام مسئول حقوق مردم است تنها به فکر خوداش تنها نیست حقوق مردم درحال پایمال شدن بود امام مخفینانه بدنبال بدست اوردن طرفدار بود ولی درظاهر هرکس که خواست بشود وهرکس که نخواست نشود وتقدیر هم باید بپذیرد واین امر به شاگردان خواست تفهیم کرده بودند واگر حکومت وقت میدانست درجا امام علیه السلام را میکشت همانطور که با ما رفتار کردند ولذا از حقوق مردم دفاع نکردند ومردم انها را رها کردند جناب استاد حدائق به من میگفت بارها به حضرت ایتالله یوسف حدائق رحمت الله علیه میگفتم که حداقل از حقوق معلمین دفاع کن همانطور که برای حقوق صنف خودت دفاع میکنی وایشان نمیکرد و ماهم ایشان را رها کردیم البته باز میگو. یم این ممکن است ظاهری باشد-ادامه دارد
بسم الله الرحمن الرحیم-خاطره-ساواک در ابادان پس ازانکه متوجه شد- که دختران دبیرستان توجهای به معلمین مذهبی پیدا کردند-بدنبال ریشه یابی رفت که دلیل ان کدام ست- به نظر حقیر به این نتجه رسید توجه دبیران به دختران وبها دادن به انها یک عامل است ودوم بایک مرد پخته صحبت کردن هم یک عامل دیگر است-درا بادان برای بدست اوردن معیشت جای سختی بود ودرنتجه به پسران بیش از دختران بغلط توجه میشد- لذا برای انکه این امر خنثی کند وجهت را بر گرداند بفکر بدل افتاد مدتی مداوم اعلان میشد که مردم ابادان توسط نمایندگان خود تقاضا میکنند که اشرف پهلوی سری به ابادان بزند وایشان هم سلام صمیمانه ارسال میکرد که بعلت مشغل زیاد فعلا این سفر امکان پذیر نیست ومداوم این درخواست میشد ولو ایشان ده دقیقه بیایند ویک بارهم ازفرح دعوت شدمن درانگلستان از قول رهبر حزب توده شنیدم که انها محرمانه پیدا کرده بودند که شاه به کابینه گفته بود مادر ابادان پول زیادی به گارگران میدهیم؟؟!! بعد انشائالله بحث خواهد شد وانها اگر امنیت نباشد پالایشگاه را به اتش میکشند چگونه ما میتوانیم کارخانجات معظم بیاوریم که پول صنعت نفت رانداشته باشد واین هم یک بهانه بود لذا ازایشان دعوت نمیشد نتجه زیاد دلچسب نشد طرح دیگری ریخت وباخود فکر کرده بود جای مذهب موزیک وخوانندگی ورقص باشد وجای مردان ترکیب دختران هنرمند دراین موضوعات با پسران هنرمند طراز اول شرکت نفت برای تشکیل یک ارکستر مشترک- که اولا مخفیانه دریک ویلا تمرین کنند وسپس در یک سالن برنامه اجراکنند وسپس درباشگاه نفت بلیط فروخته شود وبرای جذاب شدن یک دختر ستاره از طبقه پائین بایک پسر ستاره از طبقه بالا مدتی گم شوند وازخانواده ها بخواهند که باازدواج انها موافقت کند مسئولین اموزش وپرور ش درتمام جریان نبودند ولذا اجازه انها از خانواده گرفته بودند ولی برای دختران عرب به این نحوه بوده است که به کافی تریا بروند وپسرعموی خودرا ببینند وانها اینان به یک کیک وچائی دعوت کند
ان هم یکبار ولی بعدا مخفیانه به دختران وپسران عرب گفته بودند بازهم تکرارشود-افتضاحی شد که در دبیرستان من یک دختر خانمی بود که مغز مدیریتی عجیبی داشت وستاره تیم هم دراین مدرسه بو وپس از ماجرابه خوابگاه من امد که در مدرسهای ا طاقی به دبیران جوان داده بودند اتفاقا انروز مادرمن هم امده بود وخانم سریدارکه یک خانم شیرازی بود به من گفت من خانم ستارهرا میشناسم وصلاح نیست شماانهارابپذیرد ومن هم گفتم به هیچوجه نخواهم پذیرفت ولی انها اصرار کردند ومادرم گفت تنها من باانها صحبت خواهم کرد وانها امدند وهمه جریان را گفتند ومادرم گفته بود کار شما ازاول اشتباه بود وشما پس از ازدواج سه ماه که بگذرد شما مردان راخواهید شناخت وبه درس برسید وپس ازرفتن انها بشدت از ساواک ترسیده بود وازمن خواست انتقال به شیراز بنویسم واگرنپذیرفتند که نمی پذیرفتند ازاموزش پروش استعفادهم- ساواک بعد ازمدتی طرحی جدید ریخت که مداوم برای هرموضوع خاصی طرحی میریخت یک ثلت امتحان گذشته بود- یک دیبر زبان شیرازی منتقل به شیراز شده بود ویک دبیر زبان شیرازی جای ایشان امده بود که یک ته ریش داشت وهمیشه در دست اش یک تسبیح کوچک هم داشت دوروز بعد امتحان زبان بود که برای انها درس سخت محسوب میشد وبچه ها بایدروزها سر کلاس باشند وایشان میخواست باانها زبان کار کند ساواک یک دستورالعمل نوشت که یک مقوا با اندازه معین باید ازان یک روزنامه درست شود که همه کلاس موظف به فراهم کردن ان بودند وهرچه اموزش وپروش گفته بود که زمان مناسب نیست گفته بود اگرتهیه نشود کسانیکه قصور کردند جریمه میشوند وسط این روزنامه یک عکس از روزتاجگذاری شاه وفرح داده بود که شاه به سمت چپ نگاه میکند وگفته بود یک مقاله دراین باره مینویسیدکه شاه وفرح دارای ارزش مساوی باشند وای برشماکه فرح کمتر باشد و.پائین ان اگربتوانید چند خط شعربگوئید وبقیه نصایح را هم کرده بود جناب اقای شیرازی مامور یک کلاس بود ومن شرکت نداشتم ایشان گفته هرچه مینویسید مسائلی باشد که درداخل همین دبیرستان رخ داده است وخارج از اینجا نباشد درابادان خانه هائی بودند که چندین اطاق داشتند وگاهی یک اطاق بزرگ به یک خانواده باهشت بچه کرایه میدادند وپانزده درصدانها گارگران تکنسینی پر سابقه شرکت نفت بودند ویک روز دختری از طبقه گارگر شرکت نفت دراین باره بامن صحبت کرد که ایا ماروزنامه تهیه کنیم ودرداخل انجا بزنیم موثر واقع میشود البته دانشجویان دانشکده نفت وبعضی از دبیران وخانه فرهنگی اصفهانیان کارهائی انجام میدادند ومن هم توصیه کردم حتما این کار رابکنید وانها ده تاروزنامه تهیه کرده بودند که موثر واقع شده بود وبه جناب دبیر گفته بودند شما انها راملاحظه کنید وازبین انها ما یک روزنماه بیرون بیاوریم خلاصه انروزنامه تهیه شد وان جناب از سه حدیث داخل ان روزنامه پسندید که درباره علم بوده است وچهارمیراهم خودایشان فرمود که بنویسید که مضمون اش این بود که شاگرد ومربی وعالم ومرجع ورحانی درنزد خداوند ارزش زیادی دارند وایشان نمی دانست که این حدیث دوجور نقل شده است که نقل دیگر یک دنباله داردچناچه به روحانیت توجه نشود عذاب می اورد بچه ها جای این حدیث درست درمقابل چشم شاه بوده است نوشته بو.دند- ساواک بچه ها رامیطلبد که این حدیث شما انتخاب کردید وانها که ازموضوع خبر نداشتند گفتند انتخاب جناب دبیر بوده است- ایشان راخواسته بود وگفته شما اینحدیث راانتخاب کردید ایشان گفته بله من انتخاب کردم وساواک خط کش را گذاشت روی دوچشم شاه ودرست درمقابل او این حدیث نوشته شده بودوگفته بود چرا انرا پائیئن ننوشته ایدایشان گفته که نوشتن کارمن نبوده است وسپس گفته بودند اینحدیث یک جور دیگر نقل شدهاست وجریان را گفته بودند وایشان گفته بوده است روح من ازان حدیث مطلع نبوده است وساواک گفته بود شاید روح شما اینجا مطلع نیست وشما ممنوع الخروج هستید ودیگر درمدسه دختران حق تدریس نداریدودر مدرسه پسران بعدا شغل شمارا مشخص میکنیم- ایشان گفته بودمنرا ممنوع الخروج نکنید ومن پس از امتحانات به غرب میروم ودیگر برنمیگردم ودرایران جای من نیست وچناچه نکنید من روی بام مدرسه میروم وچون دوخیابان ازکنار مدرسه میگذشت با مردم صحبت خواهم کرد وسپس با مغز به حیاط پرتاب خواهم شد انها پس از گفتگو باهم ایشان اجازه میدهند کهایشان برود-ادامه دارد
ا