سفارش تبلیغ
ابزار بهینه سازی سایت
ابزار بهینه سازی سایت

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم- یکی از دانشجویانایرانی مقیم فرانسه به لندن میامد در جلسات گفتگوشر کت کند . وایشان کمونیست بود من از ایشان پرسیدم وضع کمونیست در فرانسه چطور است ایشان گفتند رو به پیشرفت پرسیدم دلیل ان چیست ایشان گفت که حزب کمونیست صد لایه به مجلس داده است کف فقط ده تای ان انهم بادستکاری قبول شده است وهروقت مردم میگویند حزب کمونیست درمجلس چه غلطی میکند میگویند فقط ده طرح ما اجرا میشود مردم کمونیست میشوند ویا به کمونیست رای میدهند گفتم سکه های عبیدالله بن زیاد تاثیری ندارد گفت حزب کمونیست فرانسه باشاه کارد وخون هستند وسکه فقط میتواند انسان را ساکت کند تغیر ایجاد نمیکند حال باید پرسید فرض کنیم مردم قبول کردند که کمونیست نباشند چه ایدلوژی را باید انتخاب کنند گفتم خواهد گفت هرچه دوست دارند به شرطی که متضاد با منافع غرب نباشد ایشان گفت اگر این راه درست است امریکاا ولیتر ازهمه است این کار بکند بچه پول دار گیر اورده است گفتم از طرح های مهم حزب کمونیست چی بوده است ایشان گفت طرح انکه کارخانه های کوچک به بالا تعاونی شود ودلت کمک مالی بدهد ومالیات نگیرد تا مدرن شوند وضع کارگرهامتعادل شود گفتم این طرح سوسیالیست های انقلابی است ایشان گفت طرح حزب کمونیست از50 نفر به بالا است مال انها از25 نفر به بالا است اینها هم کمونیست هستند ولی بیشتر پارلمانیتر هستند وازبعد رادیکال تر وحرف شنوئی از شوروی ندارند مستقل هستند از ایشان پرسیدم کارائی حزب های کمونیست چگونه بوده است ایشان گفت البانی با توانی و امکاناتی که دارد  بهتر از المان غربی به نسبت کار کرده است واین مطلب خود المان غربی گفته است ودر رزونامه انها درج شده است وبچهای کمونیست درایران فکر میکنند که درباره کمونیست غلو کنند به نفع انان است ئرحالیکه به ضرر انها است وبیادبا احتیاط صحبت کرد وحومت فرانسه هم چنین عمل میکندو در رستوانی بودم دوتا دانش اموز فرانسونی امدن کنار میز نشستند انگلیسی خوب صحبت میکردند من پرسیدم مرام شماچیست گفتند سوسیالیسم گفتم نظ شما درباره کمونیست چیست گفتند ازاول راهنمائی من ورفیقم وارد حزب کمونیست شدیم ولی پارسال ازان جدا شدیم گفتم چرا جدا شدید ایشان گفت کمنیست همه بایدیکنوع فکر کنند ولی فرهنگ وتمدن ما فردی است شما دونفر فرانسوی نمیتوانید پیدا کنید که دقیق مثل هم فکرکنند ومن خسته شدم بعنوان مثال دوست من موافق با مینیژوب است ومن مخالف هستم وهرد متعقد هستیم که بچه ها در ابتدائی دختر وپسر باهم باشد ولی در دربیرستان نباشد وایشان معتقد است دردانشگاه باید مختلط باشد ومن معتقد هستم فقط سال اخر انهم برای ازدواج باید باهم باشند من معتقد هستم ماده مخدر فقط باید ماری جوانا باشد ویا حشیش وانهم با اجازه دکتر وبیشتر ازان فروشنده مجرم درجه یک است وبیاد اعدام شود ومصرف کنند مجرم درجه دو است وتا حبس ابد میتواند مجازات شود ولی دوستمن به ازادی معتقد است ولی هرودی ما زیر پرچم سوسیالیست سینه میزنیم وبه نمایندگان سوسیالست رای میدهیمازایشان سئوال کردم دوست چرا به مینیژوپ را قبول دارد تیشان گفت زیبائی حق همه است ما که نمیتوانیم دراین مورد برای خانم ها امرونهی کنیم ازمن پرسید مرام شما چیست کفتم اسلام خندهای ازته فلب کرد وگفت من میدانم شماه چیزی مانند بی غیرت به ما نسبت میدهید ولی ما اینطور نیستیم- با یک استادانگلیسی بحث میکردم همین سئوال کردم ایشان گفت امریکا باسر وصدا کارها خوداش رابیان میکند وروسها بسیار مخفی کارهستند ویک دفعه کاری نشان میدهند ومنتظر میمانند که ماا شتباه کنیم وضربه بزنند-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- یکی از دانشجویانایرانی مقیم فرانسه به لندن میامد در جلسات گفتگوشر کت کند . وایشان کمونیست بود من از ایشان پرسیدم وضع کمونیست در فرانسه چطور است ایشان گفتند رو به پیشرفت پرسیدم دلیل ان چیست ایشان گفت که حزب کمونیست صد لایه به مجلس داده است کف فقط ده تای ان انهم بادستکاری قبول شده است وهروقت مردم میگویند حزب کمونیست درمجلس چه غلطی میکند میگویند فقط ده طرح ما اجرا میشود مردم کمونیست میشوند ویا به کمونیست رای میدهند گفتم سکه های عبیدالله بن زیاد تاثیری ندارد گفت حزب کمونیست فرانسه باشاه کارد وخون هستند وسکه فقط میتواند انسان را ساکت کند تغیر ایجاد نمیکند حال باید پرسید فرض کنیم مردم قبول کردند که کمونیست نباشند چه ایدلوژی را باید انتخاب کنند گفتم خواهد گفت هرچه دوست دارند به شرطی که متضاد با منافع غرب نباشد ایشان گفت اگر این راه درست است امریکاا ولیتر ازهمه است این کار بکند بچه پول دار گیر اورده است گفتم از طرح های مهم حزب کمونیست چی بوده است ایشان گفت طرح انکه کارخانه های کوچک به بالا تعاونی شود ودلت کمک مالی بدهد ومالیات نگیرد تا مدرن شوند وضع کارگرهامتعادل شود گفتم این طرح سوسیالیست های انقلابی است ایشان گفت طرح حزب کمونیست از50 نفر به بالا است مال انها از25 نفر به بالا است اینها هم کمونیست هستند ولی بیشتر پارلمانیتر هستند وازبعد رادیکال تر وحرف شنوئی از شوروی ندارند مستقل هستند از ایشان پرسیدم کارائی حزب های کمونیست چگونه بوده است ایشان گفت البانی با توانی و امکاناتی که دارد  بهتر از المان غربی به نسبت کار کرده است واین مطلب خود المان غربی گفته است ودر رزونامه انها درج شده است وبچهای کمونیست درایران فکر میکنند که درباره کمونیست غلو کنند به نفع انان است ئرحالیکه به ضرر انها است وبیادبا احتیاط صحبت کرد وحومت فرانسه هم چنین عمل میکندو در رستوانی بودم دوتا دانش اموز فرانسونی امدن کنار میز نشستند انگلیسی خوب صحبت میکردند من پرسیدم مرام شماچیست گفتند سوسیالیسم گفتم نظ شما درباره کمونیست چیست گفتند ازاول راهنمائی من ورفیقم وارد حزب کمونیست شدیم ولی پارسال ازان جدا شدیم گفتم چرا جدا شدید ایشان گفت کمنیست همه بایدیکنوع فکر کنند ولی فرهنگ وتمدن ما فردی است شما دونفر فرانسوی نمیتوانید پیدا کنید که دقیق مثل هم فکرکنند ومن خسته شدم بعنوان مثال دوست من موافق با مینیژوب است ومن مخالف هستم وهرد متعقد هستیم که بچه ها در ابتدائی دختر وپسر باهم باشد ولی در دربیرستان نباشد وایشان معتقد است دردانشگاه باید مختلط باشد ومن معتقد هستم فقط سال اخر انهم برای ازدواج باید باهم باشند من معتقد هستم ماده مخدر فقط باید ماری جوانا باشد ویا حشیش وانهم با اجازه دکتر وبیشتر ازان فروشنده مجرم درجه یک است وبیاد اعدام شود ومصرف کنند مجرم درجه دو است وتا حبس ابد میتواند مجازات شود ولی دوستمن به ازادی معتقد است ولی هرودی ما زیر پرچم سوسیالیست سینه میزنیم وبه نمایندگان سوسیالست رای میدهیمازایشان سئوال کردم دوست چرا به مینیژوپ را قبول دارد تیشان گفت زیبائی حق همه است ما که نمیتوانیم دراین مورد برای خانم ها امرونهی کنیم ازمن پرسید مرام شما چیست کفتم اسلام خندهای ازته فلب کرد وگفت من میدانم شماه چیزی مانند بی غیرت به ما نسبت میدهید ولی ما اینطور نیستیم- با یک استادانگلیسی بحث میکردم همین سئوال کردم ایشان گفت امریکا باسر وصدا کارها خوداش رابیان میکند وروسها بسیار مخفی کارهستند ویک دفعه کاری نشان میدهند ومنتظر میمانند که ماا شتباه کنیم وضربه بزنند-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-به بهانه کنکوری های عزیز-بخش هفتم- هوش- نبوغ این دو اصطلاح که درمرحله اول بسیار درک اش ساده به نظر میرسد امروزه شناختاش بسیار مشکل است وشناخت کامل ان تقریبا محال است- به خوبی روشن شده است عدد هوش که به ان:" ای- کیو:" گفته میشود ازیک نیمکره هرگز بدست نمیاید بلکه کار تمام مغز وتمام استعداد های یک انسان است امروزه که انسانها مجبور هستند بیشر از استعداد خودشان بهره بگیرنند ودر مهارت های مختلف کارمیکنند مداوم مرز شناخت ای – کیو تغیر میکند هرکسی فقط نوک یک کوه یخ از هوش خوداش را درک میکند درقدیم که امروزه هم هنوز طرفدارانی هم دارد که هوش در بعضی استعداد ها بیشتر از بعضی استعداد ها است ولی تحقیقت پیچیده نشان داده است که هوش طبق یک روش پیچیده فرض کنید که هوش در ریاضیات به صورت یک فرد میان سال است حالا برای هنر باید ازکانالهائی رد شود وتبدیل به یک دختر جوان شود- برای ازدیاد هوش روشهای مختلف کشف شده اشت ساده تریبن ان این است کهشما ازتوی یک خیابان ردشوید که تعدادی مغازه دارد اول با تانی حرکت کنید تمام خصوصیات مغازه ها را به خاطر بسپارید ودوباره برگردید ودرحالیمه به مغازه نگاه نمیکنید وان عمل را تکرار کنید تا سه بارشود وبعد برای مدتی رها کنید ودوباره این کاررا ادامه دهید تا سه بار وانگاه از روی حافظه چیدیمان مغازه رسم کنید وتمام خصوصایت که به یاد اوردید دقیقا بنویسید تا تقریبا کامل شود شما الان میتوانید بفهمید حافظه چگونه کار میکند ان مغازه روی اصلوب فنی- هنری درست شده است دریاد شما زودتر میاید وان مغازه با تخصص شما ویاعلاقه شما هماهنگیدارد زودتر به یاد میاید ودیگر خصوصیات وخواهید انهادیکه زشت هستند وبسیار کوچک وبغل دست یک خانه متروک هستند دیرتر به یاد میاید وان مغازهای که همیشه بسته هستند واصلا رابطه تخصصی وکاری وممورد علاقه شما نیستند دیرتر بیاد خواهد امد درخانه با کتابخانه میتوانید این کاررا بکنید وحسن کتابخانه ان است که میتوانید کتابها را جابه جا کنید این عمل هوش شمارا زیادتر میکند ولی هرگاه فورمولهای را برایه بهتر یاد گرفتن ویا نحو کار کردن هوش یاد بدست اوردید انرا نبوغ میگوئیم نبوغ شرایط دارد بهترین روش این است یک فصل را بخوانید ویاداشت کنید ودباره فصل بخوانید وباز بنویسید مقداری درا صطلاح جلوتر امدهاید خود این مطلب ازکجا دفعهدوم شروع میکنید بسیار مهم است  واستعدادرا محک میزند واین کار بکنید تا دیگر قدمی جلوتر بروید کاری مشکل ودیر پاسخ میدهد بعد ازهشتاد بار اگر بخوانید ویک دفع یک قدم جلوتر میروید دلیل ان است که هوش شما مانع داشت ان مانع بر طرف شد ولی اگر مداوم فومورلهائی برای کشف یک امربدست اورید در بدست فورمول برخلاف هوش مداوم باید مطالعه کنید ویک دفعه خلاقیت شما اشکار میشود مسئله که دیگران نتوانستند به این خوبی حل کنند –فیش برداری دوحسن بزرگ دارد اول انکه شما بعد پنچ بار خواند فیش ها بعضی را بخوبی یاد میگرید ومیتوانید انها را کنار بگذارید فیش را هیشه روی یک طرف بنویسید ودر طرف دیگر شناسامه فیش است که متعلق به کدام صفحه کتاب است وهر بار که خواندید یک نمره کیفی ویا عددی بدهید مثلا متوسط بود ونقاط ضعف به اختصار نوشته شود دورروز مانده به امتحان فیشهائی که کلیدی هستند وفقط کمی ازانها رابلد نیستید را جدا کنید اولا شما نباید تصور کنید به تمام سئوالات باید پاسخ درست دهید ود ربرنامه ریزی مسائلی پیش میاید که بطور دلخواه پیش نمیرود انهایکه خوب نخوانید کنار بگذاررید وبه خودتان بگئید هرگز نخ.واهد امد ویاا حتمال اش کم است- یک البوم بزرگ بگیرید وروی هر صفحه ان دوتا پاکت بزرگ بجسبانید وروی هر پاکت موضع را بنویسید وفیشهای که باید به خوبی یادبگیرید در درون بگذارید میتواند انها سر کارهم ببرید وانها یاد بگیرید حسن دوم فیش این است در باره موضوع فیشهارا بای علامت مشخص کنید مثلا رنگ سبز وانها دریک شکل مثلا مربع ویا مستطیل در روی زمین قرار دهید براساس ترتیب مثلا 5 در4 وبرای هر قیش با شی مثلا سنگ بالای فیشهای در طول وعرض قرار دهید بعدا فیشها را جمع کنید وبه قول ورق بازان بر بزنید یعنی مخلوط کنید ویمفیش بیرون بکشید وسعی کنید جای انرا مشخص کنید واگر اشتباه بود ناراحت نشوید ودرطول کامل شدن به شما میکند که هوش شما بکار بیقتد حالا ازخلاقیت خود استفاده کنید که فرومول انرا کشف کنید- ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- امریکا با اروپا یک فرق اساسی دارند-بخش دوم- ایشان کتاب را اورد به اندازه یک سانتیمتر خاک روی قفسه کتابهابود وقتیکه خاک را تکان داد به اندازه یک نارنجک خاک توی هوای پخش شد تلفن زئدبعدابیاند انجا را تمیز کنند کتاب را اورد متن انگیسی انرا خواند تلفظ فارسی انگلیسی را داشت ولی روان خواند فکری کرد وگفت هردوی ما درست میگوئیم زنگ زد به بخش بایگانی مسئول بخشنامه ها را خواست درحقیقت ان فرد همان کسی بوده است که بودن استحقاق وبدون خواست مرکز وحتی ایشان بخ جای ایشان به امریکا رفته بود گفتن نیست ایشانفرمود به رشت رفته است گفتند بله ایشان گفت پیدایش کنید زنگ زدند در رشت نیست به ساحل رفته است ایشان گفت من منتظر تلفن ایشان هستم زنگ زدند من دیدن سرجایش خشک شد چشماناش گرد شد کمی سرخ شد فرمود دلش خواسته ایشان گفت اعزام را متوقف کنید گفتند نمیشود گفتن وقتیکه من میگویم میشود گفتند سروصدا میشود گفت من انهاراتوجیه میکنم گفتند یگ گروه دیگر راه میفرستیم گفت نمیشود گفتند مگر دانشگاه توی امریکا قحط است خندیدن گفت مگرالکی بازی است گفتند وفق اش بر میگردند ایشان گفت به هزینه کی- اول شش ماه عقب هستند بعد اینجا افتضاح میکنند وحق با انها است ازانطرف طبق سنت ایرانی بابا این قدر سخت نگیر تمام سنت ایرانی بود که امریکائی ها یاد ایران داده بودند ایشان تلفن را گذاشتدو دست اش رو ی میز گذاشت روکرد به من گفت وقتیکه به ایران امدیم یگروه خاص است که افراد را تعین میکند واین گروه برای جانشین درامریکا روی یک فردی که استاد دانشگاه بود ماه های اخر بازنشست شدن را طی میکرد از همه لحاظ موجه بود انتخاب شد زبان اش هم خوب وبود وایشان را هم توجیه کردیم یک روز دیدم جوانی امد میان سال که من رابفرستید زبان بلد نبود لیسانس بود گفت من انجا در سفارت برای شما یک اطاق بهتر از هتل تهیه میکنم هرچه خواستید برای شما میفرستم از این مسائل گفتیم زبان را چکار میکنی گفت حقیقتاش من برای گرفتن دکتری میخواهم بروم تا ان زمان که به زبان مسلط شوم خانم منشی هست خلاصه خرش رفت ودسالهم بعد نبود مداوم با تلفن ایشان راهنمائی میکردیم وبعد از دوسال ایشان فرمودند قوانین ثابت شدهاست؟!( البته به این سادگی ها نمیشود قبول کرد باید کاسهای زیر نیم کاسه باشد) من حدس زدم چه دارد اتفاق داردمیافتد امریکا فقط در ایران ارتش مانند ان راداشت وفرزندان ارتشی میابیست سمت ها را اشغال کنند درست مانند غرب- در ارتش این حدس را زده بودم امریکا ایران را باخته بود ما هم قبول کردیم ولی مشکلی تا امروز پیش نیامده است؟! ولی حالا خواهید دید چگونه من ایشانرا بر میگردانم   وبعد من راهنمائی به اطاق بایگانی کرد ومن رفتم توی راهرو راهروها تنگ بود مداوم تنه میخوردیم ومن مانند فرد مستی بودم که انچه میدیدم نمتوانستم هضم کنم نسل گیج ونا امید وغمگین از این راهرو ها بالا وپائی نمیرفتند وهیچکس بفکر انکه تنه میخورد نبود وغرق درافکار بود ولی نزدیک ظهر بود نسبت به زمان ورود من خلوت شده بود وگرنه بایگانی غلغل بود وارد اطاق بایگانی شدم یک اطاق با عرص دومتر وطول زیاد یک میزکوچگ درعرض کنم وتعداد میز در طول یک داش کشتارگاهی درمثال مناقشه نسیت حیق حاج طیب رضائی پشت میز کوچ نشسته بود لباس سیاه مو لوله شده کلاه سیاه چهار شانه دریک نگاه هردو به هم پیام دادیم که همدیگر ا شناختیم ولی من جا نخوردم ولی باساواکی برخورد جدی نداشتم جوان رنگش تا حدی سرخ شد اتفاقا از لحاظ الفائی کارمن بایان جوان بود ودرته سالن یک دختر خانم نشسته بود من باقی مانده مدارک را به ایشان دادم ارام شروع به کار کرد مداوم به داش نگاه میکرد وان اشاره مثبت میداد- ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- امریکا با اروپا یک فرق اساسی دارند که امریکا بهقوانین متغیر اعتقاد دارد واروپا بهقوانین ثابت که شوروی جر این گروه بود وتغیر را اروپا عامل بن ثابتی میدانست دانشگاه های امریکا از دارای قوانین متغیر هستند که طبق بعضی نظریات هم سیاست وهم واقعیت دران مدخلیت دارد وانتخاب دانشجو هم متغیراست یک مرکزی درامریکا بوجود امدهاست که کاراش چاپیکی کتابی است بنام اموزش که شرایط دانشگاه ها ودرجه بندی انها را مشخص میکند من با استادامریکائی برای انتخاب دانشگاه مدتی کار کردهایم وایشان پنچ دانشگاه را انتخاب کرد ولی کتاب راهنمای اموزش دانشگاه شیراز ششماه عقب بود دوراحل را کتاب مزبور دراین مواقع پیشنهاد میدهد یکی تمام تماس مستقیم چه تلفنی وچه مکاتبی با دانشگاه بطور مستقیم ویا تلفنی ومکاتبهای با مرکز اموزش متاب مزبور اظهار میداشت چاپ نشدن کتاب دلیل برعدم تغیر نیست من بعد از قبول شدن دربورس بهفکرافتادبه مرکز اموزش عالی درتهران بروم واخرین اطلاعات انجا جویا شوم-= به ان مرکز رفتم وارد اطاق شدم یک فرد میانسال باپیراهن سفید وشلوار سفید استین کوتاه درستهای درکتف کردهاست وایستاده ومو ها را مجعد کردهاست وسیبل بسیار زیبائی هم دارد وبا یک دختر خانم حلفه استین ودامن بالا زانوی که بادمپائی ان زمان زانوا به میزچسبانده وخوداش را شل گرفته است ویک بگوبخند معقول داردخیلی سانفرانسیسکوئی بود دخترم باکوشه جشم یک نگاه به من انداخت من هم سرم پائین بود درفکر بودم وان اقا کمی جدی شد وفرمودند دیگر کارشما با بایگانی است بعدا فهمیدم همه کاره بایگانی که هرکار که دلش خواست میکند وزیر نظر ساواک است نوبت من شد وفرمودند کار چیست من درخدمت هستم جریان را گفتم وخواستم که ایشان اخرین نسخه با مطالب من مطابقت کند ایشان گفت شما دانشجوی کدام دانشگاه هستید گفتم شیراز فرمودند دانشکاشیراز شهرت دارد شما مثل بلبل انگلیسی صحبت میکنید چطور متوجه مطلب نشدید فکر شما غلط است من به ایشان گفتم من بارهاهم خواندم وحتی جملاتی ازان راحفظ هستم ایشان فرمودند منظورم درک مطلب است باز من جمله انگیسی را خواندم وترجمه کردم وایشان بد ترجمه کردهاید منطو راین است یا شما کتاب رابدست میاورید وطبق ان عمل میکنید واگر تا چاپ بعدی کتاب را نداشتید براساس چاپ قبلی عمل میشود اینکه گفتهاست زنگ بزنید یعنی بدانید گتاب کی از چاپبیرون میاید وانوقت شما دوتا گزینهددارید من گفتم تصریح کرده است عدم چاپ دلیل بر عدم تغیر نیست ایشان فرمودند ازسال 1967قوانین ثابت شده است من گفتم دقیقا این چنین نیست ایشان فرمودند من درامریکا فیزیک خواندم سفارت ازمن خواست مسئول واحد دانشجوی ایران شوم ومن مدت 14 سال مسئول این کاربودم ودودوره درهمین مرکز اموزش گذراندم وازهر دانشگاهی که سئوال داشتم هم شخصا بهاندانشگاه رفتم وهم به ان مرکز بعد از 14 سال خسته شدم چون بیکاری بود به ایران امدم در سفارت یک اطاق است مخصوص این کار منشی دارم راننده ماشین هست وتلفن است وروبری انجا کتابفروشی معظمی است که روبروی پنجره اطاق است وما باایشان قرارداد داریم به محض این کتاب چاپ شد به ما زنگ میزند ودوتا جلد برای ما کنار میگذارد وما یا راننده میفرستیم ویاخودم میرفتم صاحب ان فردی فرهیخته است راجع ادبیات ایران علاقمند بود کتابهائی دراین مورد درامریکاچاپ میشد یک نسخه هم به منمیداد ما باهم گپ میدیم وکتابهای معروف من میخریدم وبه خانه درایران میفرستادم ویک نسخهاز کتاب امروش به ایران میفرستادم ویم نسخه درکتابخانه انجا میگذاشتن وبهدقت کتاب را میخواندم چناچه جادی برای ابهام بود تحقیق میکردم وهم تلفنی وهم با پیک به مرکز عالی میفرستادم-= ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله ارحمن الرحیم- -به بهانه گذر- عقلانی به کتاب اسناد لانه جاسوسی امریکا = کتاب دهم- بخش دوم بررسی سند شماره 29- مقدمتا درانگستان یک خانواده بسیار ثروتمند که پسراش علوم سیاسی خوانده بود به پسرش گفته بود حالا برو هر رشتهای که میخواهی بخوان ولی من ترجیح میدهم اقتصادبخوانی روفت بوداقتصاد بخواند من سوئال کردم به خاط انکه پدراش کارخانه داار است گفت نه دردنای امروز خواند سیاست مثل خواند داروهای گیاهی درثدیم بوده است انسان را ازتشویش وکنجکاوی وغیره نجات میدهد وبا وجودانکه پسرم در سیاست بسیار درخشان بوده است کارمند دولت شود ونوکر دو ودلت میخواهیم اقای خوداش باشد ولی درالینده درخشان بود وعلاقه داشت اگر برای سفیر خواستن برای مدت کمی بد نیست وغیرا زسفارت این ارتشی هستندکه بسیار علاقمند هستند درغرب ان افراد فقیر ولی باهوش بدنبال این سمت ها میرونند    وایشان اصافه کرد ودولت میخواند این افراد معجزه کنند درحالیکه مطابق میل وانگیزه ارزشهای فرد هم نباشد بخصوص فرد مذهبی هم باشد- از طرفی افراد مانند افراد سفارت امریکا اینهاجهان سومی فکر میکنند مخ هستند البته ملتی کار نکند بیاداینها را مخ بداند ولی خیلی خوب خوداشنان را جلوه میدهند روزی به سفارت انگلستان رفتم گفتند سفیر شمار ا میخواهد دونفر توی نوبیت بودند کیه یک ادعا میکردکه فوق لیسانس حقوق ازیکی دانشگاهای لندن گرفته بود واستاد دانشگاتهران بود برای دکتری میرفت ویکی دیگر لیسانس حقوق میرفت انگلستان فوق لیسانس بخواندزودتر من رانتخاب کردند رفتیم سفیر از کتابخانه پشت سرش خیلی خوشم امامواطاقش بغل دست کتابخانه بزرگ سفارت بوداحوال پرسشی گرمی کرد وبسیار خنده رو بود وگفت مقصود ازاینکه شما را خواستم ببینم چقدر انگلیسی یاد گرفتهاید ومیتانید از فرودگاه تاهتل وجواب سئوال با پلیس فرودگاه وشهر گلیم خودتان از اب بگیرید من تعجب ممیکنم که ایرانیان زبان بلد نیست میرودلندن درانگلستان میگفتند تا انگلیسی خوب نباشد لندن نمیتوانید بروید درصحبت ایشان گفت من به فرهتگ خاورمیانه بخصوص ایرانمخیلی علاقمند هستم ولی خیلی مایل هستم کسی درباره عرفان بامن گفتگفو داشته باشم چون عرفان ایراین که درغرب صحبت میکنند با انچه درایران تدریس میشود یکی نیست شما عرافان خواندهاید من خشکم زد گفتم نظورتان عرفان حافظ است ایشان گفت دقایقا وسعدی برخلاف امعمول انگلیسیها که اول به خیام توجه میکنند کتابی راز کرد که درباره خاورمیانه بود وایشان گفت برای انکه سر صحبت باز شود بد نیست ومقداری از مقدمه راخواند وگفت شما حتما متوجه شدید نویسنده یکیاز دلائل خواند کتب درباره خاورمیانه عرفان است بخصوص عرفان ایران وحافظ ومقداریا ایشان توصیح داده بود من گفتم من بانظر ایشان درباره عرفان حافظ زیاد معتقد نیستم واین زمان زیادی میبرد ایشان بحث کرد وگفت که اگر شما نرفتهاید لطفا اینجا بیاید وباهم یک فرار بکذاریم وری عرفان حافظ کار کنیم واگر کسی اگر از اساتید دانگشاه باشد ومایل باشد بسیاربهتر خواهد شد درهمین خانم پا به سنی وارد شد وگفت الان چهارگتاب راخاورمیانه اورده شده است وچناچه مایل هستید قبلازنکه من انها راثبت کنم به شما بدهم وانها را چه کسی نوشته است خانم گفت هرچهارتا معتبر است ویکی گفت این فلان نویسنده است وتوضیح داد وایشان انرا قبول کرد که به ایشان بدهد درهمین ضمن ان اقائی که میخواست برودانگلستان لیسانس بخواند پ1شت دربود روکردبه سفیر ویک کتاب در دست داشت که راجع به حقوقبود وتازه امد بودداشت فصل های انرا نگاه میکرد وگفت اجازه میدهید مناینرا بروم مطالعه کنم گفت چگونه کتابی گفت محشر هست ایشان گفت شما که تا اخر فصل هاراندیدهاید ایشان گفت دراول ابین کتاب چهار فصل دارد که اصلا درایران مطرح نیست وبسیار عالی نوشته است ایشان که انینطور شما انرا بگیرید بروید با دقت مطالعهکنید واز انگلستان برای ما پست کنید بعد فرمودند من حال امیداور شدم شما با مشکلی روبرونخواهید شد ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- سرکاخانم دیبا- خدمتان خواستم عرض کنم با امدن اسلام عزیز به سر زمین دوران امپراطوری پوشالی ایرانیان تمام شد ودروان فتح ملکوت جاودان شروع شد مگر دانشگاه نظامی سن سیر فرانسه هنوز خیال بافی کند- شما که نجات بخش ملت ایران و24 سازمان عریض وتطویل ایران از اسارت رهائی بخشیدهاید وبهدرجه رستگاری رسانیدید واسوه هنرمندان ونویسندگان شدید پس بیاد بپذیرید زمان شاه علی ال عشق اینان در اسارت بوده اند واین هم یک معجزه فرانسه است که امریکا وانگلستان فاقد ان هستند شما میجرخاندید یا ساواک کیجرخانید وسا واک میجرخانید یا شیخ بهشت! میچرخانید شما که جناب خش جنوب ایران هستید اقدامات را برای هما سازمان فیلمی امریکا که بیوگرافی شما رارقم زده است لطفا بنویسید اشعری خالص معتقد است که حتی حکمت دست وپای خدواند را نمیگیرد و.لی بیاد بداند شیخ بهشت که اگر خداو.ند حضرت موسی علیه السلام درجهنم بیاندازد ولو برای ایشان بهشت باشد انها شکست سختی خوردهاند تمام ادبیات شما طبق روش واستیل شیخ بهالله است هرچقدرایشان معجزه داشته است که ازما بهتران میتوانستند ببینند مال شما ایضا همان طوراست ایا ایران در زمان شما ایران زن سفیر کبیر داشته است ولی من عشق علی الدوام شما را به شاه سوپر مدرن بیان میکنم داستانش مفصل است انگلستان برای انکه شاه را وجاهت بدهد وروحانیت معزز ومردم ایران را مرتجع قلمداد کند دستور داد به سرهنگ معلوم الحال مفسد خسروانی که ان داستان قلابی ازدواج هم جنس گریان که در واقع بیاد ازذواج دوجنسی ها باشد که ان زمان درانگستان مدت طولانی نبرد شدیدی مطبوعات بدستور حکومت حداکثر برای 500 نفر به راهانداخته بودند که جهلن شرق وجهان سوم وبخصوص افریقائی ها را سرجایشان بنشانند وبقول یک رهبر حزب توده شوروی بیدی نیست که از این بادها بلرزد وشماهاهم نلرزید ومن گفتم برای چه بلرزم بهترین طرح ما ل اسلام است ودرانجمن ازدانشجویان کلاس خودم وکلوب دردانشگاه لندن انرا اثبات کردم که روحانیت مغزز ومردم سروصدا کنند وشاه مدرن شود وروحانیت ومردم مرتعع ضد مدارک علمی که درمغز دانشجویان ایرانی فرو کرده بودند که غرب رودربا با جبهه روحانیت ومردم ایران شود وبقول یک دذانشجو که خداوند به هرکس یک بلا بدهد یک لطف هم کرده است و وشما همان ابیاتی را بکار میبرید که شیخ شما بهالله بکاربرده است


ارسال شده در توسط علی
<      1   2   3   4   5   >>   >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99