سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- قانون- هییرسی- یعنی  نقل قول شاهد حاضر درمحل واقعه-درقرون وسطی- هرتهمتی میتوانست به دادگاه برود وتحقیق شود وخاطی مجازات سخت شود-برای دادگاه کافی بوده است شاهدان عینی گزارش دهند وکسی هم مخالف نداشته باشد- به مقداری دین مسیحیت شعبه پیدا کرد وبین این گرو ه ها رجز خواندن شروع شد- کم کم جزوجرم بی ابروی کردن شناخته شد- بنام فامی ساید وبه فرد رجز خوان فاماکیده- گفته میشد- ولی دادگاه ای اگربه کاتولیک کاری نداشت  به انهاهم دادگاه توجه نمیکرد-تا اینکه حوصله مردم سرامد که جلوی شعبه شدن ومذاهب جدیدمسیحیت جلوگیری کنید که پاپ  ها چهارفرقه پرجمعت را پذیرفتند .کتب مذهبی انهارا هم پذیرفتند ودرحدود یک صد وپنجاه فرقه بودند مابقیه غیرقانونی اعلام کردند این راهم هییر سی گفتند که مقدمه رفراندوم است- بعدا درغرب دادگاه درست کردند- که همه مسائل بایداز طریق تحقیقت دادگاه مشخص شود ودادگاه فوق همه چیز است- وکم کم رسیدن برای کشف حقایق از چندین راه باید ازمایش کنند نمیشود کسی بگوید که فلان کس درنظر من موثق ودر فلان حزب مرا بی ابرو کردن وبرای دادگاه  هم انفردموثق باشد وباید اثبات موثق بودن فرد از طریق دادگاه مشخص شود- واین قانون- قانون هییرسی را نفیه میکند ودادگاه از چندین راه باید به یک نتچه برسد- کراس اگزمینیشن-داداگاه دراروپا کم کم درمقابل درباره کم اورد یعنی نمیتوانست درباره رابه داداگاه بکشاند- یعنی خط قرمز  اورد بعدا درمقابل احزاب کم اورد زیرا اسرار به دادگاه نمیگفتند- وتلقی داداگاه این بود که احزاب مستقل هستند وهرفرد مستقل میتواند از حق خوددفاع کند- پس دوحزب کهبرعلیعهن بی ابروئی کردن ممکن است محق باشند؟؟ وسپس درمسائل تجارت بین دوکشور بازممکن است نوع استنباط فرق کند- باز اسراری به دادگاه داده نمیشود واین بی ابروئی را کلا – بدفرهنگی نام گذاشتند- حتی سازمان ملل متحدقانون تصویب کرد- شکلک دراوردن برای سیاستمداران- وجوک ساختن برا ی انها دیگرجرم- نیست چون از حدکنترول خارج است؟؟ تاحدی دادگاهای مبارزه میکردند ولی کم کم چون مردم خوشش ان میالید سیات مدران را دست بی اندازند کم کم انجاهم شل شد-فقط دونفر بی ابروئی کنند-هیچ مدرکی نباشد نظر شاهدعینی قابل بحث است بشرطی که عدالت فرد اثبات شود-واما وضع افغانستان- بهعلت دخالت دولتها-ایران- پاکستان-روسیه – امریکا-طالبان- داعش—هیچ دادگاه ای نمیتواند- این کشورها-دادگاهی کند- تنها قانون – قانون هییر سی است- همه همدیگر متهم میکنند –لذا بهترین دادگاه نظریات مردم است- کهامریکا اولا درانجا چه میکند- همه از عملکردامریکا- مایوس هستند که وضع بدتر کرده است- میتواند حدس زد که نقش امریکا درست مانندنقش درایران سابق است – که مذهبرا بکوبد- درتاریخ معاصرایران هرگاه نخست وزیری خواست باروحانیت وارومعامله شود امریکا گفت بایدیک ضربه کاربزنی- همچنان که  داریوش هایون گفت که استراتژی ما این بود که کله ما اهنین است وکله مردم ورحانیت پوک است وماباید مردم ورحانیت عصبانی کنیم که جدال بشود وضربه کاری بخورند- همین نقشه در افغانستان است- یک تعادل بین گرو ها ایجاد کرده استکه همدیگرتضعیف کنندودرضمن هیچگونه پیشرفت مادی وفرهنگی نداشته باشند- وبرای چه مقصودی است- الله اعلم وضعیت داعش مشخص است ولی این ثروت با اورده ازکجا دارد- طالبان ضد امپیریالیست است وحوکمت طرفدارامپریالیست میداند ولی مردم راهم به اندازه مگس میشمارد- وپاکستان از طالبان وتاحدی داعش حمایت میکنند  انهم گشم خودرا برجنایات این گروه بسته است فقط مردم هستند- که یکپارچه حرف نهائی رابزنند


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-برگرفته از مجله –خرد نامه- اذر 95-رسانه در دنیای امروز- نمی تواند صرفابه فرگیر خود ببالد(بخوانید- استعمار- استبداد داخلی)-بلکه رسانه های امروز به دبنال ارتباط گروهی هستند- درنتجه طبیعی است- که مخاطب- خودرا درگروه های سنی- جمعیتی- وفرهنگی های خاص جست وجو- وتلاش کنند تابرنامه های خود را متناسب با دیدگا ها-عقاید- و فرهنگ ان مخاطبان به نمایش بگذارند( امروز کشورهای استبدادی- باکمال وقاحت فقط برای طرفداران خود مطلب مینویسند واز انها حمایت میکنند- واخباری که منتشر میکنند باید از سانسور انها بگذرد- مانند وهابیت)- امروزه بسیاری نظام ها سعی دارند- با دراختیار گرفتن- وجهت دهی به ان هادرجهت تثبیت وپویائی خود یاری بجوبند—بنابراین رسانه برای حضورهمیشگی و درخورتوجه نیازبه مخاطب و البته اعتماد او دارند—پوشش انتن های رسانه و فراگیری ان هر قدر هم گسترده باشد—اگر اعتماد مخاطبان را به همره نداشته باشد بی تاثیر است—حالا این روز ها- اعتراض ها به رسانه های جریان اصلی به خصوص  رسانه های غربی هر روز-دربین عموم مردم وحتی دانشگاهیان-بیش از بیش میشود- درهمین زمینه-گفت وگوئی را  با مونا گامرا—استاد دانشگاه وکارشناس رسانه وارتباطات از تونس( اخیرا ایشان شیعه شدند- وسفری به ایران داشتند)- وخانم فاطو سرنیا- استادادبیات وعلوم انسانی دانشگاه سنگال واز مسئولان وزرات فرهنگ وارتباطات سنگال داشته ایم- این افراد در کشورهای خود- ضمن همکاری بارسانه های مختلف-در حا ل- تربیت  نیرو های رسانه ای –برای ایجاد تعادل-درارائه ی محتوا به جوانان افریقا- هستند—متن  گفتو گوی "خرد نامه" با ایناستادان دانشگاهیاز قاره افریقارا میخوانید-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-سریال خشم مقدس برای اقای ترامپ گوئی پایانی ندارد-که خود به این منظور اشاره ای کردند- کتاب دیگر ی بنام- خوشه های خشم باید نوشت-این میزان تحمل از تجار برمیاید که بازهرخنده میگویند –فدای سرت-ولی ایشان یک مدال افتخار به امریکائی داد- که بچه دبیرستانی کودن –حرف منرامیفهمد وقبول دارد-کمی زود بود- امید است ولو یک دریچه بسیار کوچک دراینده به روشنائی ها باز شود



ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-برگرفته از مجله-خردنامه-اذر 95- با اظهار کوچکی وشاگردی چند سئوال از مبحث- اهداف فلسفه ی مضاف- برای حقیر مطرح است- تاچندی پیش مااصطلاح فلسفه علم را مسخره میکردیم- که بایدگفت مبانی عقلانی علم- که امروزه معلوم میشود که حرف غربی ها چربیده است ونام انرا  فلسفه ی مضاف علم نامیدیم- این عنوان جدید چه مزیتی دارد وچه مسئلی راحل میکند-؟؟- فرمودند- فلسفه ی مضافی ازسنخ علوم عقلانی است- که فرانگر است- درکلیت کار میکند به این معنا که داور است – بازیگر نیست ومشرف است—کلا علوم عقلانی چنین هستند- ومیتوان گفت کاشف حقیقت هستند ولی این حقیقت ها- شناخت در تعریف وقوانین کلان هستند- قوانین هم همان نظم است- که قران هم به نظم درهستی وهم به خصوصیات علمی درمخلوقات توجه داده است- که علت وجودی انها را ریشه یابی کند –فلسفه وعلوم عقلی دربخشی ی- یکسان هستند- هردو کانالیزه شده منطق هستند وازقوانین کلی واحکام کلی عقلانی برخوردار هستند ولی تفاوت در  شتاخت کلیت هستی وشناخت درجزیت هستی هست- چون غربیان میگویند سیاست کلان وسیاست جز ویا اقتصاد کلان واقتصاد جز-  درهستی چنین گفتند- ماهم به تبعیت انها  فلسفه هستی وفلسفه امورجزمطرح کردیم ولی دوریل مختلف هستند گرچه علم به سمت کلان حرکت میکند ولذا مبانی عقلانی به سمت کلان حرکت میکند ولی ماهیت هانها بسیارمتفاوت است چرا برا ی انکه فلسفه محض از جزبه کل میرسد وفلسفه مضاف ازکل به جز میرسد واین امرمیتواند مسئله ساز باشد- درحقیقت فلسفه مضاف میخواهد- ماهیت شناسی میکند ولی فلسفه محض میخواهدهستی شناسی کند واز ماهیت به وجود برسد-نکته دوم فرمودند- که فلسفه محض  به گونه تغیر یابد که همه ی فلسفه های مضاف- یعنی فلسفه امور جز را دربر بگیرد –ما که نمیتوانیم برای فلسفه محض ریل ایجاد کنیم فلسفه محض بالاجبار ریل خودراخواهدرفت مگر انکه یک اصطلاح جدیدی  راابداع کنیم-که دوشاخه فلسفه محض وفلسفه مضاف را جزو شقوق ان باشد—سئوال بعد—وقتی از فلسفه ی علوم سخن میگویئم- باید توجه داشت باشیم که درغرب ان دورا بادوریکردتاریخی- یا منطقی برسی میکنند- اما ما هیچ کدام از این دوری کرد را قبول نداریم وریکرد دیه بانیکه- منطقی-تاریخی است موردقبول  ما است-تا انجا که ماشهد بودیم این دوریکرد باهم تدریس میشود هم تاریخ وبع ازدچند سیمتستر منطقی  وهمان تریخی –منطقی میشود زیرا درک تاریخی ان حجیم است وفقط بدنبال شناخت مکتبهای محتلف نگارش تاریخی بوده است- دقیقا متن دقیق این مکتب ها بدست بیاید البته درطول دریس بعضی مکتب ها نقد میشودکه غلط هستند- تاحدی بحث های عقلانی ومنطقی مطرح میشود ولی بحث منطقی پس از شناخت  بحثهای دقیق تاریخی اغاز میشود- که ان هم مشکلات زیاد دارد- در درس حوزه که فقه حضرت شهید ایت الله العظمی خوئی رحمت الله علیه تدریس میشدنویسنده کتاب یکی از شاگردان مبرز ایشان بود که به سبک غربیان از فصل بندی کرده بود واز جزااول مثالا نماز –بحث اول نیت بود بحث قبله بود بعد وضو بود به اخر- ایشان بیان کرده بود درموردی این تعریف من برگرفته  اخرین مطالعات من از تعاریف بوده است که استا دفرموده است وموردتائید ایشان است- این مطلب ازلحاظ علمی اشکال دارد ازکجا معلوم که تعریف ایشان درست مانند اخرین تعریف استاداست یا کامل تر است- هیچکدام از تعاریف استادراننوشته است-واستادهم کتاب را امضا نکرده است- بدست اوردن تعاریف استادشاید کاری مشکل باشد- حق این بود که کتاب تاریخی استادنوشته میشد- وسپس ایشان منطق خوداش را- وجز به جز بیان میکردوسپس این کتاب - والسلام


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-برگرفته از مجله-خردنامه-اذر 95- با اظهار کوچکی وشاگردی چند سئوال از مبحث- اهداف فلسفه ی مضاف- برای حقیر مطرح است- تاچندی پیش مااصطلاح فلسفه علم را مسخره میکردیم- که بایدگفت مبانی عقلانی علم- که امروزه معلوم میشود که حرف غربی ها چربیده است ونام انرا  فلسفه ی مضاف علم نامیدیم- این عنوان جدید چه مزیتی دارد وچه مسئلی راحل میکند-؟؟- فرمودند- فلسفه ی مضافی ازسنخ علوم عقلانی است- که فرانگر است- درکلیت کار میکند به این معنا که داور است – بازیگر نیست ومشرف است—کلا علوم عقلانی چنین هستند- ومیتوان گفت کاشف حقیقت هستند ولی این حقیقت ها- شناخت در تعریف وقوانین کلان هستند- قوانین هم همان نظم است- که قران هم به نظم درهستی وهم به خصوصیات علمی درمخلوقات توجه داده است- که علت وجودی انها را ریشه یابی کند –فلسفه وعلوم عقلی دربخشی ی- یکسان هستند- هردو کانالیزه شده منطق هستند وازقوانین کلی واحکام کلی عقلانی برخوردار هستند ولی تفاوت در  شتاخت کلیت هستی وشناخت درجزیت هستی هست- چون غربیان میگویند سیاست کلان وسیاست جز ویا اقتصاد کلان واقتصاد جز-  درهستی چنین گفتند- ماهم به تبعیت انها  فلسفه هستی وفلسفه امورجزمطرح کردیم ولی دوریل مختلف هستند گرچه علم به سمت کلان حرکت میکند ولذا مبانی عقلانی به سمت کلان حرکت میکند ولی ماهیت هانها بسیارمتفاوت است چرا برا ی انکه فلسفه محض از جزبه کل میرسد وفلسفه مضاف ازکل به جز میرسد واین امرمیتواند مسئله ساز باشد- درحقیقت فلسفه مضاف میخواهد- ماهیت شناسی میکند ولی فلسفه محض میخواهدهستی شناسی کند واز ماهیت به وجود برسد-نکته دوم فرمودند- که فلسفه محض  به گونه تغیر یابد که همه ی فلسفه های مضاف- یعنی فلسفه امور جز را دربر بگیرد –ما که نمیتوانیم برای فلسفه محض ریل ایجاد کنیم فلسفه محض بالاجبار ریل خودراخواهدرفت مگر انکه یک اصطلاح جدیدی  راابداع کنیم-که دوشاخه فلسفه محض وفلسفه مضاف را جزو شقوق ان باشد—سئوال بعد—وقتی از فلسفه ی علوم سخن میگویئم- باید توجه داشت باشیم که درغرب ان دورا بادوریکردتاریخی- یا منطقی برسی میکنند- اما ما هیچ کدام از این دوری کرد را قبول نداریم وریکرد دیه بانیکه- منطقی-تاریخی است موردقبول  ما است-تا انجا که ماشهد بودیم این دوریکرد باهم تدریس میشود هم تاریخ وبع ازدچند سیمتستر منطقی  وهمان تریخی –منطقی میشود زیرا درک تاریخی ان حجیم است وفقط بدنبال شناخت مکتبهای محتلف نگارش تاریخی بوده است- دقیقا متن دقیق این مکتب ها بدست بیاید البته درطول دریس بعضی مکتب ها نقد میشودکه غلط هستند- تاحدی بحث های عقلانی ومنطقی مطرح میشود ولی بحث منطقی پس از شناخت  بحثهای دقیق تاریخی اغاز میشود- که ان هم مشکلات زیاد دارد- در درس حوزه که فقه حضرت شهید ایت الله العظمی خوئی رحمت الله علیه تدریس میشدنویسنده کتاب یکی از شاگردان مبرز ایشان بود که به سبک غربیان از فصل بندی کرده بود واز جزااول مثالا نماز –بحث اول نیت بود بحث قبله بود بعد وضو بود به اخر- ایشان بیان کرده بود درموردی این تعریف من برگرفته  اخرین مطالعات من از تعاریف بوده است که استا دفرموده است وموردتائید ایشان است- این مطلب ازلحاظ علمی اشکال دارد ازکجا معلوم که تعریف ایشان درست مانند اخرین تعریف استاداست یا کامل تر است- هیچکدام از تعاریف استادراننوشته است-واستادهم کتاب را امضا نکرده است- بدست اوردن تعاریف استادشاید کاری مشکل باشد- حق این بود که کتاب تاریخی استادنوشته میشد- وسپس ایشان منطق خوداش را- وجز به جز بیان میکردوسپس این کتاب - والسلام


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-خانه تکانی- پوست انداختن- تدبیر- تاریخ نشان میدهد- که هرگاه سنت  های خانه تکانی شده است- واز نو فکر شده است- انسان پیشرفت شگرف کرده است-تاثیر تمدن یهود- در غرب سپس تمدن مسیحیت در غرب- انقلاب صنعتی درغرب- امریکا رها کردن سنت های اروپا- شوروی- چین- ایران انقلابی- به شرطی که بامعیارهای عقلانی سنجیده شود-در زندگانی فردی هم همین طور


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-گناه من این است- که اسرار حقوق های نجومی برای اولین بار فاش کردم حقوق  های نجومی نمانیدگان مجلس – من شدم ساحره- باطله وعاطله- مر ا گرتهی بود ازقند دست- سخن های شیرن تراز قند  هست—نه قندی که مردم به صورت خورند- که ارباب معنی به کاغذ برند—میگویند من مسئل قفسه نمایندگان سحر کردم وکلید از کشوی ایشان را دراوردم وفیش حقوقی انانرا برداشتن به درخواست سفیرمحترم انگلستان- درایران وبا راهنمائی ام-ای- سیکس- انگلستان ومیز ایران در امریکا در وزرات خارجه امریکا واطاق ایران بورو- سی – ای –ا من کدامش هستم- وکدامین دیگر هستم وکدام نیستم-؟؟ من تصور میکردم پاداش میگیریم- من خواستم شفاف کاری کنم  من خواستم به وظیفه خبرنگاری که قسم خورده بودم عمل- کنم-چرا درختان انار-خشک میشود وچرا نارنگی- در شمال روی درختان یخ میزند- کیلوی سیصد تومان میفروشند ودرتهران کیلوپانزده هزار تومان فروش میرود- نارگیل از هندوستان کیلوی بیست و هشت هزار تومان چرا فروش میرود- دراقصای عالم بگشتم بسی- به سربردم  ایام باهرکسی- تمتع به هرگوشه یافتم—زهر خرمنی  خوشه یافتم-دربین نمایندگان چهارنفر  حقوق نجومی میگرفتند- از خانمی که ادعا زیاد مردم داری داشت علت راجویا شدم فرمودند پیش من میامدی  ومن فیش به شما میدادم- این چهارنفر درابطه باشرکت بوده اند- استثنا هستند – من گفت قائد انقلاب فرمودنداستثنانداریم من باید ازرهبر سئوال کنم- که وضع انار- نارنگی ونارگیل چیست- یک باغدار شما به من فرمودند من به مردم گفتم بیائید بچنید وببرید- ولی مدتهعاین امر متوقف شد علت راجویا شدم فرمودندیک کارکردان فرمودند سر درختان باشدمن برای یک فیلم بیایم وفیلم برداری کنم ولی نیامده  است- سئوال از نماینده این است که اگرپولدارتر بودید وزیباتربودید به مجلس میامدید- یا بدنبال شغل میرفتی وکدام میوه را انتخاب میکنید – انار- نارنگی ویا نارگیل- کس یحاضر به مصحابه بامن نیست  من نه سوسک داریم-نه  ساس دارم ونه شپش دارم  من سئوال دارم که بیا دشفاف بیان کنند- میگویند همین بس که شما از حجاب خارج شدید وهروز چون بت عیاری به شکلی درمیاورید-ننازم به سرمایه فضل خویش- به دریوزه اورده ام دست خویش- همین سئوال من از امریکائی ها میکنم-= الان جلوی کاخ گنگرهستم ای الان  از قای پسته فروش سئوال میکنم – شما این پسته از کجا میاورید ایشان میپرسد شما اهل کدام کشورهستید من ایرانی هستم- پسته فروش میگوید از کشور شما میاورم شما بگوید ایا نمایندگان دراین کشور شفاف صحبت میکنند ویا نه- جواب میدهد خیرانها شفافغ صحبت نمیکنند وشما به انها چه میگوئید- جواب من به یکی از انها که از من خرید میکند میگویم نگاه کن- مندرگرما وسرما اینجا ایستادهام وپسته میفروشم وشما دراطاق گرم ونرم نشسته اید باحقوق مکفی کارمیکنید فکرمن هم باشید که زندگانی من همبخوبی بچرخد ومندغدغه فرزندان خودنداشته باشم ومن هم ماشینخوب داشته باشم وفزندان دانشجوی من هم ماشین خوب داشته باشند- ایا سئوال کردید که بین انار- نارنگی – نارگیل کدام را ترجیح میدهند- من خودم نارگیل ترجیح میدهم ویک نماینده گفت من هم نارگیل ترجیحمیدهم وصیبح به صبح شیراش میخورم ویک گیلاس ویسکی میزنم وبه گنگره می ایم امروز شمارادیو بگیر ببین  من چقدر شفاف صحبت میکنم- من  این سئوال رااز یک مرجع کردم  ایشان فرمود سئوال بسیارخوبی است- ولی چون سیاسی است من پاسخ نمیدهم برای انکه پاسخ ان متعلق به رهبر است وفقط استنباط خودرا به طلبه  های خودم میگویم  ولی انها حق ندارند به کسی دیگری بگویند- اگر شما زبان قرص بودید برای شما ایمیل- میکردم- ویا به ادرس شما میفرستادم- اینهمنظر یک مرجح –حال باایت الله- استاد دانشگاه وحوزه صحبت میکنم- ونظرایشانرا جویا میشوم- ایشان میفرمانید بسیارسئوال خوب وکلیدی است- وبسیاری از مسائل را حل میکند ولی شمابایدانرااز مرجح سئوال کنید چون سیاسی است ایشان میفرماید من از مرجح سئوال کردم از استادحوزه ودانشگاه میخواهم سئوال کنم اسمان ریسمان میبافد وطفره میرود- این استفرق ایران با امریکا دردفعه بعداز از مردم عادی هنرپیشگان هالیود سئوال میکنم- تافراق ایران با امریکا مشخص شود- حدیثی از پیامبر اکرم صلواته اللهعلیه واله والسلم است- جوانی شعبه ی از جنون است-تصور نمیکنم که مدح باشد-والسلام


ارسال شده در توسط علی
<      1   2   3   4   5   >>   >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99
مهر 99
آبان 99
آذر 99
دی 99