سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم-نیم نگاهی به مذهب امام زمان علیه السلام-زبان عربی- رابشر ساخته است- وخداوند منان از استفاده کرده است وبخشی را هم اضافه کرده است که نسبت به زبانمخذاهب پیشین کاملتر است وقدرت بیان عالی تری هم دارد- ودین اسلام متکاملتر از ادیان گذشته است مذاهب الهی مداوم گسترش و تکامل پیدا کرده اند-استادمعزز وباعظمت استادمرحوم حضرت ایت الله زبرجد رحمت الله علیه میفرمودند- این زبان عربی قرانی معجزه است- ولی زبان عربی دربهشت از پایه خداوندمنان ساخته است وازبعضی بخش ها از زبان عربی حاضر استفاده برده است وصدباب دارد تابتواند سئوالات را پاسخ دهد ودر روایتی دیدم که ائمه اطهار علیهم السلام باهم که صحبت میکردند که از پنجاه باب استفاده میبردند- حقیر معتقد است که ائمه اطهار هم-اکنون هم ان زبان عربی بهشتی را میدانند-بعید نیست که امام زمان علیه زمان برای انکه بتواندمفاهیم عظیمی از اسلام وقران تعلیم دهد بقول خارجیانم نواقض ومحدودید ها را باجهش در زبانبرطرف کند که بتواند حقایق سترگ از اسلام وهستی را بیان نماید  


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-قضیه فدک- یک جناب یهودی(به ظاهر اینطور اُسـت) یک مقاله دارد- بنام ": ضد شیعه": مقاله جالبی است ودرست است از زمان ابوبکر این طرح ریخته شد که شیعه اهل توطئه است جامعه رافریب میدهد تا بقدرت برسد وبرعلیه تسنن وحکومت سنی وغیر سنی است-تا امروز ایشان شواهد زیادی رامطرح کرده است- به خاطر این مسئله بدعت های زیادی را که ضد عقلانی است جا انداخته است- بعنوان مثال یک دانشجوی پاکستانی بودکه تازه سال اول دانشگاه لندن بود ومن همیشه یک قران انگلیسی دردست اوکنار کتابها بود-روزی من از ایشان پرسیدم- شما سنی هستید گفت بله گفتم کدام مذهب-مذهبی را نام برد ومن پرسیدم شما باتحقیق دربین مذاهب اهل تسنن انرا انتخاب کردید- ایاشن فرمودد احتیاجی نیست زیذا علمای مامیفرمایند تمام فرق اهل تسنن اهل بهشت هستند- درحالیکه حدیث معروف یک فرقه از بین فرق اهل بهشت است ومابقیه اهل جهنم است این دورا کنارهم قبول دارد حال چگونه توجیه میکند الله اعلم- وحاضر به گفتمان نیست- لذا زمان حضرت زهرا علیها السلام هم حضرت فاطمه سلام الله علیها را قبول دارندوهم جناب اقای ابوبکر بعنوان خلیفه قبولدارند حکم خلیفه قابل اجر میدادند تمام فرق تسنن وحکومت های سنی درطول تاریخ این اتهام رابه شیعه  زدنددرهند به حکومت هااهل تسنن میگفتند ما اهل براندازی نیستیم وشیعیان هستند وبه کمک هم بر علیه شیعه مخصوصا درمساجد انها وروز عاشورا کشتار راه میانداختند درچین  همین بر نامه یپادیه کردند کهان زمان شیعیان اکثریت انها اسماعیله بوده ودر کوه مشهوربه کوه های تاجیک ماوا داشتند بدستورحکمران چین انهارا گرفتند ومانندبرده درچین فروختند یا مثلا شکست هارون الرشید از روم شرقی عدم همکاری  شیعیان قلمداد شد ومنطقه کرخه دربغدادمحل زندگانی شیعاین وحوزه ها انها وکتابخانه های انها بود رااتش زدند وخراب کردند ویک صدهزار شیعه را کشتند وحتی بعدا مغول ها را برعلیه شیعه بسیج کردنداما تاکتیک جناب ابوبکر به نظر حقیر این بوده است با گرفتن فدک حضرت علی علیه السلام وحضرت فاطمه سلام الله علیها را وادار کنند با پس دادن فدک انها هم ازحق ولایت صرفنظر کنند زیر ا دران زمان غدیر خم را به راحتی نمیتوانستند نفیه کنند زمالن میطلبید وباهمین تاکتیک پیش بروند وحضرت علیه الیها سلام با کی تیر دونشان زد تا این تاکتیک را خنثی کند اعراب دران زمان حضرت فاطمه سلام را علیها برای انکه مستجاب الدعوه اسن نیاز داشتند چون رسول اکرم هرکسی گره اش باز نمیشد دراخرانرا به سمت حضرت زهرا علیها السلام میفرستاد هم حضرت زهرا سلام الله علیها داشته باشند وهم حکومت را لذا قبر را مخفی کرد تا نشان باشد از کل مدنیه ناراضی است


ارسال شده در توسط علی

 بسم اللله الرحمن الرحیم-قضیه فدک- نظریات شخصی است- قران برای انکه روانشناسی وجامعه شناختی جامعه پیامبر اکرم صلوالته الله علیه واله والسلم وبه پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم ومومنین وخود ان جامعه معرفی وبشناساند- میفرماید پیامبر ارکم صلوالته الله علیه واله والسلم- هرکسی باشما مخالفت میکند این فرد یا مانند سامری است ویامانند طرفدران سامری است که اب طشتسامری که گوساله طلا دران خنک شده است بعنوان بیعت- نوشیده است دروروایت است که سامری نسبت به حضرت موسی علیه السلامکه بسیار درجامعه یهود محبوب بود حسادت میکرد ویمخواست چنین عنوانی هم را پیدا کند لذا از غیبت حضرت موسی علیه السلام ک به کوهرفته بود گفت حضرت موسی علیه السلام به خدای خود پیوست وبر نمیگردد-میخواهید خدائی دیگرمن برای شما تهیه کنم- که عبادتاش چون بت های مصری است بارقص وپاکوبی وشادی است- درروانشناسی اثبات شده است حتی منصف ترین دانشمندان علوم انسانیبه خلوص دکامل نمیرسند زیرا علائق ونفسانیات مانع میشود بعضی مسائلرا بپذیرند لذا بعضی حقایق را دگرگون میکنند وروحیات جامعه هم نیز امادگی دارد که انرا بپذیرند-سامری توانست روحیات مردم را باخود خیلی زود هماهنگ کند- پس چنین اتفاقائی بعید نبود بخصوص- حضرت جبرائیل علیه السلام وشخص پایمبر اکرم صلوالته الله علیه واله والسلم هردو پیشگوئی انرا کردند وبه همین دلیل است حضرت فاطمه سلام الله علیه ها نسبت کفر ونفاق را به خلیفه اول وسپس به اکثریت مردم انصار داد و وعده جهنم هم تائید کرد-عملکرد اقایان بخوبی این پشگوئی مهر تائید زدند-همان طور حضرت زهرا علیها السلامفرمودند هم بر قران یعنی خداوندمنان وهم بر رسول اکرم صلواته الله  علیه واله والسلم دروغ فاحش بستند- قران حکم  خمس را بر ای حضرت رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم داده است که میبایست پس از مصاربف شخصی اول از ههمه به خویشان خود دهددرحالیکه رسول اکرم صلواته اللعلیه واله والسلم برخلاف ان عمل کردند وهیچ دستوری نیامد که بعد از رحلت ان عظمت صلواته الله علیه واله والسلم- مابقیه خمس به بیت المال بر گردد ولی جناب ابو بکر حتی انرا طلب میکرد که بیشتران حضرتش صلواته اللهعلیهوالهوالسلم به فقرا بخشیده بود- در زمان حضرت داوود علیه السلام-کل معادن اهن مال ایشان بود که از ان درمد کاخی بیش از دویست اطاق ساخته شد که دویست بانو که همسر ایشان  بودند سلام الله علیهدرا ن سکنی داشتند در زمان حضرت سلیمان سلام الله علیه معادن طلا ونقره ومس هم اضافه شد-حال کل ان  و یاعمده انکه حضرتش سلام الله علیه یک کاخ درهمان امتداد با بیش ازچهار صد اطاق ساخته شد که همسران حضرت سلیمان سلام الله علیه واله والسلم سکنی داشتند که پس از رحلت  حضرت سلیمان صلواته الله علیه همان خانه بامقداری زمین وباغ به ارث بردند پس حدیث ما معشرانبیا ارث نمیگذاریم دروغ محض است-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است –بیعت حضرت علی علیه السلام با جناب ابوبکر-اولا عدم بیعت علی وحضرت فاطمه سلام الله علیها والها والسلمه توطئه بر ای سرنگونی خلافت اقای ابوبکر نیست وبقول حضرت علی علیه السلام تقدیر سرنوشت است- در ثانی شصت نفربیرون منزل  حضرت علی علیه السلام بودند که بنفع حضرت علی علیه السلام شعار میدادند نه درون خانه تازه در درون خانه بودند نشانه توطئه نبوده است یکی از اینها جناب زبیر است کهخواست انها پراکنده کنند جناب زبیر شمشیر کشید وگفت حق علی علیه السلام است ازخانه کسی امد که زییر ساکت باش وزبیر شمشیر درغلاف کرد وجناب اقای عمرشمشیراورابیرون کشید وبر سنگی زد ودونیمه کرد وفرمود باتو میتوانم چنین کنم زبیر جواب دادکه اگر حضرت علی علیه السلام اجازه نمیداد من حالی ات میکردم که من کیستم- حضرت علی علیه السلام طناب در گردن ودستان ازپشت بسته شده به سمت مسجد بردند ایا این نشانه بیعت ازروی شوق است ولی عجیب دیگران که بیعت نکردندمکانند شخص زبیر وحضرت سلمان رحمت الله علیه وحضرت ابوذررحمت الله علیه وان شصت نفری کاری به انهانداشتندمعلوم میشود کلید اصلی علیه علیه السلام است پس چگونه است میگویند علی علیه السلام ابوبکر رابرخود مقدم میدانست؟؟ حضرت درمسجد یک بیعت دوفاکتو کرد که من مشاور باشم حتی امارضا علیه السلام حاضر به بیعت دوفاکتو هم نشد دوفاکتو ازروی اجبار است- مذهب یک امر بسیار ارزشمند وبسیار گرانسنگ است درضمن اسانی ولی بانفس اماره هیچگونه ساز گاری ندارد علم هم چنین است درتمام دانشگاه تعلیم میدهند با کسانی مقدمات را نمیدانند سرشاخ نشوید نمیتوانندحدس بزنند بامعلومات انها سازگار نیست قدرهضم ندارند وبه اصطلاح میبرنند وخشمگین میشوند ونمیتوانند هضم کنند-مانند بچه میمانند دانش اموزسال  اول ابتدائی  از مدرسه رفتن از مشق نوشتن از درس حاضر کردن گریزان است تاخوش خط شود زجر بایدبکشد وراضی نمیشودحضرت ابوطالب چقدر زیبا بایان بچه های ریش دار مماشات کرد سرانجام گفت حضرت محمد صلواته الله علیه واله السلم بر ای ایشان مسلما است که پیامبر  است ولی برای من هنوز اثبات نشده است-ولی به پیانمبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم میفرمود نور چشم من به راه ات ادامه بده من تورا قبول دارم- نکته ظریفی است- ابوجهل تحت تاثیر ان اخلاق کهاسوه حسنه واورا ساحره غیرمغلوب گفته بودند به حضرت گفت ماچند گزینه بر یا شمادرنظر گرفتیم ولی ماهم شعب را درگزینه اوردیم- انزمان بنابرقولی هشتاد وپنج نفر  مسلمان شدند کشتن انها غیر ممکن بود وپس از مدتی باز ابوجهل به پیامبر  اکرم صلواته الله علیه واله والسلم گفت ما به قرارد داد ها عمل کردیم حضرت فرمود ندما به بیشتراز شمارعایت شمارا کردیم ابوجهل گفت چطور وحضرت جریان کهموریانه تنها موجودی است که شنا بلد نیست دراب غرق میشود  وپیمان نامه خرده وفقط بسم الله تعالی گذاشته که چهل نفر پس از فهمیدن مسلمان شدند –همین زبیردراواخر عمر جناب عمر که من نزد بروم چناچه شمارا انتخاب نکند سرش دروی دستانش قرار دهم هیچگونه اتفاقی نمیافتد حضرت فرمودند تقدیر سرنوشت عثمان است -


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-مسئله-اقای نتانیاهو- اولا حزب جمهموری خواه به ظاهر دعوت کرده است ویک دعوت بدون مکتوب وغیر رسمی است- ظاهر یهودیان را از حزب دمکرات جدا کند وبه متحد خود درمنطقه خاور میانه کمک کند-اسرائیل مداوم به سمت یک رادیکال افارطی وجنگ طلب رفته است وامریکا وغرب رابدنبال خود کشانده است ولذا فلسطین هم به سمت یکنوع رادیکال مقاومت طلب  رهسپار شده است ومنطقه مداوم به سمت دشمنی باامریکا هدایت میشود ویهودیان به سمت اعتدال درغرب درحال حرکت هستند ولذا شرق اهرم سیاسی را درحال دراختیار گرفتن هستند درحالیکه دمکرات برضد برنامه های جنگ طلب اقای بوش به پیروز رسیدند-هیچگاه درطول تاریخ امریکا – اسرائیل باین  میزان فاش کردن اختلافات بین امریکا واسرائیل که -دراین شش سال اخیرنبوده است که اینجریان به تجزیه وتحلیل عمومی گذاشته شده است- مسئله امنیت یکی از اختلافات مهم این شش سال است کهامریکا درمنطقه خاور میانه مداوم از لحاظ امنیتی با مشکل ربرو شده است-کهاسرائیل به امریکا اجازه خم شدن وچرخش سیاسی را نمیدهد- نحوی صحبت ها نشان از پاشیدن روابط را نشان میدهد- بخوبی روشن است که داعش کار وفشار ارائل بوده است که امروزه سوریه- عراق وایران وروسیه انتقام ضربات قبلی امریکا را بخوبی تلافی میکنند وشکشت فاحشی امریکا چه از لحاظ نظامی وچه سیاسی خورده است وکنال نفوذی برای این کشورها درمنطقه ایجاد شده است وامریکادر بیت القدس به اسرائیل اشاره کرده بود است که گفتمان امریکا وایران را میخواهد شل کند- اسرائیل تنها سوژه ای کهمیتواند کسب ابرو کند درمنطقه فقط ایران وانهم مسئله انرژی هستهای است وششیه عمر اسرائیل است ومیخواهد انراهمیشه تر وتازه نگهدارد-امریکاتبدیل به حمایت از دو کشور شده است کهمدتها این امر مخفی ازمردم نگهمیداشتند که بانی ومتولی ان اسرائیل است-لذا اسرائیل به سمت جمهمری خواهان تمایل بیشتری پیدا کرده است ازانها میخواهد که درروابط ایاران وامریکادرمسئله اتمی دقت بیشتری را انجام دهند-امریکا ظرفیت طولانی برای یک توطئه دامنه دار را به خاطر امنیت دوکشورنداردین ترس موجود است که این حمایت دوجانبه امریکاازبن واساس شکسته شود-مشاورریس جمهور در امنیت ملی-خانم سوزان-ای –رایس کاملا روشن است در ملاقات باهمتای اسرائیلی خود اقای یوسی کوهن نمیخواست  بهسمت ارامش ونرمش گام بزند ودریم مصاحبه تلویزونی که روز سه شنبه انجام داد پگفت اقدامات اقاق نتایاهو ":مخرب :" است ومیخواهدمداوم حمایت از اسرائیل راوارد روابط دو طرف کند وسخنرانی اقا نتایاهو درگنگره ایجاد مسائلدر روابط امریکا-اسرائیل خواهد کرد-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-با الهام از یک شاعر امریکائی- کسی که علم اش قلیل است- کسی که چون درتاریکی مه گرفته است تنها نور ضعیفی از ماه یاخورشید رامییند- کسی کهچون علف نازک باهر نسیمی خم میشود ویادوازه ای که بیشتر دیواراش فروریخته وکسی که افتار عقل اش –درحال غروب است روی دیواری نشسته است راه را نمیشناسد-کسی برق شمشمیر وتیزی نیزه تمام استدلال وابهت وعظمت او است-ترساندن کشتن چون یزید وحجاج بن یوسف چاره راه او ست با اجماع هرچقدر عظیم کثیرنمیشود چه برسد کثیر در کثیر یعی کوثر شود وبرعکس عظمتی که کوثر است دراقلیت باشد همچنان کوثر است ورهبر یک کوثر که خانم باشد یک کوثر مرد است زیرا مرد بایدخلیفه شود- چطور ممکن است کههمه هخم وغم انان درمرحله اول انتخاب امام است پیامبر اکرم صلوته الله علیه واله والسلام همهچیز را بخوبی میداند وکوثر ها را میشناسد برای دلسوزی امت قدمی بر  ندارد وبهمعرفی انان بیانی نداشته باشد-جزکوردلان که راه رسیدن به قدرت راتنهااز راه نفاق ودروغگوئی میدانستند-وحضرت فاطمه سلام الله علیها بهترین سند الهی ومدرک وعلائم الهی ستارهای ونجمی که راه رانشان میدهد-جهت وسمت وحقایقی که برای تبین وتشخیص لازم است رانشان وبیان کرده اند


ارسال شده در توسط علی

)بسم الله الرحمن الرحیم-برگرفته از –سایت(avareh110.parsiblog)سیدعمادالدین حجازی

به گزارش «شیعهنیوز»، از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(علیه السلام) واهانت به آن بزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحتحضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شدکه منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟ برخی از دانشمندان اهل سنت برایحفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده‏اند؛ ازجمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمهزهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقلکردهاست.[1] البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیانواقعیات تاریخی شانه خالی کرده‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمة ‏الله علیه دراین زمینه می‏گوید: «در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هاییکه به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(صلی الله علیه و اله) وارد شده امتناعنمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفهبا فشار، درب رابر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ بهامر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علیبردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاریندارد؛ لذا از نقلآنها خودداری نمودند.»[2] مسعودی در قسمتی از کتاب خودآورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَاَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتیاَسْقَطَتْمُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کردهوهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنانعالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»[3] اما منابع اهل سنت: 1- عبدالکریمبن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ،بهراستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه علیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن،جنین خویش را سِقط نمود.»[4] همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق)، بهنظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَمَنَعَ میراثَالْعِتْرَةِ ،عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهلبیتعلیهم السلام جلوگیری کرد.»[5] 2- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنتمی‏گوید: اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتیاَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمهعلیهاالسلام را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود.»[6] 3- مقاتل بن عطیهمی‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردمبیعت گرفت،عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمرهیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتشکشید، هنگامی کهفاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنانحضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخدربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتادتا آن که ازدنیا رفت.»[7] 4- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص،شوهر زینب، دختر پیامبر اکرمصلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم در جنگ از طرفمسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا ماننداسیران دیگر آزاد شد. ابو العاصبه پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم وعده داد که پس از مراجعت بهمکه،وسائل مسافرت دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) را به مدینه فراهمسازد. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم بهزید حارثه و گروهی از انصار،مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقعکجاوه زینب به آن جارسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاهشدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خودرابر کجاوه دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) کوبید. از ترس آن، زینب،کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد وبه مکه بازگشت. پپامبرصلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (بااین که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباحشمرد.» ابنابی الحدید می‏گوید: «من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم،او گفت: وقتی که پیامبرصلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم خون کسی که دخترش زینب راترسانید و او سقط جنین کرد را مباحشمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را کهدخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند کهباعث شد فرزندش (محسن) را سقطکند، حتما مباح می‏شمرد.» ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم: «آیا ازشما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی کهبراو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟ پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! وهمین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقلنکن! چون اخبار در این زمینهمتعارض است.»[8] این قصه، به خوبی نشانمی‏دهد که اخبار موافق با نظریاتشیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خودابن ابی الحدید نیز درقسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: «عَلی اَنجَماعَةً مِنْاَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهل حدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده‏اند.[9] 5- سکونی یکی از راویاناهل سنت است[10]او می‏گوید: «نزد امام صادقعلیه‏السلام رفتم؛ در حالی کهغمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه‏السلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسرنبوده و دختراست ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمینبر می‏دارد وروزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شمانمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟).» سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود: «ما سَمیْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَةَ. قالَ: آهْ آهْثُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذاسَمیْتَها فاطِمَةَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَاالاِْسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَالله‏ِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْاِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِالصدیقة» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِفاطِمَةَ ذکر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ یَزَلْ یَذْکُرُ وَ یَقُولُ: وَکانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلی فُلان[11]چه نامی بر او گذاردی؟گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏اش گذاشت و گویا گریهمی‏کرد و فرمود: حال که اورا فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نامدر نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آننامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبهخود صدیقه گرفته است. (آن گاهسکونی می‏گوید:) همیشه امام صادق علیه‏السلام اینگونه بود که وقتی نامفاطمه علیهاالسلام را می‏شنید به یاد جده‏اش (فاطمه) ومصیبت های اومی‏افتاد و همیشه تذکر می‏داد و می‏گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمهعلیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او واردساخت. توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنی‏گری خویشرا نشانداده و ذیل کلام امام صادق علیه‏السلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلبروشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتیبود که به دست قنفذ وعمر بر آن حضرت وارد شد. چنان که ابابصیر از امامصادق علیه‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورتنقل نموده است:« وَکانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِالسیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیداوَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمهعلیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت بهفرمان عمرزد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدتبیمار شد و هیچ یک ازآزار دهندگانخویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)[12] ب. منابع شیعه: نظر دانشمندان شیعه و روایات نقل شده از سوی آنان چنین است: هنگامی کهخواستند علی علیه‏السلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمه علیهاالسلامروبرو شدند و فاطمه علیهاالسلام برای جلوگیری از بردن همسرگرامی‏اشصدمه‏های روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان وقلم خارج است؛فقط به گوشه‏ای از آن در یک نقل تاریخی اشاره می‏کنیم؛ وگرنهدر این موضوع، نقل هایتاریخی فراوان است. خلاصه ماجرا همان است که در نامهخود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آنچنین می‏نویسد: «... وقتی دربخانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خودقرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازویاوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای نالهاو بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی بهیاد کشته‏های بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند... افتادم، آتش غضبمافروخته‏تر شد و چنان لگدیبر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد." فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ یا اَبَتاهُیا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ... ؛ دراین هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند." سپسفریاد کشید: فضه به فریادمبرس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من اورا به کنار زده،داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، مناز رویروسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد...»[13] آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد،تنها گوشه‏هاییاز ستم هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است.[14] منابع : 1- شرح نهجالبلاغه، ج2، ص60. 2- سید مرتضی، تلخیص شافی، ج3، ص76، تلخیص شیخ طوسی. 3- اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص153 و در برخی چاپها ص 23 ـ 24. 4- الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج1، ص57. 5- اَلفرقُ بین الفرق،عبدالقاهر الاسفرائینی، ص107. 6- الوافی بالوفیات، صفدی، ج5، ص347 ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج2،ص292. 7- الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة،ص160 ـ 161. 8- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج14، ص193/ ر.ک: زندگیعلی علیه‏السلام ،ص252. 9- شرح نهج البلاغه، ج2، ص21. 10- سه نفر از راویاناهل سنت، از امامان شیعه علیهم‏السلام روایت نقلنموده‏اند که علمای شیعهآنان را ثقه می‏دانند و به سخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها رامی‏پذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛ خَلُوقی. 11- شجره طوبی، محمدمهدی حائری،ص417، (منشورات شریف رضی). 12- بحار الانوار، ج43، ص170. 13- بحار الانوار،ج30، ص293، (چاپ جدید)؛ ج8، ص230، (چاپ قدیم) و ریاحینالشریعة، ج1، ص267. -14کتاب "الهجوم علی بیت فاطمه"، حسین غیب غلامی، در این باره روایاتمربوطه را خوب بررسی کرده است.

 

93/12/11::: 2:0 ص

اولین دیدگاه را شما بگذارید

 


ارسال شده در توسط علی
<      1   2   3   4   5   >>   >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99