سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-نیم نگاهی به مقدمه حضرت شیخ لطیف راشدی- رحمتد الله در تدوین رساله توضیح المسائل چهارمرجع العظام رحمت الله علیهم واسعه—ایشان میفرماید-مرجعیت در زمان غیبت امام زمان علیه السلام والصلوات جانها فدای ایشان-پنج خصلت داشته باشند-کمی دقت کنید مومنین .وومومنات هم باید داشته باشند- غالب برنفس خود باشد-حافظ ونهگدارنده دین باشد- باهوا های نفس مخالف باشد-اطاعت محض ازامر خداوند سبحان داشته باشد – فقیه باشد- اما فقیه فرهنگ ما واموزش وپرورش ما- به میزان اندک دریک محدود کوچکتربیت میکند که انقلت زیاد دارد- ودوم دراطاعت محض بخوبی برای افراد تبین نشده استکه درشغل خود ونحو وروش زندگانی چگونه بایدطبیق داده شود- در سی قدمی بقعه منورالهی حضرت امام حسین علیه السلام صلوالته الله علیه واله والسلمروی دیوار یک تابلو روغنی درشت نوشته است- عراق الوطنی غربی وشرق- که البته دربعد ایدولوژی حرفی باطل است ولی کجا این مطلب درست است-خودمان راراحت میکنیم ومیگویم شیطنت برادران سنی است ؟؟- بحث مستوفی درباره مبارزه علما با زرورمداران وطاغوتیان بیان شده است وتبین دقیقی درباره این مبارزه و ومخالفت وتسلیم نشدن درمقابل تهدیدات برای انکه جامعه چگونگی ان  درک کند بسیاراندک است- عرب وعجم به حق میابیست برای سرور کائنات امام حسین علیه السلام والصلوات الله علیه واله والسلمیک باب ویژه بوجوداورد ولی به اینمعنی نیست دیگرائمه اطهار علیهم السلامباانان یک برخورد صوری داشته باشد – وشناخت مراجع عظیم الشان حتی امام راحل معمار اسلام ناب محمدی برعلیه بوزینگان اموی انچنا که باید وشاید باشد تفهیم نشده است لذا میابیست یک کار اساسی حتی درسطح جهان شمول به این مباحث ومواضع پرداخت تاحق کلام دراین موارد بخوبی ادا وایفا شود انشاالله


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-نیم نگاهی به مقدمه حضرت شیخ لطیف راشدی- رحمتد الله در تدوین رساله توضیح المسائل چهارمرجع العظام رحمت الله علیهم واسعه—ایشان میفرماید-مرجعیت در زمان غیبت امام زمان علیه السلام والصلوات جانها فدای ایشان-پنج خصلت داشته باشند-کمی دقت کنید مومنین .وومومنات هم باید داشته باشند- غالب برنفس خود باشد-حافظ ونهگدارنده دین باشد- باهوا های نفس مخالف باشد-اطاعت محض ازامر خداوند سبحان داشته باشد – فقیه باشد- اما فقیه فرهنگ ما واموزش وپرورش ما- به میزان اندک دریک محدود کوچکتربیت میکند که انقلت زیاد دارد- ودوم دراطاعت محض بخوبی برای افراد تبین نشده استکه درشغل خود ونحو وروش زندگانی چگونه بایدطبیق داده شود- در سی قدمی بقعه منورالهی حضرت امام حسین علیه السلام صلوالته الله علیه واله والسلمروی دیوار یک تابلو روغنی درشت نوشته است- عراق الوطنی غربی وشرق- که البته دربعد ایدولوژی حرفی باطل است ولی کجا این مطلب درست است-خودمان راراحت میکنیم ومیگویم شیطنت برادران سنی است ؟؟- بحث مستوفی درباره مبارزه علما با زرورمداران وطاغوتیان بیان شده است وتبین دقیقی درباره این مبارزه و ومخالفت وتسلیم نشدن درمقابل تهدیدات برای انکه جامعه چگونگی ان  درک کند بسیاراندک است- عرب وعجم به حق میابیست برای سرور کائنات امام حسین علیه السلام والصلوات الله علیه واله والسلمیک باب ویژه بوجوداورد ولی به اینمعنی نیست دیگرائمه اطهار علیهم السلامباانان یک برخورد صوری داشته باشد – وشناخت مراجع عظیم الشان حتی امام راحل معمار اسلام ناب محمدی برعلیه بوزینگان اموی انچنا که باید وشاید باشد تفهیم نشده است لذا میابیست یک کار اساسی حتی درسطح جهان شمول به این مباحث ومواضع پرداخت تاحق کلام دراین موارد بخوبی ادا وایفا شود انشاالله


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-شکست خانم کلینتون درانتخاباتمورد تحلیل واقع شد- سازمان معروف نظر سنجی امریکا –پئو-متوجه شد که هنوزیک اختلاف بسیار روشن وصریح وخالص –درباره ایا اختلاف درجنسیت است ویا نیست وجود دارد-درواقع مردان مثلا در مسائل سیاسی تصور میکننند که خانم ها بسیاراحساسی بر خورد میکنند وبه اندازه کافی جدی نیستند- وان اندازه استانداری که قبول دارند- خانم ها ندارند ونحو استدلال انها راهم نمی پذیرننند—البته63%خانم درامریکا تصور میکنند این امر درمردان وجود دارد وباعث ایجادمانع برای پیشرفت خانم ها میشود- ومردان تنها41% این چنین فکر میکنند- که این بخشی از اختلاف نظر بین خانم ها ومردان است-ریشه اولیه به نظر میرسد که هنوز برای تساوی بودن ویکی بودن زنان ومردان کار نشده است- واز نسلی به نسل دیگر اقتباس میشود-که باعث عدم درک صحیح میشود- وریشه ان در روستا بود که پدر من در روستا ویکتوریا- رشد کرده بود ویک فروشنده لبنیات بود وگاهی اوقات سر زنان جوان سوت میکشید- ومنظور بدی نداشت ومن کاملا مطمن هستم او تصور میکرد کهانهارا تمجید واز انها تشکر میکند—شاید مردان انجاهم چنین میکردند-نه تنها انرا ما انجام میدایم-ما هیچ توجه ای ان زمان به مسئله جنسیتی نداشتیم-کهدرباره مردمان اطراف خود فکر کنیم—واز مردمان اطراف خود دراین مسائل بی خبر بودیم- تحقیقات نشان داد—نه تنهامردان یک درک بدون استدلال وتوصیفات وتعاریف منطقی بعنوان فقط یک پیشنهادیک انحرافی برعلیه زنان دارند- وزنان ناخوداگاه یک انحرافی درباره جنسیت خود دارند- درنتجه دواستادارددرفرهنگ ما ریشه دوانده است- وما-مردان-اغلب تشخیص نمیدهیم- که ماین موضوع بر خانم ها تحمیل میکنیم- بعنوان مثال-ما از دختران خودبیشتر توقع داریم که عفاف وخویشتن داری داشته باشند تا پسران خود- وادب را رعایت کنند قضاوت ما این است- زنانی که هنوز صورت جذابه دخترانه دارند وپست های دخترانه دارندبیشتراز مردان میتواند هراس انگیزباشند را قضاوت میکنیم- وایده ما این است که قدرت طبیعی استعدادها وپتانسیل انهادر کار های کارگاه ای-مردان بیشتر درجهت ترقی وتکامل کار هستند وزنان بیشتر درجهت اجرائی ان-بدبختی بیشتر اینجا است-که زنان با درجه بالای کاربری در ازمایش های سختقرار نمیگیرنند که احتمال داده میشود که ممکن است بزودی بچه دار شوند ونبایدتحت فشار واقع شوند_ادامهدارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- با تسلیت به بازماندگان هواپیمای کوبائی که راصل از مکزیک اجاره کرده بودند- نشان میدهد دومتور ویا یکی از انها قفل کرده است- بقول بچه ها از ذغال اش است که این ذغال شاخصی بر ایتعین کردن درحد استادارد است یا نیست ندارد وپس از قفل کرد ن مشخص میشود باید زود به زودعوض شود-


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-سوره ناس-کلمه قل بیش از 300 بار درقران امده است نشان از ان است که قران از طرف خداوندمنان است- اثبات امانت داری حضر ت رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم که قبلا امین بودند وحال معجزه قران واعجازهای دیگر انرا اثبات میکند اعوذ به معنای پناه بردن- وارد قلعه شدن نشان از ان است که دشمنان قوی هستند- هم فرد باید خودرا مجهز کند وهم باید وارد قلعه شود- یکی از این تجهیزات ایمان به امام معصوم سلام الله علیه واله والسلم است-که راه مبارزه ودوری از وسوسه شیاطینوارد قلعه توحید شدن را نشان میدهند- وسوسه با انسان هاکنار کشیدن فرد وچهره به چهرهشدن دریک محیط خلوت وپس از انالیز کردن فرد- که نقاط مثبت ومنفی فرد را بدست میاورد- بانقاط مثبت قوی همراهی میکند تا فرد تصور کند که هم مرام او است ولی از نقاط منفی با زیبا جلوه دادن دکترین خوداش- فرد ساده لوح که به بصیرت دینی ندارد فریب دهد- درحرم حضرا ت کاظمین بودم- سلام الله علیهما بودم با حجت اسلام هدایتی- روحانی محترم خراسان شمالی بودن-که درمشهد منور ومقدس یک سازمان اگاهی دهند وکمک رسان برای زائرین خراسانشمالی را تاسیس کرده اندمن از ایشان سئوال کردمباعلمابرادران اهل سنت هم شما ارتباطی دارید- فرمودند بله مدتی با ان جنابان گفتگ وداشتم وکمی انانراساده لوح دیدم-برای نمونه فرمودند اقایان فتوامیدهند- که بیشتر از کلوخ به جای اب برای طهارت استفاده کنید؟؟؟!!ودلیل ان این استکه اب حیف است ؟؟ که نجس شود-من گفتم که انان حکیم تراز خداوندمنان تشریف دارند- زیرا خداوندمنان میفرماید ما اب را پاک وپاک کننده قراردادیم درثانی اگر مقعد کوچک ترین زخمی داشته باشد نود درصد خاک دنیاانواع کزاز ومیکروب و ویروس های خطرناک دارددرامریکا بیشتر کشاورزان که رعایت نمیکنند از طریق خاک میمرنند-دثانی اب فرو میرود وسگس دراثر حرارات زمین بسیاری از میکروب هامی میرنند—خداوندمنان فرموده است رب الناس وملک الناس واله اناس یعنی ربوبیت الهی و ومعبود الهی را انتخاب کنید زیرا هدف از خلقت انسان رسیدن انسان به اله ناس است- ایاک نعبد- برای ان نیاز است به قدرت ملک ناس –ایاک نستعین- تا قدرت نباشد این امر امکان پذیر نیست وشیطانین بر علیه این حزب ومرام ودکترین هستند-!!ادامهدارد

 


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-برگرفته ار سایت (www.khamenei.ir)- یه این سایت مراجعه کنید ا ز عنوان انس باقران دوباره کلیک کنید ومناجاها وقرائت ها را یقران را دانلود کنید- ودرضمن سخنرانی حجت اسلام قرائتدی در درس احضرت امام خامنهای را را هم دانلود کنید –که مقدارای از ان را من ثبت ضیط کردم-

پیوندهای مرتبطبیاناتبیاناتحاشیه دیدارحاشیه دیدارعکسعکسفیلمفیلمصوتصوتدیگران - یادداشتدیگران - یادداشت

نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ

1397/02/18

سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسه درس خارج فقه رهبر انقلاب اسلامی

چندی پیش حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی از رهبر انقلاب اسلامی درخواستمی‌کند که در یکی از جلسات درس خارج فقه ایشان حضور یابد تا درباره‌ی ضرورتتوجه به تفسیر قرآن در حوزه‌های علمیه و مهجوریت قرآن در جامعه و کشورمانبرای طلاب حاضر در درس معظم‌له سخنرانی کند. این پیشنهاد مورد استقبال رهبرانقلاب قرار می‌گیرد و موجب می‌شود که حجت‌الاسلام قرائتی در ابتدایجلسه‌ی درس خارج فقه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در روز سه‌شنبه 1397/1/28 بهسخنرانی بپردازد.

پایگاه اطلاع‌رسانیKHAMENEI.IR در آستانه‌ی ورود به ماه مبارک رمضان -ماه بهار قرآن- گزیده‌ای از بیاناترهبر انقلاب در ابتدای این جلسه و همچنین سخنان حجت‌الاسلام والمسلمینقرائتی را منتشر می‌کند.

بیانات رهبر انقلاب پس از سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی بدین شرح است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمد? ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آلهالطّاهرین سیّما بقیّةالله فی الارضین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین
بیانات جناب آقای قرائتی کاملاً متین و بجا و پُرمغز و برای همه‌ی ما لازمبود. آنچه ایشان در اهمّیّت درس قرآن و تدبّر در قرآن بیان کردند، جزوحرفهای لازم و ضروریِ امروزِ جامعه‌ی ما است. این البتّه یک درد قدیمی است؛زمان طلبگی ماها -سالها پیش- همین را کم‌وبیش انسان احساس میکرد؛ البتّهآن‌وقت یک آدم باهمّتی مثل آقای قرائتی نداشتیم. ... خب، بحمدالله امروز تاحدودی درسهای قرآن وجود دارد؛ ایشان هم انصافاً با جدّیّت دنبال این قضیّههستند؛ مثل مسئله‌ی نماز یا مثل مسئله‌ی زکات که ایشان دنبال کردند وموفّق شدند؛ ان‌شاءالله در قضیّه‌ی تفسیر قرآن هم با تلاشی که ایشان دارند،با جدّوجهدی که دارند، با ابتکاری که در ایشان هست و با موهبتهایی که خدایمتعال به آقای قرائتی داده -که بعضی از اینها جزو مواهب خاص است- موفّقباشند. امروز استفاده کردیم و خیلی ممنونیم؛ دوستان تلاش کنید که روی اینمسئله فکر کنید و ان‌شاءالله تصمیم بگیرید و عمل بکنید.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1397/139702181430da51b.jpg

 


متن سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی در ابتدای این جلسه به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم‌
الحمدلله ربّ العالمین‌ بعدد ما احاط به علمه، اللّهمّ صلّ على? محمّد و آل محمّد، الهی انطقنی بالهدى? و الهمنی التَّقوى?.

 عید بود، زیارت آقا رفتیم، گفتگوهایی شد و از ایشان تقاضا کردیم که اینعرایض بنده اگر خوب بود، برای شما [طلّاب] هم گفته بشود؛ حرف زیاد است ولیحالا ببینیم بلکه بتوانیم بین پانزده تا بیست دقیقه تمامش کنیم.

 برای عید نوروز، همه‌ی مملکت تقریباً بسیج میشوند؛ از مرغ و گوشت وپرتقال و سیب و راهداری و اورژانس و هلال‌احمر و ...، همه بسیج میشوند کهعید می‌آید، یکی دو ماه مشغولند. ماه رمضان می‌آید؛ «قَد اَقبل‌َ اِلیکُمشَهرُ الله». ما برای قرآن چقدر آمادگی داریم؟ من برای اینکه [از مطلب] پَرت نشوم، از روی متن میخوانم:
بسم الله الرّحمن الرّحیم. خب، اوصاف قرآن خیلی است؛ از وقتم یک دقیقه‌اشمال اوصاف قرآن باشد: معلّمش خدا است، عَلَّم القُرآن؛(1) واسطه: جبرئیل،شَدیدُ القُوى?؛(2) محلّ فرود: قَلبِک؛ ذکرٌ لِلعالَمین‌؛(3) انّا لَهُلَحافِظون؛(4) غیرَ ذی عِوَج؛(5) فَأتُوا بِسُورَةٍ؛(6) الی آخر؛ اینمعرّفی قرآن.

 جایگاه قرآن در جامعه‌ی ما چیست؟ این قرآنی که خودش دو مرتبه فرموده «خُذِ الکِتابَ بِقُوَّة»؛(7) جدّی بگیریم قرآن را. هویّت ما به قرآن است. چون در قرآن چهار تا توبیخ است: کَمَثل الحِمار،(8) کَمَثل الکَلب،(9) کَالحِجارَة،(10) کَالاَنعام؛(11) امّا یک توبیخ در قرآن است که خیلی داغاست: میگوید پوک! به کسانی که کتاب آسمانی را اقامه نکنند، لقب «پوک» دادهخدا؛ یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی‌ شَیْ‌ء حَتَّی تُقیمُوا.(12) کلمه‌ی «اقامه» راجع به چهار چیز در قرآن آمده: اَقِیمُوا الدّین،(13) اَقِیمُوا الصَّلاة،(14) اَقِیمُوا الوَزن،(15) وَلَو اَنَّهُم اَقامواالتَّوراة.(16) زندگی مادّی‌مان هم بند به همین قرآن است. [میفرماید] وَلَواَنَّهُم اَقاموا التَّوراة، اگر اینها تورات را اقامه کنند،لَأَکَلُوا؛(17) خب، اگر اقامه‌ی قرآن شد، لَأََکَلُوا، لَأَکَلُوا،لَأَکَلُوا؛ یعنی مادّیّاتمان هم بند به همین است. چون قرآن ذکر است: نَحنُنَزَّلنَا الذِّکر،(18) وَ مَن اَعرَضَ عَن ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةًضَنکاً.(19)

 یک سِری گیر‌و‌گورها هم شاید به‌خاطر این باشد که قرآن برای ما کتاب اصلینیست. خدا به پیغمبر میگوید اگر میخواهی سخنرانی کنی، باید روی قرآن صحبتکنی؛ آیه‌اش هم این است: لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّل‌َ؛(20) یعنیتُبَیِّن ما نُزِّل. بله، شعر و خواب و تحلیل سیاسی هم هست امّا اگر آنهاهم بند به قرآن باشد ارزش دارد. یک‌وقت امام فرمود: حفظ نظام از اوجبواجبات است، حتّی از نماز واجب‌تر است! من جا خوردم. بعد دیدم قرآن اشارهدارد به اینکه حفظ نظام از نماز واجب‌تر است، چون عدّه‌ای که پای خطبه‌هاینماز جمعه پا شدند رفتند سراغ خرید، قرآن میگوید اینها بی‌ادبند؛ وَ إِذارَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها(21) در ادامه میگوید «وَ تَرَکوکَ‌»، اینها پیغمبر را تنها گذاشتند، نمیگوید «ترکوها»، بایدبگوید «تَرَکَ الصّلاة» یا «تَرَکَ الخُطبِه»؛ یعنی بدتر از رها کردن خطبه وبدتر از رها کردن نماز، رها کردن رهبر آسمانی است، میگوید «تَرَکوکَ»؛به‌هرحال. رفتم یک مسجدی، دیدم «مرگ بر آمریکا» نمیگویند؛ گفتم اینجانمیگویند؟ گفتند نه، اینجا مسجد مقدّسین است. عالمش عالم وارسته‌ای بود؛گفتم من میخواهم صحبت کنم نیم دقیقه؛ گفت: بگو؛ گفتم: قرآن چهار صفت گفته،در مسجدِ شما دو تا هست؛ قرآن میگوید: «اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار، رُحَماءُبَینَهُم،(22) بعد [هم] «تَراهُم رُکَّعاً سُجَّداً»؛(23) [در مسجد] شما «رُکَّعاً» هست، «سُجَّداً» هست، «اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار» در مسجدتاننیست، «رُحَماءُ بَینَهُم» نیست؛ چرا نیست؟ فکر میکنید مقدّسید! آقا گفت: درست است. دیگر از آنجا شعار را گفتند. یعنی اگر خواستیم مردم را به انقلابهم دعوت کنیم، اگر از راه قرآن وارد شویم میپذیرند، اگر همین‌طور فقط صحبتکنیم، میگویند «خب این نظر ایشان است، ما این نظر را قبول نداریم».

 راجع به مرجعیّت صحبت بود، خب مرجعیّت بیشتر روی علم و تقوا صحبت میکنند،حق هم هست، در قرآن هم هست و قبول، روی چشم؛ امّا غیر از «اَعلم‌» و «اَتقى?»‌، مگر این آیه در قرآن نیست؟ تُرهَبُون بِهِ عَدُوَّالله‌،(24) اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار.(25) اگر امام به شاپور بختیار نمیگفت «من تویدهن این دولت میزنم»، شاپور بختیار فرار میکرد؟ مقام معظّم رهبری فرمود: رئیس‌جمهور آمریکا، رئیس‌جمهور فرانسه، نخست‌وزیر کجا، اینها جنایتکارند. غیر از «اعلم‌» و «اتقى?»‌ باید یک کسی هم یک تشری بزند، هی «اعلم‌» و «اتقى?»‌ ‌ نگوییم. «اعلم‌» روی چشم، «اتقى?»‌ روی چشم امّا این آیه‌ها همهست. منبرها باید یک‌جوری باشد که محور، قرآن باشد؛ بله، حدیث هم بایدباشد، تاریخ هم باید باشد، هرچی باید باشد، باشد؛ امّا سهم قرآن در منبرهاکم است.

 الان ماه رمضان جلو ما است، یک ماه است؛ توفیقی است امسال و چند سال کهماه رمضان و تابستان به هم سوار میشود. خیلی خب، دوازده میلیون بچّهمدرسه‌ای داریم؛ چند سال پیش آقای بوشهری میگفت که ما بیست‌ هزار طلبه‌ی کتشلواری داریم که این دیپلمش را گرفته، لمعه‌اش هم تمام شده امّا معمّمنیست -در سیاسی‌عقیدتی نیست، امام جمعه، قاضی، اهل منبر، در نهاد رهبری دردانشگاه نیست- روحانی نیست ولی خب، لمعه‌اش را خوانده، دیپلم هم دارد؛ اینبا پسرعمّه‌ها و پسرخاله‌هایش میتواند جلسه‌های محلّی درست کند تا «اَنذِرعَشیرَتَکَ الاَقرَبِین‌»(26) راه بیفتد. هر هجده‌ساله‌ای میتواند ده،پانزده تا ‌ده، سیزده ساله را دعوت کند. این آموزش روخوانی قرآن یک مهارتاست، هشت ساعته میشود آموزش بدهید، هشت ساعت بیشتر کار ندارد. شما اقوال رامطالعه کن، امّا روی منبر نباید اینها را بگویید، در منبر یک تفسیر روانبگویید، دو سه برابر ترجمه؛ روخوانی قرآن مهم است. ماه رمضان جلو ما است،عظمت رمضان به روزه نیست فقط، عظمت رمضان به قرآن است؛ نمیگوید شَهرُرَمضان «اَلّذی کُتِبَ عَلیکُمُ الصِّیام»، میگوید: «شَهرُ رَمَضان اَلّذیاُنزِلَ فِیهِ القُرآن».(27)

 در این مسئله‌ی محوریّت قرآن، باید یک نهضت تفسیری ایجاد بشود. تجوید راهافتاده، حفظ قرآن راه افتاده، الحمدلله. ما دو علم داریم در قرآن که ایندو علم با توبیخ است، یعنی با توبیخ میگوید که چرا نمیروی سراغش؟ یکی تفقّهاست: «لَولا نَفَرَ»(28) -آیه‌ی «نَفْر»- چرا نمیروید «لِیَتَفَقَّهُوا»؟این «تفقّه» با توبیخ؛ الحمدلله حوزه‌ها هم براساس همین آیه راه افتاد،فعّالند. یک آیه‌ی دیگر هم داریم، آن هم «تدبّر» است، میگوید: «اَفَلایَتَدَبَّرُونَ القُرآن‌»؛ منتها تفقّه یک توبیخ دارد -«لولا نفرلیتفقّهوا» یک توبیخ دارد- امّا در آیه‌ی تدبّر دو تا توبیخ هست: [اوّل] «اَفَلا یَتَدَبَّرون»،(29) دو مرتبه -توبیخ دوّم- «اَم عَلَى‌ قُلُوبٍاَقفالُها»؛(30) دو تا توبیخ برای تدبّر است. حدیثی از امام رضا هست کهفرمود: اینکه نماز واجب شد برای این است که قرآن از مهجوریّت بیاید بیرون.

 وقتی موعظه میخواهیم بکنیم، آیات موعظه را بگوییم: فَذَکِّر بِالقُرآنمَن یَخافُ وَعِید؛(31) چرا جای دیگر میروید؟ در حوزه‌ها «معاونت تهذیب» هست برای اخلاق طلبه‌ها؛ آیات اخلاقی را بگویند؛ آیات اخلاقی را اگربگویند، هم تفسیر است، هم تهذیب است، هم طلبه که این را یاد گرفت میرود تویمحلّه‌شان میگوید؛ عید، تابستان، ماه رمضان، محرّم؛ یعنی ما اخلاقمان جدااست از تفسیرمان. سیاست هم میخواهیم بگوییم آیات سیاسی را باید بگوییم، چندصد آیه‌ی سیاسی داریم در قرآن، همانها را اگر بگوییم مردم تشکّر میکنند. ما مزه‌ی قرآن را نچشیده‌ایم بعضی‌هایمان و نچشیده‌اند بعضی‌هایشان؛ نه ماچشیده‌ایم و نه ما توانسته‌ایم بچشانیم. به‌هرحال مسئله‌ی قرآن را جدّیبگیریم.

 فکر هم نکنید قرآن علم نیست؛ امام رضا فرمود: مَن اَرادَ العِلمفَلیُثَوِّرِ القُرآن -«ثور» با «ث» سه نقطه یعنی انقلاب- برای علم، قرآنرا زیرورو کنید. دعوت شدیم ده سال پیش برای دانشگاه تهران امام جماعت بشویم -همان‌جایی که نماز جمعه هست؛ روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه ...؛ توی هفته- گفتم من به شرطی می‌آیم که تفسیر هم بگویم؛ گفتند که اینجا صبح تا ظهر سرِدرسند، خسته‌اند اینها؛ گفتم که کم میگویم؛ گفت آخر نمیشود؛ گفتم آقا منمیتوانم نیم دقیقه تفسیر بگویم. گفت آخر نیم دقیقه تفسیر! بگو ببینم؛ ماگفتیم «در قرآن چند بار گفته «کُلُوا» -یعنی بخورید- هرجا میگوید «کُلُوا»،بغلش یک مأموریّتی است، کُلُوا اَنفِقُوا، کُلُوا اَطعِمُوا، کُلُوالاتُسرِفُوا، کُلُوا وَاعمَلُوا‌ صالِحاً، کُلُوا وَلاتَطغَوا؛ به زنبورعسل هم که میگوید «کُلِی»، دنبالش میگوید «فَاسلُکِی»، تو هم که گُل مکیدیباید عسل بسازی. یعنی کُلُوا کُلُوا هست امّا بخور بخور نیست؛ کنار خوردنیک مسئولیّتی است؛ والسّلام علیکم و رحمةالله».(32)

(آقای قرائتی: خنده‌ی‌ تشکّر بود؟
معظّمٌ‌له: نه، این نَقل [والسّلام علیکم] دانشگاه را اشتباه گرفتند با اینجا،(33) [شما] در دانشگاه گفتید «والسّلام علیکم».
آقای قرائتی: بله)

بعد گفتند خب، اینجا چون شصت هزار دانشجو دارد، مهم‌ترین دانشگاه کشوراست، بعضی از اساتیدش استاد تمام و پروفسورند، پس علمی بگو؛ گفتم منقرائتی‌ام، طلبه‌ام، علمی میخواهید بروید سراغ علما؛ گفت مثلاً میخواهی «وَبِالوالِدَینِ اِحساناً»(34) را بگویی؟ اینها که بچّه نیستند؛ من ناراحتشدم و گفتم به من گفته‌اند علمی حرف بزن، من میخواهم امروز آبکی حرف بزنم،روی تخته نوشتم «وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً»، گفتم بیست تا نکته از اینمیکشم بیرون؛ این «با»اش بای الصاق است؛ دو تا نامه را که سنجاق میکنند، بهنامه‌ی پشتی میگویند الصاق، الحاق، پیوست؛ یعنی احسانت پیوست به خودتباشد، یعنی خودت مادرت را ببر دکتر؛ نگو پول میدهم تاکسی تلفنی [ببرد]؛ وَبِالوالِدَین. لَقِّمهُ بِیَدَیک، با دست خودت لقمه لقمه دهان مادرت بگذار،نگو برنج بپز بخور، این درباره‌ی «بِالْـ». «بِالوالِدَین» گفته، «بِالْاَبَوَیْن» نگفته؛ چون به رهبر هم «اَب» میگویند -اَنَا وَ عَلیٌّاَبَوا هذِهِ الاُمَّة؛ مِلَّةَ اَبِیکُم اِبراهیم؛(35) به عمو میگویند، بهپدر زن میگویند، به معلّم میگویند- «بِالوالِدَین» گفته، حساب والدین ازآنها جدا است. نگفته «بالوالدین المؤمنَین»، گفته بِالوالِدَینِ اِحساناً‌برّاً کان او فاجراً. نگفته «بالوالدین انفاقا»، پدر و مادر خیلی وقتها پولنمیخواهند، محبّت میخواهند. بیست تا نکته تقریباً روی تخته سیاه، دردانشگاه نوشتم. گفتم آقایان بلد بودید؟ گفتند والّا به حضرت عبّاس بلدنبودیم، تا حالا هم کسی [نگفته بود]. گفتم دیگر نگویید آقای قرائتی اینجادانشگاه است، اینها پروفسورند، علمی حرف بزن. باسوادترین ماها پهلویساده‌ترین کلمات قرآن، حرف نفهمیده داریم. در «هُنَّ لِباسٌ‌ لَکُم»(36) پنجاه تا نکته من گیرم آمده؛ در سوره‌ی کوثر 82 تا نکته گیرم آمده. قرآنعلم است، ما فکر میکنیم علم چیز دیگری است، اصلاً قرآن را جزو علمنمیدانیم. وقتی میگوییم مشغول چی هستی؟ میگوید مباحث علمیّه؛ میگوییم حالامباحث علمیّه یعنی قرآن؟ میگوید نه، قرآن نه! نمیگویم آنها نباشد، میگویمبه قرآن هم سهم بدهیم.

 ماه رمضان وقت قرآن است. ماشینی که موتورش هوا گرفته و خاموش شده، درسرازیری هلش میدهند؛ سرازیری قرآن، ماه رمضان است. پیغمبر در اُحد فرمود: کدام‌یک از این شهدا بیشتر قرآن بلدند؟ من اوّل میخواهم به جنازه‌ی او نمازبخوانم؛ این یعنی چه؟ چرا در قیامت به ما میگویند براساس قرآن درجهبگیرید، اِقرَأ وَأرقَ. اصلاً قرآن را باید بکشیم وسط؛ تاریخ میخواهیمبگوییم، از قرآن بگوییم، بعد از حدیثها بگوییم، نمیخواهم فقط هم قرآن باشد،قرآن و اهل‌بیت، از هم جدا نیست. بنده چهل سال است تقریباً در تلویزیونم،یک شبِ جمعه تعطیل نشده، این از الطاف استثنائی خدا بود. والله، بالله، اگربه هر کتابی تکیه میکردم، سال اوّل و دوّم حرفهایم تمام شده بود. صبح نگاهبه قرآن میکنی یک چیز میفهمی، عصر چیز دیگری میفهمی. اصلاً اگر حرف تازهنباشد خدا نمیگوید تدبّر کن؛ اینکه صاحبخانه به همه‌ی مهمانها میگوید شاخهرا بتکانید، پیدا است هر که بتکاند، یک میوه‌ای گیرش می‌آید؛ وگرنه میگویم «خدایا چرا مدام به من میگویی تدبّر کن! ملّاصدرا، فیض کاشانی، امام،بزرگان، تکاندند، میوه‌هایش را بردند، دیگر چیزی برای من نمانده». اینکهخدا به هرکسی میگوید تدبّر کن، یعنی هرکس شاخه را تکان بدهد، میوه‌ گیرشمی‌آید. امامان ما چیزی از قرآن میفهمند که ما نمیفهمیم، این حق است؛ فقیهاز آیات‌الاحکام چیزی در می‌آورد که ما نمیفهمیم، این حق است؛ امّا معنایشاین نیست که تدبّر نکنیم.

 

ما


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-این سئوال برای من مطرح است که فیلم – تاکسی – مال حجت اسلام پناهی-باسازمانی ای مانند- سازمان تبلیغات اسلامی هم برخوردی داشته است؟؟-درانجیل امده است- حضرت مسیح علیه السلامبه مغازه یکفر شاید یهودی جوان رفت که میدانست انصافی در او است- وکنار میز کارگاهی نشست که ان جوان مجسمه گرندهای درست میکرد ورنگ امیزی میکرد برای زیبائی واسباب باز ی بچه ها میفروخت- حضرت مسیح علیه السلام فرمودند که من امدم این کاررا یادبگیرم- ظرف دو وسه ساعت ان را بلد شد جوان گفت شما قبلا بلد بودید- ایشان گفتخیر تازه یاد گرفتم این قابل قبول است چنین استعدای هم وجودارد ولی مال حضرت مسیح علیه السلام کمی بیشتر است- این جهان حرکت کند دارد وپیشرفت اش کند است حضرت مسیح علیه السلام فرمودندجوان میخواهی این پرنده پرواز کندمات ومبهوت شد وحضرت مسیحئ علیه السام فرمودند به اذن الله- که انراتبدیل کردن به نام پدر؟ ودعا خواندنچناچه حضرت مسیح علیه السلام نقش الهی هم داشته باشدنیز به اذن واز خدا خواستننداشتمعلوم میشودان برچسب ها قلابی است پرن واز مغازه بیرون رفت افراد دم مغازه مات ومبهوت شدن وپرند باز گشت وبر شانه حضرت مسیح علیه السلام قرار گرفت وانجوان فرمودند به این پرنده بگوئید برشانه من قراربگیرد وحضرت مسیح علیه السلام والصلوات انرا بیان کردند وپرنده بر شانه ان جان قرار گرفت که مدهوش شد ایضشان بهوش اوردند این جهش بزرگ کار فقط خداوندمنان است مردم گفتند که حضرت صلواه اللهعلیه این نر است ویک ماده هم درست کن ایشان فرمودند این پرنده به ماده نیازندارد وبه اب ودانه هم- نیاز ندارد بلای سر شماچرخ میزند وکاری به ان نداشته باشیدتا رلت اش فرا برسد—اخرین پامبر انجلی حضرت بحیری سلام الله علیه است که پیامبر اکرم صلواته اللهعلیه والسلم درنوجوانی با ایشان ملاقات داشته است-حال مطالبی که انجناب تدریس میکرد با مطالبی کهپیامبر اکرم صلواه اللهعلیه واله والسلم تدریس کرده است یک جهش عظیم است که جز خداوندمنان کسی را یارای ساخت ان نبوده است


ارسال شده در توسط علی
   1   2   3   4   5   >>   >