سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-باتبریکمجدد برای فتح موصل که به قول امام راحل علیه السلام بر بال فرشتگان نشستید واین جنگ سخت را به خوبی مدیریت واداره کردید جان بازی عظیمی درا ن رخ داد که نشان داد مومنین در رشادت از غیر مومنین چند گردن بالتر هستند- وخداوندمنان طعم – اتش واهن را به انها چشاند—دراین حال به سمت الرمادی میرونند- کارانجا به مراتب برای انها سختر است- وادعا کردن به زودی بغداد میگیرنند- گرفتن هم نیروی بیشتری نسبت به ارتش عراق میخواهد وهم مهمات بیشتر که امکان حمل ونقل انها امکان پذیر نیست – ان امکانات راندارند- وبخصوص درمقابل نیروی هوائی وموشک انداز ها بشدت ضربه پذیر هستند- درشرهانی درنزدیکی اندیمشک- جناب سروانی بودند ارتشی بسیارعالی نقشه میکشید که من همراه با شهید مهندس کمال ظل النوار به نزدایاشن میرفتیم وبسیار طراح خوبی برای اطاق های تاکتیک وسنگرهای تاکتیکی که در ردیف اول هستند بود وایشان میفمود من بارها به ارتش نامه نوشتم که مهمات من کم است ولی جوابی نمیدادند ودستور حمله میدانند ومن تا جائی که مهمات داشتم جلو میرفتم وسپس به عقب باز میگشتمدراین موارد باید حداقل پانصد خمپاره فعال باشد وهر هشت متر یک توب باشد-که در ردیف خاصی پشت سرهم باشد که اگر ردیف جلو را زد ساکت شود ردیف پایین تر فعال شود-حداقل سه ردیف باشد-نامهای کهنوشته است درحقیقت التماس دعا برای سفارت خانه ها است در تمام اطراف محلات ریف بغدادنیروهی قرار دهید مانند روسها وانگلیسی درجنگ جهانی دوم با چتر اسلحه ومهمات بریزید ویاد دهید که یکی زیرزمین کوچک درخانه ها ایجاد شود که یک سوراخ به بیرون نزدیک دیوار خانه یا اطاق باشد واز انجا نیروهائ داعش که وارد میشود تیراندازی کنندوسپس باخمپاره کوچک بزنند وسپس هواپیما به سمت انها تیراندازی کنند وکانالهائی برایفرار به پشت وحمله مجدد به نیرو های تکفیری ایجاد شده باشد که بشدت رعب اور است- انشالله یکدرس تاریخی درالرمادی ودر ریف بغداد باید داه شود وطرح هجومی همه جانبه باقدرت جابجائی نیروی که حداقل بیست وچهار ساعت حمله ور شود ایجاد شود تا دشمن شیراز ه اش ازهم بپاشد-که تاکتیک قرانی هم است انشالله هرچه زودترعراق مبارک از شر داعش خلاص شود ولی بایدیک ارتش منسجم مدرن به زودی درعراق پدیدار گردد- انشالله- وباید دقت کرد اوباشان را مهار کرد- که بیشتر ازانان استفاده میکنند


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-کتاب های پیشین الهی- بهنظر میرسد به ا ینعلت- معجزه بیانی نداشتد  اولابرای ازمایش بوده است- درثانی پیامبران سلسله وار مبعوث میدند وکتب را تصحیح میکردند وکتب  راستین بیان میکردند- ولی قران به این علت که پیامبری دیگر نمیامده است- دارای معجزه بیانی است- تبدیل وتحریف وتغیر دران رخ نمیدهد مگر درتبین وتفسیر که ربطی به معجزه بیانی ندارد- قران میفرماید- قال کافرون- ان هذا لساحرمبین—این مرد یعین پیامبراکرم صلواته الله علیه واله والسلم حقیقتا ساحر است- درعرف بین ساحر وجادوگر اختلاف است- ساحر بیشتر بیان میکند واورادی را مشخص میسازد- که بابیان ان اتفاق مورد خواست فرد رخ میدهد- ماند دعا- ولی جادوگر بیشترعمل میکند درعربستان این چنین بوده است-در جدل گاهی گوینده جواب میدهد وگاهی باید مخاطب جواب دهد- این سئوال مطرح است چرا دربیان فقط پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم ساحربیان شناخته شد وچرا دیگران  به این لقب مشخص نشدند- قران میفرماید- ایاتنا بینات- ایه های  ما نشانه وعلامت مارا دارد بینات مطلق است درتمام ابعاد است وتا امروز هیچ کتابی وعلمی برخلاف ایات الهی موجود نیست- وموجودات این عالم هم نشانه هائی واضح از علم وقدرت الهی دارا است –میگویند کتابی غیر ازاین قران بیاور که مطابق ایده ها وخواست ما باشد پس قران را نتوانستند رد کنند-ولی گفتند انرا ما نمی پسندیم- امروزه برمسئله فرجام همین موضوع است- بعد  قران میفرماید – فمن اظلم ممن افتری  کذبا او کذب بایاته- انه لا یفلح المجرمون- این امر تقلید از یهود است-چه کسی ستمکارتر از کسی است که را  دروغی به خدا نسبت دهد ویاایه او را تکذیب کند- تکذیت مطلق امده است میگفتند اگر مطابق میل مانباشد میگ.ئیم این ایه از طرف الهی نیامیده است-در دانشگاه لندن  سر کلاس استادفرمودندحضرت مسیح علیه السلامبرلاف ان اینطور وانمود میشود حضرت دریک سفر طولانی بوده است نیست- بلکه از نزدیک یک دهکده عبور میکرده است وبه افرادی که تشخیص میداده است گوش شنوا دارند انها به جای دنجی میبرده است وشروع به وعظ میکرده است وافراد نقصی داشتند تقاضای معالجه میکردند اول درنیت خود قصد هائی داشتند حضرت مسیح علیه السلام توجه ای نمیکرده است تاقصدانان تنقیح وپاک میشد وحضرت مسیح علیه السلام ایشان به کناری وجلوتر میبرد ومیفرمود چون نیت ات صاف شد وایمانت کامل شد خداوندمنان به دست من تورا معالجه خواهد کر د وانفرد خوب میشد وهمه تکبیر میگفتند- ان فرد میفرمود ده  بالتر انهاهم قوم وخویش من هستند ومردمان خوبی هستند ومن سریع که قبلا شل بود به انزدانان میروم تا انها معجزه شمار ببینند- وبه شما ایمان بیاورنند وشما به نزدانان بیائید و باهمراهان همراه مسیح علیه السلام به نزدانان میرونند درهمین هنگام- یک یهودی از صف بیرون می اید وکنار کوه می ایستد ومیگوید من به مردم اورشلیم خواهم گفت نه موعظهای کردی ونه معجزه کردی ونه مردمان گرد شما جمع شدند حضرت مسیح علیه السلام ایشان را نفرین میکند ناگهان سنگی بزرگ از کوه جدا غلطان بر سران یهودی فرود می اید وباز جماعت تکبیر میفرستند-


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-کتاب های پیشین الهی- بهنظر میرسد به ا ینعلت- معجزه بیانی نداشتد  اولابرای ازمایش بوده است- درثانی پیامبران سلسله وار مبعوث میدند وکتب را تصحیح میکردند وکتب  راستین بیان میکردند- ولی قران به این علت که پیامبری دیگر نمیامده است- دارای معجزه بیانی است- تبدیل وتحریف وتغیر دران رخ نمیدهد مگر درتبین وتفسیر که ربطی به معجزه بیانی ندارد- قران میفرماید- قال کافرون- ان هذا لساحرمبین—این مرد یعین پیامبراکرم صلواته الله علیه واله والسلم حقیقتا ساحر است- درعرف بین ساحر وجادوگر اختلاف است- ساحر بیشتر بیان میکند واورادی را مشخص میسازد- که بابیان ان اتفاق مورد خواست فرد رخ میدهد- ماند دعا- ولی جادوگر بیشترعمل میکند درعربستان این چنین بوده است-در جدل گاهی گوینده جواب میدهد وگاهی باید مخاطب جواب دهد- این سئوال مطرح است چرا دربیان فقط پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم ساحربیان شناخته شد وچرا دیگران  به این لقب مشخص نشدند- قران میفرماید- ایاتنا بینات- ایه های  ما نشانه وعلامت مارا دارد بینات مطلق است درتمام ابعاد است وتا امروز هیچ کتابی وعلمی برخلاف ایات الهی موجود نیست- وموجودات این عالم هم نشانه هائی واضح از علم وقدرت الهی دارا است –میگویند کتابی غیر ازاین قران بیاور که مطابق ایده ها وخواست ما باشد پس قران را نتوانستند رد کنند-ولی گفتند انرا ما نمی پسندیم- امروزه برمسئله فرجام همین موضوع است- بعد  قران میفرماید – فمن اظلم ممن افتری  کذبا او کذب بایاته- انه لا یفلح المجرمون- این امر تقلید از یهود است-چه کسی ستمکارتر از کسی است که را  دروغی به خدا نسبت دهد ویاایه او را تکذیب کند- تکذیت مطلق امده است میگفتند اگر مطابق میل مانباشد میگ.ئیم این ایه از طرف الهی نیامیده است-در دانشگاه لندن  سر کلاس استادفرمودندحضرت مسیح علیه السلامبرلاف ان اینطور وانمود میشود حضرت دریک سفر طولانی بوده است نیست- بلکه از نزدیک یک دهکده عبور میکرده است وبه افرادی که تشخیص میداده است گوش شنوا دارند انها به جای دنجی میبرده است وشروع به وعظ میکرده است وافراد نقصی داشتند تقاضای معالجه میکردند اول درنیت خود قصد هائی داشتند حضرت مسیح علیه السلام توجه ای نمیکرده است تاقصدانان تنقیح وپاک میشد وحضرت مسیح علیه السلام ایشان به کناری وجلوتر میبرد ومیفرمود چون نیت ات صاف شد وایمانت کامل شد خداوندمنان به دست من تورا معالجه خواهد کر د وانفرد خوب میشد وهمه تکبیر میگفتند- ان فرد میفرمود ده  بالتر انهاهم قوم وخویش من هستند ومردمان خوبی هستند ومن سریع که قبلا شل بود به انزدانان میروم تا انها معجزه شمار ببینند- وبه شما ایمان بیاورنند وشما به نزدانان بیائید و باهمراهان همراه مسیح علیه السلام به نزدانان میرونند درهمین هنگام- یک یهودی از صف بیرون می اید وکنار کوه می ایستد ومیگوید من به مردم اورشلیم خواهم گفت نه موعظهای کردی ونه معجزه کردی ونه مردمان گرد شما جمع شدند حضرت مسیح علیه السلام ایشان را نفرین میکند ناگهان سنگی بزرگ از کوه جدا غلطان بر سران یهودی فرود می اید وباز جماعت تکبیر میفرستند-


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- میراث رضا شاه-از زمان قاجار – تا امروز رسانه های انگلستان-  تمام تمدن اسلامی بخصوص ایران وافغانستان زیر مهمیز ناسزائی گرفته اند- در لندن  دریک کلاس انگلیسی بسیار پیشرفته- یک دانشجوی افغانی جوان وباخانم اش- بود علاوه برمسلط بر زبان انگلیسی- بر زبان یک محله معروف انگلیس  مسلط بود کهخانم اساتد میفرمودند من بعضی اصطاحات انجا یاد میدهم که بازارانجا  اجناس انگلیسی بسیار ارزان تر از لندن است- بعضی الغات فرموشکرده بود سعی میکرد که به ذهنش برسداین جناب بیان میکرد ایشان پدراش دریک استان افغانستان وارد-کننده چائی بود- به زبان انگلیسی مسلط بود وبرای این پسر از  ازسن دبستان معلم انگلیسی گرفته بود که بعضی فرد انگلیسی بود برادراش را برای معالجه دبه انگلستان میفرستذ که همسر ایشان فوت کرده بود وبه اومیگوید- یکخانه بخر ویک مغازه ومن چائی به انجا شما بفروش ودرانجا زندگانی کن- واین پسراش دراول دبیرستان به انگلستان میفرستد که درانگلستان کند ایشان وارد دبیرستان میشود- متوجه میشود در دبیرستان از تمدن  اسلامی افغانستان تعریف میشود ولی در رسانه ها بشدت کوبیده میشود- واز معلمین خود میخواهد که از تمدن اسلامی افغانستان دفاع ذکند وانها میگویند مال اینکار را نمی کنیم ومطبوعات هم ازاد هستند وایشان شروع مطالعه میکند تا در دانشگاه حمله به مطبوعات انگلستان میکند- عموی ایشان برای مدتی به افغانستان می رود- پلیس دم خانه ایشان می اید که شماتنها هستید زبان بلد نیستید- ممکن است اتفاقائی برای شما بیفتد وشمامجبورهستید به افغنستان بروید مگرانکه شخصی انگلیسی بلد باشدهمراه شماباشد وزمانی هم فرصت میدهد ایشان چون میدانسته ان پلیس مال همان محله خاص است- با همان زبان صحبت میکرده است مذاوم برای ایشان مزاحمت ایجاد میکند– میگوید بزودی من وکیل میگریم وبا ایشان بایدصحبت کنید وایاشان باخانمی ازدواج میکند که دانشجوی زبان اگلیسی درکابل بوده است – ایشان به سفارت افغانستان درپنج نفر هرکدام دریک اطاق بزرگ که بسیار بزرگ است بودند که تعدادی از انها درانگلستان درس خوانده بودند- به مسئول فرهنگی  جریان میگوید که شما باید ازتمدن اسلامی افغانستان دفاع کنید- فردمسئول بعد خشمگین میشود که ما ازتمدن لجن اسلامی دفاع کنیم که گنداش درامده است من فکر میکردم شما باهوش هستید؟؟ ما باید تمدن انگلستان کپی کنیم دفعه دیگر اگر چنین حرفی زدید  پاسپورت شمارا پاره میکنم وحال ازجلوی چشم بیون رو وگرنه با لگد تورا بیرون میاندازم- من سفارت ایران رفتم که تمدن اسلامی ایران وافغانستان مطلع شوم – گفتندچنین کتاب هائی  نداریم بهترین راه این است که ما خود کتاب فروشی بزنیم وانهارا ترجمه کنیم؟؟


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است- اقای عرفان ثابتی- که یک محقق بهائیت است- حتکا میداند که بهائیت چگونه وبا چه اعتقادی  تبلیغ میکرد-من در دبیرستان شاهپور شیراز که بعد  نام اش  به ابوذر تبدیل شد وامروزه پارک شده است توسط اقای مهدیزاده که هم کلاسی بودیم  وایشان هم بهادی بودند  بادونفر دیگر خدمت اقای  چهرنگار که سرمبلغ بهائیت دراستان فارس  رفتیم- اولا خداوند منان بااعتقادفرد موافق است ویا مخالف است ولی افراد بندگان الهی هستند- به انها علاقه داشته است که خلق کرده است- وهرجا فرد منطق را قبول نمیکند خداوند منان پس ازهشدارها وراهنمائی ها وعده وعیدها- اگر جواب مساعد داده نشد سخت گیری میکند- بعنوان مثال ابولهب یک نمونه است درا ن جلسه بحث امامزمان علیه السلام مطرح شد ایشان فرمودند امام زمان امده است ورفته است؟؟ وعدالت نسبی است ومداوم درحال کسترش عدالت است من به ایشان تذکر دادم مارا بچه تصور نکنید – اولا شما امام زمان علیه السلام ازچه منبعی شاختید- سیدعلیمحود باب امامزمان علیه السلام ازچه منبعی شناخته است موضوعیت امام زمان علیه السلام دراسلام بسیار روشن است وابهامی ندارد وهیچکدام از خصوصیات انحضرت علیه السلام ب سیدمحمدعلی باب  مطابقت ندارد ولی ایشان اصرار داشت که ایشان امام زمان علیه السلام بوده است- اگر صداقت نباشد طرف مقابل هم میتوانتد مطلبی جعل کند یک خانم انگلیسی درباره بها الله گفته است مناطلاعات کافی داریم که مثلاذ گفته است خوب ایران رابهم ریختم وسندهم معتبر است وپافشاری کنم که درست است باید سعی کرد منطقی عمل کرد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است- اقای عرفان ثابتی- که یک محقق بهائیت است- حتکا میداند که بهائیت چگونه وبا چه اعتقادی  تبلیغ میکرد-من در دبیرستان شاهپور شیراز که بعد  نام اش  به ابوذر تبدیل شد وامروزه پارک شده است توسط اقای مهدیزاده که هم کلاسی بودیم  وایشان هم بهادی بودند  بادونفر دیگر خدمت اقای  چهرنگار که سرمبلغ بهائیت دراستان فارس  رفتیم- اولا خداوند منان بااعتقادفرد موافق است ویا مخالف است ولی افراد بندگان الهی هستند- به انها علاقه داشته است که خلق کرده است- وهرجا فرد منطق را قبول نمیکند خداوند منان پس ازهشدارها وراهنمائی ها وعده وعیدها- اگر جواب مساعد داده نشد سخت گیری میکند- بعنوان مثال ابولهب یک نمونه است درا ن جلسه بحث امامزمان علیه السلام مطرح شد ایشان فرمودند امام زمان امده است ورفته است؟؟ وعدالت نسبی است ومداوم درحال کسترش عدالت است من به ایشان تذکر دادم مارا بچه تصور نکنید – اولا شما امام زمان علیه السلام ازچه منبعی شاختید- سیدعلیمحود باب امامزمان علیه السلام ازچه منبعی شناخته است موضوعیت امام زمان علیه السلام دراسلام بسیار روشن است وابهامی ندارد وهیچکدام از خصوصیات انحضرت علیه السلام ب سیدمحمدعلی باب  مطابقت ندارد ولی ایشان اصرار داشت که ایشان امام زمان علیه السلام بوده است- اگر صداقت نباشد طرف مقابل هم میتوانتد مطلبی جعل کند یک خانم انگلیسی درباره بها الله گفته است مناطلاعات کافی داریم که مثلاذ گفته است خوب ایران رابهم ریختم وسندهم معتبر است وپافشاری کنم که درست است باید سعی کرد منطقی عمل کرد


ارسال شده در توسط علی

ه ببسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- کدام سیاست برنده است؟؟ وچرا-برگردیدم به دوحدیث امام حسن علیه السلام—حدیث اول- انچرای مومن رخ میدهد- ازنعمت وخیر ویا ضرر شر- حکمتی عظیم برای مومن دارد شناخت ان- مانند کسی است به یک سردابه میرود که بیش از هزار پله دارد که فقط صدپله اول ا ن مشعله دارد ومابقیه درتاریکی است ولغزنده است ودر اخر اکسیژن نیست وفرد تلف میشود وبازگشتی نیست پس زیاد دراین امر کنجکاوی نکنید—استادمعزز حضرت ایت الله دکتر مرتضی مطهری علیه السلام – میفرمیاند- ان صدپله اول که مشعل دارد به این معنا است که قابل شناخت است عقل وعلم درک میکند- وحی توضیحاتی داده است- ولی به ان بسنده نمیشود عمقی عظیم دارد که قابل شاناخت برای غیر معصوم امکان پذیر نیست- پس ازاقایان بحث از سکولاریزیم وبحث از دمکراتیک- بحث ار رفراندوم بحث از تنوع ایده ها- نگویند زیرا مردم مومن نمیخواهند به جهنم روند ویا صاحب شری شوند که به ان اگاه نیستند—درحدیث دیگری که برا اساس سنت واقعی اسلام عمل شود ولو فرد خودرا مسلمانان بداند ودرسلام کوشش هائی بکند- وبه سنت واقعی اسلام ضربه بزند—امام حسن علیه السلام میفرماید- در روز قیامت نامهای به اومیدهند که درا نامه خوبی های ایشان وجودندارد- گناهانی است که ایشان مرتکب نشده است ودرجات جهنمی عظیم است- ایشان اعتراض میکند که این نامه –مال من نیست—جواب می اید- شما به افراد مومن ضربه زدید- برای عدالت خوبی هاشما راابه ایشان- دادیم وچون کم بود گناهان ایشان را به شما دادیم- چون شما حق الله وحق الله طول تاریخ نسلها و وحق الناس را در طول تاریخ رعایت نکردید درجات جهنمی هم زیاد شد- اما جریانی از حضرت علی علیه السلام- درجنگ جمل سه روز صبر شد تا عمده قوای هردوطرف بیایند- وروز چهارم بایدجنگ تن به تن شود طبق سنت عرب دراین سه روز فاصله دولشگر پنجاه متر بود وهرشب افرادی به لشگر مخالف میرفتند ودرباره چه کسی مقصر است بحث میکردند؟ در لشگر جمل پیرمردی بود- کهحافظ قران وحافظ حدیث ودارای به قول اش علم کلام از ایات قران واحادیث وعلم کلام حقانیت اصحاب جمل را اثبات میکرد وحضرت علی علیه السلام را محکوم میکرد سه جوان از لشگر حضرت علیه السلام- نزد این پیرمرد بودند- دوتا انها خشمگین شدند وباز گشتند ونفر سوم نشست وتصور کرد که درست میگوید- فردای انروز نزد علیه السلام رفت وجریان ر گفت وحضرت علی علیه السلام جوابان موضوع را به ایشان یاد داد وان جوان شب به نزد پیرمرد رفت وگفتمان حضرت علی علیه السلام بیان کرد- ان پیرمرد جا خورد وگفت این حرف کیست؟؟ جوان گفت حرف مولای علی علیه السلام است پیرمرد بفکر فرور رفت یکدفعه بشاش شد وگفت جواب علی علیه السلام پیدا کردم وجوان باز گشت وفردا صبح ان روز خدمت علی علیه السلام رسید وجریان گفت- حضرت علی علیه السلام ان جوان نزد یک مرداب نزدیک لشگربرد-فرمودند بابیان شخصی – این مرداب اب لجن الوده ای دارد وبسیار متعفن است- ولی برای قرباغه- مار ابی – گراز وپلنگی که بخواهد گراز شکار کند مطلوب است بعضی انسانها مانند این حیوانات به افکار پلید متعفن که جیفه پست دنیائی را برا ی انها فراهم میکند بیش از حقایق نورانی لذت بخش است- این پیرمرد هم جزو همین گروه است فردا بعد از جنگ به اینجا بیا- تاجسدانرا دراینجا ملاقاتی کنی- که خود این یک علم غیب است- فردا ی انروز چون پیرمرد قدرت جنگی نداشت واعارب یک تاکتیکی داشتند درمرداب مخفی میشدند که دشمن یامیخواهد به اسب اش اب دهد ویا رفع حاجات کند ویاخود رادرمرداب خنک کند ویا ازمرداب عبور کند وحمله کند – به کنار مرداب می امدند وان پیر کرد در اب مرداب خودرمخفی کرد که سرش فقط ریر یک بوته بود ویکی از سربازان علی علیه السلام بااسب به کنار مرداب امد تا اسب اش را اب –شروع کرد لجن هار کنار زدند بدهد-که ان پیرمرد نیزه به سمت او پرتاب کرد وان فرد شهید شد- جوانیب از سپاه علی ذعلیه السلام انهم خودرمرداب مخفی کرده بود وشاهد قضیه بود وصبر کرد تا انفرد به خنک خودبپردازد ونیزه اش به کناربود وارام حرکت کرد وتیرای برگلوی اوزد- وسپس سنگی بزرگ را به پای او بست واورا به قعر مرداب فرستاد- وومنتظر فرد دیگر نشست عصران روز حضرت علیه السلام- با ان جوان کنار مرداب امد وحضرت علی علیه السلام نیزه را جوان را گرفت ودرشکم ان مرد فرو کرد وباقدرت الهی ان را بالا اورد- ودر دهان انمرد لحن را رفته بود ولجن وخزه درتمام بدنش را گرفته بود وفرومدند این عاقبت دنیائی این مرد است ودرقیامت وضع او از این هم وحشتناک تر است امام علیه السلام تلویحا فرمودند اصحاب جمل فقط به فکر جیفه پست دنیائی بودند واحاکا وسنتهارا به نفعذاین جیفهتائید وتفسیر کردنذ ومذهب دامی وحلیه ای جزبرای فریب نبود چرا جون ار معروف ونهی از منکر ولایت دربین انها نبود این امربعمعروف ونهی از منکر برای پیشگیری است نه انکه فرد ازاد است گناه کند وسپس امربه معروف ونهی از منکر شود میابیست تمتمسرچشمه های گناه راخشکاند- این امر هم حقوق الهی را دربر میگیرد وهم سلامت وکمال انسانی را فراهم می اورد-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی
<      1   2   3   4   5   >>   >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99