سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- با الهام-از فرمایشات حضرت ایت الله العظمی مرحوم محسنی رحمت الله علیه- درباره حضرت موسی علیه السلام- مدین همان شهر مدائنا است که درمرز اردن وعربستان دراردن است وازان راه به شام میرفتند- ایشان درست میفرمیاد نبایدحضرت موسی علیه السلام به مصر باز میگشت زیرا قانونمصر اینبود هرکس یکقبطی را بکشد ولو دردفاع از خودباشد کشته میشود- وایشان دلیل باز گشت را فرمودند من نمیدانم- ولی من درکتابی خواندم که حضرت شعیب دستور دادند وفرمودندمبارک است یعنی برکت- عرب به سینه شتر وپستان شتر میگفت برک یعنی نعمت سعادت اور زیرا شیر شتر بسیارگران بود وکله مبارک از این ریشه گرفته شده است- مبارک است یعنی برکت وسعادت دارد—ایشان به سمت مصر کرد از اهلبیت ایشان فقط اهلبیت مطرح شده است ومشخص است زیرانقشی خاص نداشتند حال مهم نیست چرا حضرت موسی علیه السلام برای اتش رفت حال همسر مبارک ایشان جناب صفورا زایمان داشتند وغیره یا هوا سرد بودویا شعله میخواستند راه پیدا کنند چون ان زمان شام دراخیتارمصربود وایشان برای انکه شناخته نشوداز بیراه میفتند و طبق نقشهای داشتند میبایست منطقه را بشناسند- غیره- به سمت اتشی رفتن که درحقیقت درخت درحال سوختن بود ولی اثری از سوختن نبود حضرت ایت اللهالعظمی محسنی – رحمت الله بدرستی میفرمیاد- حضرت موسی بفکرفرورفت این کارشیطان است ویاخدا وچون بینسحر وکارجن ومعجزه فرق رابخوبیمیشناخت متوجه شد که کارخداوندمنان است ونداهم امد که من خداوندقهارهستم ولی خداوندمنان فرومودندسبحان الل هیچگونه جناب موسی علیه السلام فکر نادرست نکین که خداوندمنان ماننندانسان صحبت میکند دهان ندارد خلق صدا میکند حقیر معتقدهستم بیشتراز ان هم است –که به من توکل کن وشک پیدا نکن زیراقبلا حضرت موسی علیه السلام درجریان بتاحضرخضر علیه السلام مداوم شک پیدا میکند وخداوندمنان فرمودن ضرر ی به شما نمیرسد ولی انها فرعون وسپاه اش نابود میشوند یکخطر درزمان امام الزمان علیه السلام که تعدادی خاص کشته میشوند وان احمق ها تصور میکنند این افرادا به این انداز نباید کشته شوند ومیگویند که ایشان امام معصوم نیست همین مشکل راهم حضرت علی علیه السلام داشت- من وتو مبارک هستیم یعنی هدف ما برکت وخیر وسعادت رساندن است- ولی احمق ها نمیخواهندبلکه در راه خیرکارشکنی میکند وحتی افرادخیررا میکشند انسان به هربرکت درهرموردی برسد  اساسش کمک الهی است درست که انسان خواست دارد وسعی دارد ولی هموار کردن کارالهی است چه بساشیطان انسان رامنصرف کند ویا خواستهاش را نتواند حتی باسعی بدست اورد- ونکته اخر بعضی از پیامبر ان به سمت خطر رفتند ولی به برکت رسیدند


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است-سوره کوثر- دال بران است که مشرکین خداوندمنان را حذف کرده بودند همه کار بت بود وبت هم درخدمت انها بود- خداوندمنان میخواستند نشان دهند همه کار خداوندمنان است وبت هیچکاره است وهرکس باگوش فهم نمیکند- باپوست درک خواهد کرد- من دراین پیاده روی اربعین- متوجه شدم بعداز امام حسین علیه السلام امام الزمان علیه السلام اشکارتراز همه است- درحالیکه مرتدین- میخواستند نام امام حسین علیه السلام ونام امالزمان علیه السلام محو شود- درحالیکهنام منحوس یزید محو شد—درحالیکه یزید قدرت هرکاری راداشت- حال هم تاریخ درحال تکرار بر مدار همان فلسفه است


ارسال شده در توسط علی

 

 بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- اواز دهل از دور خوش است- براساس سایت رهیافتگان(پایگاه جامع مبلغین وتازه مسلما نان) درباره مسلمان شدن خانم لنه میته سن حانمی از کشور دانمارک- که مفتخر به تشرف اسلام عزیز شدن نام خودرا -سمیرا خادم گذاشتند—سمیرا که برای رسیدن به این پختگی دینی واعتقادی دوران سختی را پشت سر گذاشته وامروز زن جا افتاد های شده است- سمیرا از زنان فعال وپیشرو- درفاعلیت های اسلامی است- کهدتا بحال 22 جلدذ کتاب به زبان دانمارکی ترجمه کرده است ما امروز کمترین مطالعه داریم چه برسد مقاله ای بنویسیم وهیچ گونه سختی را تحمل نمی کنیم قبلا شایعه براین بود که هرجوانی لیسانس ادبیا میکرفت بقول دائی من اسم اش را سوسول میگذاشت- درهمه جهان پیشرفته ادبیات شاخص اش دراما است درایران بعلت خاصی عرفان حافظ است بادید غربی- ایشان درخواست شد بعلت تدریس موفق به اکابر بروند اکابر برای بزگ سالان بود وبعدا اسم اش رامتفرقه گذاشتند-بعلت انکه شبها تشکیل میشد سرشناس ها نمیرفتند وجوانان میرفتند ومداومبا بزرگسان به چالش درگیر میشدند وبزرگسان هم نمیرفتند- ایشان فرستادندو گفتندکلاس باید همیشه تر وتازه- هرکس نی لبک- بلد است باید با جوک وشعر مطلوب رفع خستگی کند ایشان درس را شروع کرد- کلاس برای افراد ازلحاظ امتحان زمان نداشت هرکس هروقت حاضر بهامتحان میشود درسال چهاربار زمان امتحان داشت- برای روزانه هم باید چنین باشد –که درحوزه چنین است- 56 نفر امدند که درمیان انها زنان بیوه ویک خانم نوجوان بیوه هم وجود داشت یک شب ان خانم نوجوان بیوه یک پاکت به ایشان داد که درخانه شخص بخواند ایشان نوشته بود من زنی ثروتمند هستم خانه دارم وماشین دارم- و- حاضر هستم مشوقعه شما شوم- ایشان بفکر افتاد برای این خانم ها دوبرنامه پیاده کند یکی برای عموم ودیگری برای ان خانم نوجوان- برای عموم از دبیران مجرد باسن بالا که بقول ایشان متشخص بودند وازانها خواست هرکس چنین است به اکابر بیاید حتی درکوچه وحل وامدد وبقول ایشان اتفاقاتی افتاد- برای ان دختر خانم- یک دبیرجوان کهتازه لیسانس ادبیات گرفته بود به ایشان گفت سوسول شب به اکابر بیا ونزد ایشان بنشین وبا ایشان رویهم بریز- ومدتی با ایشان باش وسپس ایشان را رها کن- وانجناب هم چنین کرد-ادامه دارد

 

 

 

 

 


ارسال شده در توسط علی
فاضل لنکرانی
تا جذب شود؟

«دین اسلام»؛ دین رأفت، رحمت، مودّت و دوستی است و پیامبر اسلام(ص) به عنوان رحمت برای عالمیان از جانب خداوند مبعوث به رسالت شده است،

  به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )–استاد فاضل لنکرانی گفتاری درباره روش آشناکردن یک غیر مسلمان با اسلام بیان کرده است.
به گزارش شفقنا متن گفتار مطرح شده بدین شرح است:

س:من با دوستانم در آمریکا در مورد اسلام مباحثی داریم. آنها می‌‌گویند اسلام خشن است و من هم جوابهایی به آنها داده‌‌ام. اما مطمئنا جوابهای شما سنجیده‌‌تر است. من تقاضا دارم یک سلسله مطالبی را در هر موردی که می‌‌شود از اسلام گفت، به طور مستمر برای بنده بفرستید تا به آنها بگویم. شما لطف کنید مطالب را بفرستید، من فقط آنها را بیان می‌‌کنم. اگر سؤالی پیش آمد با شما در میان می‌‌گذارم. لطفا حتما جواب مرا بدهید، خیلی لازم دارم. البته من خودم مطالعاتی دارم و جواب آنها را می‌‌دهم، اما مطمئنا جوابهای شما بهتر است. ترتیب بیان موضوعات به عهده خودتان، فرض کنید می‌‌خواهید یک غیر مسلمان را با اسلام آشنا کنید. البته داخل اینها کسانی هستند که اسمی مسلمانند، ولی عمل مسلمانها مثل نماز و.. را انجام نمی‌‌دهند. مطالب با دلایل محکم عقلی و نقلی باشد، که طرف قبول کند.

پاسخ : «دین اسلام»؛ دین رأفت، رحمت، مودّت و دوستی است و پیامبر اسلام(ص) به عنوان رحمت برای عالمیان از جانب خداوند مبعوث به رسالت شده است، قوانین و کتابی که اسلام برای هدایت بشر دارد، منطبق بر عقل و منطبق می‌‌باشد.به طور کلی، دین اسلام بر اساس عقل و منطق، همراه با محبت و دوستی پایه‌‌گذاری شده و در اصل اولی، دین اسلام از خشونت و برخورد خشن بیزار و متنفر می‌‌باشد.برای اثبات این مطلب، آیات قرآن و کتاب آسمانی مسلمانان و سیره عملی خود پیامبر اسلام(ص) و هم چنین دستور العمل‌‌ها و بیانات پیامبر اسلام باید ملاحظه گردد.الف) قرآن کریم خطاب به پیامبر اسلام می‌‌فرماید: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَهً لِلْعالَمِینَ»(انبیاء: 107)؛ ما تو را نفرستادیم مگر به عنوان رحمت برای جهانیان.دینی که پیامبرش را به عنوان رحمت برای مردم معرفی می‌‌کند، مسلما نمی‌‌تواند دین خشونت باشد.در آیه دیگر به پیامبر اسلام دستور به تواضع و فرتنی در مقابل مؤمنین را بیان می‌‌کند و می‌‌فرماید: «وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ»(حجر: 88)؛ «بال خویش را براى مؤمنان فرو گستر».و نیز در جای دیگر، خداوند به پیامبرش فرمان عفو و گذشت و مدارا را صادر می‌‌کند. «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ»(اعراف: 199)؛ «گذشت پیشه کن و به [کار] پسندیده فرمان ده و از نادانان رخ برتاب».تمام این آیات، بیان گر و نشانه رحمت پیامبر اسلام و ملایم و با مودت بودن و مطابق منطق بودن دین اسلام می‌‌باشد؛ زیرا اگر اسلام دین محبت، الفت، صمیمت و دوستی نمی‌‌بود، این همه تأکید به عفو، گذشت، محبت، اخلاق نیک و امثال این امور معنا نداشت.

دینی که تأکید می‌‌کند پیامبر با عفو، گذشت، مهربانی و محبت و اخلاق نیک با دیگران رفتار کنید و در برابر مؤمنین متواضع باشد.ب) رفتار و سیره عملی اسلام:1- پیامبر اسلام بسیار نسبت به دیگران دلسوز و مهربان بوده است. لذا اگر افراد از روی عناد به خداوند یکتا ایمان نمی‌‌آوردند، غم و غصه‌‌ی گمراهی دیگران، بر پیامبر سنگینی می‌‌کرد تا جایی که قرآن می‌‌فرماید: «لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ أَلاَّ یَکُونُوا مُؤْمِنینَ»(شعراء:3)؛ [گویى مى‏خواهى جان خود را از شدّت اندوه از دست بدهى بخاطر اینکه آنها ایمان نمى‏آورند]، این کلام خدا، مهربانی و دلسوزی خالصانه پیامبر را نشان می‌‌دهد.

2- اخلاق نیک؛ به شهادت تاریخ، پیامبر اسلام(ص) بهترین و نیکوترین اخلاق را داشته است. رفتار و گفتار خود پیامبر اسلام، هم از نظر قرآن و هم از نظر تاریخ، نشان می‌‌دهد که حضرت نیکوترین اخلاق و بهترین گفتار، حتی با دشمنان خود را داشته است.پیامبر اسلام آنقدر با مهربانی و نیکوئی با مردم رفتار نمود که قرآن او را به عنوان نمونه اخلاق عظیم معرفی می‌کند «إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ»(قلم:4).پیامبر اسلام، در تمام مسائل با صبر، شیکیبائی، عفو وگذشت رفتار می‌‌نمود و در برخورد با همگان با چهره باز و بشاش برخورد می‌‌نمود. همسایه یهودی حضرت هر روز با خاکستر از آن حضرت استقبال می‌‌کرد و پیامبر(ص) بدون هیچ واکنشی، پس از تکان دادن لباس‌ها و مرتب کردن وضع ظاهری اش به راه خود ادامه می‌‌داد، و روز بعد، با آنکه می‌‌دانست همان برنامه تکرار می‌گردد، تغییر مسیر نمی‌‌داد. یک روز از آنجا می‌‌گذشت، با کمال تعجب از خاکستر خبری نشد. حضرت با لبخند بزرگوارانه‌‌ای گفت: رفیق ما امروز به سراغ ما نیامد! گفتند: بیمار است. فرمود: باید به عیادتش برویم. بیمار یهودی، وقتی پیامبر اسلام را بالای سرش تماشا نمود، در چهره آن حضرت صمیمیت و محبت صادقانه‌‌ای احساس کرد که گویی سالها است با وی سابقه دوستی و آشنایی دارد و تمام کینه‌‌های مرد یهودی نسبت به حضرت به مهر و صفا تبدیل گردید.

آیا دینی که رهبرش حتی با دشمنانش اینگونه برخورد می‌‌کند، دینی خشن و بی رحم است یا دین با صفا و محبت و اخلاق و مهر و عاطفه؟!!اگر تاریخ صدر اسلام را مطالعه کنید پی می‌‌برید که در اثر برخورد نیک واخلاق حمیده پیامبر اسلام و مهر و عطوفتی که در دین اسلام وجود داشت، اقوام و ملل مختلف از اطراف و اکناف مدینه به اسلام می‌‌پیوستند و شعاع خورشید اسلام هر روز قلمرو بیشتری را فرا می‌‌گرفت.در نخستین فتوحات اسلامی و رفتار مهربانانه پیامبر اسلام و مسلمانان، مسیحیان شبیه جزیره العرب و شامات و غیره شیفته اسلام شدند و از صمیم دل آن را پذیرفتند.

البته یهود و مشرکان مکه موضع منفی گرفتند و دلیل آن هم این بود که علماء یهود به خاطر دنیا پرستی و ریاست طلبی، حقیقت را که از تورات درباره پیامبر اسلام خبر داشتند انکار کردند و عوام یهود را فریب دادند و به آنها گفتند پیامبر موعود این شخص نمی‌‌باشد. همچنین سران شرک و بت پرستی، منافع مادی خود را با وجود اسلام در خطر می‌‌دیدند، لذا علیه اسلام قیام کردند و یهود با تمام قدرت، تبلیغات سوء و منفی علیه اسلام را آغاز نمود که تا امروز این تبلیغات ادامه دارد و یکی از اتهامات و تبلیغات آنها، اتهام خشن بودن اسلام می‌‌باشد.

لذا قرآن کریم (مائده: آیه 82و83)، موضع مشرکان و یهود را نسبت به مسلمانان بسیار خشن و بی رحمانه و موضع مسیحیان را نرم و ملایم توصیف می‌‌کند.بر همین اساس، علما و مبلغان مسیحی نجران با آمدن نزد پیامبر و دیدن تواضع، اخلاق و حقانیت پیامبر(ص)، از مباهله با حضرت دست کشیدند و در واقع تسلیم پیامبر اسلام شدند.
قرآن کریم نتیجه اخلاق و رفتار پیامبر را در گسترش قلمرو اسلام و توسعه مسلمانان چنین می‌‌فرماید: «فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الأَْمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ»(آل عمران: 159)؛پس به [برکت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مى‏شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار[ها] با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل‏کنندگان را دوست مى‏دارد.

حال شما فکر کنید، دینی که دستور العمل اصلی اش سفارش به اخلاق و تواضع و عفو وگذشت باشد و رهبرش این گونه با توضع و اخلاق رفتار کند، آیا با خشونت سازگاری پیدا می‌‌کند؟3- دلسوزی پیامبر اسلام؛ وظیفه پیامبر اسلام، راهنمائی مردم به دین الهی و یکتا پرستی بوده است و دراین جهت بسیار دلسوزانه عمل می‌‌کرد و از هدایت نشدن عده‌‌ای از گم گشته‌‌گان وادی ضلالت، غم و غصه فراوان خانه دل او را فرا می‌‌گرفت. این دلسوزی و مهربانی پیامبر نسبت به هدایت امت به حدّی بوده که قرآن کریم او را دلداری می‌‌دهد: «فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلى‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدیثِ أَسَفاً»؛(کهف:6) گویا می‌‌خواهی خود را از غم واندوه به خاطر عدم ایمان آنها به این قرآن هلاک کنی…به خاطر اخلاق و رفتار نیک و خداپسند و عقل پسند پیامبر اسلام(ص)، قرآن کریم او را به عنوان الگویی از انسانیت، مهر، عاطفه، صفا و صمیمیت، اخلاق و الگویی از همه خوبیها معرفی می‌‌کند.
ج- روایات؛ اگر به روایاتی که از معصومین(علیهم السلام) به ما رسیده توجه کنیم [با توجه به ارتباطات آنها با منبع وحی] در بخش اخلاق و رفتار، دستور العمل‌‌هایی را بیان نموده است، آنگاه به حقیقت اسلام از نظر عطوفت مهربانی و صلح و صفا پی می‌‌بریم.البته نامه گنجایش ذکر روایات را ندارد ولی این مقدار عرض می‌‌کنیم که در روایات ما بهترین دستور العمل در رفتار و اخلاق انسان در تمام ابعاد؛ خانوادگی اجتماعی سیاسی، اقتصای، فرهنگی و… بیان شده است و در تمام روایاتی که به عنوان دستور العمل زندگی بیان شده‌‌اند، غیر از خدمت به دیگران، مهربانی کردن و رفتار دوستانه و با محبت و با اخلاق نسبت به انسان‌‌های دیگری، کوچکترین مسئله خشنونت آمیز، دیده نمی‌‌شود.

خلاصه اینکه قرآن کریم و روایات به صورت کلی برای همه مؤمنین دستور اکید به تواضع، فروتنی، برخورد نیک با دیگران، عفو و گذشت از خطاهای دیگران، دوست داشتن مؤمنین و امثال این امور می‌‌دهد و از تکبر، خود خواهی، ظلم و ستم بر دیگران و امثال آنها شدیدا منع می‌‌کند.آیا دینی که چنین پیامبری دارد و آنگونه دستور العمل‌‌های اخلاقی را بیان می‌‌کند، می‌‌تواند دین خشونت باشد. پیامبر و دینی که خدا ارسال نموده است، هرگز نمی‌‌تواند جز مهربانی و رحمت چیزی دیگری باشد.شاید دشمنان اسلام به بعضی از آیات قرآن تمسک کنند، مثل آیاتی که دستور قتل و جهاد با دشمنان را صادر می‌‌کند. لکن باید به این نکته توجه داشت که اصل اولی در اسلام؛ رحمت، رأفت و مهربانی است و لکن اگر کسانی باشند که وجود آنها مخل به حال عموم باشد و امنیت و رفاه عمومی را به خطر بیندازد و با منطق و برهان گفتگو کنار نیایند، در اینجا قرآن و اسلام با آنها به شدت برخورد می‌‌کند.

درست مانند این مسئله که خداوند با آنکه مهربان‌‌ترین مهربان‌‌ها است و انسان ها را خلق نموده و بهشت را هم خلق نموده و در حقیقت بهشت را برای بندگانش خلق نموده است، و لکن جهنم را نیز در کنار بهشت خلق نموده است، اما جهنم برای افراد سرکش و طاغی است که با ظلم و ستم به بندگان خدا و معصیت در برابر خداوند، زمینه رحمت الهی را در خود نابود کرده‌‌اند و جایگاه آنها جهنم الهی می‌‌باشد. این مسئله به رحمت و مهربانی خداوند ضرر نمی‌‌زند.اسلام نیز چنین است و حقا که دین رحمت، رأفت، مودت و مهربانی است.

منبع: شفقنا


ارسال شده در توسط علی

 بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- اواز دهل از دور خوش است- براساس سایت رهیافتگان(پایگاه جامع مبلغین وتازه مسلما نان) درباره مسلمان شدن خانم لنه میته سن حانمی از کشور دانمارک- که مفتخر به تشرف اسلام عزیز شدن نام خودرا -سمیرا خادم گذاشتند—سمیرا که برای رسیدن به این پختگی دینی واعتقادی دوران سختی را پشت سر گذاشته وامروز زن جا افتاد های شده است- سمیرا از زنان فعال وپیشرو- درفاعلیت های اسلامی است- کهدتا بحال 22 جلدذ کتاب به زبان دانمارکی ترجمه کرده است ما امروز کمترین مطالعه داریم چه برسد مقاله ای بنویسیم وهیچ گونه سختی را تحمل نمی کنیم قبلا شایعه براین بود که هرجوانی لیسانس ادبیا میکرفت بقول دائی من اسم اش را سوسول میگذاشت- درهمه جهان پیشرفته ادبیات شاخص اش دراما است درایران بعلت خاصی عرفان حافظ است بادید غربی- ایشان درخواست شد بعلت تدریس موفق به اکابر بروند اکابر برای بزگ سالان بود وبعدا اسم اش رامتفرقه گذاشتند-بعلت انکه شبها تشکیل میشد سرشناس ها نمیرفتند وجوانان میرفتند ومداومبا بزرگسان به چالش درگیر میشدند وبزرگسان هم نمیرفتند- ایشان فرستادندو گفتندکلاس باید همیشه تر وتازه- هرکس نی لبک- بلد است باید با جوک وشعر مطلوب رفع خستگی کند ایشان درس را شروع کرد- کلاس برای افراد ازلحاظ امتحان زمان نداشت هرکس هروقت حاضر بهامتحان میشود درسال چهاربار زمان امتحان داشت- برای روزانه هم باید چنین باشد –که درحوزه چنین است- 56 نفر امدند که درمیان انها زنان بیوه ویک خانم نوجوان بیوه هم وجود داشت یک شب ان خانم نوجوان بیوه یک پاکت به ایشان داد که درخانه شخص بخواند ایشان نوشته بود من زنی ثروتمند هستم خانه دارم وماشین دارم- و- حاضر هستم مشوقعه شما شوم- ایشان بفکر افتاد برای این خانم ها دوبرنامه پیاده کند یکی برای عموم ودیگری برای ان خانم نوجوان- برای عموم از دبیران مجرد باسن بالا که بقول ایشان متشخص بودند وازانها خواست هرکس چنین است به اکابر بیاید حتی درکوچه وحل وامدد وبقول ایشان اتفاقاتی افتاد- برای ان دختر خانم- یک دبیرجوان کهتازه لیسانس ادبیات گرفته بود به ایشان گفت سوسول شب به اکابر بیا ونزد ایشان بنشین وبا ایشان رویهم بریز- ومدتی با ایشان باش وسپس ایشان را رها کن- وانجناب هم چنین کرد-ادامه دارد

 

 

 

 

 


ارسال شده در توسط علی

 

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- دائی من- فامیلی ایشان مقومی تهرانی مقوم به مسول مالیاتچی میگفتند- پدر ایشان مدیرکل مالیات گیلان وهمدان بود اهل رشوه نوبد ولی مسوئلین دولتی نامه میاوردند که ف5لان کار باید بکن سرانجام ایشان استعفا داد وخانه نشین شد پسر ایشاغن که دائی من باشد درکوچه نظامی شری بود ود کلانتر یچهارده بهرستان پروند کلفتی داشت تا پدربزرگ من صبراش تمام شد وزیاد ایشان را کتک زده بود یک اپارتمان کوچک انز مان میگفتند کوچه وزرا خرید وبه ایشان گفت انجابرو و وسایل برای ایشان تهیه کرد و هرماه ما یک حقوقی به ایشان میداد چهارسال این چنین گذشت ایان بعداز سوم دبیرستان بهسرکار رفت کارهای زیاد ومتنوعی کرد تا انکه اداره برق کنکور گذاشت برای استخدام یکنف-که تکنسین برق شود- ایشان قبول شد علت قبولی قانون ژول بود ان زمان حتی زمانی که من سال دوم دبستان دردبستان نوباوگان ارامنه بودم تنها این دبستان تدریس ان به سبک امریکائی بود   قبلا تاحدی ایران این چنین که بعد سبک بزن دررو تبدیل شد روی این قانون ژول مسائل زیادی حل میکردندا یشان بعداز قبولی باز یک امتحان درباره قانون ژول شفاهی سوائل کردن- حتی مسائل بسیارپیچیده من دربستان ارامنه یکخانم ارمنی بود هم ناظم بود وهم معلم دینی مسیحت بود که جریان اش را خواهم گفت وهم معلم حساببود اقایا ارکلیان کتب درسی امریکا ترجمهکرد بعضی موارد فرستاده بود- اینخانم درهرموردی مانندامریکا که الان هم هست درهرمودی بین بیست وتا چهل مورد وانواع حل میکرد ومای اداشت میکردیم بعد یکی راانتخاب میکرد وعددرا تغیر میدادوسرکلاس از اما امتحان میگرفت وهرکس حل نکرده بود ویا غلط حل کرده بود جشمانش عقربی میشد .وبشدت فرد سرزنش میکرد وهیج کس جرئت داشت دست اش رابالابرد تک حل مسئله رامیدید وغلط کردهبود بشدت سرزنش میکرد وگاهی ن درست حل کرده بودن منراسرزنش کرد که چرا دست است بلند نکردی – یک نمونه از مسئله حساب خانمی از سوپر مارکت جان- دوکیلو سیب خریده است پولش ده تومان شده- تعدادسیب ده تا است ودو کیلو سبزی خوردن گرفت به قیمت فلان ومابقه در طول راه به خانه خواهرش رسیده است سه تا سیب به خواهر داده است- درطول راه دوبستی دوقلو ریدهمثلا دوتومان انزمان درایران- بستنی دوقلونبود عکساش نشان داد- به فلان قیمت- وه پارک رسید یک بستی دوقلور نصف کرد وبه یک پسر ودختر که کنارهم بودند درپارک داد به خانه امد سبزی خوردن را دف قسمت کرد درکیسه کرد دریخچال گذاست حال به این شش سئوال جواب دهید روبروی مدرسه یک خانه ای مانند کشتی بود این خانه متعلق به خاندان اخوان بود- که از ثروتمندان ایران بود وساله درامیرابودوبایک خانم امریکائی از دواج کرده بود وبه ایران امد وزن وبچه هایش امریکا بودن درایان بایک فامیل دیگر کهانها ثروتمند بود شریک شدن وسینما مولنروژ ساختند البته تجارات دیگرهم راداشتند زن وبچه ایشان به ایران امدند- بجه ایشان به پسر محمد نام درامریکا تا کلاس هفتم خوانده بود- ولی خواندن ونشتن بلدنبود موزوپروش بر ای اینها که بعضی هم فارسی خوب بلدنبودند درجائی دور خانه ای کرایه کرده بوداینها چهارنفر بودند به اینها کتاب اولرا درس داده بودند- ایشان زمانیکه متوجه شد من به این مدرسه میایم- اصرار داشتندکه بهاین مدرسه بیایند وانهاقبول نمکردندوخلاصه پارتی گردن کلفت کرد وبه مدرسه امد وکنار دست من منشست موبور وچشمان زاغ ومانند امریکائی سفید پوست ایشان نمیتوانست این مسائل راحل کند وبهمن میگفت درست حل کرد ی ویانه واگردرست حل نکردیئ یک چغان بکن- و-ایشان هرروز پنج بعدازظهر به سینما میرفت که مواظب باشد فرد دم در بلیط را پاره کند وبهمن میگفت بیا سینما من تورا راه میدیهم ومن نمینرفتم ساعات باشد- الان درامریکا مشهرترین دانشگاه امریکا همین روش دارند درامتحان از مسائلی که حل کردن همان سئوال امتحانی میشود وحت یاعدادرا تغیر نمیدهد این باعث پیدا شدن یک شم درانسان است ومن درطول یادگیری همین روش رابکار میبرم- دای من در اداره برق مواجهه پول های زیاد برق ر کار از مردم شد واستعفا داد درضمن دراداره بر ق مهندسین ه ایشان گفتن د حیف است شمادرس نخواهی هوش واستعداد شما بهمراتب بیشتراز ما است وپیش اینها درس خوان ودپیلم گرفت وامتحان اموزش وپروش داد برای دبیری وقبول شد وتمام دروس علمی را یادمیداد تا ششام بجز زبان انگلیس وعربی و ادبیات فارسی ایشان اول طرفدرا سوسیالست شد وسپس طرفدار کمونیست علت کمونیست شدن ایاشان این بود که ژاپونی بسیار افرادسخت کوش و پرتلاش هستند وغرب در ژاپن سرمایه گذاری عظیمی کرده است ولی روسها تنبلترین افرادبودند وضع جغرافیائی بسیاراسفناک دارند وکسی هم به انها کمک نکرده است- دربسیاری موارد از ژاپون جلوتر هستد ماهم کمیتنبل هستیم وضع جغرافیا فعلا خب نیست بیادالگوی کمونیستیرا پیاده کنیم امریکا درایران سرمایه گذاری عظیمی نخواهد کرد- درتهران در خیابان شاه اباد که نزدیک بهارستان است یک کافه قنادی بود بنام نوبخت ایشان اولین فردی بود که درفرانسه شیرینی ساختن خوانده بود وبسیار مشهور بودروز یقراربا دوستان میگذار که به کافه قنادی بیاین نشسته بودند که مابقیه بیایند سرگرم صحبت بودند که حضرت ایت الله العظمی شاه ابادی میرسید به دم در که ایشان هم میز شان کنار در بوده است یک فردی سطح بالا حضرا ایت ایت ا لعظمی مرحوم شاهابادی را نگه میدارد ومیگودی حضرت مدتها است که باران نیامیده است لطفا فکری بکنید ایشان باخنده میفرماید که انشاالله بزودی میاید ومیرود اقای نوبخت – میگویند زودبروید من میخواهم درب رابنندم- میگویند چرا میگوید الا باران می اید وسطح مغازه همسطح پیادرو است اب وارد مغازه میشود دائی من سخت عصبانی میشود ومیخواسته ایشان راکتک بزند- میگوید ایشان فرمودندانشالله می اید- وما منتظر دوستانم هستیم مینشینند دریک فاصله کم زمانی کم کم باران شروع میشود ایشان بلند میشود وباسرعتزیاد به سمت خغانه میدود سیل جاری میشودوایشان موش اب کشیده به خانه میرسد درایشان تغیراتی ایجاد میشود ونمیخواسته است مزاحم حضرت ایت العظمی شاه ابادیشود ومسائل فکری را ازایشان سئوال کند ولی ان عظمت دوستی داشته است بنام ایت االله کنی زحمت اله علیه کهداوم به منزل ایشان ایت الله العظمی رحمت الله علیه میامده وزمانی در خیابان شاه اباد به ایشان میگوید اجازه یدهید من به نزد شما بیایم ومسائل خودرا مطرح کنم وایشغان اجازه میدهد وادرس میدهد-ادامهدارد

 

ارسال شده در توسط علی

ارسال شده در توسط علی

 

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- دائی من- فامیلی ایشان مقومی تهرانی مقوم به مسول مالیاتچی میگفتند- پدر ایشان مدیرکل مالیات گیلان وهمدان بود اهل رشوه نوبد ولی مسوئلین دولتی نامه میاوردند که ف5لان کار باید بکن سرانجام ایشان استعفا داد وخانه نشین شد پسر ایشاغن که دائی من باشد درکوچه نظامی شری بود ود کلانتر یچهارده بهرستان پروند کلفتی داشت تا پدربزرگ من صبراش تمام شد وزیاد ایشان را کتک زده بود یک اپارتمان کوچک انز مان میگفتند کوچه وزرا خرید وبه ایشان گفت انجابرو و وسایل برای ایشان تهیه کرد و هرماه ما یک حقوقی به ایشان میداد چهارسال این چنین گذشت ایان بعداز سوم دبیرستان بهسرکار رفت کارهای زیاد ومتنوعی کرد تا انکه اداره برق کنکور گذاشت برای استخدام یکنف-که تکنسین برق شود- ایشان قبول شد علت قبولی قانون ژول بود ان زمان حتی زمانی که من سال دوم دبستان دردبستان نوباوگان ارامنه بودم تنها این دبستان تدریس ان به سبک امریکائی بود   قبلا تاحدی ایران این چنین که بعد سبک بزن دررو تبدیل شد روی این قانون ژول مسائل زیادی حل میکردندا یشان بعداز قبولی باز یک امتحان درباره قانون ژول شفاهی سوائل کردن- حتی مسائل بسیارپیچیده من دربستان ارامنه یکخانم ارمنی بود هم ناظم بود وهم معلم دینی مسیحت بود که جریان اش را خواهم گفت وهم معلم حساببود اقایا ارکلیان کتب درسی امریکا ترجمهکرد بعضی موارد فرستاده بود- اینخانم درهرموردی مانندامریکا که الان هم هست درهرمودی بین بیست وتا چهل مورد وانواع حل میکرد ومای اداشت میکردیم بعد یکی راانتخاب میکرد وعددرا تغیر میدادوسرکلاس از اما امتحان میگرفت وهرکس حل نکرده بود ویا غلط حل کرده بود جشمانش عقربی میشد .وبشدت فرد سرزنش میکرد وهیج کس جرئت داشت دست اش رابالابرد تک حل مسئله رامیدید وغلط کردهبود بشدت سرزنش میکرد وگاهی ن درست حل کرده بودن منراسرزنش کرد که چرا دست است بلند نکردی – یک نمونه از مسئله حساب خانمی از سوپر مارکت جان- دوکیلو سیب خریده است پولش ده تومان شده- تعدادسیب ده تا است ودو کیلو سبزی خوردن گرفت به قیمت فلان ومابقه در طول راه به خانه خواهرش رسیده است سه تا سیب به خواهر داده است- درطول راه دوبستی دوقلو ریدهمثلا دوتومان انزمان درایران- بستنی دوقلونبود عکساش نشان داد- به فلان قیمت- وه پارک رسید یک بستی دوقلور نصف کرد وبه یک پسر ودختر که کنارهم بودند درپارک داد به خانه امد سبزی خوردن را دف قسمت کرد درکیسه کرد دریخچال گذاست حال به این شش سئوال جواب دهید روبروی مدرسه یک خانه ای مانند کشتی بود این خانه متعلق به خاندان اخوان بود- که از ثروتمندان ایران بود وساله درامیرابودوبایک خانم امریکائی از دواج کرده بود وبه ایران امد وزن وبچه هایش امریکا بودن درایان بایک فامیل دیگر کهانها ثروتمند بود شریک شدن وسینما مولنروژ ساختند البته تجارات دیگرهم راداشتند زن وبچه ایشان به ایران امدند- بجه ایشان به پسر محمد نام درامریکا تا کلاس هفتم خوانده بود- ولی خواندن ونشتن بلدنبود موزوپروش بر ای اینها که بعضی هم فارسی خوب بلدنبودند درجائی دور خانه ای کرایه کرده بوداینها چهارنفر بودند به اینها کتاب اولرا درس داده بودند- ایشان زمانیکه متوجه شد من به این مدرسه میایم- اصرار داشتندکه بهاین مدرسه بیایند وانهاقبول نمکردندوخلاصه پارتی گردن کلفت کرد وبه مدرسه امد وکنار دست من منشست موبور وچشمان زاغ ومانند امریکائی سفید پوست ایشان نمیتوانست این مسائل راحل کند وبهمن میگفت درست حل کرد ی ویانه واگردرست حل نکردیئ یک چغان بکن- و-ایشان هرروز پنج بعدازظهر به سینما میرفت که مواظب باشد فرد دم در بلیط را پاره کند وبهمن میگفت بیا سینما من تورا راه میدیهم ومن نمینرفتم ساعات باشد- الان درامریکا مشهرترین دانشگاه امریکا همین روش دارند درامتحان از مسائلی که حل کردن همان سئوال امتحانی میشود وحت یاعدادرا تغیر نمیدهد این باعث پیدا شدن یک شم درانسان است ومن درطول یادگیری همین روش رابکار میبرم- دای من در اداره برق مواجهه پول های زیاد برق ر کار از مردم شد واستعفا داد درضمن دراداره بر ق مهندسین ه ایشان گفتن د حیف است شمادرس نخواهی هوش واستعداد شما بهمراتب بیشتراز ما است وپیش اینها درس خوان ودپیلم گرفت وامتحان اموزش وپروش داد برای دبیری وقبول شد وتمام دروس علمی را یادمیداد تا ششام بجز زبان انگلیس وعربی و ادبیات فارسی ایشان اول طرفدرا سوسیالست شد وسپس طرفدار کمونیست علت کمونیست شدن ایاشان این بود که ژاپونی بسیار افرادسخت کوش و پرتلاش هستند وغرب در ژاپن سرمایه گذاری عظیمی کرده است ولی روسها تنبلترین افرادبودند وضع جغرافیائی بسیاراسفناک دارند وکسی هم به انها کمک نکرده است- دربسیاری موارد از ژاپون جلوتر هستد ماهم کمیتنبل هستیم وضع جغرافیا فعلا خب نیست بیادالگوی کمونیستیرا پیاده کنیم امریکا درایران سرمایه گذاری عظیمی نخواهد کرد- درتهران در خیابان شاه اباد که نزدیک بهارستان است یک کافه قنادی بود بنام نوبخت ایشان اولین فردی بود که درفرانسه شیرینی ساختن خوانده بود وبسیار مشهور بودروز یقراربا دوستان میگذار که به کافه قنادی بیاین نشسته بودند که مابقیه بیایند سرگرم صحبت بودند که حضرت ایت الله العظمی شاه ابادی میرسید به دم در که ایشان هم میز شان کنار در بوده است یک فردی سطح بالا حضرا ایت ایت ا لعظمی مرحوم شاهابادی را نگه میدارد ومیگودی حضرت مدتها است که باران نیامیده است لطفا فکری بکنید ایشان باخنده میفرماید که انشاالله بزودی میاید ومیرود اقای نوبخت – میگویند زودبروید من میخواهم درب رابنندم- میگویند چرا میگوید الا باران می اید وسطح مغازه همسطح پیادرو است اب وارد مغازه میشود دائی من سخت عصبانی میشود ومیخواسته ایشان راکتک بزند- میگوید ایشان فرمودندانشالله می اید- وما منتظر دوستانم هستیم مینشینند دریک فاصله کم زمانی کم کم باران شروع میشود ایشان بلند میشود وباسرعتزیاد به سمت خغانه میدود سیل جاری میشودوایشان موش اب کشیده به خانه میرسد درایشان تغیراتی ایجاد میشود ونمیخواسته است مزاحم حضرت ایت العظمی شاه ابادیشود ومسائل فکری را ازایشان سئوال کند ولی ان عظمت دوستی داشته است بنام ایت االله کنی زحمت اله علیه کهداوم به منزل ایشان ایت الله العظمی رحمت الله علیه میامده وزمانی در خیابان شاه اباد به ایشان میگوید اجازه یدهید من به نزد شما بیایم ومسائل خودرا مطرح کنم وایشغان اجازه میدهد وادرس میدهد-ادامهدارد

 


ارسال شده در توسط علی
<      1   2   3   4   5   >>   >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99
مهر 99
آبان 99
آذر 99
دی 99