سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم اله الرحمن الرحیم- نیم نگاهی به دین ودنیای متجد د-مدتها قبل درغرب تصور کردند هرکس که زیاد واجب است میگوید این فردی احمق وخود خواه است امروزه فهمیدند کسی که واجب است پیشتاز است-جناب ابن رشد درنبوغ اش بحثی نیست درنبوغ ده درجه است هر درجه ده درصد است نبوغ کسی است هوش ذاتی اش مثلا از هشتاوپنج نسبت به صد بیشتر باشد ولی هوش فعلی ملاک است ان هوش ای کاربردی است حال چه میزان هوش فعلی نسبتبه هوش ذاتی که عقب تر است به هوش برس –فرضی کنید کسی هوش ان پنجاه است ولی هوش فعلی پانزده است- اینشتین درجه ده است ابوعلی سینا نه است ابن عربی هفت است وابن رشد بین چهارو پنج است- دستور داده بود علم نظری همه رشته هارا یاد بگیرنند چون قران این چنین است هوش های مختلف به هم جمعمیشود امروزه میگویند بهم ضرب میشوند؟؟! کس که این کارا نکند هوش زیادنخواهد شد امرزوه این امر اثبات شده است مال بوعلی سینا وابن رشد وابن عربی مشخص است تنها مجهول جناب اقای انیشتین است در حالیکه ایشان چنین بوده است شهر زیبا میسروده است وخدای ریاضی بوده است سرکلاس لندن این مطلب گفته شد-ولی ایشان گفتند چون شماتفننی یاد میگرید وزیاد روی انها وقت نداردی کار کنید مطرح نکنید که اعتبار شما درنزد مردم کم نشود در ساختن بمب اتم بخش ریاضی اتم با ایشان بوده است تعدازیادی دکتری ریاضی در شناخت ریاضی اتم فعالیت داشتند- جناب اقای انیشتین به شخص شصت درصد ان راخود حل میکند وچهل درصد کل ریاضی دادن ها- ولی برای حفط ابروی ریاضی دادنها میگویند ایشان چهل درصد حل کرده است وشصت درصد دیگران- درزمان اقای ابن رشد متوجه میشود یک ماهی از دریا گرفته شده وچهارنفر خوردند- مسموم شدند ویا مردند- ایشان دستور واجب میدهد ان ماهی را شناسی کنید دوبه حیوان بخورانید وراه درمان را پید ا کنید انرا انجام دادند؟؟-امویان-؟؟؟ در مسئله اب هم همینطور-مهم این استکه علم راشوخی نگیریم مخصوصا علم معرفت دینی که بیشترین تعصب دران است وامروزه کمترین توجه به ان است- امروزه وقتیکه از دانشگاه فرد سئوال میشود میگویندوسعت اش چقدر است چند اطاق دارد وووووو-ازحافظ شناس مشهوری که نوشته است هنوز حافظ دراعماق و زوایای وذهن ودل ملت نفوذ نکرده استدر ادامه میفرماید جناب حافظ میفرماید- پیام دوست شنیدن سعادتست وسلامت- علم باید به این درجه برسد- در عرفان زمای عارف به حقیقت است- که درک کند درهستی تضادنیست- کثرت به معنا

ی زیادی نیست کمبود نیست اختلافات به جهت نیست- صورت بیشتر مال خانم ها- اجزا نه کم است ونه زیاد-ودرظاهر تضاد دارد ولی درکل تضادی نست درکل اختلاف بی جهتی نیست اضدادباهم به یک وحدت کار ساز رسیده اند از تفرقه خبری نیست-عارف میفرماید اینقدر دراین صورت نور هست که خداوند پنهان است-در رمز کشف ان چه علمی میتواند مسائل این صورت بخوبی حل کند که فرد بران مسلط شود وجودندارد وباعث پریشانی است- در فیس بوک من یکفرد خارجی نوشته است به تعبیر من- دفعه اول باکراهت وبا جبار به بنگالدش رفتم واین بار تنهای جائی که میروم بنگال دش است این بسیارخوب است ولی مسائل دیگر چطور ایا انها هم به همین خوبی حل شده است؟؟


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- چون اسمان هروزه به تکلم  نام حسین است- زمین ها با ورد اش نام نامی حسین باشد- ستایش خدا-از حکیم سنائی-غز نوئی –ملکا ذکر تو گویم کهتو پاکی وخدائی- نروم جز بهمان ره که توام راهنمائی- بری از رنجکدازی وبری از درد ونیازی- بری از بیم امیدی براز چون وچرائی- همه درگاه توجویم همه از فضل توپویم- همه توحید توگویم که به توحید سزائی- توحکیم توعظیمی توکریمی تو رحیمی- تونماینده فضلی تو سزاوار  ثنائی-نتوان وصف توگفتن که در فهم نگنجی- نتوان شبه توجستن که تو در وهم نیائی – همهعزی وجلالی وهمه علمی ویقینی- همه نوری وسروری همه همه جودی سائی-لب ودندان سنائی همه توحید تو گویند- مگر از اتش دوزخ بوداش روی رهائی-قطعه شعری با الهام از شاعر ازبند رسته درپویش  سحر ازاده حقیقت یاب جنابحضرت سهراب سپهری که بعض-ی بیت ها دقیقا از ایشان است-عنوان سردار افتاب که امامی است میپوید راه-بانکی از دور اورا میخواند-سحر در قیر شب دراسارت است رخنه ای نیست دراین تاریکی – در ودیوار بهم  پیوسته سایه ای لغزذ اگر روی زمین- نقش وهمی است ز بندی رسته- نفس ادم ها-یا سر به سر افسرده است- یا دست جادوی شب درب نور را برانها بسته- با درون سوخته دارد سخن ناب- نیست هم اهنگ او صدائی- رنگیدر تلاش اش دراین دیار-تنها-گپرچه در درونش همیشه پر زهیاهواست روزی اخر میشکند این قفس براورد اواز- مرغ معما دراین دیارغریب با تصویر امید کرده است اهنگ


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نیم نگاهی به  مقاله -اخلاق رئالیستی-که یکی از بنیانگذاران جناب اقای کانت- ومقاله باعنوان فرعی اش – جدال اقای کانت در ایمان اوردن به خداوندمنان است – بسیاری از مردم برای بدست اوردن معرفت واخلاق شایسته به وجود خداوندمنان نیاز دارند- وبا بودن خداوند منان هیچ چیز دیگری مطرح نیست- یعنی هیچ حکمی دیگری مطرح نیست- یکی از فیلسوفانی که- روی اینمطلب زیاد بحث کرده استجناب اقای کانت است- ولی دیدی منفی دارد؟؟- دوکتاب دراین موضوع دارد- یکی – بنام- کاربزرگ دربره معرفت واخلاق متافیزیکی—ودوم- نقد وانتقاد به دلیل عملی –فصلی از موضوع- اتفاق افتادن—درهرحال بسیاردرشناخت معذف واخلاق الهی به غایت به گمراهی رفته است- زیرا دران زمان-انواع معرفت والهی واخلاق ومنش الهی وجودنداشت وهمهچیز سیاه ویاسفیدبود ومعرافت واخلاق الهی مختص به کلیسابود-اما برای انکه خودرا فلیسوف قلمداد کرده است هیچگاه باقاطعیت بحث نمیکند جدل او –فروان –با- اکر این چنین باشد- و- یا –اما-همراه است-صراحت نداشته اسا که این انجیل وبیانات اقایان کلیسا ازلحاظ عقلانی درست نیست- من شخا مثالی بیورم خدمت یک اسقفی در لندن پایه درس ایشان میرفتم کتابی بود که ایشان تدریسمیکرد گرچه من وسط کتاب رسیدم- ولی مشخص بود که کتاب بخشیاز انجیل است که راجع به بخش هائی اززند گانی حضرت مسیح علیه السلام وحضرت مریم سلام الله علیه است – ایشان در فقط استراحت هرنیم ساعت چند دقیقه استراحت میدادند- بهمن فذمودند- که درتحقیقات من  مشخص شده است که حضرت مسیح علیه السلام درطول زندگانی- شان-هرگز مشروب نخورده است وان جریان معروف دریک عروسی  بهخاطر خواست اقای دادماد کهمشروب تمام شده بو وبه اصرار مادر مکرم شان سلام الله علیها- اب حوض راتبدی به شراب کردند- پس اصحاب میتواندمشروب بخورند- درحالیه میبایست علم رجال انراپیدا کرد وتواترانرا پیدا کرد- چگونه حضرت مسیح علیه السلام خودشان مشروب نمیخورند ومیفرمایند مشروب خون من است؟؟ همن مطلب اثابت میکند که این مطلب قلابی است مگر کسی میتواندخون دیگری بخورد وقدیس شود واز مجازات الهی معاف شود- این را غربیان زمینی کردن احکام الهی میگویند ودرتمام ایدان متاسفانه رخ داده است- لذا اقای کانت خداوند منان رانیمه راه قبول دارد نه انتهای راه- د زمان ایشان مسیحیت بیان میکرد  خداوندمنان اثبات ندارد واحکام خداوندمنان هم اثبات ندارد زیرا همین که ما به خداوند منان قلبا معتقد  شودیم- خداوندمنان مارا به سعادت میرساند-پس دلیلی نمیخواهد- مسئله معرفت الهی واحکام واخلاق الهی یک مسئله پیچیده است- درکلیت محض عقلانی  قابل اثبات است- ولی درمسئله عملی ان انواع واقسام میشود- فرض کنید بایدکاری را انجام داد- پس میبایست- ماقادرباشیم که انرا انجام دهیم- یعنی مامیفهم- بافعل توانانی همراه است- حال هم ازنظر روانی وعقلانی درون انسانی وهم امکان خارجی باید داشته باشد- اقای هیوم فرموده اند- اگر ما بندگان شهوات باشیم- اقای هیوم تصور میکرد که درمعرفتها  اختلافی نیست- -ما هرچه بتوانیم انجام دهیم- ما اغلب انهارا ارزو میکنیم ترجیحا بدنبال دلیل عملی ان هم نیستیم- جواب- اراده ازاد—درهرحال ما بتوانیم سعی کنیم که کار درست انجام دهیم- امکان زیاد داردکه نتوانیم انجام دهیم-جواب خداوندمنان- اراده ازاد- این امکان وجود دارد- که بطوراندک به ارزوها ی های غیر عقلانی کشیده نمیشویم- وبه جای ان مابیادامکان انرا داشته باشیم که با اراده ازاد هرچه خواست عقلانی بر ای ما  است-انجام دهیم- اقای کانت معتقد است ما –اراده ازاد داریم- اگر به سمت کار عملی عقلانی که  بتواند سرنوشت مارا رقم بزند مانمی دانیم که اراده ازادی که داریم  پذیرای معرفت الهی باشد- بخوبی نشانمیدهدکه چقدر مذهب درضعف بوده است زیرا عقل ازادکه بدنبال دلیل عقلانی برای اعمال ونظریات است- معرفتالهی را قبول نمیکرده است وثانیا به این نکته نرسیده بودن که دین میتوندمطالبی که فراعقل مااست رادارا باشد ولی درحقیق ضد عقلنیست بلکه از عقل بالاتری نشات گرفته است- ادامه داد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم  وهابیت عربستان همان کار را میکند که فاشیت ونازیسم- وصیهونیست وحکومت برمه میکند  واخیرا هم دم ودود نیجریه دیدند- حتی حنبلی هم  کشته میشود بهترین ایه در این باره  ظهر فسلد فی البر والبحر است- که مقداری ازان اشکار شده است یا مولای ما بغض نظر کن به انواع فسادی که انجام میدهند-که قلبهای مسلمانان  وبشریت دوپاره شده است وسوخته است- که حضرت ات حل وجلاله الشریف برای انهاحقوق بشر تعین فرموده اید-خداوندا- انها را سزنش کن با ان عذاب هائیه باطنی است تا ابد برانها شلاق بزن- انهارا نسخ کن ونسخه عذاب رابرای انها بنویس- که ذلیلترین افراد شوند بخصوص خائن الحرمین  سلمان ذلیل- تمام احزابی نقش شیطانی بازی میکنند قلعه های مستحکم انها  را ازانها بگیر-وحدت اجتماع مسلمانان کجا رفته است؟؟ پیشرف  ورزش وتفریحات نباید انسان ها  غافل ومسخ وجاهل کند-عمل به سعار حسینیبرای تهذیب روح واخلاق باید سرمشق واقع شود-با روحیه انقلابی واسلامی ناب مردم راجذب کنید- از امام حسین علیه السلام درخواست- افتخار شرف-احترام -پیروزی  وهمت بخواهید  نه انکه شمابتواند باغفلت برقبر ایشان بخوابید-شمابرای رسید به اهداف امام حسینی علیه السلام نمیتوانید وکیل بگیرید؟؟ شما باید از امام حسین علیه السلام-  طلب –افتخار-شرف- احترام وپیروزی وهمت  کنید-نه انکه با افسردگی وزانوی غم گرفتن درحرم بخوابید- واین عمل ممنوع است امید به اجابت دعا امام حسین علیه السلام ولطف الهی – شما بنوشیدن شربت ها رشاد توسط مردم به توسط خاوند منان نائل میشوید-هرگز بهحالت اول باز نگردید-وگول یگران نخورید که دوباره گزیده میشوید- خداوندمنان د راین باره  تذکری-درقران مجید دارد

 


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الحیم- درماقابل پارتی بازی امریکائی ها به اسم منتفع ملی هرکس سکولار  تا یکمیلون دلر وام میدهند وکمک های دی ماهم متقابلاماهم  باید چنین کنیم-


ارسال شده در توسط علی

-     بسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است-نیم نگاهی  به روضه های اماحسین برای کشفی خاص- منبع سایت-گریزها وذوضه های کوتاه وجانسوز --(soz313.blog.ir) سئوال مورد تحقیق  این بود که جناب استادمعزز مجاهد کم نظیر مرحوم دکتر علی شریعتی رحمت الله علیه در کتاب که نقل قولهای مهم ایشان جمع اوری کرده است-بنام- کویر- انسان- سکوت به کوشش اقای محسن نیکبخت- رحمت الله علیه- درصفحه -10- کتاب مینویسد—یکحادثه یا یک امر یا یک مسئله گاه در یک زمان وجود ارد ونظیراش در زمان دیگری نیز مشاهده میشود- اما دارای دومعنی بوده- وباید به دوصورت درباره اش قضاوت کرد- مثلا حادثهای در زمانی بد ومنفور  است—در زمانی دیگری خوب جلوه میکند دریک زمان مساله ای اخلاقی ودر زمان دیگری همان مسئله غیر اخلاقی است- یابلعکس- ----به طورکلی  میزان قضاوت ها  ومعنی مسلیل در طول زمان عوض میشود ودوحادثه اعملا مشابه ودر دوزمان مختلف – از لحاظ روح وهدف ومعنی با یکدیگر فرق کلی دارند  یک از این مساله  کربلااست- روزی من نزد یک استاد انگلیسی در دانشگاه لندن بودم- ایشان میفرمودند اگر علم ودانش منتشر نشود ودرباره علم کارنشود خرافات جایگزین میشود مانند کشور شما- تصور میکنم یک سه ماه ایران بوده است – درتهران ماشینی دست دوم میخرد که پلاک ان عدد سیزده داشته است دوست دانشنند ایرانی اش بخصوص خانم اش اصرار داشتند که این شماره نحس است وشما سرانجام تصادف میکنید- وشهوراش فرمودند اجازه بدهید که من پلاک را  دستکاری کنم وعدد سیزده را تبدیل به عدد دوازده بعلاوه یک کنم وپلیس با شما کاری ندارد من گفتم انجام  دهید ولی پلاک را به اداره راهمنائی بردم- وجریان گفتم ایشان فرمودند ماچنین حقی نداریم- ولی شما ادم راستگوئی هستید  ما پلاک شمارا عوض میکنیم!! خرافات زیادبود نه مبنای علمی وعقلی ومذهبی درستی هم نداشت- نمونه زن مجددجناب حضرت اقای جهادشهید ابوذر علیه السلام چهارد معصوم صلواته الله علیهم اجمعین هم به علم وعلوم عقلانی وعقلی عظیم دارند وهم به علم غیب الهی مجهز هستند- واز هردو علم  بهره میبرنند ونمونه های زیادی است- حال سئوال میشود پس چرا اهلبیت مکرم صلولته الله علیهم اجمعین قبول میکنند- در مسئله  اقای ابوبکر وپیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم در غار ثور- ایشان ترسید که البته ترس ایشان تغیردادند که خوف برای پیامبر اکرم صلواته الله  علیه واله والسلم که زیرا مورد نداشت  برادران سنی ما مینویسند- که حضرت درعار که اینغار درجلوی چشمان اقای ابو بکر عنکوبتی درشت برق اسا یک تور چند لایه ساخت که تقریبادویست سال شایدبیشتر یک عنکبوت معمولی میتوانست چنین کند- بادی راخداوند منان فرستاد که خاک رابلند کرد درکنار  این غار ثور یعنی غر گاو نر یک چشمه ای بود ویک حوضچه داشت این محل مال سه نفر بود هرکدام دوگاونر به این چشمه میاوردند اولا زهکشی نکند یک سیفی چات بکارند- ود ضمن عالف انجا برای گاونر بسیار ارزش بود اصل قضیه این است ولی گفتند شکل درب غارمانند یک گاونر خوابیده بوده است- این افرادبسیارخطرناک بودند راهزنی میکردند وقمارخانه داشتند وپول فرد قمار باز پس از مدتی تصاحب میکردند وفرد میگشتند- ومیگفتند-اجنه- باما رفیق هستند دیگران را میکشند  ولذا مردم وحشت داشتد که انجا برونند این یکی از دلائل ترس این است جناب اقای ابوبکر- دلیل دوم  حضرت عبدالله علیه السلام پدربزگوار حضرت محمد صلواته الله علیه واله والسلم معجزات زیادی در زمان جاهلیت ازایشان ظاهر شد که شعرهای زیادی  شعرا جاهلی وصف ایشان گفتند من جمله فردی یک شاعر اجیرمیکند که بامن به جنگل بیا وبرای من شعربخوان که هم من نترسم وهم شعرتو خستگی  از تن من در اورد که زیادتر هیزم بشکنم- مرد طماع هرچه شاعر میگفت زودتر حرکت کنیم که راه اشتباه نرویم ایشان میگفت من راه رابلد هستم تا ابری سیاه امد وانفرد گفت امشب مجبور هستیم که بمانیم وگرنه راه را گم میکنیم شاعر گفت من به خانواده گفتم شب  بر میگردم ومضافا فردا کار دارم سرت رابایدبشکنم- ناگهان دیدن نوری درحرکت است که به سمت انه میاید اول ترسیدند بعدندائی امد که فلانی نترس وقتیکه نزدیک شد دیدندحضرت عبدالله علیه السلا م است ایشان من کاری دارم وشما زود مهیای حرکت شوید وسجاده ای پهن کرد وشروع به نماز خواندن کرد وسپس بانها توسط نورایشان باز گشتند شاعار این مطلب مطرح کرد ساحرین بقرای انکه دکان انها پر رونق شود فرمود این سحر بود وهرامری سحر میگفتند بخصوص اعجاز خاندان بنی هاشم را- دلیل  سوم بنا برقول برادران اهل سنت پیامبر اکرم صلواته الله عایه واله والسلم چرتی زدند وسپس متوحشانه بیدار شدند وفرمودن من درخواب کشتی حضرت ابوطالب را دیدم که پهلوبه پهلو میشود ونزدیک بود که عرق شود ولی خداوندمنان دریا را ارام کرد- منتعجب میکنم که چرا جمله تنگدست بودن حضرت ابوطالبعلیه السلام بهفقر ترجمه کردند دریک روایت ایشان هزار شتر داشته است ودریک روایت دیگر زمانی که پامبر اکرم صلواته الله علیه واله –السلم- پستان دایه های  رد کرد بزرگانقوم فرمودند برویم وهفته دیگر بیایم افراد جدیدی میایند- ایشان فرمودند- خداوندمنان درب رابروی پیامبر خودنمی بندد بلکه گشایش میدهد- بروید وبگردید- جوانان خندیدند- حضرت حلیمه سعدی را پیدا کردند که یک پستانش  ضربه شمشیرخورده بود پماد برروی ان گذاشته بودند خشک شده بود . وپستان دیگر کم شیر بود ویک نوزاد هم داشت  بزرگان قوم درگوش حضرت ابوطالب گفتند اینفرد برای بچه خودهم شیر کافی ندارد وبچه خودرا بر حضرت محمد صلواته اللهعلیه والیه والسلم ترجیح خواهد وحضرت صلواته الهعلیه واله والسلم گرسنه خواهند ماند وایشان فرمودند پسانش رابدهد ببینم حضرت صلوات الهعلیه واله والسلم چکار میکندباز جوانان خندیدند پستان سالم را  دادند وناگهانپستان بقدری شیر پیدا کرد که حضرت حلیه رحمت الله احساس درد کرد وحضرت محمد صلواته اللهعیه والسلم انچنان تند تند مینوشیدند  که ایشان احساس درد نکند وجماعت تکبیر گفتند ویعنی یا الله عرب جاهلی میدانست که درمسائل عجیب وشگفتی ساز کارخداوندمنان ولی اهل باطل سعی میکردندکه انرا به بت ویابه سحرکمنصوب کنند وپستان زخم خورده رادادند وباز ان پرشیر شدند وباز تکبیر فرستادند درهمان لحظهحضذت ابوطالب علیه السلام فرمودند صدشتر منرا ذبح کنید وهمه رابه غذا دعوت کنید گفتن وقت نیست فرمودندبه مردم اعلان کنیدکه غذا نخورند-ادامهدارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است- اقتصاد شبه سوسیالیستی اخلاقی- !! مقالات ات نشان میدهد- که اقتصاد بادومشکل روبرو است یکی تورم ودیگری رکود- اقایان بیان میکنند تورم یعنی  بالا رفتن قیمت کالا است  رکود یعنی عدم خرید کالا است-  هم دولت نباید پول تزریق کند زیرا تورم ایجاد میشود وهم دولت بایدپول تزریق کند تا رکود از بین برود یک پارادوکس ایجاد میشود- ره حل ان این است که افراد پولدار فقط یک پلوپژ بخرند نه چهل تا- وافراد بی پول بایدپول به انها داده شودتا یک پلوپز بخرند واین امر ایندومرض اقتصادی  معالجه میکند- مثلا مسئله استحکام ساختمان ها وزیبائی انها مطرح است- تز اصحاب - اصحاب عربستان نباید مطرح شود- بایددرست اسلام درک شود- درثانی همه جا ما نمیتواینم مثلا سنگ را به دلار تبدیل کنیم اقتصادپای پای همیشه بر قرار است بایدسنگ به اذربایجان وارمنستان وروسیه داد سنگ وارد  کرد که همه تنوع رنگ شود وهم تنوع قیمت ودرضمن اجر های مستحکم زیبا ساخته شود


ارسال شده در توسط علی
<      1   2   3   4   5   >>   >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99
مهر 99
آبان 99
آذر 99
دی 99