سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم- کسی راجرئت بیان ووصف پیامبر اکرم صلواته ه الله علیه اله والسلم نیست  چه برسد که ایشانرا نقد وویراستاری- شناخت ما شناختی از بیرون نه ازدرون انچنان که خورشیدرا از بیرون درک میکنیم نه ازدرون وبقول اقای": هارلود-دبیلو-بلادگت": ناشر ومنتقد شعر شاعرمعروف امریکائی-": ویتمن": ما با بصیرتی که به مایاد میدهدکه درسیرتاریخی حیاتاش ظهور وبروز پیدا کرده است ایشان راتاحدودی  میتوان شناخت- شاعر خود باید بگوید که شوق یادرد ویا هردو اورا شاعر کرده است که همان بشیر ونذیر است- عنوان محمد واحمدومقام محمود هدف ومسیر ایشان رامشخص میسازد-شناخت شخصیت بزرگ مخاطب بزرگ میخواهد ویکی از دلائل شخصیت بزرگ ان است که مخاطب  بخاطرشناخت بدنبال درک زمان نیست- ویک روزه به کل مطلب نخواهد رسید- وهمچنان حیران دریک اقیانوس بی انتهائی از ملکوتی که بعضی ها نرا غیرممکن وحتی کفرمیدانند انسان مداوم سرگردان است-بخصوص زمانی که هنوز به تائید نرسیده باشد- زیرا ما همیشه از حدبالای طبیعی خودبه راحتی نمیتوانیم عبور کنیم-مگر کاری کارستان در افراد بوجود ایدکه روح ملکوتی از شهوات عبور کند که ان حقایق ملکوتی نباید بمیرد- وخالق فرهیختگانی خواهد بود که شاعاران وانقلابیون واگاهانی خواهد بود که توده مر دم راسرانجام به سمت اگاهی واصلاحات وروشنائیها خواهد کشاند- واز بحران ها وفتنه هاکه مانع درک دقیق است باید عبور کند-حتی بیان ان بصیرت ها به دیگران به اسانی انجام نمی گیرد-چنین بصیرت هائی سئوالات زیادی رابوجود میاورد- که حضرت پاسخ هایدقیقی دادهاند واهلبیت مکرم اش ان نوررا توسعه دادند وجائی برای ابهام نگذاشتند وبقول ان جناب تصویر گویا وروشن-  است ولی باید روح ها اینه شوند-ان احساسات متعالی که باید درسینه هاانعکاس پیدا کندولی به اسانی رخ نمیدهد-زیرا برخلاف عادت واموخته وتربیتی است که فرد داراا ست-تا زمانی که انسان اعتراف کند به انها ایمان اورده است وبه انها اعتماد واطمینان دارد- یک پاسخ سطحی کر گشا نیست تازمانی که مسیر فرد تغیر کلی کند- وبه مسیر الهی باز گردد—تاشوق بوجود بیاید- وفرد احساس مرید شدن کند-قرائت جدیدی پیدا میکند وقضاوت خودرا ازدرون ان تعلیمات به کمک عقل بیرون میاورد- وتصوراش که میبایست با ازادی گرد افتابی که کشف کرده است میچرخد- وخود را غنی میداند- واستعداد ها بخواب رفته خودرابیدار میکند تا زیبائیهای موجودات وخالق هستی را درک کند-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-به این وقایع کمی دقت کنید- پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم ملعون مروان بن حکم نفیه بلد ابدی کرد- شیوخ مدینه پیش اورفتند که توبه کن که پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم بسیار رئوف است وتورامیبخشد- ان ملعون جواب داد من گناهی ندارم شما احمق شدید که پ-حضرت محمد صلواته الله علیه واله والسلم پذیرفتید قاصدی خدمت رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم فرستادند که اجازه قتلش رابدهید وپیامبر اکرم صلوالته علیه واله والسلم نپذیرفت- زمان جنابان ابوبکر وعمر ایشان همچنان نفی بلد بود زمان عثمان معاون شد وهمه کاره بود زمان علی علیه السلم به شام رفت وریس ارتش شد که ارتش رانوین کند- ومداوم به معاویه گفت میبایست کوفه رابا خاک یکسانکرد انزمان ازکوفه تا ایران بخشی ساسانیان پاسگاه قوی دربین شاهراه داشتند که میتوانستند جلوی لشگر بگیرد ولشگر تا انها رانابودنکند نمیتوانست عبور کند وکمبوداب ووبائی کردن ابهای مشخص انهارا از پای درمیاورد چه برسد که جلوی کاروان تجارتی بگیرد وبخشی ازان توسط اعراب کنترول میشد که داخل غار بود ویک کپرهم درسرجاده داشتند وانها اب راهم به همین سبک الوده میکردنددرحالیکه چشمه های خاص برای خودداشتند که مخفی بود واز جمعیت اطراف هم خیلی زود کمک میگرفتند جناب مروان فرمودند که انهارا یاباید اخراج کنی ویابکشی چون طرفدارحضرت علی علیه السلام هستندکاردست میدهند وکاری مشکل بود وسرانجام معاویه احساس کرد که انصار درفکر یک انقلاب هستند- درحقیقت درسقیفه بنی ساعده حرف اقاقی ابوکر به اینعلت کردند که ران زمان راهی نداشتند درضعف بودند ولی گفتند به موقع عمل میکنیم وعمل کردند عرب در زمان ضعف موش میشد ودرزمان قدرت شیر میشد استدلال اقای ابوبکر این بود که درانهم حقه بود که اگر من ر اانتخاب نکنیدعلی علیه السلام برنده است ویا ابوسفیان لشگر میکشد وشخصی را از قریش تعین میکند وشما هیچگونه سمتی نخوای داشت ولی درحکومت من شما وزیران هستید جناب عمر فرمودند طرح من این است که تمام شیوخ مساوی هستند وهرکدام دوسال ویا چهارسال حکومت کنند واین موضوع تمام عرب میپذیرد جناب سعدبن عباده سخت عصبانی شد فرمودن قبیله ابوبکر کوچکترین قبیله ها است وتا روز اخر با ابوسفیان بوده است وبقیه شیوخ بعضی یا بیطرف بودند ویا بر ضداسلام بودند چگونه مساوی هستنددرگیری شد-بعد از مردن لعین یزید بر خلافتدرجنگ شد بخشی از قبیله کلب پذیرفتند که یزددوم به حکومت برسد مروان قیم باشد وبه مرون گفتند جنگ راه نیانداز ظرفیت تماشده است مداوم جنگ راه انداخت که سرانجام شکستهائی داشت انصار به شام گفتند که معروفترین وابادترین جاده بین مدینه بوده است وشام نصف برای مدینه ونصف برای شام مروان میدانست که انصاربسیارقوی هستند وشورای قبیله کلب نمیپذیرد که دربین انها اصحابی از مدینه وجود داشت با اتکا به بخشی از قبیله کلب بالای منبر رفت وخودرا خلیفه نامید- وپساز نه ماه بکمک همان لابی پسرخودرا عبدالملک جانشین خودقرارداد- شورای قبیله کلب مرگ انرا تایئد کرد معاویه یک بخش مهمی درکاخ برای سمداشت که خلیل کنترول میشد اطاق خلیفه نگهبانهان خاصی اشت که مداوم گوش به دیوار ودرب داشتند وگاهی درب کمی باز بود که اگر خلیفه کاری داشت ویاصدای غیرعادی گوش میکردند بلافاصله وارد اطاق میشدند انشب قراربود سم داده شود دوروایت است یکی گفتند پنجاه متر فاصله داشته باشید ودیگری انهارا مرخص کردند-سیانوررا دادند سیانور درنزدیکی مرگ ار گلو صدای خرخر ه میاید وزنش که زن یزید بود دراین موقع گوشه متکائی در دهان اش کند که گارد چیزی نفهمد ونزدیک ظهر گفتند فوت کرده است عبدالمک بن مروان نچنگیدن با انصارا اشتباه دانست وجنگ وشکست خورد ایشان را خارج کردندتا زمان هارون الرشید امویان یک نماینده به شام میفرستاد که نقش سمبولیک داشت وهیچ دستوری صادر نمی کرد وغالبا فردی پخته بود در شورا شرکت میکرد ودرعباسیان برای اولین بار درز مان هارون الرشید شخصی ارسال شد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-- ایا ناصبی همان سنی ناب است؟ اخیرا غرب بخوبی درک میکند- علوم انسانی وایدولوژیکی ازان شرایط باری به هر جهت وبابرداشت ازاد وبدون تحقیق علمی هرکه هرچه گفت وهرکه هرکاری کرد وهرچه بافت وریشه ساخت فرهنگ بشری درعلوم انسانی از هر ابشخوری سیراب شد که9 رسم روزگار است وسنت بشری است کمی دارد فاصله میگیرد- بشر درطول حیات خوددرمسائل مادی دقت عجیبی داشته است دربدست اوردن نژاد وفرهنگ خاصی را موردتوجه قرار نمیدهد ولی درپس دادن ان به دیگران مته به خشخاش میگذارد یک خانم انگلیسی به فیلیپین میرود وطراح لباس ودکراسیون بوده است وبا یک فرد خارجی انجا ازدواج میکند درمانیل به شرکتی میرود که یک خدمتکار که زیبا باشد اگلیس خوب بلد باشد پرستاری خوبی باشد انتخاب میکند بعد کم کم میفهمد که ایشان سلیقه خیلی خوبی دارد پول ششماه ایشان به خانواده اش میدهد وایشان باخود به انگلستان میاورد وبروزنمیدهد که ایشان چنین فردی است شرکت کم کم متوجه میشود وبعد مسئله روشن میشود شرکت به انگلستان خبر میدهد انگلستان پس از تحقیق به این خانم بورس میدهد ان خانم میگوید من به دادگاه شکایت خواهم کرد من ششماه پول دادم انها میگویند چناچه شما شکایت کنید ماهم تابعیت شمارا لغو میکنیم- ولی شما هرنوع نظر درباره ایدلوژی داشته باشدکک کسی نمیگزد درحالیکه انبیا اعظام که امدند گفتند با مذهب شوخی نکینددرمسائل انسانی دقیق باشید جهنم وبهشتی است با توجه این مسائل باز هرجور خواستند عمل کردند دانشمندان غرب درتحقیقات خودشان درباره عربستان سعودی به این نتجه رسیدند درعلوم مادی موردنظر ومورد نیاز مانند عبور ازبیابان در سطح ممتاز بودند بلکه درمواردی عالیتر بودند ومهارت انها از تمدنهای بزرگ کمتر نبوده است ولی اهمیت نمیدادند وکتاب نمینوشتند فقط درباره ادبیات وتاریخ-ئ بسیار حساس بودند- میزان علومی که درباره گذشتن ازبیابان است که متاسفانه خیلی از انها ثبت ضبط نشده است من مشرف به حج شدم طبق قوانین شیعهاز جده تاز مانی که افتاب باشد مامیبایست درسقف ماشین که روباز سوار شویم ودرغروب میتوانستیم داخل ماشین باشیم داخل ماشین شدیم راننده یک جوان عرب کناردستش بود عده ای فکردندکه ایشان شاگرداست ولی قیافه خیلی از سبک هائی غربی راداشت ایشان خیر ایشان دانشجو است وپسر فامیل ما است وبرای سیاحت امده است- درطول راه گفت فلان کوه نام اش فلان است گفت نه اسم ان فلان است کوه بعدی است ایشان پرسید شما از کجا فهمیدی ایشان گفت ان کوه را گفته اند که اگر دست ات دوبرابر شود به ابر میرسد اتفاقا ابری بودچسبیده به کوه به نظر میرسید وگفتند اگر از پاشنه به سمت قله کوه بروید مثلا هفت برید( برید مسافرتی) ویافلان ساعت بروی به فلان وادیه میرسی که دران وادیه فلان صاحبه مهم بوده است گفت پاشنه کجا است گفت همین جا الان من هستم و پاشنه راتعریف کرد گفت کسی امروزه درانجا زندگانی میکند گفت نه کسی نیست- باز رفتیم ان جوان گفت این فلان دشت است ( انشا الله نحوه تقسیمات را خواهم گفت) ایشان گفت خیر اسمش این نیست باز پرسید شما ازکجا فهمیدی گفت اگر از جاده بیرون روم ماشین خواهدلغزید وان بیابان اگر از جاده خارج شوم نخواهد لغزید واین را تجربه کرد وباز به دشت دیگری رسیدیم از ایضشان سوائل کرد که نام ان این است باز ایشان گفت خیر نام این دشت فلان است باز ایشان میپرسید از کجا فهمیدی ایشان گفت خارهای اینجا چوبش کلفت است وتیغه خار سخت است که کنده شود وایستاد وجوان رفت تجربه کرد ورسیدیم به دشتی انجوان میخواست وانجا خارهای با ساقه نازک زرد رنگ داشت وگفت انجوان خاررا کند وتیغ خار به راحتی کنده شد وگفت یک تیکه کوچک بساز که باان به راحتی میتواند خلال دندان کرد رسیدیم به یک کوهی که سرش یک شبیه بسیارکم با عقاب داشت اسم کوه با اب ارتباط داشت واین کوه متصل به کوهی دیگری بدت ایشان گفت جاده از همین راه میرفت است فرد بالای این کله عقاب میامده است از رهگذر تقاضای اب میکرده است دلو را پائین میانداخته است واب میکشیده است از ترس کشته شدن پائین نمی امده است ودوستانش درکوه بعدی اورا رصد میکردند-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-گفتاری بابرادران وهابی- برادران وهابی که ظاهر میخواهند موحد نابشوند بسیاری جاها متوجه نیستند ومشرک میشوند- فیلسوفان اسلامی معتقد هستندکه یک نظام طولی داریم ویک نظام عرضی داریم نظامی طولی ازخداوند منان سرچشمه میگیرد ودر مخلوق ظهور میکند ودرمخلوق که مشاهده شد میگویئم اراده الهی دراین مخلوق ظاهر شد وقبول چنین مطلبی عین توحید ناب استمثلا اراده الهی بود فلان روز درفلان جا فلان میزان باران بیاید ولی اگر بگویئم باران طبیعت مستقل ایجاد کرد نظام درعرض است واراده الهی نفیه میکند میشودبت وفرد مشرک است واگرباز بگویم این باران حکمتی نداشت اینهم شرک است لذادرامر الهیمثلا خداوندمنان فرموده است عسل شفا میدهد به نکاتی مثبت رسیدیم ان شعله است که علم ما را افزایش میدهد ولی اگر به نکات منفی رسیدیم اینجا زنگ خطر است وبایددقت زیاد کنیم که علت انرا بفهمیم زود تسلیم نشویم وپیدا کردن انعلت خوداش علم بزرگی است که مسلما امر الهی را تائید میکند- از امام صادق علیه السلام سئوال شد- چرا دربعضی جا صراط شما میفرمایئد جاده شاهراه پهنی است ودربعضی جا میفرمائید که صراط از نخ مو باریکتر واز شمشیر تیز تر است فرمودان اولی برای مومنان ودومی برای کفار و مشرکین ومنافین است کسانی درامرالهی نمیپذیرند باز سئوال شد که همه باهم حرکت میکنند ولی امام فرمودصراط هرکس مطابق عمکرد خوداش است- باز شخص خدمت صادق علیه السلام رسید که اینهمه ستاره اختلافات انسانها ووجود بیابان چیست فلسفه اش چیست امام صادق علیه السلام فرمودند عقل تورا یک مرغ بخوردسیر نمیشود عقل توهم به اندازه کوه ها باشد حکمتها ومشیت الهی درک نمیکند- اگر مطلبی یاعملی مطابق دستورالهی باشد یعنی نص باشد حق اشکال وجودندارد وهرکس اشکال کرد درعرض الهی است نه درطول الهی این امررا باید بسیاردقت کرد .اگر کسی دقت نکند تمام اعمال اوحبط میشود یعنی سوخته میشود- این سئوال چرا امام حسین علیه السلام به کربلا امد وچرا تسلیم نشد وچرااهلبیت خود رابه همراه اورد چه حکمتی داشت؟ شما درمقابل نص قرار گرفته اید ویا انکه چراامام زمان علیه السلام درپرده غیبت است؟؟!! . وحکمتی ندارد؟؟ باز شما درمقابل نص قرار داریددرحالیکه به احادیث شیعه مراجعه بفرمائید مسئله تاحدودزیادی حل میشود-خداوندمنا ن درهرلحظه میلیارد کار انجام میدهد شمابرفرض دهزار جلدهم دراین بار بنویسید وبسیاری رانمیدانید فرشتگان شب قدر به زمین میایند بنابرحدیثی یکسالدر روزی زمین هستندشما چه میزان از  اعمال انها مطلع هستید؟-شبی حضرت رسول اکرم صلواته علیه واله والسلم حضرت امیر المومنین به خانه اش دعوت کرد وبه قسمت مسجد النبی که سقفی نداشت بردوبااشاره دست پرده از اسمان کنار رفت حضرت دید یک قافله شتر در اسمان از مغرب به مشرق میرود فرمودند بار این شتر چیست حضرت فرمود برویم وببینیم که بار شتر چیست وبه امر ایشان ساربان شترانکه فرشته بود دستور توقف داد وحضرامی صلواته علیه واله والسلم مشاهده کرد که بارشتر کتاب است حضرت رسول اکرم صلواته علیه واله والسلم یک کتاب را انتخاب کردند برداشتند کتابراکه باز کردند کتاب منور شد ورقی اوردند وسطراول انرا خواندند درفضائل واعمال عظیم حضرت امیر علیه السلام بود که دریک سطر چندین عمل عظیم دران نگاشته شده بود وفرمودند که این قافله اعمال شمارا شامل میشودکه از ازل شروع شده است وتا قیامت ادامه دارد بقول حضرا ایت الله مرحوم جناب اقای کرامت الله ملک حسینی امام درفوق زمان ومکان است یعنی امام درروح تک تک مخلوقات الهی است و وبه این مقام- مقام تشریفات گفته میشود وعظمت این مقام این است که امام ایت کبری است که میتواند بامخلوق تماس حاصل کند وگفتگو کند وارشاد کند ومیبایست قدرت انراداشته باشد که زمینه ها در دست اوباشد هم تکوین وهم تشریع دراختیارا و باشد واین حکمت هم عظمت فعل الهی روشن میشود وهم درک عظمت ذات وصفات الهی بهتر روشن میشود ودرجای خوداش اثبات میشود بزرگترین هدایت- هدایت باطنی است که امام زمان علیه السلام به ان مجهز است-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-یک مشکلی که درتاریخ اسلام است- وهنوز برادران اهل سنت به ان توجه نمیکنند- این است پس از رحلت جانسوز پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم- دو شیعه بوجود امد- شیعه علی وشیعه معاویه- بر اساس تحقیقاتی که عالم اهل کربلا انجام داده است تمام کتب حدیثی اهل سنت را معاویه نوشت ومردم عادی هیچ کتابی را ننوشتند تا عمربن عبدالعزیز ولی سینه به سینه مقداری انتقال پیدا کرد وتمام کتبی که برعلیه کتب امویان بود سعی میکردند بدست اورند ونابود کنند شیعه علوی بود که کتاب مینوشت که کتب شیعه علوی را امویان رد کردند سپس بخاری ومانند ان بیشتر از کتب امویان استفاده کرده است تا از شیعیان علوی- بعنوان مثال جناب عثمان رفتارش مشخص است همه را از خودش رنجاند1400 صحابه نمایندگان انها به نزد عثمان رفتند وگفتند خودحکومت کن نه انکه مر وان بن حکم حکومت کند ومروان بیاد درمسجد از ازازار واذیتی به پیامبر اکرم صلواته علیه واله والسلم وارد کرده است توبه کندعثمان گفت توبه انسان وخداوند دلیلی نداردعلنی شود انها گفتند چون درجمع ودرحضورمردم کرده است بایدتوبه هم درحضور مردم باشد عثمان مطلب را به مروان گفت مروان حواب داد اگر چنین کنم انها بهانه دیگری میاورنند تا منرا ساقط کنند پس من به شام میروم ولی عثمان گفت نیازی نیست برسر پست خود باشد فتنه زمای شروع شد که فدک را از مدیریت قبلی خارج کرد وافرادی که سهم میگرفتند همه را قطع کرد فقط ازدونفر میترسید طلحه وزبیر وبه ایندو ده درصد ثروتی مداوم به مروان میداد داد ونمیداست خطرناک ترین فرد اول ام المومنین عایشه است وسپس ابوموسی اشعری علت خطرناک بودن علاوه جایگاه بسیارعظیم ام المومنین وزبان چرب ابوموسی اشعری ام المومنین بیان چندین ایه درقران امده است که هرشب درنزدپیامبر اکر م صلواته علیه واله والسلم میخواندیم که قران عثمان نیست ابوموسی اشعری چنین ادعائی کرد عثماناز ابوموسی اشعری بشدت ترسید وحکومت بصره را به او داد ولی با ام المومنین عایشه سرشاخ شدکه سرانجام دریک مناظره دونفره همدیگررا منافق وخطا کار وغاصب نامیدند وجالب است امروزه کاسه های داغ تر اش که معلوم نیست به د لیل اینقدر شاهرگ میزنند که خودنشانه جهان سوم است- تا اجا عثمان از دست ام المومنین عایشه خشمگین شد که فرموداگر بخواهی مسئله بسازی من مدینه از سربازان قریش پر میکنم- ایا ایشان ان خلیفه ایست شب تا صبح ازترس خداوند گریه میکند؟؟- ام المونین فتنه راشروع کرد در زمان عثمان بیت المال مال ایشان بود باج وخراج مال ایشان بود فقط مردم انفال را داشتند ایشان پانزده درصد انفال مدینه راهم تصاحب کرد که تعدادزیادی ازان ارتزاق میکردند ودست اندازی به انفال کوفه هم شروع شد ومداوم مالیات بالامیرفت در اخر عمر امویانکه منجر به انقلاب شد به اخرین حاکم اموی گفتندکه انفال پنجاه- پنچاه زندگانی مارا نمی چرخاند انرابه هفتاد-س ی تغیر دهید وماراضی خواهیم شد نکردند وقبائل طرفدارا مویان گفتند شمارا درمقابل دشمنانتان تنها خواهیم گذاشت حتی در دل گفتند به انهایاری خواهیم رسان-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-هنرمند وهابی درمرحله صفر فیلم اش درباره دین را نمیشود حتی در دستشوئی دید ود ر درامای دیوانه اش کمیک دیوانه دیوانه ازاب در میاید- ولی برای اقای شارون جایزه اسکار هالیوودی برایش کم است- که اندیشه خلاق در نشان دادن یک سیاست پلیسی- مردمی– ملکوتی بسیار هنرمندانه است – اقای شارون مجتهد جامع الشرایط فقه وفقه سیاسی اقای اوباما وملکه انگلیس واسقف کانتربوری است به این ا صل زسیده است که سرخی اتش باروت خون من است-


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- واسطه فیض- واسطه فیض مسئله است که برادران اهل تسنن بخوبی درک نمیکنند وبه عظمت ان وارزش ان واقف نیستند- جناب علامه فیض کاشانی حمت الله علیه خدمت استاد برجستهاش ملای اعظم ملا صدرا رحمت الله علیه رفت وفرمود اینهمه زحمات علمای شیعه که پاسخی مطلوب نداشته است ومن مایوس شدم ایشان فرمودند درباره واسطه فیض من صحبت خواهم کرد –هر امری که انسانها انجام دادند که عقلادرباره ان بدرستی نظر دادند که خوب است خداوند منان درحد اعلا انرا انجام داده است جناب استادمعزز حضرت ایت الله مرحوم زبرجد رحمت الله علیه در این باره مثال این است پدری پسر اولش درکوچه بچه همسایه را کتک میزند وپدر انرا تنبیه میکند تا بچه کوچک باز چنین میکند این بار مادر واسطه میشود که من این بچه تنبیه خواهم کرد ودل همسایگان وان بچه راهم بدست خواهم اوردپدر که نبیاد قانون خوداش رابی جهت نقض کند- بعنوان مثال قوم لوط به خاطر هم جنس بازی ان بلای عظیم بر سر ان امد حال هم باید بیاید- ولی به خاطرواسطه فیض این امر موکول به قیامت میشود- خداوند منان به قوم صالح فرمودند که اگر شتر را نحر کردید بلافاصله عذاب می اید ولی به خاطر حضرت صالح علیه السلام چند ماه به تاخیر افتاد وانها بقدری احمق بودند که چشن گرفتند که عذاب متنفی شد واز اصل خبری نبوده است نصایح حضرت صالح را مسخره کردند وحضرت علی علیه السلام فرمودند من هم مانند شتر صالح معجزه حضرت رسول اکرم صلواته الله وعلیه واله والسلم هستم-نقش دیگر امام ان است که دررفع هر نیازی وحی سهم دارد که ان منت بزرگ الهی استکه از طریق امام بعنوان واسطه فیض ابلاغ میشود واین نیاز ها درحال رشد وکثیر شدن هستند- وسوم درعلومی که به انسان محول شده است-بایدلطمات زیادی بایدتحمل کند تا انرا بدست اورد عنایت ولطف میکند تا انرا سریعتر بدست اورد- جنگ خیبر میبایست یکی از هولناک ترین جنگ های صدر اسلام باشد- قوم یهود از اقوامی است که جنگاور هستند ودرطول تاریخ خودشان بسیار جنگ کردند چه با خود وچه با دیگران وصاحب تکنیک وتاکتیک بودند وحتی بخشی از اسلحه های مدرن را میساختند وبسیار هم درجنگ بیرحم بودند وقلاع خیبر بر اساس معماری نظامی ساخته شده بود که تسخیر ان محال بود در طبقه اول منچنیق داشت ودر طبقه اخر پنچره ها گنگرذه داشت تیراندازی میکرد وتیر نمیخورد وجلوی قلعه خندق داشت ولی حضرت تاکتیکی ر انشان دادند که ترسیدند اب انها قطع شود وحضرت علی علیه السلام درب را کند که این درب قلعه درست به اندازه عرض خندق بود ومرحب را کشت ترسیدن تسلیم شدند وحضرت به مشرکین واهل کتاب وهمه بشریت بار رافت عظیمی برخورد کرد-


ارسال شده در توسط علی
   1   2      >