سفارش تبلیغ
طراحی فروشگاه اینترنتی
طراحی فروشگاه اینترنتی

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم—کلمه مجیر—که تقریبا – یک مناجاتی ودعای خاصی به همین اسم است- به نظرحقیر با معنای مادی ان- حوض عمیق وگودال عمیق- میتوان یعنی پیشرفته- تکامل دار وبخش معنا کرد-جملات با سبحانک شروع میشود- اوج درک وعرفان وفلسفه صفات الهی استکه صفات الاهی های بی نقص وبی عیب هستند- منزه از هرنوع تصور غلط میباشد-جمله اول سبحانک یا الله- تعالیت کامل ان یا رحمن- اجرنامن النار یامجیر- اجر- یعنی پاداش دادن-ثواب دادن- عوض مکافات- عوض مکافات پاداش به جای اتش به من ای تکامل بخش بده-درجمله ای سبحانک یا  هادی – تعالیت یاباقی- من های هستم تا زمانی که باقی هستم وبقیه جمله-باز جمله ای دیگر سبحانک یا مبدی- اغاز گر تعالیت یا معیدتا به نهایت برسد-چگونه خداوند منان این کار انجام میدهد توسط علی علیه السلام چالرز دیکنزپدر اش در بچه گی- او را از کنار قصر-گدس هیل پلاس- عبور داد وگفت سعی کن این قصر را بخری دیکنز در بچه گی سختی زیادی کشید وسرانجام نبوغ  پول انرا ازراه نویسندگی  وتاترفراهم کردوان کاخ را خرید ولی مدت زیادی دران نماند-وکم کم به سمت مشکلات بیچارگان کشیده شدودرخانه درمقابل اینه نقش های زیادی برای خود ترسیم میکرد وبازی میکرد وانهارا مینوشت ودرباره انها شعر میگفت وسرانجام تمام نوشته ائی که دربراه خودنوشته بود وبازی کرد بود که نقش مردمی نداشت روزی دراتش بزرگی سوزانداخرین کتاب بنام داستان دو شهر  پاریس ولندن نوشت وبرای پول دراوردن با یک گروه سیار درانگلستان سفر میکرد وخلاصه کتاب رامیخوانددر این کتاب مشهورترین کارکتر اقای دیکنز – جناب اقای سیدنی کارتون که اوراخود خواه وتنبل معرفی میکند  که وکیل بوده است وعاشق خانمی بنام لویس است  که فرد دیگری بنام اقای دارنی ان  خانمرا دوست داشته است-خانم لویس در پاریس حکم اعدام پیدا میکند اقای دارنی برای کمک به ان خانم به سمت پاریس میرود اقای کارتون درجای او بنام اومیماند واورا برای اعدام با گیوتین میرنند- واو دراخرین جمله میگوید بهترین کار زندگانی ام را میخواهم انجام دهم- حضرت علی علیه السلام خواست یک جامعه درمساوات بلکه درایثاردردیکنفر درجامعه  باشد ودردجامعه درد یکنفر باشدعدالت پیشرفت درجهان مادی وپیشرفت درمعنویت رسیدبه اوج سعادتمندی در دینا واخرتلاش بی نظیری کر د وزمان ی که ضربه خورد  کلمه فوزدرقران به معتای رها شدن از جهنم یعنی رنج ها ورسیدن به بهشت یعنی رسیدن به سعادتها معنا میدهدبیان کرد که از رنجها فارغ شدم وبه اوج سعادت نایل گشتم وهمان زمان حضرت جبرائل علیه السلام فرودمودند  ارکان عدالت ایثار ومساوات وکمالات وطناب اسمانبه زمین برکنده شد-


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- اگردل لطیفی است-اگر روح پر احساسمتعالی است- اگرخواندن قران ازحلق بالاتر میرود اگر نماز تاعرش بالا میروداگر ملائکه از حیرت انگشت خویش را بدندان میگیرند-اگر عشق از اغاز  تا نهایت-درتجلی وساری است-اگر تا هفت اسمان رفتن راه ای نیست- نمیرسدبه گرد کوی علی علیه السلام درخلعت انسانی کجا درک کند علی علیه اسلام را  درانوار ازلی-همیشه عاشق سرمست زنده دل ماند- که نوش کرده ز سرچشمه بقای علی- علیست- مظهر حق- نو رواحدمطلق-رضای ذات الهی بود رضای علی بسان خضر بیابی حیات جاویدان-چوجان زمهر ومحبت کنی فدای علی-ننوشیدن -خسان-که از خم عبیر امیزجان فزای دلبر اولیا ومحبوب خالق هفت اقلیم عشق قطره ای- وادعا کردن- قسم به عشق نیست بینا به هردوجهان-اگر به چشم نکند سرمه از خاک پای علی—نهی بدرگه سلطان ملک جان گر سر- غریق فیضشویدر-یم- عطای علی- همیشه نغمه لاهوتیان بعرش رسد-که ذکر دائم انها بود ثنای علی—نظر بعارف روشندل خدا بین کن –که مست باده وحدت شد از ولای علی-


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-گلچینی از اشعار های مداحان علی علیه السلام- تا زبان- باز نمودم بتکلم شب وروز- نام نامی علی ورد زبانم باشد- صابر کرمانی – ای مصحف ایات الهی رویت – وی سلسله-ی- اهل ولایت مویت-سر چشمه ی زندگانی  لب دل جویت- محراب نماز عارفان ابرویت –دوانی – تا باده عشق در قدح ریخته اند- وندر پی عشق عاشق انگیخته اند باجان وروان بوعلی مهر علی – چون شیر وشکر بهم امیخته اند-بوعلی سینا-از مرحمت علی قلندر شده ام-بردرگه دولتش  سکندر شده ام-دست طلبم بدامن رحمت اوست- دربحر کرامتش شناور شده ام- صابر کرمانی –حیدر صفدر خرامان میرود در باغ دل-تن گل وپیکر گل وعمامه گل ورخسار گل-سرمه چشمم بود خاک سر کوی حسن-مجتی گل مرتضی گل احمد مختار گل-صابر کرمانی –دم میزنیم زعشق و ولای تو یا علی-سر مینهیم ز صدق بپای تو یا علی –بر لوح دل بغیر جمال تو نقش نیست-واصل شدم- بفیض لقلی تو یاعلی—دارد بس افتخار بشاهان تاجدار-هربنده فقیر وگدای تو یا علی -کون مکان ولوح وسموات وعرش و ف ش  خلقت شدند-جمله-ز رای تو یاعلی- عرش خدا که قلب محبان با  صفا است—بود از نخست منزل وجای تو یا علی-هردو رسد بگوش دل وجان عاشقان اوای عشق و شور ونوای تو  یا علی- مستم ز- شوق – و نغمه مستانه میزنم- چون بلبلی  بباغ صفای تو- یا علی- منصور وار هرکه نوشد شراب عشق – واقف شود به سر خفای تو یاعلی – تسبیح خوان  به امرخدا تا که شد ملک – بگشود لب بمدح وثنای تو یاعلی- فلک وجود غرقه ی بحرنعیم تو ست- هستی است قطره ی ز سخای تو یاعلی- صابر قدم بحصن (قلعه) ولایت نهاد وگفت روشن دلم ز نور ولای تو یاعلی-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-کشکول فرهنگی –ایران میبایست- دریونسکو- چهار روحانی برجسته داشته باشد- تافرهنگ غربی راشوت به اسمان-کند- امریکا از سال 1965 میلادی  فهمید که فرهنگ شان درمقابل شرق واروپا بسیار ناچیز است- وبه یک فلسفه وفرهنگ- وسنت درخشان نرسیده است-لذا دانشگاه ها- مثلا دانشگاه شیکاگو- شروع به جمع اوری خرده فرهنگ کردند- هم فلسفه  این خرده فرهنگ ها مشخص کند ویک جهت فلسفیه -عرفانی به ان بدهند-درهند هرکوچه ولو در روستا باشد یک عروسی خاص دارد که بدون مشروب و ومواد مخدره وبرهنگی وغیره- تمام اعمال از یک فلسفه وعرفان  که بسیارهم مسحور کننده است میرسند وموزیک بسیار تاثیر گذار عرفانی رادران نواخته میشود- یک تحقیق برای انسجام خانواده شده است- که خانه یزرگ باشد- اطاق خواب بزرگ باشد وباز به یک نشیمنگاه بزرگی شود- که ان اطاق هم لوکس باشد- خانم لباس قهوه رهای براقلطیف سوراخ دار گلدار بپوشد- واقا  لباس دپیلماتیک سیاه سفید بپوشد- ووو- روح را مادی تصور کرده است- تمام این نکات گرچه در ازمایش روی بعضی ها جواب داده است- ولی مسکن هستند- باز پس از مدتی انها باهم درگیر میشوند-هر روز-دراینترنت ده توصیه به مر دان وده توصیه به زنان داده میشوند- یا چرا ورزش شادی میاور د- چون گردَش خون زیاد میشود پس مواد غذائی به سلول ها میرسد ومواد زائد دفع میشود مخصوصا شنا که این مواد زائد مداوم  شسته میشود سلول ها که غدای لازم را پیدا نمیکنند به مغز مدوام لگد میزنند پیام استرس میفرستند- خود استرس های روانی به مغز لگد میزنند ماده مغز خوب تغذیه نمیکنددر طول ورزش انسان چون غذا خوب به سلول میرسد لگد  کم میشود وانسان وارد یکنوع هیچان میشود که استرس  را پوشش میدهد این انسان احساس راحتی وشاد ی میکند محیط باید ایجاد احساس شادی کند اسلامک حالت شادی زندانی دارد- لذا غرب خداوندمنان وپیایمبران صلوا ته الله علیهم-اجمعین وائمه اطهارعلیهم السلام را دریپ میکند و-فر هنگ  خود را به سمت دروازه ما شوت میکند بقول حضرت شیخ کهف شهدا- درکه تجریش فرهنگ خوداش محض اطلاع به شرق دیکته است- ولی فرهنگ اسلام به غرب محض اطلاع چیزی نگفته استدرحالیکه دستورات اسلامی یا احسان است یعنی نیکو است ویا صالح است یعنی صلح اور است ویعنی ارامش بخش است- فرق این دو  در این است- که در عمل احسان فرد باخود میگوید که افطار دادن کار خوبی است- درعمل صالح فرد میگوید برای تقرب الهی افطار میدهم وبعد مقداری چگونه تقرب الهی پیدا شود بحث میکند- غیر از این دو میفرمودند –پیتی- است- بقول شیرازی  دم پیتی  است یعنی خانه ای  با پیت هائی که دران شن باشد ساخته شود  که بایک لگد فرومیرزد وقران بالترمیگوید- خانه ای با تار عنکبوت ساخته شود با یک حادثه کمی سفت وسخت فرومیریزد وبه همین دلیل است که تحقیقت غرب جواب نمی دهد مضاعف بر انکه مافریب تخصص های غرب  را در فرهنگ نبایدخورد- اینان تاز مانی که دولت های انها ساکت هستند دمکرات وکمی همبه بعضی مظاهر شرق توجه میکنند ولی اگر دستور از بالا امد مانند داعش چشمانشان میبدندواراجیف میگویند ومیخواهند فرهنگ غرب  را برجهان مسلط کنند- نمونه انها –قطر- تا زمانی که قطر حرف اقایان گوش میکرد واز همه دلبری میکرد ودر منطقه کمک به داعش میکردبر ضد شیعه موضع گرفته بود – خبری نبود در  تبلیغات- سی ان ان- مداوم امریکائی هارا بر ای برای سرمایه گذاری درقطر درجهت توریست تشویق میکرد وقطر یک سرمایه گذاری نجومی هم درباره توریست در قطر کرده است- اما همنیکه مجبور شد وارد ائتلاف عربستان شود- برعلیه یمن ومسلم بود که نقش امارات یک نقضش نمادین است وفقط در هوا ودریا میتواند کاری انجام دهد وجنگ طبیعت این استح که مداوم فشار زیاد میکند کارشناسان صدام گفته بودن ایران بیش از هفتصد هزارنیرو نخواهد اورد تا یک میلیون ویا یک ونیم میلیون محاسبه کنید والی سرانجام بیش از سه میلیون شد وجبور شد جیش شعبی الا مشااله که همان- بسیج است راهم اضافه کند که امروزه درعراق حشد شعبی گفته میشود- حشد مانند حرکت اربعین است یک حرکت خود جحوش مردمی شعب یعنی ملت- واین به معنا با زیادی سوار کردن است واین امراز طاقت –قطر خارج بود- درروزهای اخیر –هشتاد گشته وبیش از یک صد وپنجاه مجروح داد که برای قطر بسیار زیاد است- ائتلاف بهن دستور امریکا فرمودند- وحشی بازی  دربیاورید به اصطلاح زمین های سوخته وامروزه باتلاقی کردن ملتدرغرب به قطر گفتن- ترویست دولتی وجنایت کار جنگی- وقطر مداوم به امریکا وعربستان هشدار میداد که جنگ را به سمت حقوق بشر ببرند- ولی امریکا میدانست جنگ را اتلاف باخته است- گوشش بدهکارنبود ومردم غرب دیگربه قطر نمیامدند- انها با تفریح درست حسابی  به قطر میامدند وحداقل ده روز میمادند وقطر دستورات ائتلاف را دیگر رعایت نمیکرد لذا عربستان به طالبان  یمن گفت به قطر حمله کن- وقطر طالبان را قلع وقمکرد- درنتچه درکشورهای اسلامی  ایران عزت وکرامت وشرافت پیدا کرد جمله است وزیر امور خارجه قطر گفته است- یعنی درمنطقه وکشورهای عربی واسلامی ایران موضع بهتری پیداکرده است- این امر برای عربستان ارزشی ندارد برنده شدن ارزش دارد یک امریکائی نوشته است- وهابیت هم کیش خودرا ماند سگ میکشد- انها می انید درامریکا مسجد درست میکنند که به ما وحدت وبرادری یادبدهند- درحالیکه ما همکیشان خودرا نمیکشیم—ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-خلفای- راشدین—چهار شخصیت از اصحاب بنام – خلیفه اول  اقای ابو بکر –دوم –اقای عمر وسوم اقای عثمان- وچهارم حضرت علی علیه السلام را بنام  خلفای راشدین مشهور هستند دربین انان از نظر برادران اهل سنت مسئله اقای عثمان بسیاربحث انگیز شد وبیشترین معضل بر ادران اهل سنت جناب اقای عثمان است بنا برگفته یکی از فرهنگیان سنی زاهدان که شاگرد من بود بیش از دوهزار دانشمند اهل سنت درباره اقای عثمان تحقیق کرده اند وخاندان ایشان هم درباره اهل سنت چند عالم تحقیق کرده بودند وخود ایشان هم تحقیق کرده بوده است من درزمان دانشجوئی روی امام حسین علیه السلام وسپس جناب عثمان تحقیقتا تاحدی مفصل انجام داده بودم در سرکلاس به بحث عثمان رسیدم کلاس بیشاز حدمعمول دانشجو تمده بودند خانمی از پیش کسوت که نزدیک به باز نشستگی فرمودند که لطفا یابحث نفرمائید- ویاانکه طبق گپفاه امام راحل علیه السلام کاری نکنید که به وحدت ضربه بخورد درباره عثمان بحث از بی نهایتمنفی تا بی نهایت مثبت مطرح است ودرایران هم بسیار مظلوم ومعصوم جلوه داده میشد- من گفتم طبق بهترین کتب اهل سنت بیان میکنم واز شیعه هیچگونه سندی نمیاورم- البته کالبد شکافی که میخواهم انجام دهم انروز انجام ندادم-دو حدیث را ذکر کردم یکی از اقای خلیفه دوم- ویکی هم از اقای ابو هریره-خلیفه دوم زمانی که خنجر خورد که هرگز کار شیعیان نبوده است- بنا برقول شخص خلیفه دوم که فردی جسور وبی محابا ورک بوده است زمنی که دربستر بود وگرد ایشان بزرگان  اهل تسنن بودند اول علت انتخاب جناب عثمان برای خلافت مطرح کردند که چرا حضرت علی علیه السلام را انتخاب نکردی فرمودند من از قبل باند ایشان ضربه خردم- وچند بارمن تهدید شدم وترس از قتل دوفرزند خود داشتم اگر عثمان بر گردن شما سوار شد انرا بکشید- که این مطلب درایت جناب خلیفه دوم درشناخت افراد نشان میدهدکه بعد عرض میکنم که جناب عثمان به منظرحقیر فردی بسیال پیچیده وباهوش وسایس بود قبلا حسابدار اموال تجارتی جناب ابوسفیان داشت که ان زمان به اصطلاح مغز ریاضی باید داشته باشد ودوم مشاور بازرگانی ابوسفیان بود که نشان میدهدکه مغز تجارت داشته است ابوسفیان به ایشان سخت ایمان داشت وبه ایشان گفت تورا قاضی قرار میدهم بهنزد پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلمبرو واگر نقطه ضعف مهمی  یافتی منراخبر کن ایشان بهنزد پایمبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم رفت کاملا سکوت کرد سئوالی نمیکرد بی طرفی صرف داشت وچیزی پیدا نکرد وهمرا پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم به مدینه رفت که درانجاهم تحلیل  خواهم کرد-در حدیث شیعه است-که درقیامت اصحاب کبار به نزد پیامبر اکرم صلوالته الله علیه واله والسلم میرونند ودور ایشان حلقه  میزنند وجناب عثمان میفرماید که پیامبر اکرم  صلواته الله علیه واله والسلم من انچه حکمت بود وبه نفع شما اسلام بودانجام دادم وسرانجام هم کشته شدم دستتاندراز کگنید تا من به شمادست بدهم وشفیع ما شویدحضرت دست اش دراز میکند ودست میدهد وناگهان چهره عثمان به یک روباه تبدیل میشود باز حضرت صلواته الله علیه واله والسلماز خداوندمنان طلب بخشش برای عثمان واصحاب کبائر میکند ولی خداوندمنان میفرماید روس ل ما تونمیدانی با اسلام واهلبیت تو چه کرده اند فرشته درمیان انها ظاهر میشود وفرمان میدهد به سمت جهنم روید وحضرت رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم میفرماید از جلوی چشمان من دورشوید-روایت دیگر از جناب اقای ابوهریره- معاویه علیه العنت- ابوهریره زمانی کهمسئله اقای عثمان داغ وبحرانی شد وسپاهی ایشان  تا نزدیکی مدینه ارسال کرد به ابوهریره گفت به مدینه برو وانمود کن برای حج امده ایسر به خانم عایشه بزن واورا تمجید کن واقصد خود اورا مطلع نکن عدهای از اصحاب گرد خود اور وبه انه بگو که من رابه زور به نزد عثمان ببرید وچنین شد ودانجا اورا نصیحت کن وبه اوحالی کن که چرا-معاویه نمیتواندکاری بکند- ابوهریره به نزد عثمان رفت –جناب عثمان بسیار خوشحال شد که حتما خبری خوش اورده است و-رو – که به ابو هریره- توچقدر پیر شدی ولی عجیب است دروایت امده اسن که سن اش بیست وپنجسال؟؟ احتمالا پس از بیست وپنج سال از رحلت رسول اکرم صلواته اله علیه واله والسلم بوده است- عثمان شکای کرد نه شب ها برای امن ارامش میگذارند ونه روزها من میتوانم بکارم برسم- ابوهریره فرمودند فرض کن اینها بچه کوچک هستند وبهانه گرفتند نمیشوند که به چه کاری سخت کرد ویا دربیابان شرورئی قلدر به نزدتوامد که یا کمربند رابده ویا کشته خواهی شد وتومیدانی انزمان کشته میشوی چه میکنی باید هم کمربند بدهی وهم یک مشک اب بدهی حتی بگوئی عبای منراهم به خوا هی به تو میدهم بعدا اگرتوانستی انرا سیاست کن شماهم طلاها بده وان زمینهائی که پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسم تقسیم کرد پس بده- اینانمردمانی هستند که حداقل ده سال با پیامبر  اکرم صلواته الله علیه واله والسلم بودند من دوسال بودم الان نمیشود حدیث جعل کرد زمان میطلبد ومن راه بدست اوردن حلال ده برابر ان را بعد به شما یادمیدهم و سپس چرا معاویه نمیتواند دخالت کند شرح داد جناب عثمان بشدت خشمگین شد ودستورداد کیف بزرگی که درا بیست وپنج دینار طلا بود به ایشان داد وفرمودند  جایت خوب است- گفت له وباز ایشان گفت مشکلی نداری ونیاز ی به مانداری گفت خیر وفرمودند سفر به سلامت- ایشان بیرون-همه دور ایشان حلقه زدند- وفرمودند چه شد ایشان گفت شمانه روزبرای  ایشان گذاشتید- که بکار مردم برسد ونه شب که ایشان عبادت کند واستراحت کند ما با ایشان صحبت کردم که پنج نفراز عقلای اصحاب به نزد ایشان برونند ود استنباط به توافق برسند شما میدانید که استنباط خلیفه ارج است ازاستنباط کل مردمان ولو- استنباط  کل مردمان درست باشد و استنباط خلیفه غلط باشد –خداوندمنان استباط خلیفه را قبول دارد وجناب خلیفه براس اس مقتیضات روز مصلحت اندیشی کرده است- یکی از اصحاب فرمودند- ابوهریره مزد خودرابخوبی دریافت کردی شمامارا نصیحت کردی وماهم میخواهیم شمارا نصیحت کنیم-پیامبر اکرم صلوالته الله علیه واله والسلم- این تپه ها بین فقرا فلان قبیله تقسیم کرد وجناب خلیفه وخلیفه دوم هم موردتائید بود وانها راراننده است که بیچاره شغلی ندارند وقوم وخویش که به مراتب ازانها ثرومندتر هستندجایگزین کرده است یا خلیفه میتواندبرخلاف رای پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم نظر دهد؟؟ ودوم طلاهای ایشان است یا متعلق به بیت المال است که بایدبین مسلمانان تقسیم شود!! ویا از راحلال است که ماچنین تصوری داریم بیادزکات ان پرداخت شود زکات برای خلیفه موقوف نشده است البته در زمان هارون الرشید که مردم بشدت نسبت به عباسیان بد بین بودند وبه انها خلیفه نمیگفتند بلکه پادشاهمیگفتند یکیسری احکامی بنام احکام سلطانیه وضع شد که سخت مورد اعتراض حتی ائمه اربعه اهل سنت واقع شد- نکته دراین جا است تنهاچهارخلیفه راشدین فرمودند ما حق اعتراض نداریم چون انان به خوبی به احکام اسلامی مسلط بودند بعداز حضرت علی علیه السلام که بیش از سی سال با پیامبر اکرم صلوالته علیه واله والسلم بوده عثمان دردرجه بعدی است که جزو کتاب وحی بوده است وپیامبر اکرم صلواه اللهعایه واله والسلم زمانی که وحی ناز ل میشد حضرت اش صلواته اللهعلیه واله والسلم از عثمان سئوال میکرد معنای ایه رافهمیدیدِ؟؟ ایشان میگفتند شما داناتر هستید وگاهی درباره احکام فقه سئوال میکرد نمیتوان به انهابرچسب نادانی زد ونمیتوان گفت کهجهنم را بهشت ترجیح دادند زیرا همگی اهل بهشت خواهند بود لاجرم بایدحقر سرانجام به عثمان داد درهمان زمان معاویه درخواست که جزو خلفای راشدین باشد عقلای زمان به شرطی امام حسن علیه السلام جزو خلفای راشدین شود قبول کرد ولی چون بین انها جنگدر گرفت  معاویه از خلیفه راشدین بودن عزل کردنوبرای تعادل امام حسن علیه السلام از خلیفه راشدین بودن عزل کردند وتصمیمی گرفتن دیگرخلیفه راشدین نخواهیم داشت-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است- مغز ویا روان چیست؟؟روان- نامی است که روان کاوان برای روح داده اند- ومغز یا- برین- نامی است که محققین- با – دیدمادی به ان داده اند- درتعریف اولیه از مغز – گفته شد که مغز مرکز –هوشیاری – درک- تفکر کردن- قضاوت کردن- وحافظه است- وتوصر میکردند در مغز هرکدام ازان تعاریف بخشی را اشغال کرده اند- که به ان فکولتی گفته میشد وبعدا این فکولتی ها  بیشتر شد- شامل- تخیل کردن و از نو تشخیص دادن- قدردانی وتشکرکردن- واحساس مسئولیت کردن و ایجاد جریانهای احساسی کردن و ایجاد هیجان کردن است- وسرانجام قدرت نتچه گیری کردن- بر ای اعتقاداتوگرا یشات واعمال خاص – دانشمندان مادی  عملکرد مغزرا به نحو ساده؟؟ بر اساس سلسله اعصاب بیان کردن- ودر مرحله اول بدو گروه تقسیم شدند—ایده الیسم ها- ودو سیستمی ها- مطرح شد- که بعضی خصصیات روان را نشان بران میدانستند که غیر فیزیکی است- وغیر فیزییک عمل میکند!! بعدا بدو گروه جدید  تبدیل شدن- که عمل کرد ها  فیزییک است؟؟ ودیگر بر اساس نوع عمل  تعریف میشدند-اولین سئوال این است که بخشی از موجودات دارای  مغز هستند که دارای حیات میباشند که دقیقا براس اس بعضی خصوصیات ثابت شناخته میشوند  که ازبخشی ازماده جدا میشوند- این خصوصیات مانند یک ماشین عمل میکند که انسان میتواند ماشین مخصوص خودرابوجود اوردکه دربخش زیادی ازماده چنین خصو صیاتی – وجودندارد-در بخش ماده یک سیستم ثابت موجود است که میتواند ترکیب کرد ومیتوان تجزیه کرد وهمیشه از یکسری قوانینثابت بودن حیات تبعیت میکنند-مطابق طبیعت روان-که همه درباره ان متفق القول هستند- رو.ان قادر استکه درک ذهنیتی از خود وفضای اطراف خود را دارا است وبا قصد وعمد به سمت فضایبسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است- مغز ویا روان چیست؟؟روان- نامی است که روان کاوان برای روح داده اند- ومغز یا- برین- نامی است که محققین- با – دیدمادی به ان داده اند- درتعریف اولیه از مغز – گفته شد که مغز مرکز –هوشیاری – درک- تفکر کردن- قضاوت کردن- وحافظه است- وتوصر میکردند در مغز هرکدام ازان تعاریف بخشی را اشغال کرده اند- که به ان فکولتی گفته میشد وبعدا این فکولتی ها  بیشتر شد- شامل- تخیل کردن و از نو تشخیص دادن- قدردانی وتشکرکردن- واحساس مسئولیت کردن و ایجاد جریانهای احساسی کردن و ایجاد هیجان کردن است- وسرانجام قدرت نتچه گیری کردن- بر ای اعتقاداتوگرا یشات واعمال خاص – دانشمندان مادی  عملکرد مغزرا به نحو ساده؟؟ بر اساس سلسله اعصاب بیان کردن- ودر مرحله اول بدو گروه تقسیم شدند—ایده الیسم ها- ودو سیستمی ها- مطرح شد- که بعضی خصصیات روان را نشان بران میدانستند که غیر فیزیکی است- وغیر فیزییک عمل میکند!! بعدا بدو گروه جدید  تبدیل شدن- که عمل کرد ها  فیزییک است؟؟ ودیگر بر اساس نوع عمل  تعریف میشدند-اولین سئوال این است که بخشی از موجودات دارای  مغز هستند که دارای حیات میباشند که دقیقا براس اس بعضی خصوصیات ثابت شناخته میشوند  که ازبخشی ازماده جدا میشوند- این خصوصیات مانند یک ماشین عمل میکند که انسان میتواند ماشین مخصوص خودرابوجود اوردکه دربخش زیادی ازماده چنین خصو صیاتی – وجودندارد-در بخش ماد اطراف سوق پیدا میکند هم عامل تحریک درک میکند وهم چون یک عامل به ان پاسخ میدهد-که دربسیار مواد این چنین وجودی را ندارد- ودارای هوشیاری وتفکرات است که در فکولتی ها را بخوبی درک میکند که بسیار ماده فاقد ان هستند-دارای احسا اولین نکته حایز اهمیت   برای سبک زندگانی فرهنگ های مختلف ایجاد میکند ونسبت به ان  حساس است وانر بخوبی درک میکند- یعی یک سیستم خاص فکری ایجاد میدرحالیکه مغز همه از لحاظ نرو فیزیکی بسیار شبیه یک دیگر است واین اولین ضربه مهمی است کهدرحالیکه بسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است- مغز ویا روان چیست؟؟روان- نامی است که روان کاوان برای روح داده اند- ومغز یا- برین- نامی است که محققین- با – دیدمادی به ان داده اند- درتعریف اولیه از مغز – گفته شد که مغز مرکز –هوشیاری – درک- تفکر کردن- قضاوت کردن- وحافظه است- وتوصر میکردند در مغز هرکدام ازان تعاریف بخشی را اشغال کرده اند- که به ان فکولتی گفته میشد وبعدا این فکولتی ها  بیشتر شد- شامل- تخیل کردن و از نو تشخیص دادن- قدردانی وتشکرکردن- واحساس مسئولیت کردن و ایجاد جریانهای احساسی کردن و ایجاد هیجان کردن است- وسرانجام قدرت نتچه گیری کردن- بر ای اعتقاداتوگرا یشات واعمال خاص – دانشمندان مادی  عملکرد مغزرا به نحو ساده؟؟ بر اساس سلسله اعصاب بیان کردن- ودر مرحله اول بدو گروه تقسیم شدند—ایده الیسم ها- ودو سیستمی ها- مطرح شد- که بعضی خصصیات روان را نشان بران میدانستند که غیر فیزیکی است- وغیر فیزییک عمل میکند!! بعدا بدو گروه جدید  تبدیل شدن- که عمل کرد ها  فیزییک است؟؟ ودیگر بر اساس نوع عمل  تعریف میشدند-اولین سئوال این است که بخشی از موجودات دارای  مغز هستند که دارای حیات میباشند که دقیقا براس اس بعضی خصوصیات ثابت شناخته میشوند  که ازبخشی ازماده جدا میشوند- این خصوصیات مانند یک ماشین عمل میکند که انسان میتواند ماشین مخصوص خودرابوجود اوردکه دربخش زیادی ازماده چنین خصو صیاتی – وجودندارد-در بخش ماده یک سیستم ثابت موجود است که میتواند ترکیب کرد ومیتوان تجزیه کرد وهمیشه از یکسری قوانینثابت بودن حیات تبعیت میکنند-مطابق طبیعت روان-که همه درباره ان متفق القول هستند- رو.ان قادر استکه درک ذهنیتی از خود وفضای اطراف خود را دارا است وبا قصد وعمد به سمت فضایبسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است- مغز ویا روان چیست؟؟روان- نامی است که روان کاوان برای روح داده اند- ومغز یا- برین- نامی است که محققین- با – دیدمادی به ان داده اند- درتعریف اولیه از مغز – گفته شد که مغز مرکز –هوشیاری – درک- تفکر کردن- قضاوت کردن- وحافظه است- وتوصر میکردند در مغز هرکدام ازان تعاریف بخشی را اشغال کرده اند- که به ان فکولتی گفته میشد وبعدا این فکولتی ها  بیشتر شد- شامل- تخیل کردن و از نو تشخیص دادن- قدردانی وتشکرکردن- واحساس مسئولیت کردن و ایجاد جریانهای احساسی کردن و ایجاد هیجان کردن است- وسرانجام قدرت نتچه گیری کردن- بر ای اعتقاداتوگرا یشات واعمال خاص – دانشمندان مادی  عملکرد مغزرا به نحو ساده؟؟ بر اساس سلسله اعصاب بیان کردن- ودر مرحله اول بدو گروه تقسیم شدند—ایده الیسم ها- ودو سیستمی ها- مطرح شد- که بعضی خصصیات روان را نشان بران میدانستند که غیر فیزیکی است- وغیر فیزییک عمل میکند!! بعدا بدو گروه جدید  تبدیل شدن- که عمل کرد ها  فیزییک است؟؟ ودیگر بر اساس نوع عمل  تعریف میشدند-اولین سئوال این است که بخشی از موجودات دارای  مغز هستند که دارای حیات میباشند که دقیقا براس اس بعضی خصوصیات ثابت شناخته میشوند  که ازبخشی ازماده جدا میشوند- این خصوصیات مانند یک ماشین عمل میکند که انسان میتواند ماشین مخصوص خودرابوجود اوردکه دربخش زیادی ازماده چنین خصو صیاتی – وجودندارد-در بخش ماد اطراف سوق پیدا میکند هم عامل تحریک درک میکند وهم چون یک عامل به ان پاسخ میدهد-که دربسیار مواد این چنین وجودی را ندارد- ودارای هوشیاری وتفکرات است که در فکولتی ها را بخوبی درک میکند که بسیار ماده فاقد ان هستند-دارای احسا اولین نکته حایز اهمیت   برای سبک زندگانی فرهنگ های مختلف ایجاد میکند ونسبت به ان  حساس است وانر بخوبی درک میکند- یعی یک سیستم خاص فکری ایجاد میدرحالیکه مغز همه از لحاظ نرو فیزیکی بسیار شبیه یک دیگر است واین اولین ضربه مهمی است کهدرحالیسلسله اعصاب بسیار شبیه هم است ولی عملکردانان بسیارمختلف وبعضی موارد ضدهم هستند؟؟!!- ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- جناب اقای کورش نیک نام- نماینده سابق زرتشیان عزیز- که ایشان بخوبی میدادنند که زرتشت اسم ان پیامبر  معززنیست عنوانی است که به ایشان داده اند- یعنی صاحب شتر زرد یا طلائی که کتاب های مقدس را بران بار میکرد  وبه روستاه وها  شهرها میرفتند واز روی ان کتاب ها موعظه میکردند –وباید گفت زرد تشتر- که تبدیل به زرد تشت وسپس زرتشت گشته است- اسامی سابق بیشترانها معنا ی اصلی خودرا ازدست میدهند – مثلا  نام ناهید که بروی دختران گذاشته میشود هیچ ربطی به الاهه ناهید ندارد ویا جمشید به همین نحو ویا طهماسب یعنی دارنده اسب کبود یا چگنیز ویا تیمور اینها اسامی هستند حال  کلمه امرداد ویا مرداد منظور نیست که مرداد سالماه کشنده است ویا امرداد ماه حیات است هردو تلقی میتواند درست باشد- اما نان حیوانات  بر اجرام اسمانی این در اصل تعداد ی ستاره به صورت  یک حیوان ویا انسان ویا گیاه تجسم میکردند وبه ان صور فلکی گفته میشود که بر ای کاروانها دربیابانها ودریا نوردان در دریا- درجهت یابی کمک کند وحال پیرایه هائی به ان بستند که بعضی انها درست است که مثلا هرچهارسال درکوهی سیلاب فراوان می اید هر شش سال باران درمنطقه ای  به حد کافی خواهد امد- مسئله خوشبختی ویا بد-بدبختی مال اسلام نیست ولی بعضی احادیث بعضی روزها مبارک وبعضی روزها را نحس میداند ویابرای بعضیس کارها مثلا مسافرت خوب میداند وبعضی روزها را بد میداند وبیشتراین نکات مهم است وموردتوجه است –هر گونه طالع بینی وپیبش بینی بر اساس ستارگان کفر است ویک امر تفننی  است  وکس نبیادی انرا جدی بگیرد- والسلام


ارسال شده در توسط علی
<      1   2   3   4      >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99