سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم الله  الرحمن الرحیم-جناب اقای ابراهیم احراری از سایت کلمه- ایشان فرمودند-که استاد جناب  عظمت شیخ عباس قمی معتقد بوده است که قران تحریف شده است- اگر چنین بوده مبارزه ای تمام عیار وجواب های دندان شکن از داخل وخارج بر علیه ایشانساخته وپرداخته میشد بخصوص از شاگرد  علامه ایاشان شیخ عباس قمی رحمت الله علیه که درزمان خوداش مجتهد مسلم ورهبری قم را بعهده داشت انگلیسی  درزمان جنگ هرفرد خطرناکی که بر علیه انها باشد تحت کنترول داشتند وبه انها گفته شد فقط از یک نفر بترسید وانهم شیخ عباس قمی است ویک انگلیسی کار گشته که فارسی هم بلد بود درحجره ایشان مستقربود وقم راکنترول کند ودرباره ایاشان حرف عجیب وغریب زده است از کرامت وپیشگوئی ایشان درموارد های مختلف ووفرموده نارحت پسر درجنگ نباش از این تاریخ تاششماه دیگر جنگ تمام میبشود  وپس رت سالم از جبهه شوروی باز میگردد ونامه ای درباره ایشان واسلام به وزرات خارجه انگلستان نوشته است استادایشان درباره تفاسیر قران است که بسیاری  که فقط میتوان گفت تفاسیر بدون تحریف فقط مال شیعه است واین مطلب را امام صادق علیه السلام به فردشامی که بر ای مناظره درباره شیعه امده بود بیان کردند- بخشی از احادیث –فرد- در باره احادیثی از اهل تسنن است که از رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم تا مثلا امام صادق علیه السلام است که از رسول اکر م صلواته الله علیه واله والسلم حدیث نقل کر ده اند وبه تواتر هم رسیده است واز ائمه اطهارعلیهم السلام تا امام  تا امام باقر علیه السلام که بیش از همه از امام باقر علیه  السلام است واز امام صادق علیه السلام به ببعد بسیار کم حدیث نقل شده است دلیل ان به خاطر انکه انان  از اصحاب وتابعین نبودند نیست بلکه به ضر ر انان است که افرادزیادی درباره ان احادیث از امام صادق علیه السلام سئوال کردند که درشیعه نیست امام صادق رعلیه السلام غالب نزدیک به همه فرموده اند جعلی است وسپس سئوال شده است درباره موضوع حدیث حضرت رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم حدیثی دارند ایشان فرموده اند بله هست وبیان کردند وهرگز شما انهارا تصحیح نکردید ومقداری هم بخش اول ان درست وبخش دیگر ان جعلی  است که امام تصحیح کرده اند وبخش دیگر احادیث فرد درباره احکام امامان اهل تسنن است وغالب ان متعلق به ابوحنیفه است کهفردی مشتاق بوده است جواب انهارا به ابوحنیفه بر ساند وقبلا شاگردابوحنیفه بوده است وشما انهارا تصحیح نکردید بر اساس حافظه میگویم بعداز رسول اکرم صلواته اللهعلیه واله والسلم درباره امام حسن علیه9 السلام احادیث جعلی زیای ساخته وپرداخته شد- درباره انکه ایرانیان مفاتیح جنان رابیشتر از قر ان میخوانند انها اشتباه میکنند هنوز عظمت قران رادرک نمیکنند ولی کسی نمیگوید که مفاتیح وجنان بالاتر از قران است- دعا مخ عبادت است که شمادعا کم دارید واز دعا های ائمه اطهار علیهم السلام بعلل مختلف وحشت دارید دلیلی که با مفاتیح جنان مخالف هستید اساس اش این است-     فرمودید گریه در زمان دعا چگونه انسان را به بهشت میبرد؟؟ دراحادیث امده است گریه از خوف گناه واز ترس مقام الهی انسان را به بهشت وپاک کردن گناهان منجر میشود ائمه ااز رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم از بعضی ایات که برایشان وحی میشد تاصبح درحال گریان بودند وائمه اطهارعلیم السلام اجمعین چنین بودند ولی دراهل تسنن معلوم نیست به کدام دلیل گریه بر ای دعا وخوف الهی بدعت میدانند؟؟


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-کفر چشمان را میبندد وگوشها را تیز میکند- زمانی به اصفهان رفته بودم ادرس بعضی خانه های زیبای قدیمی داشتم که جزو اثار هنری باستان ایران بود وتعدادی دراصفهان پیدا کردم ودر حدود  ساعت هشت بیرون امدم هتل من درچهارباغ بود واز کنار خیابان که بالا امدم به مسجد مادرشاه رسیدم باخود گفتم یک سری هم به ان بزنمدو اقا بالباس شیک یکی سر-متر- را گرفته بود ولب حوض را متر میکرد وسپس کنار باغچه ایمتر کرد وروی سنگف6رش ها علامت میگذاشت که میبایست عوض شوند- من فکر کردم که انها مسئولین میرا فرهنگی هستند ولی انها فرمودند ما افرادعادی هستیم ولی در تعمیر این مسجد شرکت میکنیم وبعدا فرمودند این مسجدرا  شاه عباس  بر ای مادراش ساخت وطلبه های ممتاز دراین جا درس میخواندند وریاست  این مسجد باخود مادر شاه بود وشاه عباس بر ای انکه درمدیریت تنها نباشد چند حجره بالائی انرا به اشراف بسیار متدین باقیمت بالا فروخت که انها گرد واطراف مادرشاه باشند درحالیکه نشان  واشاره میکرد ان حجره دست چپ نزدیک گوشه به اجدادما فروخت که ایاشن هرزمان بیکاربود به این حجره میامد ودرس طلبگی میخواند وهم مزد درس را میداد وهم به طلبه ها کمک میکرد از ان ببعد یک نهضت دراصفهان بوجود امد- خانواده های ثروتمند ومتدین یاپول میدادند به میرزا که کتب موردنیاز طلبه ها بنویسد وتقدیم طلبه  ها وکتابخانه این مسجد میکردند ولی بعضی مانند خاندان ما تااخیرا همه از زن ومردم ونوجوان خوش خطی یاد میگرفتند وشبانروز این کتب را مینویشتنددر این مسجد یک انگلیسی مدتی درس خواند ویک کتاب درباره اسلام یاخوداش نوشت ویا مال فرنگ بود وتقدیم این مسجد کرد وما  بعداز انکه خوش خطی انگلیسی یاد گرفتیم –چون این کتاب موردنیاز طلبه بود از روی ان باددست گپی کردیم دادیم به کتابخانه من نمیدان چه سحر وافسونی شد که فرزندان دیگر گردمذهب نچرخیدند  وعاشق زندگانی درامریکاشدند ویک دختر خانم همان لحظه بی حجاب از کنار ما گذشت وبا نگاهی زیرچشمی تندی به داخل صحن انداخت وایشان گفت اگربه این دختر بگوئید- این کلید حجره شما گاهی هم سر به این حجره بزنید اول خواهد گفت من بی حجاب هستم ودثانی من مشگلی ندارم که از حوزه سئوال کنم؟؟—ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم—اول خلقت ما- نوری وروحی- بقیه ماجرا را بعداز یک مقدمه انشالله پی میگریم- یک جناب اسکاتلندی دانشمند در گیاه شناسی وگیاه دارو شناسی وداروسازی وحیوان شناسی یک قطعه زمین کنار رودخانه ای که به یک مرداب را انتخاب میکند وخانه وباغی درانجا فراهم میاورد ودر کنار باغ یکباریکه برای تحقیقات وتدریس به دانشجویان علاقمند میسازد واز این گیاهان یکنوع مشروب ودارو ایجاد میکند وروی گیاهان وحیوانان منطقه هم تحقیق میکندروزی حیوان کوچکیواردباریکه میشود یک ماده ای که درحال جوش بود به زمین میاندازد که میتوانسته خطرناک باشد قفلی به در میزند وبر اساس فرهنگ غرب همه درمسائل فنی هنری دارند وهمین مسئله انهارا از کشورهائی که یادرحال کشاورزی هستند یا تازه وارذد صنعت شدند هوش ودرک بیشتری دارند امروزه ژا پون وچین سعی میکنند که به صنعت پیچیده بر سند- ایاشن بشدت سکولار بوده ازکنار کلیسا میگذرد جناب کشیش بیان میکند هرکس به جائی رسیده است بعلت توفیق الهی  است وایشان لبخندی میز ند قفل خراب میشود ایاشن که سرامدهنر فنی دستی بوده است هرکاری که میشد میکند وقفل درست نمیشود لذا باطناب درب را قفل میکرده است یکروز شاگردی به اطاق میاید واز استادمیپرسد فلسفه این طناب چیست؟ ایشان ماجرا شرح میدهد- ایشان میفرماید- اجازه میدهید من یک نگاهی بکنم ایشان اجازه میدهد ایشان قفلرا باز میکند دوتقه میزند وقفل میبندد وقفل درست میشود!! استادخنده اش میگرید وشروع میکند به مطالعه ادیان وسرانجام مسلمان میشود واز تمام سمتهای رسمی وغیر رسمی اخراج میشود کشوری بزرگ؟؟!! که ادعا رهبری تمدن بشری را دارد؟؟!! شاگر از جریان مطلع میشود وبه خدمت استادمیاید این چه کاری بود که شما کردید؟؟ ایشان جواب میدهد که هرچقدر بر ای کشف حقیقت هرینه شود اشکالی ندارد-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- عثمانی هواه- معنای این کلمات این است که فردی تصور کند که عثمانرا حضرت علی علیه السلام کشته است در شام شایعه کردند که حضرت علی علیه السلام دستور قتل عثمانرا مثلا به طلحه ویازبیر ویا به امام حسن علیه السلام ویاشخصادردارا خلافت گردن  عثمانرا زده  است ویا عثمان به نزد ایشان اوردندوبعداز جر وبحث گردن ایشان را زده است درحالیکه جناب عثمان روزه بوده است ودرحال عبادت بوده است ویک تاریخ مشعشی بر ای جناب عثمان ساخته وپرداخته شده بود- از جمله افراد یکی جناب حربن ریاحی علیه السلام بوده است کهدرشام دردستگاه امویان بوده است هرکه از کوفه به شام میامدهاست ایشان درباره عثمان تحقیق کرده است وهمه مطالبی که معاویه دستور داده بود میگفتند- ایشان یک بیزاری از علی علیه السلام پیدا کردبود در سخنرانی امام حسین علیه السلام که به کرات وتکرار انجام شد متوجه شد جریان این چنین نیست ومسلما از ابن سعد سئوال کرده بوده است که امام حسین راست میگوید یانه وایشان بیانات امام حسین را تائید کرده بوده است ولی گفته مادررکاب یزید علیه العنت هستیم وایشان در  روز عاشورا حقایق بر ایشان مشخص شد- درطول تاریخ فریب ودروغ وجعل کردن بخصوص درمسائل دینی وحساس بسیار شدید بوده است وتا ظهور حضرت زمان علیه السلام هم چنین خواهد بود- در دانشگاه لندن در کتابخانه مادر که بسیارهم کوچک هست یک کتاب خانه کوچکی به نسبت کتاب خانه های دیگر وجوددارد- دراین کتابخانه تنها کتب معتبر علمی قرار میگیرد وهمچنین مجلات بسیارمعتبر علمی البته الحمدالله هیچ نوع کتب دینی وجودندارد  که کسی درکتابی شک کرد به این کتب مرجع مراجعه کند البته اسم انرا میگویند وفقط برای کسانی همانجا مطالعه کنند نسخه ای میدهند قبلا بر بیان یکدانشجوی ایرانی مجلات معتبر سکولار هم داشتند بعد حکومت انگلستان چهار مکتب سکولار بیشتر قبول داشت هرکس میخواست اعتراض بکند بایدبر مبنای اینچهار کتاب باشد وبعدا این چهارتا راجدا میگذاشتند وسپس مابقیه را  حذف کردند وفقط  کتب ومجلاتی درباره این چهار مکتب بود ومورد پذیرش دولت است قراردارد ودرمانیفست هم همین طور که از جهتی عقلانی هم هست- چگونه ممکن است که خداوند منان که بخوبی میداند عده ای مستضعف فکری هستند وعده ایدرک عمیق پیدا نمیکنند وشیاطین باتمام قوا اب را گل  الود میکنند که تشخیص مشکل میشود وهوای نفس بسیارقوی است وباطن افراد قابل شناخت نیست وخلیفه خودرا معین نکند ومشخص نکند وبخواهد درروز قیامت مومن واقعی از از مومن قلابی تشخییص دهد ویقه بگیرد ومجازات وپاداش دهد وهمه بگویند ما فریب خوردیم ومارابرگردانید وخلیفه دقیا مشخص کنید وازنو از ما امتحان بگیرید یعنی اینجهان کشک بوده است واین امر ضعف خداوندمنان مشخص کند که هرکس به چنین عقیده ای ایمان بیاورد بایدگردن اش زده شودکه بعد از ظهور امامان علیهم السلام تهنیت وپیامبر ان صلولاته الله علیهم اجمعین ودیگر کار گذاران پس اتمام حجت گردن خواهند زد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-ایا گریه کردن برای میت بدعت است-منابع اهل سنت چه میگویند-

السلام علیک یا شیب الخضیب

 

چرا اهل سنت گریه بر حسین(ع) را بدعت می دانند؟

این روایت به صورت های مختلف در صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل شده و نقل های متفاوت آن به صورت ذیل است:
1. میت در قبرش به دلیل نوحه ای که برایش می کنند در عذاب می افتد.
2. میت با گریه های بستگانش در عذاب می افتد.
3. میت به واسطه بعضی از گریه های اهلش در عذاب می افتد.[1]
عمر خلیفه دوم بر اساس این روایت هم در زمان پیغمبر و هم بعد از حضرت از گریه بر میت منع کرده که دو نمونه را اینجا ذکر می کنیم:
الف) ابن عباس نقل کرده که در مرگ رقیه بنت رسول الله(ص) زن ها گریه می کردند و عمر آنها را با تازیانه می زد و از گریه آنان ممانعت میکرد تا اینکه پیغمبر(ص) فرمود: رهایشان کن که گریه کنند زیرا نفس مصیبت دیده و چشمها گریان و مرگ نزدیک است و خود آن حضرت نیز لب قبر نشست در حالی که فاطمه(س) اشک می ریخت و حضرت اشکهای او را پاک می کرد.[2]
آنچه از این قطعه تاریخی که در منابع معتبر خود اهل سنت آمده استفاده می شود، این است که منع کردن از گریه و سوگواری از منش های عمر بوده بدون آن که توجهی به نظر پیغمبر(ص) داشته باشد.
ب) عایشه و ام فروه خواهر ابوبکر بعد از مرگ او مجلس عزا بر پا کردند عمر به آن مجلس هجوم برده و مردها را وارد مجلس زنانه کرد و با چوب دستی خود ام فروه را زد و اهل مجلس را متفرق کرد.[3]
لکن این روایات که موضع گیری عمر را درباره گریه بر میت بیان می­کند اولاً با روایاتی که می­گوید پیغمبر بر میت می­گریست و نیز مردم را ترغیب می نمود که بر حمزه و جعفر و... بگریند و یا عکس العمل پیامبر(ص) در خود این حدیث در تعارض است.
ثانیاً با عملکرد و گریه خود عمر بر نعمان بن مقرن و همچنین با گریه عمر بر کشته شدن برادرش تنافی دارد.[4]
و نیز اگر از روایت، حرمت گریه استفاده می شود چرا خود عبدالله بن عمر که راوی دیگر حدیث است بر عایشه گریه کرد و مورد طعن معاویه قرار گرفت و عبدالله در جواب معاویه گفت: همه فرزندان ام المؤمنین بر او گریه می کنند مگر کسانی که مؤمن و فرزند او نیست.[5]
ثالثاً عبدالله بن عباس و عایشه اصل صحت روایت را بر عمر و ابن عمر انکار کرده و عایشه گفته که عبدالله بن عمر یا اشتباه کرده و یا فراموش نموده. به خدا قسم آن چه را او از پیغمبر(ص) نقل می­کند پیغمبر نفرموده بلکه آن چه پیغمبر فرموده این است: «همانا خدا عذاب کافر را به خاطر گریه بستگانش بر او زیاد می کند».[6]
با توجه به آن چه گفته شد و نیز از معنایی که برای «بدعت» نموده اند معلوم خواهد شد که گریه چه بر میت و چه بر شهید هیچ ربطی به بدعت ندارد. زیرا بدعت در لغت به معنای اختراع و آفرینش بدون نمونه است، و بر هر امر حادثی اطلاق می شود. اما در اصطلاح بدعت به امری گفته می­شود که در دین احداث شود، بعد از آن که تشریع تکمیل شده است، هر امر حادثی که دلیل بر آن دلالت نکرده و مخالف اصول شریعت باشد، بدعت به شمار می رود.[7]
اما گریه بر میت امر حادثی نمی باشد، بلکه از قدیم بوده و الآن هم هست. هر ملت و قومی بر فقدان بستگانش گریه می کنند. گریه امری نیست که آن را شیعه احداث کرده باشد، بلکه با سرشت انسان مرتبط و از مشخصات آدمی و مظهر شدیدترین حالات احساسی و عاطفی انسان می باشد و انواعی دارد که از جمله آنها گریه شوق و حزن است. هنگام ادراک ناملایمات و مصائب، عواطف و احساسات آدمی تحریک می شود و دل می سوزد و چشم اشک می ریزد.
اصولاً گریه بر فراق دوستان یک امر فطری و اظهار محبت است و از عاطفه ای انسانی سرچشمه می گیرد. زیرا: با گریه عقده های درونی و بغض که به سبب فقدان و از دست دادن عزیزی و یا فراق محبوبی برای انسان حاصل می شود خالی شده و انسان آرامش پیدا می کند. با گریه انسان اظهار تأثر و تأسف می کند و علاقه اش را نسبت به محبوب خود ابراز می نماید.
از مراجعه به متون تاریخی و روایی در می یابیم که برپایی مجالس سوگواری، خواندن مرثیه، گریه کردن، بی تابی در فراق عزیزان، به سر و سینه زدن و اعمال دیگری که از نشانه های حزن و عزا است امر شایع و متداول بین همه ملتها و مسلمانها بوده و هست و سیره پیغمبر و ائمه(ع) و سیره متشرعه و قرآن کریم بر جواز آن دلالت می کند. زیرا قرآن گریه یعقوب بر فراق یوسف را نقل کرده و ردّ ننموده است.
برای روشن شدن مطلب نمونه هایی از گریه بر میت و شهید را که در متون تاریخی و روایی شیعه و اهل سنت نقل شده ذکر می کنیم:
بعد از مرگ جوینی مردم منبرش را جهت تبرک شکستند و در عزای او دکانها را بسته و با قصیده هایی به مرثیه سرایی پرداختند. شاگردان وی در فقدان استادشان یک سال گریه و عزاداری کردند و پوشش از سر برداشتند، طلاب در شهر می­گشتند و برایش نوحه سر می دادند و فریاد و گریه می­کردند.[8]
ذهبی می گوید با مرگ ابن جوزی بازارها تعطیل و جمعیت زیادی اجتماع کردند. آن روز، روز باشکوهی بود، مردم از روی اندوه خود را به آب می انداختند و در مرگ او اندوهگین بودند... ما در کنار قبرش به برپایی عزا پرداختیم و سخنرانی کردیم، جمعیت عظیمی حضور داشت و سوگواری می کرد.[9]
تاریخ ضبط کرده است که عمر درِ خانه­ی زهرا(س) را آتش زد. زهرا به خاطر مصائب وارده و در فراق پدر زیاد گریه می کرد تا جایی که علی(ع) بیرون از شهر در بقیع برای زهرا(س) کلبه ای که بعدها بیت الاحزان نام گرفت درست کرد. زهرا(س) آنجا و گاهی به مزار حمزه می رفت و گریه می کرد.[10]
اما گریه بر حسین شهید(ع) نیز امری نیست که شیعه آن را به وجود آورده باشد بلکه به پیروی از پیغمبر(ص) و قرآن کریم[11] این کار را می کنند. بر اساس متون تاریخی و روایی شیعه و سنی پیامبر اسلام(ص) امکان برپایی مجالس سوگواری بر شهیدان و مردگان را داده و دیگران را بر این امر تشویق کرده، همچنین صحابه و دیگران. می دانیم آن چه برای ما حجت است قرآن، کلام معصومین(ع) و سیره عملی آنها است. لذا به عنوان نمونه مواردی را از سیره پیامبر که تاریخ ضبط کرده نقل می کنیم:
1. رسول اکرم که کانون عاطفه و رحمت است در مرگ فرزندش ابراهیم اشک می ریزد. وقتی که از حضرت سئوال می کنند می فرماید: «چشمها گریان است و قلب می سوزد و آن چه خشم خدا را بر می انگیزد نمی گوییم».[12]
پیامبر در مرگ ابوطالب و نیز حمزه که در احد به شهادت رسید گریه کرد. و هنگامی که به مدینه برگشت دید زن های انصار بر کشتگان شان گریه می کنند، حضرت فرمود: (اما حمزه گریه کننده و عزادار ندارد). انصار با شنیدن این کلام و آن گریه پیغمبر(ص) به زنهایشان دستور دادند که بروند بر حمزه گریه کنند و آنها رفتند خانه پیغمبر بر حمزه گریه کردند و پیغمبر در حق آنها دعا کرد و فرمود: «خدا از شما و اولاد شما راضی باشد».[13]
از همین به بعد برای اهل مدینه رسم شد که هرگاه می خواستند بر کسی گریه کنند در ابتدا بر حمزه گریه می کردند.[14] همچنین پیغمبر(ص) در شهادت زید بن حارثه، جعفر ذوالجناحین و عبدالله بن رواحه گریه کرد و دیگران را با این کلامش تشویق کرد که فرمود: «گریه کنندگان بر فراق افراد مثل جعفر باید گریه کنند».[15]
اول کسی که بر امام حسین گریه کرده پیغمبر(ص) است. روز ولادت امام حسین بعد از آن که رسول اکرم توسط جبرئیل از کشته شدن امام حسین(ع) آگاه شد گریه کرد و در جواب کسی که از سبب گریه سئوال کرده بود، فرمود: «گریه می کنم بر فرزندم حسین که گروهی باغیه­ای کافر از بنی امیه او را می کشند».[16]
بارها در زندگی امام حسین(ع) رسول الله(ص) بعد از هر چند مدتی عزای حسینش را در موارد متعدد و مکان های مختلف برپا می کرد و بر او اشک می ریخت و حتی حسینش را به مسجد در جمع صحابه می برد و تربت کربلای او را می بوئید در حالی که ذکر مصائب و ستم هایی در حق او بر زبان می آورد، می فرمود: «امت من حسینم را می کشند و این خاک کربلای اوست».[17]
و نیز هنگامی که امام علی(ع) و فاطمه و حسنین نزد حضرت رسول(ص) می نشستند، رسول اکرم به آنها نگاهی می کرد و اشک می ریخت و می فرمود: «گریه ام به خاطر مصائبی است که بر شما وارد می شود، گویا می بینم که حسینم را می کشند».[18]
از مطالبی که ذکر شد روشن گشت که گریه بر میت و نیز شهید هیچ ربطی به بدعت ندارد؛ زیرا خود پیغمبر(ص) بر میت و شهید اشک ریخته است و چون آن حضرت الگوی ماست به پیروی از او و قرآن کریم که محبت اهل بیت(ع) را لازم می شمارد[19] با گریه و سوگواری، نسبت به امام حسین(ع) اظهار محبت می کنیم.
بدیهی است که محبت واقعی آثاری دارد و از جمله ای آن اظهار تأثر و تأسف است از ظلم هایی که در حق محبوب ما روا داشته شده و از سوی دیگر با زنده نگه داشتن خاطره عاشورا و گریه بر حسین مظلوم و مصائب او می خواهیم ابراز تنفر کنیم نسبت به ظلم و بیداد. بنابراین گریه بر حسین تنها اظهار تأسف نیست بلکه همراه با اظهار محبت است چون گریه بر شهیدی است که در راه توحید، دین و فضائل انسانی جان خود را آگاهانه نثار کرده.
اشک ریختن بر امام حسین(ع) تجلیل از مقام شهادت و شهید و برای احیای روحیه ای قیام علیه کفر و مظاهر معصیت است و احیای چنین روحیه ای به این است که مظاهر ظلم همیشه مورد تنفر و انزجار قرار گیرد و آرزوی نابودی آنها در روحیه ها تلقین شود و از پیشرفت ظالمین و عملی شدن نقشه های شان انسان متأثر گردد و توأم با آن اشک حزن و محبت برای الگوهای عالی انسانی ریخته شود.
چنین گریه ها ارزش دارد زیرا محبت ما را نسبت به اهل بیت و بغض ما را نسبت به دشمنان آنها تقویت می کند و در اسلام حب و بغض، تولّی و تبرّی، نفی و اثبات و اطاعت و عصیان در کنار هم معنی پیدا می کند و لذا کلمه توحید مرکب از نفی و اثبات است. تحریک عواطف انسانی علیه ظلم و گریه بر مظلوم در طول تاریخ عامل نابودی کاخ های ظلم شده و لذا ائمه(ع) بر زنده نگه داشتن خاطره عاشورا ترغیب و تأکید کرده و امام محمد باقر(ع) وصیت نموده است که:
«ده سال بعد از رحلت در (منی) مراسم عزاداری برپا شود.[20] پیام اینگونه سفارش ها مبارزه با ستمگری و تقبیح عملکرد ستمگر است. پس چگونه گریه نکنیم بر حسین(ع) در حالی که زمین و آسمان بر او گریسته است و روز قتل او در بیت المقدس و شام، سنگی را بر نداشتند، الا اینکه زیر آن خون مشاهده کردند و روز شهادت او هوا تیره شد و آفاق تغییر کرد و آسمان به گونه ای سیاه شد که ستاره ها ظاهر گردید و خورشید گرفت و آفاق آسمان بعد ازقتل او 6 ماه به طور غیر معمول هنگام طلوع و غروب سرخ رنگ بود، چگونه باید از ریختن اشکها جلوگیری کرد در حالی که آسمان بر او خون گریه کرد، همان طوری که بر یحیی بن زکریا اشک خون ریخت.[21]
-

- بخوبی روشن میشود که گریه کردن وعزاداری بر یا میت اشکالی ندارد واز لحاظ روانشاسی بسیار موثر است وحضرت فاطمه سلام الله علیها ششم ماه برای پدرشان حضرت رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم گریه کردند وحضرت علی علیه السلام دوباره بیهوش شدن یک باره درمراسم کفن ودفن حضرت رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم ویکباربرای حضرت فاطمه سلام الله علیها اقایان میخواهد وانمود کنند که رحلت جانسوز حضرت رسول اکرم صلواته اله علیه واله والسلم هیچ اتفاقی ناگواری رخ نداده است وشاید با شادی کنند که حضرت صلواته الله علیه واله والسلم دربهشت ودرنزد الهی هستند وحورعین ها از ایشان پذیرائی میکنند چه جای عزاداری هست- زهی به این حماقت وکج فهمی دونفر این بدعت را پایه گذاشتند اولین ان جناب خلیفه دوم است ودیگری معاویه علیه العنت است که بنابر قول متولی قبر ان لعین روز مرگ اش پس از خاک سپاری دریکی از کاخ هایش که بسیارمحوطه بزرگی داشته است سران ارتش وبزرگان اطراف دیوار جمع میشوند وارتش معاویه مانند ارتش رومی دسته موزیک داشته است سرود مینوازند وطبل وشپور میزنند وعزاداری میکنند-

 


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-لشافعی جوان 19 ساله ای است که دراظهارات خود در خصوص نحوهجذب به گروهک انصار الشریعه لیبی وابسته به داعش از مسئله عجیبی پردهبرداشت.

 

به گزارشمصاف، سایتخبری "شام تایمز" نوشت:  "مسعود عبدالعظیم الشافعی" که به جعل گذرنامه وشرکت در 90 عملیات تروریستی متهم است، در مصاحبه با روزنامه الجزائری "الشروق" اظهار کرد فرماندهان داعش نوجوانان را به لواط و همجنسبازی مجبورمی کنند.

بر پایه این گزارش؛ الشافعی جوان 19 ساله ای است که در  اظهارات خود درخصوص نحوه جذب به گروهک انصار الشریعه لیبی وابسته به داعش از مسئله عجیبیپرده برداشت.
وی طی اظهارات خود به روزنامه الشروق گفت: قرار شد من و عده ای از نوجوانانبرای خواندن قرآن به یکی از مساجد برویم اما دیدیم امام جماعت مسجد وتعداد زیادی از داعشی ها با یک نوجوان کم سن و سال عمل منافی عفت انجام میدهند.

الشافعی در ادامه گفت: آنها معتقدند این عمل زشت مباح بوده و آن را باما انجام می‌دهند. امام جماعت مسجد در همان جلسه به من تعرض کرد و برخیافراد نیز از ما تصویر می‌گرفتند و بعد از اتمام جلسه به ما گفتند ما الاندر جهاد نکاح با آنها هم عقیده ایم.

لازم به ذکر است انصار الشریعه اخیرا  بیعت خود را با داعش در منطقه «سرت» پایگاه اصلی نیروهای این گروه تروریستی اعلام کرده و عملیات نظامی رابا هماهنگی داعش انجام می دهد.

منبع: مشرق

برگرفته از سایت فرهیخته جنبش مصاف است- اینان بسیاری از مشکلات واهداف جناب شیطان اکبر وشیطان زده هارابرطرف میکنند واز ان تقدس قلابی اولیه خداوندمنان چهره واقعی انان را اشکار میسازد- این گروه ها درصدر انان سفیانی هابودند- دوم عباسیان سوم بعضی کردها شیطان صفت- بعد بعضی یهودیان وبعد بعضی از مسیحیان واخر هم وهابیان- پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم به زیبائی انهارا جن های پرده برداشته شده نامیده است ومورد لعنت ان عظمت صلواته الله علیه واله والسلم واقع شدند که مکنونات ضمیرخودرا مخفی میکنند که سمبل جن است ولی خداوندمنان انهارا اشکار میکند اینان به جنایاتی دست میزنند که بقول حضرت عالم عراقی رحمت الله علیه حتی دراحادیث اخرالزمان نیامیده است؟؟


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- اغاز حلقه نهائی ظهور- من قبلا از دکترین حضرت مرحوم ایت الله زبرجد رحمت الله علیه  را اسوه خودم قرار داده بودم- دودکترین درمسائل سیاسی- اعتقادی موجود است یک دکترین غالب علمل ودیگری دکترین امام راحل عظمت الله که انشاالله با  چهادره معصوم علیه السلام محشورشوند- بطور خلاصه حضرت علی علیه السلام وحضرت فاطمه علیهاالسلام دراوائل سیاست انان بحث وگفتگو با افراد ومجامع عمومی بودند ولی اجازه به دیگران به ظاهر نداند که از انان دفاع کنند چون میدانستند اثری ندارد واین نیرو هاهم سوخت میشوند وبعدا فقط با افرادی که باانهائئ تماس میگرفتند مطالبی که زیادبحران ساز نباشد تحریک احساسات نکند وفقط به اصحاب ":سر": سیاست هائی که بایدطی شود بیان میکردند واطلاعات جالب ومهمی از افراد واتفاقات وتکتیک های موثر رابیان میکردند حضرت علی علیه السلام که بقدرت رسید به اندازه توان نیرو وموثر وموتوری که دراختیار داشت حرکت به جلو داشت ولی اینده نگری بسیاردقیق را تا قیامت بیان کردند امام حسن علیهالسلام راه پدرعظیم الشانشان  را رفت  ولی  پس از ناکامی تنها به مریدان خود پرداخت وسیاست عمومی را رها کرد وهرگز درمحافلی که ایشان را خوش نداشتند حضور پیدا نکرد به اصطلاح خارجیان ایزوله شد ویاران حضرت هم همینطوربودند گرچه افرادی اانقلابی پیدامیشدند ولی دستوررسمی به ظاهر نداشتند میتوانگفت هدف این بود که دکترین ائمه اطهار علیهم السلام سردنشود ودرمیدان باشد وایجاد چالش واگاهی کند بیشترجنبه تبلیغاتی- سیاسی داشت مانند جنگ سرد وگرم غرب امام حسین علیه السلام قیام را تنها راه نجات دانستندبا موقعیتی که پیش امد این قیام اثرات  ماندگار خواهد گذاشت ومغناطیس وموتور حرکت به جلوی شیعه رافراهم میکند وامادگی حداقل برای شناخت واقعیت هاوجودارد که روبه شدت گرفتن خواهد بودبشرطی که خوب رهبری شود- امام سجاد علیهالسلام  به نظرحقیر باسیاست برجسته وتاکیک فوق العاده پیچیده عمل کرد –حدیثی از ایشان نقل شده- که قریب این مضون استکه به ظاهر درست است ولی درباطن برخلاف ان است که شناخت ان مشکل است که ما وطرفدران ما رو به کمی خواهد گذاشت وحوزه ما مداوم محدود میشود ویاران ما کم میشود لی خوشحالی ما اینجا است که دشمنان ما پس از فتح وگسترش انها هم روبه کمی خواهند گذاشت وامکان جای انها یک کفر دیگر ویا ایمان وارد شود ودرهمان حال ایشان دستور دادند که به سمت جوانان وبخصود جوانان بصره بروید بصره چند فرهنگی بود وتمام احزاب اسلامی انجا پیروانی داشت وازهمه ایرانیان طرفدار امام علیه السلام انجا قوی بودند مسائل اعتقادی- سیاسی خیلی چالش برانگیز بود ویک ازادی نسبی بجود امده بود- امام باقرعلیه السلام از ضعف امویان وزشت  شدن چهره اموی کمال استفاده کرد وبیشتر جچنبه علمی  درتمام  ابعاد کرد ومعایب حکومت های زمان خودرا بدوستان خود گفت-  امام صادق علیه السلام همان تاکتیک را بکاربرد وبه اندازه کافی نیروی انقلابی که غربیان معتقدهستند  5% دراوج هستند ودوازه تا بیست درصد درحدخیلی خوب هستند پیدا شدند وامام موسی بن کاظم علیه السلام به میزان محدود کارهای چریگی انجام داد ولی همیشه مطالب رابه دوستان خود میگفت امام رضا علیه السلام یک انقلاب سیاسی ایجادشد که امام با حکومت وارد چالش شد وباز ایاشن حرکت های انقلابی تعطیل کرد وبهخاطرانکه شیعیان در گسترش زیادی بودند وپراکنده بودند از بسیاری خطرها نجات پیدامیکردند از امام جواد علیه السلام تا امام زمان علیه السلام میزان زیادی سکوت است چون حکومت عباسی درافول بود ومانند مار زخمی منتظر انتقام گرفتن بود ونبرد ازادی بخش بخصوص درکشورهای متمدن اسلامی را به افزایش بود وتنها بافراد خاصی مطالب را میگفتند امام زمان علیه السلام هرپگاه در زمان غیبت حاضر شدند ومطالبی گفتند درمحافل شیعه است وبا افراد بسیارخاص مطالب پیچیده را بیان کردند لذا دکتریت علمای شیعه همین روش امام زمان  وچهار امام دیگر علیهم السلام است جناب ایت الله زبرجد رحمت الله علیه به میفرمودند  تا کسی از شما سئوالی کرده پاسخی ندهید وفقط درمحافل شیعیان شرکت کنید و.درمحافل شماراقبول ندارید نروید واگررفتید مطالب غیراسلامی بیان کنید- ولی دکترین امام راحل علیه السلاممیفرمایدکل ائمه اطهار علیهم السلام اسوه هستند مگر شخصا فرموده باشند دراینمورداز ماتبعیت نکنید مثلا بخشیدن زیادمال- زهد بی حد کاربی حد-لذا  بایدوضعیت راسنجید با کدام اسوه هماهنگی بیشتری دارد والبته بایداختلافات راهم محاسبه کرد وسنجید وتوکل  بهخداوندمنان کردهمان طور که اسوه ها توکل کردند- چندی پیش یکی از علمای عراق بحثی درباره علائم ظهورفرمودند که بسیارمنطقی بنظر میرسد وچون ایشان فرمودند من هم تاانجا کگه اطلاع دارام انراباز میکنم- ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی
<      1   2   3   4   5   >>   >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99