سفارش تبلیغ
اخبار جدید
اخبار جدید

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم- بخش سوم –احادیث رسول اولین واخرین حضرت حق جل وجلاله الشریف-صلواته الله علیه واله والسلم—فرمودند – دونعمت است که شکر گذاری نمیشود- نعمت امنیت ونعمت سلامتی—ان سرورکائنات صلواته الله علیه واله والسلم-فرمودند- ای علی  خیری نیست(در) وطن مگریت ودل خوشی-السرور- یعنی سروره وشادی های مثبت-ان عظمت الهی صلواته علیه واله والسلم فرمودند—هرگاه بند ه پنهانی گناه کند- تنها به خود زیان میرساند- وهرگاه اشکارا گناه کند ودر جهت تغیر ان نباشد—ان گناه به همه مردم اسیب خواهد رساند – ریشه امربهمعروف ونهی از منکر وجازات ها هم به همن علت است—بازان حضرت  عالم الکونین صلواته الله علیه واله والسلم فرمودند –برای کودک شیری بهتر از شیر مادر نیست- این یکحکمتی از که از شعور والا وبالا است ونشانه وجود ناظم حکیم وعلیم است-  ان بزگوار الهی  کهدرصدر هستند صلواته الله علیه واله والسلم- فرمودند علو دوگونه است علم دین وعلو پزشکی- منظوردوهدف بسیارمهم انسان دارد یکی دین است ودگری سلامتی که ازهرکدام علوم زیادی سرچشمه میگریدمثلا برای سلامتی هوای پاک وتغدیع مناسب محل زیست مناسب وغیره نیاز است که تمام علوم مفیده نیازمند میشود—ان جناب سرور خوبان وپاکانصلواه الله علیه واله والسلم فرمودند  کسی بدون پیشینه  علم طب طبابت کند ضامن است یعنی مرد باز خواست ومجازات وباید جبران نادانی خودرا بپردازد واین یک نونه است که دراتمام علوم تسری میباید وشامل میشود-پیامبر صلواته الله علیه واله والسلم –به پزشکی فرمودند—خدا طبیب است وت یاوری مهربان هستی طبیب درد کسی که ان راافریده است- یک بحث عمیق عقلانی وفلسفی است-خداوندمنان همه ابعاد را برای انسان فراهم میکند چه مادی وچه معنوی تا علم پزشکی بوجود می اید- ونقش طبیب یک عامل کمک کننده است داروها را خداوند منان ساخته است زیرا مواد انرا خداوند منان خلق کرده است ودر اخر اراده الهی لازم است که شفا یابد یا رحلت کند-ان حضرت متعالی هستی صلواته  الله علیه واله والسلم فرمودند- کسی که عهد هدار یکیاز امور مسلمانان شود- وفردی را سرپرست- کاری کند- -با این که میتواند- کسی را که برای مسلمانان بهتر از او باشد (بتواند) بیابد- به خدا ورسولش خیانت کرده است-


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظرات شخحصی است- بیست تن از نمایندگان امریکا که اکثرا ان ها اعضای مجلس نمایندگانگنگره بودند- به اسرائیل رفتن تا باقای نتانیاهو-بر سر مسائل اسرائیل چالشی داشته باشند اقای نتانیاهو گفته است بههرچه برای شما مقدس است مارا هو نکنید!!؟؟-من هرشب خوابهای برید بریده میبینم-هرچه طرح میکشیم- یکی میاید بنزین روی ان میریزد –ومن چوب قلیان شیده ام-هرچه ماچراغ زدیم که یک کسی –دود تاریکی روی ان پاشید-نه طعمی باقی مانده ونه مزهای- نفس کشیدن هم برای ما دارد به شماره افتاده است هردرسی که به ما دادیدقلب مارا خسته کرد-ازهزار امید یکی باقی نمانده است-  چرا شما رقه گرفتید هزار ان ستاره ما که سقوط کردند ما انها سلام علیک داشتیم-داغشان میکردیم ئحرافشان میکردیم حال ساکت شدن یک تهران ی را فقطمامیتوانیم علم کنیم-ما قراربود جهان رابنفع خودمان متحد کنیم-اینعلامت دنیا رانمیبیند- مگرمیشودتاریخ ارا ازنو نوشت سرکار جهان شناس-شما که خیلی زود وعالی بهم زدید- این به معنای اسرائیل برای همیشه است-درافق ما یک ستاره نیست-اورشلیم درحال جوشیدن وسوختن است-جوانان یاد گذشته میکنند-همه منتظر جرقه صلح هستند –ماجنگ را انتخاب کردیم بعضی ها قهر میکنند-خاخامها نمیدانند کدام دعا رابخوانند-مامعتقد به عشق بودیم حال باید عاشق نفرت باشیم مداومراهی رانشان میهید که سرانجام به تاریکی میرسد باز ما بازنده هستیم بازما درامریکا اخلاگر میشویم- من تعبیر کارخودمان را دیگرنمیفهمیم-برجام یکباره پاره میشود ما زنده باد میگویم یکبارهم تاید میشود باز مازنده باد میگویم درست ماند دوستان داعش ماکهانههم گیچ ومنگ شدند وما بدترازانها-ازجدیت به کمدی رسیدهایم سرانجام به خجالت


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم—بخش دوم -کتاب – مسائل جدید—ازدیدگاه علماومراجع تقلید-از-ایات الله اقای سید محسن محمودی-بهترین توصیه به جوانان--_رسول اکرم صلواته اله علیه واله والسلم":-":ای اباذر-!هیچ جوانی نیست که لذت ولهو دنیا را رها کرده—و- جوانی خود رار راه طاعت خدا به پیری برساند—ئمگر انکه خداوند- به او اجر هفتاد ودو صدیق راعنایت میفرماید—سئوال-جوانان – درمعرض هجوم وحشیانه  فرهنگی  غرب قرار دارند- خواهشمندم توصیه ای را برای جنوان عزیز مرقوم بفرمائید-حضرت رهبر معزز ومعظم رحمت اله علیه  وهزاران تهیت برایشان باد-ترس از خدا و ترک –معصیت—نه تنها اخرت انسان را اصلاح میکند-بلکه برای دنیای –انسان هم مفید است- ودر مشکلات خداوند منان  برای شخص با تقوا راه حل مشکل  راباز میکند- موفق باشید- وباشیم- انشالله—حضرت مرحوم عارف بنام- حضرت ایت الله العظمی رحمت الله علیه—باید زیر بنای اعتقادات  وعملیات را استحکام ببخشند- ودر چنین وقت هیچ فرهنگی در انها اثر ندارد- وبا توکل به خدا درس بخوانند وعمل کنند- حضرت ایا ت الله العظمی مکارم شیرازی- رحمت اله علیه- جوانان ونوجوانان عزیز  باید  هرچه بیشتر پایه های ایمان خودرا تقویت کنند- واز عوامل وزمینه  تحریکات جنسی اجتناب  ورزند-تادر مقابله فرنگ فاسد غرب موفق باشند—حضرت ایت الله العظمی فاضل لنگرانی رحمت الله علیه- - به جوانان عزیز  توصیه می نمائیم که قدردان  نعمت جوانی  باشند—بهترین ولذیذترین عبادتها درایام جوانی است- هرچه بیشتر خودرا باقرانکریم وادعیه مانوس(انس گرفتن) سازند—واز- تهذیب نفس هیچگاه غافل نباشند—ودر کنار- علم ودانش- که ان هم عبادتی است- بزرگ- زندگانی خودرا معطر وبهخلوص وتقوی ویادخداوند منان بنمایند- حضرت ایت الله العظمی رحمت الله علیه-  شیاطین- در هر زمان – به نحوی انسان را فریبمیدهد-خداوند منان به لنسان اخطار فرموده  که شیاطین دشمن دیرینه تو ست از القائات شیاطین جن وانس بر حذر=دوری کردن-باش-!امروز- همراه  با پیشرفت علم  وصنعت  وسایل فریب شیطان بیشتر وسریعتر وموثر تر شده است- وانسان دربربر او سلاحی ندارد جز ایمان به خدا وتقوا و پیروی از انسانهامنزه از گناهان  که خداوند منان انهارا الگو- قرار-داده است- حضرت ایت الله العظمی-تبریزی- رحمت الله علیه- زندگی مخصوصا در دوران جوانی سرمایه زود گذری است- که باید انرا غنیمت-شمرد واستعداد ها را درجهتی که اینده اش را از نظر معاش ومعاد تضمین میکند بکارگرفت- امادگی برای تحصیل  علم ویادگیری صنعت  درهمه زمانهای نیست در دوران جوانی است—که- شخص باید از فرصتها- استفاه کند- وبا تحصیل  علم ویادگیری صنعت- خود را مجهز واماده کند –و-با اشنائیی با معارف حقه و احکام- شرعی وعمل به وظایف- راه سعادت- را طی کند وبا پاکدامنی وتهذیب نفس که درنتجه عمل به وظایف برای او پیش امده- اینده سعادت بخش خود را فراهم نماید- و-برای اخرت خود که منزل همیشگی ومقصد نهایی می باشد- توشه مناسب تهیه نماید تا دراخر دران زندگی به حست وتاسف نیفتد


ارسال شده در توسط علی

بسم الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است –بخش دوم نظریات اقای کانت- ایشان قانون را نظم میگوید- وفلسفه هم علم را دبر میگیرد وهم علوم عقلی ازجمله متافیزیک را- ودرشناخت نظم اجتماعی  -حقوق انسان فرهنگ های انسانها-درک ادیان – شناخت زبانها- ومتافیریک یا شناخت عقل محض است- ازموجودی که پیدا کرد به شرطی که حسی باشد فنومن  میگوید که درفارسی پدیده نامگذاری داده شده است که بی مسما است- بهترین معادل شی است- وموجودی که هیچگنه شناختی از ان نیست ویا شناخت های بسیار کم است –نومن- مینامد- در هرموجودی – مقدا ری نشانه است که انها در موجود مستتر  ویامخفی هستند که با حس نمیتوان انهارا شناخت ولی باعقل محض قابل شناختند هستند- مانند خداوند منان وروح که علم شناخت این موجودات غیر زمینی را متافیزیک میگوید- شناخت حسی را مانند نور زمینی میماند- که جمع ایه ها ونشانه ها یک سیستم را بوجود میاورد- واین بخشی از خصوصیات شی است نه تمام خصوصویات شی وبایدباتفکر بدنبال مابقی نشانه ها رفت- درک حسی باید توسط عقل جز گرا توجیه شود واز طریق عقل جزگرا مفهموم سازی ودرنهایت واژه سازی شود وگرنه یک مشاهده کور است- واین وژه ها باید دقیقا معنی را برسانند- خودرو به نظرایشان گنگ است چون ماشین بخودی خود حرکت میکند و-اگربگوئیم  وسیله حمل ونقل انگاه  معنارا میرساند—عقل محض مانند افتاب است که عقل جز گرا ازانافتاب نور میگیرد- واز خوداش- فراتر میرود- که چند معنا دارد الول میتواند خودرا نقد کند عقل اصولی را میسازد- که دونوع هستند—تضاد درهرموجودی امکان پذیرنیست- دوم موجودات را طبقه بندی میکند- موجودات واحد در انی طیقه خداوندمنان- حضرت ادم علیه السلام حضرت حوا علیه السلام حضرت مسیح علیه السلام مانند است که امروزه خداوند منان رابعلت استثنابودن درتمام ابعاد از تک بودن ومنفرد بودن جدا کرده اند ویک سیستم منحصربفرد شناخته میشود- طبقات  به احتمال زیاد از تعدادی اصول همگانی تبعیت میکنند- وهر طبقه وهر مجودی میتواند یک دریچه برای شناخت ایجاد کند که بیشتر درمقایسه شناخته میشود بعنوان مثال ماتوپی را ره میکنیم وسگی انرا میاورد  ولی گربه فرار میکند این نشانه یک دریچه ایجاد میکند که این حصلت به جسم بر میگردد ویابه روح بر میگردد- که امکان داردبه روح باز گشت داشته باشد-قران میجید تسخیر برای مادیت بیان کردهاست که انسان باتفکر به انمیتواند برسد چهازلحاظ کابردی  وچهد ازلحاظ قوانین که دران نهفته است- ولی روح فقط مقداری نشانه هادی که ظاهر میکند وچند اصل متافیزیکی قابل شناخت است درمجموع بسیاراندک است- هنوز چگونه درک میکنم کشف نشده است- فقط میدانیم که انسان میتوان درک کند درک باید جامع الطراف باشد فرض کنید کهس ی خانه اش  وسط یک خیابان است واوئوفقط مشاهاده میکند که ماشینی میاید وماشینی میرود ولی نمی دادن دکه این ماشین از کجا می اید وان ماشین بکجا میرود- زمانی که ما مشاهده کردیم وشی را درک کردیم باعقل جز گرا انرا درک ایستائی - میتافیزیکی میگوید- زمانی که باکلیه اصول منطقی متفیزیکی بنگریم انرا مرحله منطقی متفیزیکی میگوید  مرحله ایستائی  را مرحله پیش نقدی میگوید که دوعلت دارد اولا باتمام اصولعقلی که تعداداش من نتواستنم هنوز بدست بیاورم- وطبقه بندی شده را ایشان بنا براساس طبقه بندی جناب اقای ارسطو دوازده تا که هنوز من اخرین تعدادطبقه بندی نمیدانم لذا فلیسوفان گذتشه درمعیار  اشتباه داشتند ودرمنطق کارنکرده بودند وطبقه بندی درستی راهم نداشتند


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-بحران ها –بخش هفتم- بعلت اهمیت مسئله پیام محرنامه العظیم الشان انقلاب این موضوع را جلوتر مورد بحث قرار میدهم-گرچه موضوع برای اهل فن روشن است- کنفرانس گواد لب نشانمیدهد تنها امریکا درمسئله ایران دخیل نیست بلکه غرب منافع خودشان رادارد- واهمیت مووع هم بسیار زیاد است وبه این نتجه میرسند که کار شاه تمام است—اقای کارتر درانجا میفرماید—"| که چندان نگران از دست رفتن متحد استراتژِک خودنبوده است –او به مشاورنش میگوید که بعداز رفتن شاه مجلس ایران میتواند منشاثبات در کشور باشد ویک ایران حقیقتا -: غیر متهد:" که به هیچ بلوک های قدرت جهانی وابستگی نداشته باشد ک نبیاد برای امریکا ناکامی تلقی شود-": این یکدروغ اشکار است وامریکا وغرب هرگز اجازه نمیدادند که یک کشور غیرمتهد مانند ایران برا شود—غرب وبخصوص امریکا نونه های فراوانی داشتند- خودایران درزمان دکتر مصدق کودتا شد ودرشیلی کودتا – نیکسون فرمودند تا اخرین فشنک در ویتنام می جنگم- کسی تصور نکند که ما ازمنافع خودمان کوتاه می ایم- کندی ترور شد—کارترهم ترور میشد-کارتر اضافه میکند- که اوضاع به مرحله ای رسیده که بعید است ماندن شاه درایران به حل بحران کمک کند—ویلیامسالیوان سفیر امریکا درتهران- پیامی فوری دریافت کرده بود- -که لحظه سرنوشت ساز فرا رسیده -: شاه بر سردوراهی بزرگی قرار دارد زمام امور را به شاهپور بختیار بسپرد وبرود یابه محافظه کاران وارتش اجازه سرکوب بدهد- بعد من بیان میکنم سولیوان مایل بوده است شاه باشد وسرکوب کند که این اتفاق افتاد جریان سرکوب هفده شهریور- رخ داد- سالیوان هشدار میدهد که عدهای از افسران ارشد چنان از دودلی فرمانده کل قوا=شاه9 به ستوه امده اند- که قصد کوتاه دارند- سالیوان چناچه شاه اقدامات گفته شده راقبول نکند- حتی میوید روز کودتا هم مشخص شده است- ولی دلیلی ندارد که شاه را اخراج کنندکه مردم را سرکوب کنند که کودتا نوژه برای همین بود-برژنیسکی مخالفت با رفتن شاه میکند- ونس وزیر امور خارجه- وترنر- ریس سازمان سیا که میل بودن شاه خارج شود دراقلیت قرار میگیرند- یک دلیل پرداخت قسط های اسلحه بوده است که میابیست شاه پرداخت کند –که ممکن بوده است دیگران- پرداخت نکند واین چنین هم شد- تشکیل شورای سلطنت خودنشان براین است که سلطنت خواهدبود—کارتر همچنین تاکید میکند—": ازنظر ما بسیارمهم است که فرماندهان ارتش متحد باقی بمانند- وبا شاه کشو.ر را ترنکنند- مهم است- که فرماندهی ارتش منسجم باقی بماند- وحافظ روابط نزدیک امریکا- ایران باشد- پس غیرمتعهد معناندارد- ویکی از اهداف امدن ژنرال هایزر بر اساس گفته جان استمپل از کارکنان ارشد سفارت امریکا درایران-که به بی بی سی فارسی می گوید- برای امرای ارتش روشن کند که:" سرجای خود محکم بنشنید ومشکلرا یچیده نکنید:" نشان ازان است کودتا نکنید وازرژِیم شاه-دفاع کنید ومنتظردستور امریکا باشید—حضرت ایت اله الخمینی محکم وعلنی میگفت- شاه باید برود ومقامات دولت کارتر هم در مراحل مختلف به تدریج بهاین نتجه می رسند که بیاد شاهرا رها کنند وبهفکر حفظ منافع استراتژِک خود درایران اسلامی باشند-چرا چون ارتش ان قدرت ندارد که درمقابل از خوداش دفاع کن چه برسد که از شاه دفاع-کند-تنها کسی غرب میتوانست روی ان حساب کند ئکتر غلام حسین صدیقی بود که از دوستان دکتر مصدق بود وشاه اورا رقیب خود میدانست دکتر صدیقی مایل بود شاه باشد ولی سلطنت کند- وتنها افرادی رااز جبهه ملی میخواست انتخاب کند فقط هشتنفر حاضر شدن مسلم بودن دیران از شاه میترسیدندکه پس از تمشیت امور جریان دیکتر مصدق ودکترفاطمی تکرار شود وبخصوص مردم هم دیران ملت سابق نبودند واربدست حضرت معمار انقلاب بود رحمت اله علیه که ایشان هم انتقام بگیرد لذا جناب اقای دکتر صدیقی وقت کشی میکردکه راه چارپیداکند سالیوان مایل بود هرچه زودتر دولت تشکیل شود ومردم رافریب دهد واوضاع درست شود وشاه بماند وتاخیربه ضرر شاهبود ولذا ایشان متقلب وشیادخطاب میکرد وارتش درحال دوقطبی شدن بود شاه که متوجه جریان شد به سالیوان گفت اگر دکتر صدیقی ظرف دوهفته دولت تشکیل ندهد-او به بهانه بازدید از نیروی دریائی به جنوب برود- وارتش مردم را سرکوب کند- سالیوان درواقع مایل بود ولی چون اقای کارتر با دکترین ضد دیکتاتوری درجهان به ریاست رسید موافقت نکرد-گزینه بعدی  شاپور بختیاربود- یک مقدمه دیگری نیاز است- طبق بیانات جناب سرهنگ گلشنی رحمت الله علیه زمانی رضاشاه شروع به بلعیدن روستاهای شمال کرد انگلستان موافقت کرد-کم کم در شما مالکین شروع به ترویج اسلام کردند و رضا شاه مسلما بدستور –انگلستان مبارزه با اسلام به رضا شاه دستور دادند مداوم درشما ارتش حکومت نظامی ایجاد میکرد- وفحشارا بشدت گسترش میداد- زمانی که حکومت بود این ساعات مثلا از ساعا یازده ویا دوازه شروع میشد از ساعت ده شب افسران درخیابان تخت خواب بودند وبافحشا درارتباط ومردم نظاره میکردند وهرکس بیان میکرد که این امر زنا است محاکمه میشد وبعدازان جریان مسجد گوهر شاه شددرسال – 1318-ارتشییان- مذهبی وجبهه ملی وکمونیست مشترگا نقشه کشتن رضا شاه در دستور قرار دادند که رهبری با ارتشیان مذهبی بود- طرح به این صورت شانزده هزار نفر- به گروه های پنج نفری تقسیم میشدند که سرگروه هر پنج نفر فقط افرادخودرا میشناخت وتعدادپنچ نفر کلیه را میشناختند که اینافراد درروز معین بالباس یونیفرم- نظامی وبادادن اسلحه فردی به-انها- درشبی که زمستانی وتریک .ابری وبارانی درسر میدانها قرار بگیرنند وکلا به سه قسمت میشدند- قسمت مهاجم مثلا به کاخ سعد اباد وقست میانی وقست عقبی که قسمت جلوی نقش مهجم داشت که فقط رضا شاه بکشد- قسمت عقبی جنگ تاخیریداشت وقت کشی میکرد که نیروی تدافعی برای کمک به کاخ زمین گیر کند- نیروی وسط حافظ مهمات بود وبهکدام نیروها کمک میخواست باان همکاری میکرد وافراد زخمی از میدان خارج میکرد وافراداسیر نیروهای رضاشاه- به محل خاص میبرد وسپس پس از کشتن را شاه فرار میکردند-تعداد از این گروهاجریان را تا حدی لودادند- انگلستان متوجه شدتعدادبایدزیاد .پلیس رضا شاه قدرت کشف همه انهارا نخواهد داشت لذا شروع به ناسزا گفتن به رضاشاه کرد علما دستور توقف دادند با این توصر که انگلیسی رضا شضاه رابیرون میبرنندواین بهتر است ودرضمن بی گناهان کشته نمیشوند- انگلستان دوسال طول کشید تا تهران گرفتند- باز ان افراد گفتند اتفاقا وضع بهتر شد وما بایک تیر دونشان راخواهیم زد وان این است چون اتذشی وجودندارد ومحافظت ازتهران به وسیله انگلیس وروسیه است ان برنامه تکرار میشود واگرانگلستان وروسیه وارد عمل شوند ضربه هولناک میخورند وازتهران فراری میگردند وبا تشکیل یک حکومت مذهبی درتهران شهرستان همدست به قیام میزنند- باز انگلستان متوجه شدلذا بهانهای درست کرد ورضاشاه به خارج فرستاد-ادامهدارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-نظریات جناب کانت-  کانت درخانواده ایرشد کرد کهبه مدهب پای تیسم مسیحی معتقد بودند- ودرمدرسه که متعلق به اینگروه بود درس خواد این مذهب مسیحی در قرن هفدهم درالمان بوجود امد که تقوا رابشدت رشد داد وکمتر به ایمان پرداخت که میخواست تقوا از انسان یک سنیت- یا مقدس بسازد وتا قرن 1950 رو به رشد بود دراین مذهب شخصیتی ازجمله اقای کانت یک اصلاحاتی رخ داد که غلاوه برتقوا میبایست یک زندگانی مرفه وقدرت مند را بوجود اورد که دران ارامش وحقوق بشر و صلح رابوجود اورد وتاحد زیادی تحت تاثیر علوم مسلمان واقع شدند بخصوص دراسمان شناسی- اقای کانت در ان مدرسه ریشه تقوا را دراخلاق میدانستند واین اخلاقرا تاحد زیادی عقلانی شده بود یعنی علت ودلیل داشت حال درزمانهای بعد که این تقوا- یااخلاق  میبایست گستر ش پیدا کند مورد کنکاش وواقع شد- جان لاک نظراش ان بود که میبایست درتجربه درک کرد- ولی اقای کانت معتقدبود درعقل محض بایدانرادرک کرد- واین امر باعث شد که پروتساتنیزیم- رشد کند- لذا دراحکام وعبادات هرجااقای کانت به نتجه عقلانی محض نرسید انرا بی معنا دانست ومنظور ایشان که خداوند منان مطلق نیست در احکام است نه دروجود- ایشان درشناخت تقوا ویاخلاق ازنظرعقل محض به تناقض رسید مثال بیاورم خلقت شیطان هممیتواندمثبت باشد وهم میتواند منفی باشد یک رای نهائی ندارد- اتفاقا خدواند در  جوشن کبیز میفرمایدخداوندمنان هم نافع است وهم ضار است یعنی ضرر میرساند ویادرقران هم مفیداست وهم مضر است- ویا یتیم بودن حضرت رسول اکرم صلواته الله واله والسلم- هم متیواندمضر باشد وهم میتواندمفید باشد ولی باید به شناخت الهی رسید که عقلی نیست وکار وحی است- ویاخوردن انگور سمی تواسط امام رضا علیه السلام- که فراتراز عقل است- یک اشکال بزرگ ایشان این است ازادی را مطلق تصور کرده است  علیت راهم مطلق تصور کرده است .ولی نتجه محدود میشود- دراینجهان هیچ چیزی بدون شرط نیست ازادی مشروط است وعلیت هم مشروط است ولی خالق علت وخالق ازادی بدون شرط است به خداوندبودن شرط رسیده است و وبه موجودات ممکن الوجودهم رسیده است ولی به ازادی وعلیت مطلق رسیده است بودن شرط ولی نتجه  مشروط شده است درحالیکه ایشان میفرمیاد اول انسان بیادمکان مطلق را درک کند وسگس مکان محدودرا درحالیکه انسان اول مکان محدود درک میکند وسپس مکان  مطلق را  درک مطلق فقط برای شناخت است همچنان که انرا بیان کرده است- ولی درواقعیت ما بادرک زمان محدود ومشخص  همچنین مکان مشخص صحبت میکنیم ازادی مطلق وعلیت مطلق فقط برای شناخت است درعما ازادی مشروط وعلیت مشروط وجودارد- دوم تفنگ هم میتواند مثبت باشد که دشمنرا بکشد وهم متواندمنفی  باشد که دوست رابکشد نمی توان برای تفنگ یک ارزش نهائی وجبری تعین کرد- برای قران چون خوبان را  به بهشت سوق میدهد وبدان بهعلت کج فهمی  به جهنم سوق میدهد رفتن به بهشت به علت راهنمائی قران است ورفتن به جهنم بعلت درک غلط افراد است- شیطان همین طور است یتیم بودن حضرت رسول اکرم صلواته الله علیه والسلمهم همنیطور است وبی پدربودن حضرت مسیح علیه السلام همین طور است درک یک جنابه علط است جناب اقای کانت از دیالکتیک همیشهمیخواسته است که به دریک جانبه برسد بودانکه امکان ضرری دبسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-نظریات جناب کانت-  کانت درخانواده ایرشد کرد کهبه مدهب پای تیسم مسیحی معتقد بودند- ودرمدرسه که متعلق به اینگروه بود درس خواد این مذهب مسیحی در قرن هفدهم درالمان بوجود امد که تقوا رابشدت رشد داد وکمتر به ایمان پرداخت که میخواست تقوا از انسان یک سنیت- یا مقدس بسازد وتا قرن 1950 رو به رشد بود دراین مذهب شخصیتی ازجمله اقای کانت یک اصلاحاتی رخ داد که غلاوه برتقوا میبایست یک زندگانی مرفه وقدرت مند را بوجود اورد که دران ارامش وحقوق بشر و صلح رابوجود اورد وتاحد زیادی تحت تاثیر علوم مسلمان واقع شدند بخصوص دراسمان شناسی- اقای کانت در ان مدرسه ریشه تقوا را دراخلاق میدانستند واین اخلاقرا تاحد زیادی عقلانی شده بود یعنی علت ودلیل داشت حال درزمانهای بعد که این تقوا- یااخلاق  میبایست گستر ش پیدا کند مورد کنکاش وواقع شد- جان لاک نظراش ان بود که میبایست درتجربه درک کرد- ولی اقای کانت معتقدبود درعقل محض بایدانرادرک کرد- واین امر باعث شد که پروتساتنیزیم- رشد کند- لذا دراحکام وعبادات هرجااقای کانت به نتجه عقلانی محض نرسید انرا بی معنا دانست ومنظور ایشان که خداوند منان مطلق نیست در احکام است نه دروجود- ایشان درشناخت تقوا ویاخلاق ازنظرعقل محض به تناقض رسید مثال بیاورم خلقت شیطان هممیتواندمثبت باشد وهم میتواند منفی باشد یک رای نهائی ندارد- اتفاقا خدواند در  جوشن کبیز میفرمایدخداوندمنان هم نافع است وهم ضار است یعنی ضرر میرساند ویادرقران هم مفیداست وهم مضر است- ویا یتیم بودن حضرت رسول اکرم صلواته الله واله والسلم- هم متیواندمضر باشد وهم میتواندمفید باشد ولی باید به شناخت الهی رسید که عقلی نیست وکار وحی است- ویاخوردن انگور سمی تواسط امام رضا علیه السلام- که فراتراز عقل است- یک اشکال بزرگ ایشان این است ازادی را مطلق تصور کرده است  علیت راهم مطلق تصور کرده است .ولی نتجه محدود میشود- دراینجهان هیچ چیزی بدون شرط نیست ازادی مشروط است وعلیت هم مشروط است ولی خالق علت وخالق ازادی بدون شرط است به خداوندبودن شرط رسیده است و وبه موجودات ممکن الوجودهم رسیده است ولی به ازادی وعلیت مطلق رسیده است بودن شرط ولی نتجه  مشروط شده است درحالیکه ایشان میفرمیاد اول انسان بیادمکان مطلق را درک کند وسگس مکان محدودرا درحالیکه انسان اول مکان محدود درک میکند وسپس مکان  مطلق را  درک مطلق فقط برای شناخت است همچنان که انرا بیان کرده است- ولی درواقعیت ما بادرک زمان محدود ومشخص  همچنین مکان مشخص صحبت میکنیم ازادی مطلق وعلیت مطلق فقط برای شناخت است درعما ازادی مشروط وعلیت مشروط وجودارد- دوم تفنگ هم میتواند مثبت باشد که دشمنرا بکشد وهم متواندمنفی  باشد که دوست رابکشد نمی توان برای تفنگ یک ارزش نهائی وجبری تعین کرد- برای قران چون خوبان را  به بهشت سوق میدهد وبدان بهعلت کج فهمی  به جهنم سوق میدهد رفتن به بهشت به علت راهنمائی قران است ورفتن به جهنم بعلت درک غلط افراد است- شیطان همین طور است یتیم بودن حضرت رسول اکرم صلواته الله علیه والسلمهم همنیطور است وبی پدربودن حضرت مسیح علیه السلام همین طور است درک یک جنابه علط است جناب اقای کانت از دیالکتیک همیشهمیخواسته است که به دریک جانبه برسد بودانکه امکان ضررران باشد یعنی ایشان نمی توانسته است- دو طرف قضیه را که دربر داشتن جنبه مثبت ومنفی انرا درک کند وتفکیک کند


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- شورا- یک امر الهی است- وتنها دونمونه درست وصادق دارد-تا اول انقلاب جمهوری اسلامی دارد نمونهای اولی ان در زمان پیامبر اکرم صلواته علیه و اله والسلم رخ داد که برای نحوی جنگیدن- ونبرد با اهل مکهدر مدینه دریک اطاق تشکیل شد که تقریبا سی نفر دران وشایدبیشتر شرکت داشتند که رای پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم وحضرت علی علیه السلام هرکدام یک رای بود ورای جوانان هم هرکدام یک رای بود ورای جوانان مخالف رای پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم بود ودوم انتخاب علی علیه السلام بود که تقریبا اکثریت مدینه به ایشان رای دادند- طبق بیان برادران اهل تسنن پنچ نفر ویا هفت نفر بوده است  در حالیکه زمانی که حضرت علی علیه السلام برای رای دادن میبردند شصت وپنچ نفر درمقابل درب خانه حضرت به نفع حضرت شعار میدادند و وسقیفه را کودتا میخواندند- وبا اشاره حضرت ساکت شدند ودر مقابل فرهنگ که انان میخواستند وارد کنند مقابل میکردند وبا کنار کشیدن حضرت علی علیه السلام انها هم کنار کشیدند- تا امروز در سنت برادران اهل سنت تنها شخصیتی مقابل غرب ایستادواز دمکراسی اسلامی دفاع کرد حضرت مرحوم وشهید البوطی رحمت الله علیه که درمسجد تکفیری ها ایشان را ترور وشهید کردند وقتیکه ابوبکر بغدادی خودرا ناجی اهل تسنن – جازد وانتخابات صدام و حکومت بغداد غیرقابل دانست طرفداران زیادی دربین اهل تسنن پیدا کرد وبسیاراز خانم ودختران میال شدند باسربازان ایشان ازدواج کنند- زومانی که مردم ازایشان خواستند شورای شهر ونمایندگان شهرهارا تعین کنند- ایشان بلافاصله اعلام خلافت کردند وفرمودند سقیفه- پنچ نفر ویا هفت ربوده است ولی من پانزده را انتخاب میکنم ازبین فقها حکومت اسلامی این چینین است؟؟ درحالیکه کلمه شورا در قران مطلق امده است عدد ندارد ودرست اش همین است- وایاشن کابینه خود بیست وپنج نفر تعین کرد که ده نفر افراد مثلا متخصص درماسدل نظامی وجاسوسی وضد جاسوسی – اقتصاد وغیره است که حق رای ندارد- درحقیقت میخواهد دمکراسی وشورا دراسلام مسخره کند وبه غربیان فرصت کوبیدن اسلام رابدهد- غربیانی که حکومن ونزوئلا- دیکتاتوری- می نامند ومیخواهند سرنگون کند ولی دراینباره از داعش بحثی به میان نمیاید- این خانم هائی که با سربازان داعشی ازدواج کرده بود شروع به انتقاد کردند که همه جا دینا نمانیدگاندارد وباید ایین هم در اهل تسنن بوجود بیاید زنان دراسلام از یک حرمت بالائی برخوردارند باوجودان دوتاخانم داعش اعدامکرد و مسئله شد امریکا مسئله درک کردندوبه عربستان گفتند چاره ای بی اندیشید انها جهادنکاح درست کردند ودختران عرب مسلمان درکشور اروپائی که انها نمیاندگانی درغرب نداشتند ونسبت به ان حساسیت نداشتد وارد سوریه وعراق کردند ولی کم کم مخالف شروع شد واطلاعاتی به عراق وسریه میدادند که تعداد بسیاراندکی ازانها لو رفت وجالب اینجا است این پانزده نفر همگی درهمه موارد رای ابوبکربغدادی تائیدکردند –این همان فرقه گرائبسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- شورا- یک امر الهی است- وتنها دونمونه درست وصادق دارد-تا اول انقلاب جمهوری اسلامی دارد نمونهای اولی ان در زمان پیامبر اکرم صلواته علیه و اله والسلم رخ داد که برای نحوی جنگیدن- ونبرد با اهل مکهدر مدینه دریک اطاق تشکیل شد که تقریبا سی نفر دران وشایدبیشتر شرکت داشتند که رای پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم وحضرت علی علیه السلام هرکدام یک رای بود ورای جوانان هم هرکدام یک رای بود ورای جوانان مخالف رای پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم بود ودوم انتخاب علی علیه السلام بود که تقریبا اکثریت مدینه به ایشان رای دادند- طبق بیان برادران اهل تسنن پنچ نفر ویا هفت نفر بوده است  در حالیکه زمانی که حضرت علی علیه السلام برای رای دادن میبردند شصت وپنچ نفر درمقابل درب خانه حضرت به نفع حضرت شعار میدادند و وسقیفه را کودتا میخواندند- وبا اشاره حضرت ساکت شدند ودر مقابل فرهنگ که انان میخواستند وارد کنند مقابل میکردند وبا کنار کشیدن حضرت علی علیه السلام انها هم کنار کشیدند- تا امروز در سنت برادران اهل سنت تنها شخصیتی مقابل غرب ایستادواز دمکراسی اسلامی دفاع کرد حضرت مرحوم وشهید البوطی رحمت الله علیه که درمسجد تکفیری ها ایشان را ترور وشهید کردند وقتیکه ابوبکر بغدادی خودرا ناجی اهل تسنن – جازد وانتخابات صدام و حکومت بغداد غیرقابل دانست طرفداران زیادی دربین اهل تسنن پیدا کرد وبسیاراز خانم ودختران میال شدند باسربازان ایشان ازدواج کنند- زومانی که مردم ازایشان خواستند شورای شهر ونمایندگان شهرهارا تعین کنند- ایشان بلافاصله اعلام خلافت کردند وفرمودند سقیفه- پنچ نفر ویا هفت ربوده است ولی من پانزده را انتخاب میکنم ازبین فقها حکومت اسلامی این چینین است؟؟ درحالیکه کلمه شورا در قران مطلق امده است عدد ندارد ودرست اش همین است- وایاشن کابینه خود بیست وپنج نفر تعین کرد که ده نفر افراد مثلا متخصص درماسدل نظامی وجاسوسی وضد جاسوسی – اقتصاد وغیره است که حق ی- مانندمنافقین- است


ارسال شده در توسط علی
<      1   2   3   4   5   >>   >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99
مهر 99