سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

  بسم الله الرحمن الرحیم -تحلیلی از فیلمهای جدید سینمای هالیوود- نظریات شخصی است به ظاهر وری اوردن به فیلمهای اسطورههای جدید از مسیحیت ومسیح علیه السلام دراینده وونشان دادن وضعیت اینده خدا-شیطان- رسیدن به پوجی در اینده نجات از بردگی عصر حاضر توسط قرص های روانگردان ومانند ان چیست؟ دلیلی که بیان میشود که انسانها از سکس ووفیلمهای ترسناک وکلاسیک خسته شدند؟ ولی به نظر حقیر مطلب چیز دیگری است- غرب جای خدا نشست وبعد هم جای حضرت مسیح علیه السلام نشست وامام زمان عصر شد تازمانی که مردمامن خوداش وجهان هر سئوالی از ایشان میکردند وضع به خوبی پیش میرفت ولی که کم کم وضعیت تغیر کرد غرب به فکر چاره افتاد یک دانشجوی ایرانیدر لندن به من میگفت که غرب درست دارد مانند انکه ماهی در دریا فسیل میشود وهرذره ان سمنتی دران قرار میگرد عمل میکند وجناب حضرت رهبر علیه السلم وتهیت فرمودند رضاه شاه درختان بزرگ را زد ومحمد رضاشاه دارد چمنهای باقی مانده باذ موچین در میاورد وبیاد گفت جای انها خار میگذارد برای غرب مبارزه با روحانیت درایران مناسب نبود وبه روحانیت نیاز داشتند ولی میخواستند که دهنیت روحانیت در اذهان را استحاله کنند وکتب های چپروشنفکری جذاب ساده ولی با ملقمه وسقلمه عرفان انسان خاکی شدهواز معرفت الهی رهاشده درجنگ باماشین باخته راترجمه کردند وهمچنین فمنیسیم وهمچنین عرفان وحکمت سکس ازاد را وبدنبال فیلمهای مستهجن البته غرب قدرت دارد هزاران کتب دراین موارد که سطح بالاتری هم دارد به فارسی ترجمه کند به ایران گسیل دهد ولی ان زمان همین مقدار کافی میدانستند که ارام ارام ذهن هارا پر کند در غرب قمنیسیم وسکس ازاد فیلسوفانیدارد وبعضی ها به انها نعتقد هستند ومقداری هم بعنوان تفریحات نوشته میشود ولی بعضی کارشناسان معتقد هستند که انسان را میخواهند خاکی کنند درلندن بودم دانشجوی ایرانی به من گفت فردی درایران است که دراین زمینه غول است وخوداش هم یک چپ روشنفکرانه است وگفته است ایرانیان داخل ایران چیزی از این حکمت ها نمیفهمند ولی عجیب است دانشجویان ایرانی درانگلستان بخصوص دانشگاه لندن بد میفهمند به انها توصیه کرده بود که کتاب هائی که معرفی میکند بخوانند وهرجا سئوال دارند ویا خوب نمیفهمند یاد داشت کنند که من دوماه دردانشگاه لندن سخنرانی میکنم وبه سئوالات پاسخ میدهم بچه کتابها را تهیه کرده بودند ومیخواندند وبه منتگفت ما بعضی کتاب ها به شما میدهیم وشروع به خواندن کن ومن گفتم نیازی ندارم بچه های حزب توده درلندن فهمیده بودند که ایشان ضد حزب توده است وگفته بودند اگر بیاید لجن مال اش میکنیم وبچه ها دوقطبی شده بودند که این کار را نکنید بگذارید ببینیم چه میگوید شاید ماهم تا حدودی روشن شویم ولی نیامد- منبه تهران امدم خدمت یکی از جنابان بودم ایشان گفت در تهران گروهی جمع شدند وروی این نوع کتاب ها کار میکنند من گفتم منراه به این جلسه بیرید ومن قول میدهم سکوت کنم البته درانگلستان خود راماده کرده بودم چناچه مزخرف بگوید ومذهبرا بکوبد گیربدهم ایشان فرمودن من هم این کاررا میخواستم بکنم ولی من راهم راه ندادند و وایشان ادامه داد که گفتم من هیچ صحبتی نمیکند ولی جواب اسلام را اگر خودم دانستم مینویسم واگر ندانستم از مراجع اعظام میگریم وبه شما میدهم ولی سعی من تاثیر نداشت وبالاخره یکیازانها گفت دستور از بالا است تنها افرادی فعلا راه دهید که با شما موافق هستندو سعی کنید یک کار پختهشده تحویل دهید وما به موقع محا خروج وظهور انرا مشخص خواهیم کرد-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسمالله الرحمن الرحیم-خاطره به دمشق برای زیارت خاتون اعظم حضرت زینب کبری سلام الله علیها مشرف شده بودم روزاز فردی اگاه درکاروان که دمشقرا بخوبی میشناخت پرسیدم چگونه میتوان برسرقبر معاویه بروم ایشان گفت قبر ایشان در دریکی ازشعب کاخ خوداش بوده است که متاسفانه تمام ان ساختمانها راخراب کردند وهیچگونه اثار تاریخی ندارد ودوخیابان عمود بهم است که اسفالت شده است ود روسط چهارراه قبر اوقرار دارد که سنگ جدیدی برروی ان باخط خوش بزرگی نوشته شدهاست وهیچ چیزی دیگری ندارد ونرو وهرکس که رفته سرانجام ترسیده است چندی پیش خانمی رفته است بیرون که امده است که خواسته میدان نزدیک انجا قطع کند که به سمت دیگر میدان برود که سوار تاکسی شودیک موتور سوای که بار زیادی از کارتون داشته است باسرعت به ایشان نزدیک میشود درحالیکه قیافه عبوسی داشته است ایشان به سمت قبلی فرار میکند وموتور سوارهم ایشان را تعقیب میکند ایشان شروع به توبه کردن میکندنزدیک خیابان موتور سوار نزدیک بوده است در لبه خیابان بایشان تصادف کند متوقف میشود ومیخندد ومگوید منرا ببخشید تزمزم خراب شده است من گفتم میروم لطفا ادرس را بدهید – ادرس راداد وگفت که زنگبزن پیر مردی است که گاهی برای خرید بیرون میرود زیاد کسی بدیدن معاویه نمیروداگر نیم ساعت نیامد برگرد وبعد ا برو واگر امد پانزده تومان پول ایرانی به ایشان بده من رفتم درب بزرگی از چوب عالی به رنگ قهوه ای داشت نشان از اینکه روزی کاخ بوده است مشخص بود دیوارهای بلند کاخ ها راداشت مردی بلند قد بسیار زیبا درست مانند امریکائی ها رنگ بسیار سفید ومات اروپائی وامریکادی چشمان زاغ بدون انکه کوچگترین چر.کیدر صورت داشته باشد بسیار سرحال قیافه کاملا سینمائ داشت یک لباس قهوهای بسیار سیر مانند راهبه ها پ.شیده بود که بسیار خوش دوخت بود ویک کلاه ازهمان جنس که دالبرهای ومنحیهای بسیار بزرگ داشتاز دربیرون امد من پانزده توامان رادادم ودرب را باز کرد وفرومود بفرماید وفبر را نشان داد پشت سرمن وارد کاخ شد ویماطاق نزدیکدرب بود به انجا رفتودرب را همانطور باز گذاشت ودر برگشت من اورا ندیدم تهیه باغ مقداری درخت کهنسال جدید بود باحادثه ای روبرو شدم نترسیدم ولی لحظه ای جا خوردم بر سر قبر رفتم .به معاویه گفتم- فهمیدی با خودت چه کردی- خدا لعنت کند وبیرون امدم به هتل امدم ان جناب ازمن پرسید رفتی گفتم بله رفتم وگفت چه اتفاق افتاد من قیافه جدی گرفتم وساکت ماندم وایشان خندها ی ا زته دل کرد.


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- به یاد عظمت سلطان واعظین- بخش چهارم- استاد در انگلستان میفرمودند- که درتاریخ به خوبی نشان میدهدکه بشر کمترین توجه ای به علوم اداره کردن جامعه نشان داده است را بسیار سهل وساده گرفته است در اوائل اداره حکومت کردن مانند ان ااست که روی یک سرزمین پر از برف حرکت میکند که وسایل پوششی انرا داردوچون ارام ارام حرکت میکند مقداری از راه را میرودویکدفعه به سر بالائی میرسد وسپس به سرازیری که برف وباران هم میگیرید ودرنتجه وسط دره سقوط میکند البته جاده ای است ولی از دیدهها پوشیده است ولی انها انرا جستجونمیکنند ودر حین سقوط هم میگویند – جاده امنی وجود ندارد ولی ما بهترین راه را رفتیم باز نوبت دیگرا ن میشود میگویند انها بهترین راه را پیدا نکردند ودوباره همان سرنوشت تکرار میشود اتفاقا دقیقا اسلام یک چنین تعبیری دارد که حکومت اگر را عقلانی را طی کند از سبیل به صراط میرسد وراه امن را پیدا میکند وگرنه به داخل کویر بی اب وعلف میرود تا هلاک شود ایشان نظر داد که بشر در را بر طرف کردن نیازهای مادی اش بخوبی سازمان دهی میکند ارزش تجربه وتخصص را میداند ویکسلسله مراتب بسیار عالی بوجود میاورد مداوم ترقی میکند چنین کاری راهم بیاد در اداره ومدیریت جامعه انجام دهد حزب باری هرگز بدنبال این کار نیست وچنین هم نکرده است باید دولت چنین سیستمی را بوجود اورد ولی گروهای زیادی از طرف دولت وملت بر ان نظارت کنند وروسای انان به حکومت برسند مثلا مانند ارتش- روسها تصور میشد چنین کاری را بکند ولی متاسفانه نکردند همهرا در یادگیری علوم سیاسی دخالت نداند ودر امرحزبی باند باز ی کردند وهرینه زیادی هم خرج نکردند ونظر مردهم را مورد لحاظ قرار ندادند بقدری عقب افتادند اماتورهای ما زیاد کار کردند ازحرفهای انان جلوتر افتادندورای گیری هم نشان داده است سرانجام انسانها بازنده هستند وانها درست کردند همچه خودشان بخواهند بگویند وکسی حق پرس جو ندارد مگر خودشان دستور دهند واسرار حزبی باید مخفی باشد وغیره دقیقا خداوند منان همچنین کرده است براساس تخصص کار کرده است وتشکیلات را شخصا ایشان بوجود اورده است واز افراد خواسته است چناچه این تشکیلات وسیستم را قولی دارید بعنوان انکه طرفدار انان هستید وسرباز ان ها میشوید به انها رای دهید وبیعت کنید من زمانی که وارد فرودگاه هیثرو در لندن شدم صفی از ایرانیان تشکیل شد من دیدم که مامور فرودگاه که مدارک راچک میکرد باهر ایرانی رفتار خاص داشت به بعضی ها میگفت اگر یک فرد ایرانی رادر لندن اگرمیشناسی صدا کن شما نمیتواین از این در خارج شوی زیرا گم و.گو میشوی به بعضی میگفت هرچه درلندن فهمیدی به ماهم یادبده وبه یکی گفت من تشخیص دادم شما بسیار دانشند ومتخصص هستید ومن اسم شما به سازمان هائی که وظیفه اش کسب اطلاعات از شما است وبه شما درلندن کمک زیادی خواهند کرد خواهم داد انها به شما درهتل شما سر خواهند زد رسید به اخر دوتا خانم بودن من یکی ازانها تحصیل کرده بود وحتی میخورد استاد دانشگاه باشد سر وضع مرتب داشت وزبان انگلیسی به خوبی میدانست پرسشنامه را پر کرد داد ودیگری وضع خاصی داشت وبه ان خانم برای اوترچمه میکرد مقداری راهم نوشت رسید که امضائ کند ومامور گفت وسط این مربع مستطیل را امضا کند ایشان گوشه انرا امضا که کمی بیرون امد من هاج وواج مانده بودم باز یک مستطی زاپاسبود باز ایشان گفت انرا ازوسط امضا کن باز شبیه به ان عمل تکرار کرد این رفعه گفت که پرسشنامه را برگ بزن درجدود چهار تا پنچ صفحه بود ولی افراد فقط صفحه اول را پر میکردند برگ سوم اورد گفت به انگلیسی بخوان گفت بلد نیستم باز گفت صفحه اول بیاور حالا این وسط این کادر امضا کن باز مسئله ایجاد کرد باز پرسشنامه راگفت برگبزن ویکصفحه اورد و.گفت این سطررا بخوان باز گفت بلد نیستم رنگ خانمپرید که دوستاش بود ورنگ ایشان پرید ودوباره صفحه اول اورد وباز درکادر گفت امضا کن با ترس میگفت اینجا مناسب است وامضای درستی کرد رفت نوبت منکه رسیدتغیر راخلاق وخندهای نخودی از ته دل کرد وگفت کمی شیطون بود به این میگوئیم تخصص این کار یک دکتر روانکا بلد نیست بقول بچه ارتشی ها دوره سیصد ساعت ضد اطلاعات میخواهد- ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- به یاد عزیز از دست رفته حجت الله اسلام سید علی فقیه رحمت الله واسعه من متاسفانه کم خدمت ایشان رسید ولی دومورد اساسی درخمت ایشان تا حدودی پی به عظمت ایشان بردم دفعه اول درجبهه بود یکچاد ر برای نماز بود وگردهمائی برای مسائل دینی  نزدیک بیست متر ی توپخانه وسهمتری سنگری که من دران بودم درحقیقا حیله برای انکه عراق روی ان تیراندازی تا گرای توپخانه اش گرفته شود قانون این است که این چادر درجای خاصی باشد که محاسبات مخصوص دارد به شرطی عراق از تکنیک باند استفاده نکند ومداومتغیر باند ندهد باند به این معنی است درجادهای حساب شد که دقیقا گرای هدف گرفتند ماشینی کهخمپاره حمل میکند گرای مناسب ودقیق میدهند وبا یک علامت کنار جاده به سرعت به انجا میرسد میزند وفرار میکند وباید مداوم رویباند تیراندازی دقیق کرد ولی بعضی باندها دیده نمیشوند واگرهم دیده شوند به نحوی محاسبه شدند تا دیه بامن گزارش دهد واماده تیر شوند دشمن تیراندازی را کرده است تنها راه این است که حداقل یک خمپاره فقط برای این حدف فیکس شود ومداوم دیده بانی کند هردومولفه برای ما امکان پذیر نبود وهر خمپاره ما حداقل 15 هدف را میزد وداخل ان چادرهم باید کانال کند به ردیف در داخل کانال نشست ومثلا نماز خواند غالبا بچه هادرانجا نماز نمیخواند تا انکه مطمن شوند تیراندزی نمیشود وبرای انکه عراق را فریب دهند عین مجسمه می ایستادند وعراقدستور داده بود به محض انکه شک کنید تیراندازی نکنید  موقع اذان یکدفعه یک چیپ امد ایشان پیاده شدند ووضو داشتند ورفتند داخل چادر وبلافاصله یک  مینی بوس بود درحدود 19 نفر پیاده شدند ورفتند داخل عراق شروع به تیراندازی کرد هر دفعه دوتوپ مسلسل این چادر مانند پرچم تکان میخورد بغل دست ما لشگر حمزه بود یک بیست نفری دویدند ووارد چادر شدند من نیمخواستم بانها نماز بخوانمولی برای وضوگرفتن میابست چند متر سر بالائیبروم که یک گودی نیم داشت که فاضللاب یک منبع اب که بالای انبود وچند شیر داشت شدت موج  بقدری بود که من به گودی پرتاپ میکرد مجبور میشددوزانو بنشینیم تا بلند میشدم باز مجبور بودم بنشنیم وسینه خیز تا پای پایه منبع رفتم ویادست من به شیر بود وبادست دیگر به سرعت وضو گرفتم جذبه نماز  که الله اکبرها از ته دل بود به سرعت به چادرر فتم دم درب چادر جای من شد پاها میلرزید درست مانند پرچمی که حرکت کند وجوانان د رکوع بعضی ها میخندیدند وارام شهادتین میگفتنندوایشان کمی تند میخواند نمار تمام شد ایشان نشست وفرومدند غذای منرا همینجا بیاورید همهفرار کردیم دونفر ماندند که اشکلات قران خواندن خودشان رابر طرف کنند ایشان بسیار شوخ بودند شیلیک خنده قطع نمیشدتا نزدیک غروب عراق گول خورد تیراندازی متوقف کرد بعد من شنیدم فرماند لشگر حمزه انافراد خواسته وبشدت توبیخ کرده است وفرموده است دفعه اخر باشد وایشان گوئی درمنزل اش است و غروب رفتند- دفعه دوم من مشرف به مکه بودم ویکفرد روحانی بسیاری اگاهی داشتیم که زبان عربی وتا حدودی اردو میدانست ودرنوشتن مقلات دربعثه مداوم انجا بود وجای خود حضرت ایت الله ملک حسینی که انشائالله شفای عاجل کنند میگذاشت وایشان جناب حضرت سیدعلی فقیه جای خوداش میگذاشت بی مناسبت نبود زیرا بعضی از حاجیان اهل نیریز بودند منخدمت ایشن بودم درهتل وایشان یک قراب بسیار بزرگ وقدیمی میخواند ودرضمن جواب افراد را میداد فردی امد نشست پیر مردی پرسید مراسم انجام گفت بله وفرومود کجا پیاده شده ای  گفت فلان جا بعد ایشان پرسید درب راکی پرسیدی گفت من یک شرطی رادیدم .گفتم کعبهوایشان من راورد کنار یک پنجره فولادی وگفت هذا کعبه مردم داشتند سعی صفاو مروه میکردم  ومن کعبه رادیدم  وازهمان جا طواف را شروع کردم ایشان فرمودند که فکر کردی که پنجره فولاد امارضا علیه السلام است ایندبفعه گذشت دفعه دیگر دو ترکه انار برایت خیس خواهم کرد فردی صدا کرد وگفت وفتیکه حالش جا امد تاهنوز تواندارد وهوا گرمنشده است برو طواف بده و مسئولیت انجام تمام عمالش بعهده شما است بعد رو کرد به من وفرمودند ده بار این مطالب هارا گفتم وچندی نگذشت خانمی امد ویکنگاه به من کرد وچیزی نگفت  مطالب اول را گفت مطلب دوم راهم گفت من چیزی خاص نفهمیدم ایشان فرمودند با کمی جدی بودن مسئله این است گفت بله ایشان فرمودند اینکه خجالت ندارد وکمی ایشانرا سرزنش کردند وجواب مسئله را دادند وبعد ان خانم رفت روکردبه من وفرمودند عجب سربازانی برای امام زمان تربیت کردیم- ادامه دارد

 


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نقدی بر": کتاب فضای واحکام مکه مکرمه:"چاپ عربستان سعودی- اینکتاب به دست من رسیدمن باب تفضل بخش فضایل واحکام مکه مکرمه انرامه به فارسی است خواندم وشماهم دقت کنید-ص-58- شهری نیست مگر انکه دجال وارد ان میشود جز مکه ومدینه- بر تمام سوراخ های ان فرشتگانی صف بسته اند وازان حراست  وپاسداری می نمایند- سپس مدینه با ساکنان ان سه بار تکان میخورد وخداوند هرکافر ومنافقی را ازان بیرون میکند معلوم میشود که تا به حال نه کافر ونه منافقی وارد مدینه ومکه نشده است – اولا شیطان قدرت امدن درمکه ومدنیه ندارد؟!! ان جناب که ان همه کشتار در مدینه ودر مکه کرد مومن تشریف داشتند؟!! جناب مروان بن حکم منافق نبودند؟!!-د رهمان صفحه از کتاب جناب مسلم از فردی بنام تمیم الداری رضی الله عنه به نقل از دجال؟!! ایشان این مطلب را استناد به رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم نکردند – یعنی خودشان شخصا با جناب دجال ربرو شدند کدام دجال – دجال معروف در اخر زمان خوداش را افتابی میکند- نزدیک است اجازه خروج به من داده شود؟!! هنوز اخر زمان نبوده است وخارج شوم به مدت چهلشب در زمین سیر میکنم وروستا ودهی نیست مگر اینکه دران فرود میاورم – این قدرت فقط مال شیطان است ودر اخر زمان بنا بر قولی این دجال دربصره خوداشرا اشکار میکند ویا در بیت المقدس است مه توسط یا حضرت مسیح علیه السلام ویا حضرت حجت علیه السلام کشته میشود- البته به سفیانی که دراخر زمان از شام خروج میکند دجال هم گفته شده است- به جز مکه ومدینه ان دو اندو بر من تحریم شده اند- هرگاه بخواهم به یکی ازانها وارد شوم فرشتهای با در دست داشتن شمشیری کشیده با من رویا رو شده ومرا از ورود به ان باز میگرداندوبر تمام سوراخهای ان ان فرشتهای از ان حراست مینماید کاملا مشخص است جعل حدیث قبلی یکی است ویا ازهم اقتباس کردن واین قانون تقویت را میدانستند ثانیا دجال انسان است ومنکر خداوند وفرشتگان وحال که فرشته را دیده است میبایست خدا پرست واعتقاد به فرشته داشته باشد در ثالث فرشته به صورت یک انسان میبایست ببیند پسهم دیگران احتمال دیدن انرا درزمان مواجهه با فرشته باید دیده باشند- صفحه80 از عبدالعزیز بن باز مفتی مشهور سابق عربستان که امروزه منتظر حساب وکتاب خویشتن است در تفسیرایه شریفه": ومن دخله کان امنا": هرکس وارد شد در امنیت کامل است:" یعنی خط قرمز میگوید یعنی واجب است که که امان داده شود وچنین نیست که درحرم برای کسی اذیت واقع نمیشود( یعنی فرشتگان اجازه نمیدهند) ------ منظور این است که هرکس وارد ان گردد امان دادن وی واجب است ومورد تعرض قرار نمیگیرد ومردم عصر جاهلی چنین میکردند – که حتی مرد جاهلی اگرقاتل پدر یا بردارش را درحرم میافت او را ازار واذیت نمیکرد تا ازان بیرون میامد کمعلممیشود مشرکین بهتر امن بودن مکه را ازمسلمانان طاق میدانستند؟!- بخاری ومسلم از ابوهریره لعنت الله علیه حدیثی را ذکر میکند که سبک وسیاق خاصی دارد که از لحاظ روانشناسی برای خر کردن وتحقیر کردن است وغرب هم به خوبی انرا بلد است مخصوصا درعلوم نظامی که به جهان سوم یاد میدهد—چون خداوند مکه را بر پیامبر صلواتهالله علیه واله والسلم گشود  ودر میان مردم برخاست وخداوند را حمد  وثنا نمود وسپس گفت: خداوند اصحاف فیل را ازمکه بدورکرد ورسول خود  ومومنین را بران مسلط وچیره گردانید وباری  کسی قبل ازمن وبعد ازمن حلال نگردانید وفقط برای من یک ساعت در روز حلال گردانید؟؟!! ایا معنی حدیثرا فهمیدید؟ مسلما خیر منظور این اسن که یک ساعت شکار کنم ودرخت بکنم ودیگرا تحریمها-حال دقت کنید چگونه انرا اثبات میکند-  میفرماید این حدیث تعدادی از ویژگیهای شهر مبارک مکه را بیان میکند که عبارت  بودند از: تحریم رهیدن نخچیر- وکشتن ان در مکه- تحریمقطع وکندن درخت- بازننمودن ودستکاری نکردن یافته(مانندپول وکالا) جز برای معرف وچارچی واینها احکام مخصوصی است که خاص این شهر مبارک است که رسول الله صلوالتهاالله علیه واله والسلم انرا بیان نموده است بد نیست که یک تقسیر ازیک حدیث که بسیار جالب است بخوانید- در همین فصل صفحه -60مسلم در صحیح خود با روایت از ابن عمر از پیامبر اکرم صلوالهالله علیه واله والسلم نقل میکند اسلام با غربت اغازگشته است( بعلت مخالفت مشرکین) وغریب گونه هم بر خواهد گشت( بعلت منافقین وکفار) وبه میان مسجدین( به قولنووی مسجد مکه ومدینه) جمع میگردد همچنانکه ما ر درلانه خویش جمع میشود که کنایه از این است که علم درمخفی گاه است وعلنی نیستحالا تفسیر فرمودند-چون مار با اهسته به لانه  خود باز میگردد ونمیتواند با سرعت باز گردد؟؟!! پس مقصود کم کم ایمان به جای اصلی خود بر میگردد ودرانجا جمع میشود؟؟!!


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نقدی بر": کتاب فضای واحکام مکه مکرمه:"چاپ عربستان سعودی- اینکتاب به دست من رسیدمن باب تفضل بخش فضایل واحکام مکه مکرمه انرامه به فارسی است خواندم وشماهم دقت کنید-ص-58- شهری نیست مگر انکه دجال وارد ان میشود جز مکه ومدینه- بر تمام سوراخ های ان فرشتگانی صف بسته اند وازان حراست  وپاسداری می نمایند- سپس مدینه با ساکنان ان سه بار تکان میخورد وخداوند هرکافر ومنافقی را ازان بیرون میکند معلوم میشود که تا به حال نه کافر ونه منافقی وارد مدینه ومکه نشده است – اولا شیطان قدرت امدن درمکه ومدنیه ندارد؟!! ان جناب که ان همه کشتار در مدینه ودر مکه کرد مومن تشریف داشتند؟!! جناب مروان بن حکم منافق نبودند؟!!-د رهمان صفحه از کتاب جناب مسلم از فردی بنام تمیم الداری رضی الله عنه به نقل از دجال؟!! ایشان این مطلب را استناد به رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم نکردند – یعنی خودشان شخصا با جناب دجال ربرو شدند کدام دجال – دجال معروف در اخر زمان خوداش را افتابی میکند- نزدیک است اجازه خروج به من داده شود؟!! هنوز اخر زمان نبوده است وخارج شوم به مدت چهلشب در زمین سیر میکنم وروستا ودهی نیست مگر اینکه دران فرود میاورم – این قدرت فقط مال شیطان است ودر اخر زمان بنا بر قولی این دجال دربصره خوداشرا اشکار میکند ویا در بیت المقدس است مه توسط یا حضرت مسیح علیه السلام ویا حضرت حجت علیه السلام کشته میشود- البته به سفیانی که دراخر زمان از شام خروج میکند دجال هم گفته شده است- به جز مکه ومدینه ان دو اندو بر من تحریم شده اند- هرگاه بخواهم به یکی ازانها وارد شوم فرشتهای با در دست داشتن شمشیری کشیده با من رویا رو شده ومرا از ورود به ان باز میگرداندوبر تمام سوراخهای ان ان فرشتهای از ان حراست مینماید کاملا مشخص است جعل حدیث قبلی یکی است ویا ازهم اقتباس کردن واین قانون تقویت را میدانستند ثانیا دجال انسان است ومنکر خداوند وفرشتگان وحال که فرشته را دیده است میبایست خدا پرست واعتقاد به فرشته داشته باشد در ثالث فرشته به صورت یک انسان میبایست ببیند پسهم دیگران احتمال دیدن انرا درزمان مواجهه با فرشته باید دیده باشند- صفحه80 از عبدالعزیز بن باز مفتی مشهور سابق عربستان که امروزه منتظر حساب وکتاب خویشتن است در تفسیرایه شریفه": ومن دخله کان امنا": هرکس وارد شد در امنیت کامل است:" یعنی خط قرمز میگوید یعنی واجب است که که امان داده شود وچنین نیست که درحرم برای کسی اذیت واقع نمیشود( یعنی فرشتگان اجازه نمیدهند) ------ منظور این است که هرکس وارد ان گردد امان دادن وی واجب است ومورد تعرض قرار نمیگیرد ومردم عصر جاهلی چنین میکردند – که حتی مرد جاهلی اگرقاتل پدر یا بردارش را درحرم میافت او را ازار واذیت نمیکرد تا ازان بیرون میامد کمعلممیشود مشرکین بهتر امن بودن مکه را ازمسلمانان طاق میدانستند؟!- بخاری ومسلم از ابوهریره لعنت الله علیه حدیثی را ذکر میکند که سبک وسیاق خاصی دارد که از لحاظ روانشناسی برای خر کردن وتحقیر کردن است وغرب هم به خوبی انرا بلد است مخصوصا درعلوم نظامی که به جهان سوم یاد میدهد—چون خداوند مکه را بر پیامبر صلواتهالله علیه واله والسلم گشود  ودر میان مردم برخاست وخداوند را حمد  وثنا نمود وسپس گفت: خداوند اصحاف فیل را ازمکه بدورکرد ورسول خود  ومومنین را بران مسلط وچیره گردانید وباری  کسی قبل ازمن وبعد ازمن حلال نگردانید وفقط برای من یک ساعت در روز حلال گردانید؟؟!! ایا معنی حدیثرا فهمیدید؟ مسلما خیر منظور این اسن که یک ساعت شکار کنم ودرخت بکنم ودیگرا تحریمها-حال دقت کنید چگونه انرا اثبات میکند-  میفرماید این حدیث تعدادی از ویژگیهای شهر مبارک مکه را بیان میکند که عبارت  بودند از: تحریم رهیدن نخچیر- وکشتن ان در مکه- تحریمقطع وکندن درخت- بازننمودن ودستکاری نکردن یافته(مانندپول وکالا) جز برای معرف وچارچی واینها احکام مخصوصی است که خاص این شهر مبارک است که رسول الله صلوالتهاالله علیه واله والسلم انرا بیان نموده است بد نیست که یک تقسیر ازیک حدیث که بسیار جالب است بخوانید- در همین فصل صفحه -60مسلم در صحیح خود با روایت از ابن عمر از پیامبر اکرم صلوالهالله علیه واله والسلم نقل میکند اسلام با غربت اغازگشته است( بعلت مخالفت مشرکین) وغریب گونه هم بر خواهد گشت( بعلت منافقین وکفار) وبه میان مسجدین( به قولنووی مسجد مکه ومدینه) جمع میگردد همچنانکه ما ر درلانه خویش جمع میشود که کنایه از این است که علم درمخفی گاه است وعلنی نیستحالا تفسیر فرمودند-چون مار با اهسته به لانه  خود باز میگردد ونمیتواند با سرعت باز گردد؟؟!! پس مقصود کم کم ایمان به جای اصلی خود بر میگردد ودرانجا جمع میشود؟؟!!


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-نقدی بر": کتاب فضای واحکام مکه مکرمه:"چاپ عربستان سعودی- اینکتاب به دست من رسیدمن باب تفضل بخش فضایل واحکام مکه مکرمه انرامه به فارسی است خواندم وشماهم دقت کنید-ص-58- شهری نیست مگر انکه دجال وارد ان میشود جز مکه ومدینه- بر تمام سوراخ های ان فرشتگانی صف بسته اند وازان حراست  وپاسداری می نمایند- سپس مدینه با ساکنان ان سه بار تکان میخورد وخداوند هرکافر ومنافقی را ازان بیرون میکند معلوم میشود که تا به حال نه کافر ونه منافقی وارد مدینه ومکه نشده است – اولا شیطان قدرت امدن درمکه ومدنیه ندارد؟!! ان جناب که ان همه کشتار در مدینه ودر مکه کرد مومن تشریف داشتند؟!! جناب مروان بن حکم منافق نبودند؟!!-د رهمان صفحه از کتاب جناب مسلم از فردی بنام تمیم الداری رضی الله عنه به نقل از دجال؟!! ایشان این مطلب را استناد به رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم نکردند – یعنی خودشان شخصا با جناب دجال ربرو شدند کدام دجال – دجال معروف در اخر زمان خوداش را افتابی میکند- نزدیک است اجازه خروج به من داده شود؟!! هنوز اخر زمان نبوده است وخارج شوم به مدت چهلشب در زمین سیر میکنم وروستا ودهی نیست مگر اینکه دران فرود میاورم – این قدرت فقط مال شیطان است ودر اخر زمان بنا بر قولی این دجال دربصره خوداشرا اشکار میکند ویا در بیت المقدس است مه توسط یا حضرت مسیح علیه السلام ویا حضرت حجت علیه السلام کشته میشود- البته به سفیانی که دراخر زمان از شام خروج میکند دجال هم گفته شده است- به جز مکه ومدینه ان دو اندو بر من تحریم شده اند- هرگاه بخواهم به یکی ازانها وارد شوم فرشتهای با در دست داشتن شمشیری کشیده با من رویا رو شده ومرا از ورود به ان باز میگرداندوبر تمام سوراخهای ان ان فرشتهای از ان حراست مینماید کاملا مشخص است جعل حدیث قبلی یکی است ویا ازهم اقتباس کردن واین قانون تقویت را میدانستند ثانیا دجال انسان است ومنکر خداوند وفرشتگان وحال که فرشته را دیده است میبایست خدا پرست واعتقاد به فرشته داشته باشد در ثالث فرشته به صورت یک انسان میبایست ببیند پسهم دیگران احتمال دیدن انرا درزمان مواجهه با فرشته باید دیده باشند- صفحه80 از عبدالعزیز بن باز مفتی مشهور سابق عربستان که امروزه منتظر حساب وکتاب خویشتن است در تفسیرایه شریفه": ومن دخله کان امنا": هرکس وارد شد در امنیت کامل است:" یعنی خط قرمز میگوید یعنی واجب است که که امان داده شود وچنین نیست که درحرم برای کسی اذیت واقع نمیشود( یعنی فرشتگان اجازه نمیدهند) ------ منظور این است که هرکس وارد ان گردد امان دادن وی واجب است ومورد تعرض قرار نمیگیرد ومردم عصر جاهلی چنین میکردند – که حتی مرد جاهلی اگرقاتل پدر یا بردارش را درحرم میافت او را ازار واذیت نمیکرد تا ازان بیرون میامد کمعلممیشود مشرکین بهتر امن بودن مکه را ازمسلمانان طاق میدانستند؟!- بخاری ومسلم از ابوهریره لعنت الله علیه حدیثی را ذکر میکند که سبک وسیاق خاصی دارد که از لحاظ روانشناسی برای خر کردن وتحقیر کردن است وغرب هم به خوبی انرا بلد است مخصوصا درعلوم نظامی که به جهان سوم یاد میدهد—چون خداوند مکه را بر پیامبر صلواتهالله علیه واله والسلم گشود  ودر میان مردم برخاست وخداوند را حمد  وثنا نمود وسپس گفت: خداوند اصحاف فیل را ازمکه بدورکرد ورسول خود  ومومنین را بران مسلط وچیره گردانید وباری  کسی قبل ازمن وبعد ازمن حلال نگردانید وفقط برای من یک ساعت در روز حلال گردانید؟؟!! ایا معنی حدیثرا فهمیدید؟ مسلما خیر منظور این اسن که یک ساعت شکار کنم ودرخت بکنم ودیگرا تحریمها-حال دقت کنید چگونه انرا اثبات میکند-  میفرماید این حدیث تعدادی از ویژگیهای شهر مبارک مکه را بیان میکند که عبارت  بودند از: تحریم رهیدن نخچیر- وکشتن ان در مکه- تحریمقطع وکندن درخت- بازننمودن ودستکاری نکردن یافته(مانندپول وکالا) جز برای معرف وچارچی واینها احکام مخصوصی است که خاص این شهر مبارک است که رسول الله صلوالتهاالله علیه واله والسلم انرا بیان نموده است بد نیست که یک تقسیر ازیک حدیث که بسیار جالب است بخوانید- در همین فصل صفحه -60مسلم در صحیح خود با روایت از ابن عمر از پیامبر اکرم صلوالهالله علیه واله والسلم نقل میکند اسلام با غربت اغازگشته است( بعلت مخالفت مشرکین) وغریب گونه هم بر خواهد گشت( بعلت منافقین وکفار) وبه میان مسجدین( به قولنووی مسجد مکه ومدینه) جمع میگردد همچنانکه ما ر درلانه خویش جمع میشود که کنایه از این است که علم درمخفی گاه است وعلنی نیستحالا تفسیر فرمودند-چون مار با اهسته به لانه  خود باز میگردد ونمیتواند با سرعت باز گردد؟؟!! پس مقصود کم کم ایمان به جای اصلی خود بر میگردد ودرانجا جمع میشود؟؟!!


ارسال شده در توسط علی
<      1   2   3   4   5   >>   >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99
مهر 99