سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم-درباره وهابیت از پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم-درباره وهابیت فرمودند که انهاعمل واکره ای هستندکه پشت شتران فریادمیزنند- اعراب درباره هوش انسانها وحیوانات بخصوص شتر بسیارحساس بودند بچ های قبلیه راپسران موردتعلیم قرار میدادند وروی پسرهای بسیارباهوش قبیله سرمایه گذاری میکرد که بوعلی سینای قبیله باشند وفقط چهار دختر باسن بیشتراز پسر انکه بسیارباهوش بودند مانندپسران تعلیم میدادند-درباره شتر امام کاروانهاتخصص خاصی داشتند که باهوشترین شترهارا انتخاب میکردند ودقیقا تعریف علمی جالبی درباره هوش شتردارند البته اصطلاحات انها من بلدنیستم- فرض کنیدباهوش ترین شتر ها زکی باشد این شترازپنچ کیلومتری میتواند محل سکنی قبیله راتشخیص دهد- اعراب فهمیده بودندکه وقتیکه شتر سرش مداوم به اطراف میچرخاند مسیر راهنوز پیدا نکرده است وباید درمسیر بادقرابگیرد احتمال میدهند که شتر از طریق باد بوی بچه خوداش ویا شتران دیگران راتشخیص میدهد درچه بعد ازسه ونیم کلیومتر ی تشخیص میدهد ودرجه بعد از یک کیلومترونیم تشخیص میدهد .مابقیه معمولی هستند واین امام کاروانها به هرجا میرفتند شتران بخوبی ازمایش میکردند وباهوش رامیخریدند وتعلیم میدادند وبقیمت گزاف میفروختند که یکی از راه درامد انها بوده است وشتر زمانی که قدرت جوانیاش ر ا از دست میداد د ر راه های نزدیک بکارمیرفت سپس درکهولت انهارا رها میکردند ونمی کشتند ومداوم درتمدنها دربحث های شتر شرکت میکردند ومعلومات خودرا افزایش میدادند- در کاروان شتر زکی را اول میبستند وسپس شتران دیگر به ترتیب هوش میبستند شتران کاروان پس از مدتی شتر زکی رابعنوان ریس وپیش قراول میشناختند ومدتی شتران رها میکردند که بخوبی  تغذیه کنند وزمانی که میخواستند انها راحمع کنند کافی بوده است صدای شتر زکی بزنند وتاحدود پانزده کیلومتر اجازه میدادند که شتران قبیله دور شوند سپس شخص میرفته است وافسار زکی را میگرفته سپس نی هدای میزده است تمام ملل میتوانستند درروی اسب ویاشتر بخوابندولی اعراب ازترس دزد مداوم بیداروخواب بودند- وقتیکه این شتران به قبیله میرسیدندیک عده ای بافراید شتران به منزل افرادهدایت میکردند ودرکاروانسرها همینطوربوده است- یعنی برای امریکا دارند فریادمیزنند- زمانی که کاروان حرکت میکرده است وامام کاروان میدانسته است دقیقا درکجا کاروان بعدی درافق ظاهر میشود خیلی عجیب است واین کارشناسان درگرفتن دزد ومقابل با لشگر دشمن از چنین تیز هوشی برخورداربودند وچناچه کاروان پیدا نمیشد میفهمیدند دزد زده است نوددرجه به سمت غروب میچرخیدند واز راه صعب العبوری که میدانستند دزدان نمیتوانند  به انجا بیایند میرفتدوسپس به جاده اصلی ملحق میشدند وبسیارمواقع شخصی سریع میامد وگزارش میدادکه دزدان درفلان محل کاروان زدند وپاداش قابل ملاحظه میگرفت- ولی گاهی اوقات نمیتواستند فرار کنند- شتران روی زمین به صورت یک سنگرمیخواباندند این شتران تعلیم گرفته بودند تازمانی که افسار انها دراختیار افرادهست از جای خودحرکت نکنندولو تیربخورند ونسبت به صدای طبل وبوق وسر صدا عکس العمل بخرج ندهند وپشت شتر ان تیراندازی میشدکه خیلی ماهربودندوعده ایدرگودال طبل میزندند وفریادمیزدند وفحش وناسزا میگفتند وشتران انهارا رم میدادند حالا اقایان برای امریکا چنین میکنند


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-تحلیلی از  کتاب اقای بخاری- بزرگواری که کتابجناب اقای بخاری راترجمه وتلخیص کرده است- میفرماید" بی تردید- سنت دومین مصدر از مصادر قانون گذاری اسلامی است که پس از قران مجید- مرتبه دوم اهمیت رابه خود اختصاص داده است - درفروعات چطور مقام اول دارد یاندارد مسلما دارد  وادامه میدهد- وسپس درمقام سنت وارزش ان از قران ایاتی چند میاورد که حائز اهمیت فراوان وبسیارهشدار دهنده است—عقبه رابخوبی نشان میدهد که لبه پرتگاه است بطوریکه شخص ایشان مینویسد--:" یعنی: وازخدا ورسولاو صلواته الله علیه واله والسلم رابعنوان داوردراختلافات خودنمی پذیرنند وباطیب خاطر تسلیم نمیشوند( مطلق است) نفی ایمان میکند!!-پس سنت ازلحاظ ارزشی واهمیت مانندقران مجید است-باز ایشان اضافه میکند- مبادا باسنتودستورات رسول الله صلواته الله علیه واله والسلم مخالفت کنید- زیرا بیمان میرود که گرفتار فتنه ویاعذابی دردناک شوید- زیرا مخالفت با دستورات الهی تبدیل به چندین دستورمیشود که سرانجام- اتش خصومت رابوجود میاورد ویاخداوندمنان عذاب میفرستد تامردمان ساده لوح نجات پیدا کنند- خشیت هم یک معنای اش همین است—ایشان ادامه میدهد": بدین جهت مسلمانان درباره حجت بودن سنت هیچگونه اختلافی ندارند- اشاره دارد بخشی ازسنت به تائید مطالب قرانی می پردازد-سنت هیچگاه دعوی مخالفت وتغیر با قران مجید راندارد ولی چون موضوعات قران- سیستمی ونظام مند است ان نظام راتشریح وتبین میکند- وانواع مصداقهای انراتعریف سیستمی ونظام مندی میکند—وهمه علوم هم بدین ترتیب است-دردانشگاه لندن ان شخصیتی که دریانوردانگلیسی که حضرالموت از حاشیه ان را طی کرد بعنوان بهترین روش علمی تدریس میکنند-درغرب یک مسابقه ایجادشده است که اول ان از دریانوردی شروع که بهترین ناخدا کسی است که درزیر عرشه با چشمان بسته بادادن فقط اطلاعات دقیق راهنمائی کند که انجناب قهرمان این مسابقه بودوسپس گشترش پیدا کرد کهجت جنگی را درتاریکی محص بازبسته کند که رقیب انها شوروی بودکه یکفرد دراستونی دربستن جت همطراز غرب شد ان جناب وقتی که به اخرحضرالموت رسیدگفت تازه متخصص حضرالموت شدم نقشه ائی که تهیه کرده بود که ازسراسرعربستان طی کرده بود وباهلی کوپتر نقشه برداری کرده بودوغیره کتابهائی تهیه کرده بود ونقشه های تهیه کردبگذریم-وقتیکه پس ازباز گشت کتابهای عربهای صدراسلام را درباره حضرالموتمطالعه کرد متوجه شدکدام درست است وکدام جعل است ومتوجه شد بخش بخش پیشرفته اند(ترتیل) وچه زیبا وشگفت انگیزکار کردهاند- جون ایان تمام جزئیات رایاداشت میکرد وبه هلی کوپتر میدادیعنی اعراب به یک شناخت دقیقعلمی تاحدودزیادی رسیده بودند—2- بخشی دیگر ازان مطالب مجمل قران رابه تفضیل بیان میکند مانند نماز وروزه- حال خارجی سئوال میکندرهبری چطور- اهمیت کمتری دارد ویااطلاعات افراد بسیاربالا است؟؟!!—اضافه میکند- باتوجه به مطلب فوق واهمیت سنت رسولخدا صلواته الله علیه واله والسلم مسلمانان توجه خاصی به ان نشان میدادند(یعنی چکارمیکردند) ولی درزمان حیات ان حضرتصلواته الله علیه واله والسلم انطور که قران نوشته میشد وکاتبانی برای این منظور تعین شده بودند- سنت (تعین) وتدوین نشد- پس ان توجه خاص یعنی چه – اما واقعیت چیزی دیگری است تحقیقات خارجیان نشان میدهد چنین علم اموزی دردنیای سابق هرگز نمونه نداشته است حتی برای امروز هم شگفت انگیز است- فرق اساسی بین قران وسنت وجود داشته است وحی زمان خاصی نداشته است ازانجا پیامبر اکرم صلواته علیه واله والسلم-عجل داشتند قران سریع بدست افراد برسددرحال استراحت بودندکه وحی نازل میشد حضرت بلافاصله افرادیکهتعین کرده بودند احضار میکردند وچندین نفر وحی رامینوشتند واینمطلب من هماز خارجیان شنیدم وهم ازعالمی ایرانیکه دستورمیداندتاهفتادنسخه نوشته شود واین نسخ رادرجوامعی میخواندند وزیرنظرانها کپی بر داری میشد- ولی درباره سنتهمیشه زمانی بودکه یا پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم درمسجد بودندویا گردهمائی کوچگی بودکه عدهای سواد داشتند وحتی کاغذ وقلم داشتند بلافاصله انرایاداشت میکردند وسعی میکردند به همه افرادتانجا که میتواندبرسانند ودرکتب تاریخی امده است که ازهمه میپرسیند که از پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم چه خبر؟!!-در روایات تاریخی است-خوردن خروس در زمان جاهلیت جاهلیت بسیارکم اتفاق میافتاد ودر مدینه به محض انکه کمی پول پیدا میکردندخروس میگشتند وکتف انرا بلافاصله برا ی نوشتن قران ویاحدیث- پیش افرادخاصی میبردند که فلان حدیث رابنویسوطاقچه ها اطاق هارابسیاربزگ وطولانی درست میکردندکه انهادر روی انجا دهند وبقدر درنوشتن ریز- استادشده بودند که مطالب زیادی درکتف خروس جا میدادند ومدتی نگذشت که قیمت انها دربورس واقع شدباطلا معاوضه میکردند- وزمانی که مهمان بخانه انها میامد شروع میکردند این احادیث راخواندند حفظ کردن شعر سنت عرب بود دراحظات بیکاری شعرحفظ میکردند بیشترین حافظ شعر امام کاروان بود کهبرای سرگرمب افرادورفع خستگی شعربرای انها میخواند- وبه جای شعر قران واحادیث جای گزین شد- ولی حق این بود که پس از رحلت جانسوز پیامبر اکرم صلواته الهعلیه واله والسلم سازمانی دقیق بوجوداورند وبرای قران وسنت کاری شایسته انجام دهند ومسلما چنین قصدی داشته اندولی دست عده ای نادان باعث شد که این امر به نحوی دیگری سیر کند- ایشان بیان میکند وحتی  ان حضرت صلواته الله علیه واله والسلمدر اغازرسالت خویش- از نوشتن احادیث بخاطر اینکه باقران مخلوط والتابس  پیش نیاید منع کردن(ازنوشتن؟؟!!) وفرمودند": ازمنچیزی ننویسید وهرکس به جزقران چیز نوشتهاست- باید انرا از بین ببرد؟؟- بقول یک انگلیسی همانطور که یهودبه پیامبران صلواته الله علیهم اجمعین حالی میکردند که شما مانندبچه های کوچک ماهستید از  ما راهنمائی بخواهید درصدراسلام هم بعضی با پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم چنین هدفی داشتند که بعداز رحلت ایشان خواستند عملی کنند- ایاهمهاصحاب افراداحمقی بودند؟ که درمقابل این دستورهیچ چیزی به مغز انها خطور نکند؟؟!!-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-خاطره از لندن- درزمان جنگ جهانی دوم-المان همه جای لندن رامیزد شهرابه سمت فلج کردن کشانده بود-انگلیسی برای انکه شهر را ازفلج شدن نجات بدهند- یک محدودی رابامهارت مراکز ضدهوائی وستادهای نظامی وپادگانهای جنگی وغیره که دراصل فریب بوده ات مهیا میکند والمان هم جاسوسان زبردست المانی که چند نسلدرانگلستان بودند وبه مقاماتی رسیده بودند وجاسوسان نژادانگلیسیکه طرفدار المان یعنی هیتلربودنددرانگستان داشتند واینها گول خوردند وجاسوسان نفوذی انگلستاندربعضی شبکه های جاسوسان المانی هم جریان راتقویت کردند المان تمام هم خودراروی این منطقه گذاشت به همه گفتند این منطقه راترک کنید ولی عده ای که مثلا پیرزن بودند نمیتوانستند درشرایط دشوار بیرون زندگانی کنند ماندند وعده ای ماندند ان منطقه تبدیل شد به هارلم امریکا وتکزاس دزدان هرچه میدزیدند درخانه های خالی انجا مخفی میکردند- مرکز فروش موادمخدر وغذاهای دزدی بود فردی فرض کنید به کسی بدهکاربود درخانه ای انجا وعده ملاقات میگذاشتند همینکه هواپیماهای المانی تیراندازی میکردند فرد را میگشت وجسداش را وسط خیابان رها میکرد زنان رامیدزیدند ودرانجا تجاوز بعنف میکردند- دقیقا کار خوارج- پلیس منطقه یکی از کلانتری های ان گفتند ما سرپستبر میگردیم گفتندخطرناک است گفتند اشکالی ندارد ویک هواپیمای المانی یک بمب انداخت که شانسی روی کلانتری فرودامد—یکروز درلندن من دیدم یک صف طویلی از مردم که همه کادوئی زیر بغل دارند واردیک کلانتری میشوند- مدتی صبر کردم بعدکه خلوت شد من وارد کلانتری شدم-دیدم یکزاویه قائمه میز چیدند که ضلع کوچکتر- میز کادوها است که دارندکادو هار به داخل اطاقی که بصورت دورچیدن میچینند- چشم من بهگوشه سرضلع بزرگترافتادکه چنیدن عکس درگوشه اطاق ردیفی رویهم به سمت سقف قردادداشت ومیزی درکنارش بود که شمع وفراوان روی ان بود همه افراد لباس شخصی داشتند- پرسیدم که این اتفاق افتاده است که مال حالا نیست وجریان راگفت ومنگفتم بخاطر سالروز ان ترتیب دادید گفت این میز شمع همیشه روشن است که اینها هرروز بصورت عینی درقلب ما باشند- ومنگفتم دلیلی که شماامروز لباس شخصی دارید چیست فرمودند –ما امروز سرکارنیستیم درخدمت مردم هستیم کار هائی که انجام دراین مورد دادیم گزارش بدهیم- وسر میز امد یک پلاک ازیک شرکت خیره بودوباجزوات وعکس وپستر که یک سازمان خیری این کلانتری ترتیب داده بودکه پولش برای نسل های انها خرج میکرد ویک سازمانیدیگری که پولش رابرای معرف ی انها از فیلم سازی وکتاب وغیره خرج میکرد وکنفرانسها- یک سازماندیگری برای مسابقات درباره انها وانواعمسابقات مثلا انشانویسی- نقاشی مغیره که جایزه داشت وبیشترجایزه تور مسافرتی داشت حتی به هنگ گنگ- جریان واقعه شرح دادکه المانهاراگول زدند خواست بگویم این حیله وارد تاکتک نظامی شده است ومن شانزده تای انرابلد هستم- وشهید عزیزجناب مهندس کمال ظلالنواردرجبهه بهمن فرمودند بیش از 140 موردکه ارتش درحالت کلی انرا بلداست وما از نبوغ خودمان واستاد ما که معلمین ما عراقی ها هستند یادگرفتیم ومن همیشه دستور دادمکه به اسرای عراقی حق معلمی بر گردن مادارندوروز قیامت حساب مارا میرسند باانها باید کمال مدارا را کرد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- کتاب بخاری بخش دوم—هجرت بسوی خداوند ورسول اش صلواته الله علیه واله والسلم است – حال پس از رحلت رسول اکرم صلواته اله علیه واله والسلم هجرت اش بسوی چه کسی است؟؟ میابیست بهترین ودانشمندترین ومعصومترین -فرد باشد- حدیث48 از باب ایمان از نعمان بشیر از رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم روایت کرده است-": حلال واضح واشکار وحرام واضح واشکاراست وبین حلال وحرام امورشبهناک است که بسیاری از مردم انهارانمیدانند- چه دراخلاق ومعنویت وچهدرمسائل دیگر از چه کسی بایدانهارا روشن واضح کرد؟؟ بایداز اهل ذکر پرسیداین اهل ذکر چه کسانی هستند تنها این لباس برتن اهلبت مکرم صلوالته الله علیه واله والسلم اندازهاست-قران میفرماید- انها میگویند(منافقین)-اگربه مدینه باز گردیم عزیزان( منافقین وکفار) ذلیلان(مومنان ومسلمانان)را(ازمدینه)بیرون میکنند-درحالی کهعزت مخصوص خداوند منان وپیامبر صلواته الله علیه واله والسلم ومومنان است حتی اگر منافقین فاتح شوند باز چنین است- ومنافق چون ذره ای نیت خیر ندارد الی ابد درجهنم است


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-بخش خصوصی-در ازمایشهای تاریخی بخوبی روشن میشودکه بخش خصوصی متخصص وکار امد از بخش دولتی جلوتر خواهدبود- برایانکه ازتخصص جهانی بهتراستفاده میکند- نمونه انها  بخصوص انبیا که نمونه معروف خارجی ان حضرت سلیمان علیه السلام است ونمونه اسلامی که برترین جهان است حضرت علی علیه السلام است-انگلستان چه درمسائل کشوری وچه لشگری باضعفهای عمده ای ربرو است ومیبایست بیش از رقبا فکر خلاق باشد- لذا بخحش خصوصی اش بسیارمتفکر وسعی میکندخلاق باشد نمونه معروف سیاسی ان جناب اقای چرچیل بی جهت نیست دویست جلدکتاب یکی ازانها ایشان درسطح مدینتالعلم حضرت علی علیه السلامنوشتندمشهور است که برای چاپ کتاب ایشان کمک اعانه خواستند ظرف بیست روز یک میلیارد ونیم پوند جمع اوری شد ایشان درنیروی دریائی بود کوچگترین اطلاعاتتاکتیکی نظامی نداشت ودراین مورد میگفتند کودن است ودربحث هاچیزی هائی یاد میگرفته است وهنراش درسیاست جهانی واقتصاد بوده است ودلیل پیشرفت ان بوده است که تمام پروژه هارا به بخش خصوصی میداده است در گرفتن افریقای جنوبیمداوم با سران نظامی درگیر بوده که مخارج کم شودزیرا مردم انگلستان خواهند گفت این همه هزینه چهسودی برای ماداشت وتاکتیکهائی پیشنهادمیدادکه باعث خنده میشد وزرنگ بودومیگفتمن دانشجوی شماهستم ناراحت نشوید میخواهم چیزی یادبگیریم ولی دراینده داشکده نظامی را خصوصی میکنم وشمابایدبااستندارد های انها همانگ باشید وگرنه جایگزین میکنم ولیدرسیاست بنحوی عمل کردکهمردم افریقای جنوبی انگلستانبر هلندترجیح دادند ومشهوربوده است درباغ سبزرا خیلی خوب نشان میداده است ودرایجاد باند وحزب طرفدارمهارت زیاد داشته است چیزی مانندمعاویه علیه العنت بوده است-ادامهدارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-حضرت مسیح علیه السلام به کنار دریا رسیدندجز چندنفراز گدایان که منتظربودندکه طوفان فروکش کند وعده ای از صیاد ها بدریابروند وصیدخوبی بکنند ومقداری ماهی  به اندازه یک وعده غذاکه همانجا پخته میشود بخورند-فقط یک جوان باحسرت به دریا نگاه میکرد- حضرت صلواته الله علیه والسلم ایشان را صدازد وفرمودند به دریابرو وماهی صید کن ایشان گفت این قایق کوچک است وغرق میشودفرمودند صلواتهداللهعلیه واله والسلم بتومیگویم به دریابروپس انجام بده- ایشان سوارقایق شد وبه سمت دریا حرکت کرد ومشاهده دکردهرجا قایق است اب ارام ات گفت حضرت بایدمکانی دور بروم تا ماهی بزرگ وزیادی راصید کنم حضرت مسیح علیه السلام والسلم فرمودندهمانجا توررا بی انداز- ایشان تور را انداخت- ماهی بزرگی درتور افتاد جوان مشاهدکردکه قدرت ماهی میتواندقایق راواژگون کند وگفت حضرت مسیح صلواته الله والسلم باید ماهی را رها کنم ایشان فرمودند جابجا شو وتعادل راحفظ کن جوان سعی  زیادی کرد وگفت حضرت صلواته الله علیه والسلام من خسته شدم وحضرت فرمودندصلواتهالله علیه والسلمفرمودند تا ساحل بیار ناگهان زوری زد ماهی راحت به داخل قایق امد- ماهی راافراد بیرون اوردند وحضرت علیه السلام بهان جوان فرمود سهم خانوادهات راجدا کند ومابقیه  راهمین جابپز خودت ومن وافراد بخوریم-جوان رو کردبه حضرت مسیح علیه السلام وفرمودمن امروز درسی بزرگ یادگرفتم من تا امروز یاحرف منراگوش میدادند ویانمیدادندومن انهارا رها میکردم ویاتعادل راقبول داشتند ویانداشتند هم همینطور ولی امروز فهمیدم بایدسعی کنم انها به سمت مطالب خودم راغب کنم وهمچنین انهارابه سمت تعادل واقعیسوق بدهم سوره عصر همین مطلب را القا میکند


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-بخش چهارم وصف پیامبر اکرم صلواته اله علیه واله والسلم-قران به دلائل زیادی از متعلق به پیامبر ارکم صلواته اله علیه واله والسلم نیست- شاعرجوان بعلت محدودیت دروسعت خردمندی وکمترخلاق بودن درویراستاری فصاحت وبلاغت وتغیرمحتوا باسختی روبرو است ومیبایست مطالعات زیاد وبحث های زیادی راشاهد باشدتا دامنه تغیرات بتواند وسعت بگیرد-شخصیت پیامبر اکرم صلواتهالله علیه واله والسلم یک شخصیت بسیارباحیا وباعفت ومحجوب است وهرگز ان پرخاشگری که درقران است که درحدشوک اور بعنوان مثال درباره ابی لهب است گرچه طوفانی رادرضمیر مبارکش بوجود اورده است بیان ان چنانی نمیداشتند- وانسانها بسیارموارد یاحقایق راعریان نیم گویند ویا بکنایه وایما واشاره بیان میکنند- تاقرن هیچدهم در اروپا بیانات شعری کمتر

چالش عمیق داشته است ومطالب بسیرا سطحی ودریک زمان کوتاه قابل درک بوده است ولی قران داز روزنخست سیطره خود رانشان داد ومیبایست حضرتش صلواته الله علیه واله والسلم به شکافتن مطالب- تبین ان بپردازد کهدران زمان چنین رسمی نبود وبه مغز ها فشار میاورد ودرطول تاریخ شاعری کمتر به جزیات قوانین پرداخته شده است بیشتر مسائل از دید کلی نگریسته میشد وبرای خوردن ونوشیدن خط قرمزی باشد وعذاب برای انها درنظر گرفته شود- وچناچه ایدولوژی خاصی را شخصی نپذیرد بدون انکه کاری شرارت بار کرده باشد درحد وحشی گری وبربریت باشد وانهم جنایت کار برای نه تنهابرای نسل خودبلکه برای تمام نسل ها باشد وانچه از اسطوره ها خاطرات وافکار درضمیر اش است باید با ملاک جدید باز بیینی شود وبرادری وعدالت وحقیقت ومانندانان ملاک وتعریفی جدید پیدا کند ودرک رابطه انها باعزت وکرامت  وحقیقت بسیار مشکلبوده است ویک حالت پازل مانند برای انهاداشته است وهمین امر باعث میشد که حالت شکگفتی وتعجب وگاهی گله مندی رادرنزد رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم بوجود اورد که میخواستند درمقابل این مطالب وقوانین یکنوع اعتراض جدی داشته باشند ولی انرادرخود پنهان ومخفی میکردند که هرکدام از این بخش ها زما ن زیادی را بایدطی میشد تا به جنبه مثبت ومنطقی ان پی برنند واعتراف کنند واینجابود کار حضرتش صلواته الله علیه واله والسلم رابسیار مشکل میکرد- وشخصییت اصلی واساسی خداوند منان هم دراین حالت باید بخوبی تنبین میشد وعظمت ایشان نیز باید کامنل شناخته میشد که خداوندشگفتی ها ورحمتها وهربانی ها است ودین شفای صدوراست چون عسل-ادامه دارد 

 


ارسال شده در توسط علی
<      1   2   3   4   5   >>   >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99