سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

 

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- شعرهائی از فرانسه هرگاه مشکلات-جفت جفت امدند از جاده سوخته شده سیاه رنگ دوری کن- که ازسوختن اتش امیدواری چنین شده است واز پنچره دیگران گل هارانگاه کن-همچنان که مد دریا بالا میایدترس های خاص را باخود میاورد- چهبرای کسانی که بیرون هستند وچه برای کسانی که درون هستند اما دراین حالت لرزش وترس-خواهندامدنورهای بلند طلائی که افق تا افق را تصاحب میکنند


ارسال شده در توسط علی

 

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- باکاروان به سامرا رفتیم-دی.ار مصنوعی ساخته بودند که یک راه رو بود چند کیلومتر از محل پیاده شدن دوربود به بارگاه پرعظمت امامین رسیدم روبرو بارگاه مسجد امیرالمومنین علیه السلام که بدستور زیعم عظیم اسلام ایت اله العظمی  شیرازی ساخته شده است ومحل درس ایشان بوده است عجیب کهداعش گفته بود من راهرو نمیزنم منظور با خمپاره ولی هرکس داخل این مسجد شود میزنم وهرسنی که وارد مسجد شود-ترور میشود-درب ا ش بسته بود- صحن بسیار کوچک است وزیر زمین که سرد اب گفته میشودکه لغت فارسی است اب سرد –بزرگ است همه بیشتر درحیاط هستندتنها ایرانی ها عزادری میکنند ومابقیه ساکت نشسته هستندجای کفش گذاشتن بسیاردارخال محدود است باید درکنار جایگاه درحیاط یکی بنشنید وکفش نگهدارد وبعدا شیفت عوض شود- اما مغازه دارها- دراطارف حرم هرکدام یکجا برای کفشگذاشتن تهیه کردند ویک کسی هم مامور بپا است بما گفتند اگربتوانید دراین جاها بگذارید- من یک کفش المانی داشتم-یک جوانی دروی ظرف های پهن روغن ملشین انگلیسی که سیاه است وارونه کرده بود وزیر حصیر کوتاه نشسته بود قیافه عرب نبود بایک نگاه مسحور کننده اشاره بجلو کرد دیدم بهاندازه کفش من جا است .نزدیک ایشانبود و.بهمن خیره شد ومن سلامی کردم ورفتم- نکته جالی ارتشیان بودند همه از شیعه بودند باچه خلوصی وارد میشدند وگریان بودند وزار میزدند- خلاصه مداوم میگفتند ماشین میخواهد حرکت کند وبعد خودشما باید تاکربلا ماشین دربست بگیرید منهم ترسیدم بیرون امدم که ماشین حداقل سه ربع ساعت بعد حرکت کرد- ودیدم کفش من نیست- ان جون درحال صحبت کردن با چجوانان فروشنده بود ارام ارام به راست وچپ میچرخید ومن ایشان را عرب نمیدیدم-تا حدی ایرانی بود-مدتی صحبت کرد و امد برروی ان سطل نشست-من جریان گفتم – بهمن خیره شد وروی ان سفید شد چشم بزرگ مانندرومی ها وسپس سرخ سفید شد ترسناک بهمن مدت کوتاهی نگاه کرد وکم کم حالت مظلومه پیدا کرد- انزمان برایمن عجیب بودولی بعدا گاهی اوقات مسائلی پیش می اید اشاره کردبه یک سطل سبز برای باکش کردن لباس که سوراخهای مستطیل-کوچک دارد وگفت فردی امد خواست یک کفش نو مانندمال شما درجای کفش – شما بگذاد وانرابردارد ومنقبول نکردم وانرا دراین سطل گذاشتم درسطل دوکفش مردانه بود وسه کفش زنانه بود وچند دم پائی ودم پائیبچه گانه- چهراه الول باچشمان درشت وسفید مانندرومی ها وپس سرخ مانندایرانیان-


ارسال شده در توسط علی

 

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- باکاروان به سامرا رفتیم-دی.ار مصنوعی ساخته بودند که یک راه رو بود چند کیلومتر از محل پیاده شدن دوربود به بارگاه پرعظمت امامین رسیدم روبرو بارگاه مسجد امیرالمومنین علیه السلام که بدستور زیعم عظیم اسلام ایت اله العظمی  شیرازی ساخته شده است ومحل درس ایشان بوده است عجیب کهداعش گفته بود من راهرو نمیزنم منظور با خمپاره ولی هرکس داخل این مسجد شود میزنم وهرسنی که وارد مسجد شود-ترور میشود-درب ا ش بسته بود- صحن بسیار کوچک است وزیر زمین که سرد اب گفته میشودکه لغت فارسی است اب سرد –بزرگ است همه بیشتر درحیاط هستندتنها ایرانی ها عزادری میکنند ومابقیه ساکت نشسته هستندجای کفش گذاشتن بسیاردارخال محدود است باید درکنار جایگاه درحیاط یکی بنشنید وکفش نگهدارد وبعدا شیفت عوض شود- اما مغازه دارها- دراطارف حرم هرکدام یکجا برای کفشگذاشتن تهیه کردند ویک کسی هم مامور بپا است بما گفتند اگربتوانید دراین جاها بگذارید- من یک کفش المانی داشتم-یک جوانی دروی ظرف های پهن روغن ملشین انگلیسی که سیاه است وارونه کرده بود وزیر حصیر کوتاه نشسته بود قیافه عرب نبود بایک نگاه مسحور کننده اشاره بجلو کرد دیدم بهاندازه کفش من جا است .نزدیک ایشانبود و.بهمن خیره شد ومن سلامی کردم ورفتم- نکته جالی ارتشیان بودند همه از شیعه بودند باچه خلوصی وارد میشدند وگریان بودند وزار میزدند- خلاصه مداوم میگفتند ماشین میخواهد حرکت کند وبعد خودشما باید تاکربلا ماشین دربست بگیرید منهم ترسیدم بیرون امدم که ماشین حداقل سه ربع ساعت بعد حرکت کرد- ودیدم کفش من نیست- ان جون درحال صحبت کردن با چجوانان فروشنده بود ارام ارام به راست وچپ میچرخید ومن ایشان را عرب نمیدیدم-تا حدی ایرانی بود-مدتی صحبت کرد و امد برروی ان سطل نشست-من جریان گفتم – بهمن خیره شد وروی ان سفید شد چشم بزرگ مانندرومی ها وسپس سرخ سفید شد ترسناک بهمن مدت کوتاهی نگاه کرد وکم کم حالت مظلومه پیدا کرد- انزمان برایمن عجیب بودولی بعدا گاهی اوقات مسائلی پیش می اید اشاره کردبه یک سطل سبز برای باکش کردن لباس که سوراخهای مستطیل-کوچک دارد وگفت فردی امد خواست یک کفش نو مانندمال شما درجای کفش – شما بگذاد وانرابردارد ومنقبول نکردم وانرا دراین سطل گذاشتم درسطل دوکفش مردانه بود وسه کفش زنانه بود وچند دم پائی ودم پائیبچه گانه- چهراه الول باچشمان درشت وسفید مانندرومی ها وپس سرخ مانندایرانیان-


ارسال شده در توسط علی

 

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است –باکمی الهام از اقای رومن پولنسکی- گاهی ذفراموش کنید که دراین دنیا هستید   حس رومانتیک خودرا تقویت کنید وحتی به فوق رومانتیک برسید   وخداوند دراوج رویائی وخیال حس کنید- باید لحظات برای ان امر شکار کنید- واین تجربه رویائی راباخداوندمنان-تجربه کنید- عذر داشته باشید- بیجهت از خود دفاع نکنید—داستان زندگانی ما- جریان کار ما واعمال وا وافکار ما است نسبت به مقامات بالاتری که دیگران در رابطه- باخدواندمنان بدست اوردند- غبطه بخورید- ومقام خودرا درنزد الهی ارتقا دهید- جریانات بحرانی خودرا انطو ر که هست برای خود بیان کنید- واز خطاهای خود افسرده شوید وتوبه کنید واگر چنین نکنید به زشتی ها وقاحت-ها نایل میشوید—به غریزه وعقا وهوش خود- اهمیت بدهید-وپرورش وکنترول انهارا دریک چهارچوب عقلانی قرار دهید واز وحی کمال استفاده ببرید- زمانی که از یک ظلم وجنایت صحبت میکنید با جزئیات- کاملربیان کنید- بدون جزئیات کامل بیان کردن- یک بیان جوک مسخره است—و حقایق کوبنده را خارج کردن است- همیشهمقداری صداقت ودرستی وافتخار کسب کنید- هرگاه به لذتهای بزرگی فکر میکنید- ببنید اثرات ان جیست وچه میوه میدهد- وزنظرمن فرزندان صالح لذت های بزرگ من هستند—باخداوندمنان مانند یک غریبه نباشید- شاید گاهی توجه بهخداوندمنان نداشته باشید وخطاهئی رخ داده باشد-مهم این است که باخداوندمنان صمیمی باشید- ولطیف صحبت کنید—هرگاه  اشتباه میکنید سعی کنید اعتماد بخود را زیاد کنید- وموقعیت خود را نسبت بهخداوندمنان زیادتر کنید وتعصب خودرا نسبت به خداوندمنان زیادتر کنید- وگاهی از خود انتقام بگیرید- وخودرا جدی سرزنش کنید- نشان دهید که دارید موفق میشوید- وبدانید نمیتوانید-کاری کارستان برای خداوندمنان بکنید—بدانید تنها شغل شما همه اساسزندگانی شما نیست- به ابعاد دیگر زندگانی هم توجه کنید- پیشرفت ما بستگی بفلسفه ما دارد بر ان اساس بهچیزهای دگر هم کهمورد علاقه ما است توجه کنید به زندگانی ابدی وحقیقی خود فکر کنید-ودرهرحال شغل شما بسیارمهم است- کارخودرا دوئست بدارید وانرا ناقص ومعیوب نکنید- اگر نظریات اکثریت مطابق درک وفهم شما وفلسفه شما نیست بهان توجه نکنی بهترین شناخت ما وحی وعقل وعلم ودانش- است- وبهان برگردید وانهارا تمجید کنید- -خودرا کارگردانی کنید- وبه دستورات خود عمل کنید- کارخوب کمتراز طرف عقلا نقادی میشود- فقط در نقادی اول خداوندمنانرا محور قراردهید


ارسال شده در توسط علی

 

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-نگاهی به فلسفه فرانسه در قرن بیستم- نوشته اریک متیوز با فتحه میم- فلسفه یک امر عقلانی است که برای عقل انسان بدهی میشود چون انسان ذاتا بیست وششویا بیست وهفت اصل عقلانی را بدیهی قبول میکند مثلاجز کوچکتراز کل است- یا مثلا الف با ب مساوی است والف با جیم مساوی است پس ب با جیم مساوی است- وچنانچه ما بدیهیات- طبق یک طرح عقلانی ترکیب کنیم باز ان یک امر بدیهی خواهد بود- فلسفه را نمی افرینند- مانند علم کشف میکنند جزو دانش ویامعرفت است- فقط تکنولوژی وهنر وهرچه ساخت انسانی دارد قابل افریدن است- که نیازمند یک طرح خاص است-که اصطلاحا به ان پلان میگویند- کتاب بایک تضاد برخورد میکند-فلسفه زمانی که اگر افراد معقول درهرکجا وهرزمان برای انها پذیرفتنی باشد پس محل وزمان حذف میشودولی بعدا میفرماید- فیلسوفان همیشه انسان هایی خاصیاند—ودر مقام انسانها ی خاص به ضرورت درمکانی خاص –ودر زمانی خاص از تاریخ زندگانی میکنند وبه زبانی خاصمنظور زبان خاص فلسفی- که ایشان بیان میکند فیلسوف مرد وبا فلیسوف زن فرق داردمیگویند- وبدین سان به سنت فرنگی خاص تعلق دارند—ادامه میدهد اما من عمدتا بر تاثیر های زمان ومکان تاکید خواهم کردفلسفه سنتی غرب فلسفه تحلیلی است که به بدهیات میرسد مثلا ماشین بنزین ندارد پس حرکت نمیتواند بکند- یا ذرشناخت هر موجودی باید ذات را شناخت- وچون ذات را نمیتوانیم فعلا درک کنیم- پس شناخت نسبی خواهد بود-پس فلسفه علم نسبی است- درفقه اسلامی  امام صادق علیه السلام هفت نفر را تعین کردند که ملاک هستند در بسیاری موارد انها حدیثان شان یکی است جنان مرحوم عظمت ایالله اعظمی خوئی رحمت الله عله کشف کرده است جاعلین حدیث- یعنی حدیث سازان- انواع جعل را کردند گاهی همگی را بخیکحدیث قلابی نسبت دادند ویا اختلاف ایجادکردند برفرض که درست بگویند بقول ان عظمت مانمیداینم این مطلب برای همیشه ثابت است یا تغیر میکند وبعضی جاها ایشان کشف کرده است امام بعدی انها حال باید علت تغیررا باید کشف-کرد که دراستنباط بسیار مهم است-ودر غرب میبینم که یک فیلسوف به اینجهان مینگرد وعلت این جهانراخداوندمنان میداند ویک فیلسوفدیگر جهان یکحرکت اتوماتیک ماده میداند- اصولافیلسوف بدنبال درک انتزاعی ازمودات است درک جدا شده از جزیات علمی است جزیات علمی کمک به درک مطلق انتزاعی از ماده میکند مثلا تعریف خوب یا-بد-یک تعریف کلی وانتزاعی از جزیات ملموس است دارویخوب وداروی بذ اخلاق خوب واخلاق بد- خانه خوب وخانه بعد کلا خوب ویابد رامیتوان تعاریفارازانها خارج کرد وعمومیت داد- یک موضوع بسیارمهم نظم وحکمت درموجودات است ئجزیات سکوی پرش برای درک نظم وحکمت است ونظم وحکمت سکوی پرش برای اثبات باری تعالی است مثلاداروی خوب را یک دانشمند ساخته است وداروی بد را یک نادان ساخته است- فرض کنید یک فسلسوف فرانسوی به المان برود مدتها درالمان درباره سیاسی مطالعه کند ونظربدهد ایا باید نظر فیسلسوف المانی راما قبول کنیم یا نظر فیلسوف فرانسوی یاانکه عقلا بایدتعین کنند دوتا مثال اورده است یکمثال باز بولینگ است که بازای فرانسوی ان با بازی انگلیسی ان اختلافاتی دارد ایشان میفماید چون درجائی وجه مشترک پیدا کرد به باید توجه کرد ولی شناخت نسبی شد وفلسفه یک شناخت قطعی یقینی است- عقلانی ولی فلسفی نیست- ایا هردو برای کشورخود شایسته هستند ویا دراینموارد یکی بهتر است مثال دوم فلسفه علم استگاهی درفلسفه علم فرانسویان جلو بودند وچون تازمانی که ما به تمام حقایق موجودی دست پیدا نکردیم- بخصوص ذات ان- بقول پرفسور چهار ستاره هاروارد دردانشگا شیراز تا مواد زیادی برروی سلئل سیب زمین نریزید سلول رانمیشناسید از میکرب گرفته تا مواد دیگر –بله لسفه غرب درمورد یک پرش به ظاهر عقلانی به فلسفه ان علم میکند وباز بهمین دلیل شناخت فلسفی به زیرساختها وعلوم بسیاری نیازمند است لذا بسیارموارد درغرب بهحالت سکون رسیده است یک مثالی دیگر بیاورم-کتاب متفران روس استادمعزز کهجناب اقای نجف دریابندی نوشته اقای ایزیا برلین نوشته است من اول فکردم ایشان باید خانم باشد ولی لغت انگلیسی ان ایسی یا- یعنی عیسی است ازکلمه برلین معلوم میشود ایشان ازنژاد المانی روسیه است المانها درتکنولوژی حرف اول میزدند وروسیه بشدت عقب بود ازالمان سرمایه دارها به روسیه رفتند مثل امروزه ازامریکا بهچین میروند معادن انهارااستخراچ کردندوکارخانجات راساختند و ذغال سنگ را استخراج کردند طبق براورد روسیه درحالی که نها دودرصد روسیه هستند به اندازه ده درصد روسیه کار کردند بعدا روس ها از تنبلی تحمیل شده نجات پیدا کردند و بسیارخوب درخشیدند ولی ایدولوژی نه چندان خوب انهارا بعقب برد- درجنگ با المان هیتلر مداوم میخواست المانها از روسیه به المان برگردند وروسهارا تنها بگذارند زیرا به زغال سنگ روسیه وموادخام دیگر روسیه محتاج بودند ولی انها ترکیب شدند و نهالمانی صرف هستند ونه روسی صرف ماننداعراب درایران وبه روسیه بسیارعلاقمند هستند وهمین موضوع باعثشد استالین اشتباه کند ودرمقاب ذغال سنگ را به المان نداد وجنگ المان باروسیه شروع  شدراین کتاب اقای دریابندی بحثی از اتمیسم شد- امیسیم دریانون به معنای ان بود-که تمام فلزلت وشبه فلزات ازیک واحدی که مانندهم است بنام اتم تشکیل یفته است وتعدادان در عنصری فرق دارد وقابل تجزیه نیست- درحایکهاین امر صحیح نیست هراتمی اندازهای معین دارد- وبعد اتمسیم به معنای هر ترکیبی از چند عنصر تشکیل یافته است وتعداداتم های انها چقدر است اخیرا اتمیسیم مینویسند ولی ادی میزم- تلفظ میکنند- به سایت ترانلت- ترجمه گوگل بروید- ودو طرف انگلیسی کنید وتلفظ انراهم گوش کنید – به معنای راه روشنزدیک شدن بهتئوریکیکه با بعضی نکات مانند درک تفسیری درست که بصورت شفاف به اعضای شعبه شعبه شدن وجدا شدن یک ترکیب نایل میشود دیگشنری اکسفورد دراین موارد شماره عددی میدهد این یک روش است حال کدام بهتراست ان باشما-


ارسال شده در توسط علی

 

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است جضرت استادمعزز و عالم شهیر حضرت ایت الله العظمی وحیدخراسانی رحمت الله علیه درمعنای الرحمن الرحیم امید است برمن الرحمانی والرحیمی ببخشمد واینحقیر هادی باشند- الله اسم خداوندمنان است- اسم نشانه برای تشخیص است مثلا اسم پیامبر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم در دنیا محمد است ودر نزداسمانیان احمد است- درنزد خداوندمنان حبیب است – صفات الرحمن الرحیم- صفاتی هستند که تعاد انها بحث زیاداست تا دهزار هم گفته شده است که در رابطه با مخلوق است کل این صفات الرحمن یاالرحیمی هستند ویا برای فردی یا شی هردو وارد میشود- بنظر حقیر اینکه امام صادق علیه السلام فرموده است درقیامت دیگر بحث الرحمانی نیست فقط الرحیمی است که برای مومنان است ودردنیا برای کافر فقط بحث الرحمنی است  این مطلب باقران تناقض ندارد!! سئوال چگونه بوده است- الرحمن صفات خاص الهی است یعنی کسی الرحمن نمیتواند نام اش باشد زیرا الرحمن یعنی بخشندگی گسترده فرد بخوداش هم بخشندگی گسترده نمیتواند داشته باشد چه برسد به دیگران اما الرحیمی   بخشندگی است محدود است-اما بینهایت است از کمترین تا بیشترین را دربر میگیرد بیشتردرجهت کیفیت است- یک زمانی ما دگتر عمومی داریم یک زمان ما دکترفوق تخصص داریم الرحمن الرحیم درسوره حمد مطلق امده است همه درا درمرحله اول دربر میگیرد- خداوندمنان به پیامبر اکرم اش نمیگوید فلانی جهنمی است- کاری بهاونداشته باشد فقط با او الرحمنی باشد مانندابوسفیان بگو برای تو دل درد میاورد بگذر اتفاقا پیامبر اکرم صلواته الله علیه والهوالسلم بیشتر برا ی این نوع افراد دلسوزی زیادی میکرد یعنی بعد الرحیمی زیادیث برای انها بخرج میداد اما انها دنبال این بعدنبودند فقط الرحمانی میخواستند این نکته ای است که امام علیه السلام میفرماید- ولی مومن بیشتر طالب بعد الرحیمی است ولی سهم خودرا ازبعد الرحمنی هم طلب میکند- لذا برای کافر درقیامت بعد الرحیم ندارد تا انزمان تصیفه درجهت بعد الرحمنی شده است- ولی مومن دردنیا بدنبال بعد الرحیمی بیشتراست امام حسین علیه السلام با عمربن سعد  از بعد الرحمانیجلو امد احمق نپذیرفت وتا اخرین لحظه درجهت نجات انها بود ازبعد الرحیمی انهاقبول نکردند- دوکتاب درباره حضرت زین سللام علیها میخواندم به یک نکته طلئی رسیدندولی انرا بسط ندادند که ائمه اطهار علیم اسلام- اجمعین دریک جبر مطلق کافرین قرار گرفتند بخصوص امام حسین علیه السلام اما مدیریت الهی وامام علیه السلام این تهدید تبدیل به فرصت کرد وبعد الرحیمی زنده کرد اینهمان مطلبی است حضرت زینب علیها السلام دربارگاه یزید گفت تونمیفهمی خیلی کار زیبا انجام گرفت


ارسال شده در توسط علی

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است- مدتها قبل کتاب متفکران روسی نوشته ایزایا؟؟ برلین باترجمه شخصیت ممتاز جناب نجف دریا بندری رحمت الله علیه خریده بودم وتصور میکردم فیلسوفان روسی هستند جناب اقای نجف دریابندری بامطالعه مقدمه مترجم فردی بیش از مترجم است دستی شناخت هرچند ناقض فلسفه غرب دارد- ونسبت به زمان یک نابغه است که باکمترین شناخت باز توانسته است از مطالب فرنگ غرب مطالبی درک کند که برای ان زمان امکان نداشت- من دردانشگاه پهلوی درسی   بعنوان فرنگ هنری مسحیت وبا مقایسه بافرهنگ مسجید مسلمان گرفتم که توسط خانم میس بلک- کهاز طرف سپاه صلح امریکا به ایران امدهبود که شخصا خوداش انرا خواسته بود عظمت ایران را نشان میدهد سپاه صلح امریکا برای کشورهای اسیای جنوب شرقی طرح ریزی شده بود که انهارااز جنگ درویتنام روشن کنند که چرا امریکا انجا میجگند- وتاثیرات کمونیست را از بین ببرند کشورهای دیگر درخواست کردندازانها استفاده کنند ولی امریکا مسئول نبود مگر خود فرد بخواهد کلاس فقط دونفربودیم که زبان دان ان من بودم وبه سختی اصطلاحات انرادرک میکردم برای همه چیز اصطلاح ساخته بودند حتی در جزیئات – اروپارا بکناریزده بودند انها این مقدار لغت ندارند وبسیار عجیب است-خانم دکتر کجوری فوق تخصص زبان انگلیسی از دانشگاه لندن بود- منرا صدا کرد وفرمودند من وقت ندارم سرکلاس ایشان بیایم واز ایشان استفاده کنم ایشان فرموده است فلانی بخوبی درک میکند شما انها رابنویس به من بده-من گفتم به سادگی قابل درک نیست وفارسی هم من بلد نیستم انرا دقیق بیان کنم ولی خودم درک میکنم گاهی چند صفحه بایدبنویسم ایشان فرمودند من یک شاگرد ممتاز سر کلاس شما میفرستم وشما هم به ایشان کمک کنید- پس از مدتی جناب تقی زاده من حس کردم لغت ها ترجمه درست فارسی  از بعضی از این لغت ها است باخودگفتم عجب نابغه ای خیلی سخت است یک زمینه بسیارقوی   مطلاعاتی میخواهد- ایشان کجا تحصیل کرده است تاجناب اقای مسعود فرزادبه دانشگاه شیراز امد ومن همین سئوال از ایشان کردم- ایشان فرمودند اقایتقی زاده به زحمت میتواند تیتر روزنامه را بخواند واین مقالات توسط مترجم سفارت انگلیس ترجمه میشود- بفکر من نرسید چرا انگلستان انهارا چاپ نمیکند- وچرا اساتید دانشگاه تهران نمیروند درسفارات انهارا یادبگیرنند درانگلستان متوجه قضیه شدم- غرب نمیخواهد مداوم در لندن روزنامه اعلان میکردند هرکس زبانی خارجی هرچه باشد وانگلسی روان بلد باشد – باحقو ق جالب استخدام میشود- من به کلاس سوئدی دردانشگاه لندن رفتم که برای دانشجویان مجانی بود خانم استادیک نابغه بود که بخواست ملکه انگستان درلندن باشد درس اول مادرحدود کودکستان وحداکثر سال اول دبستان بود وروشی جالبی داشت که درحقیقت زندگانی یک د انشجو بو ساعت را بشناسد سوار ماشین شود ووو – ایشان فرمودندکشتیرانی سوئد در بندر لندن بزرگترین ساختمان رادارد سالن رقص وسینما وکتابخانه وغیره وبسیارافراد مهربان وتحصیل کرده هستند من کاغذمیدهم نزدانها بروید  و شما وارد کشتی میکنند و اسامی- بعضی چیز های کشتی را ید میدهند وفیلم واسلاید خیلی چیز ها را یاد میگیرید- وتخصص یاد دادن دارند وبسیارهم خوشحال میشوند باید ساعتی صددلار بگیرنندولی پنچاه دلار میگیرند وبانامه ساعتی 24 دلار میگیرند وباز دانشجوئی که درشته حسابداری مودرن که زبان اسپانیائی بلد بود وبه اسپانیا میرفت واین رشته راتعلیم میداد ایشان فرمودند من درسطح اول درس میدهم مدتها فقط لغت وتلفظ باز بخاطر شما ساعتی صددلار-من به دانشگاه لندن بخش زبان فارسی – رفتم من را بهیک اطاقی راهنمائی کردند یک دختر خانم درسن بیست وشش سالگی- چون من دوره نظامی را دیده بودم کسی بخواهد ژست بگیرد خوب ملتفت میشدم ایستاد باجدیت هرچه تمامتر فرمود شما چکاردارید به یک فارسی که خیلی بهتراز خیلی تهرانی ها صبت بکنند که من زیادتعجب کردم چون نومنه ایرانی هم قویتر از ایشان رامیشناختم که انگلیسی فقط دوسال درتهران بایکدختر خانم انگلیسی یاد گرفته بود ومنشی شرکت نفت بود جریان بعدا بیان میکنم به شیراز امده بود ند که یک تیم انگلیسی برای نفت سروستان به ایران امدند وایشا مسئول گزارش بود وخواست درادامه زبان درسطح اکسفورد دو در شیراز امتداد ان که قبلا درتهران میخوانده استکلاس بیاد ولی مستر گاچ ریش کونسگری شیراز واستا د دانشگاه شیراز یک درس داشتند حرفه ای درحقیق حرفه ای ده بود هیچکس از ان مدرک نگرفت گفته بو توبیاد راین حرفه شرکت کنی وبهتراز هنر پیشگان انگلستان تو صحبت میکنی – ان انم فرمودند که شما ظرف یک ساعت کل روزنانه اطلاعات را باید تر جه کنی –من گفتم ن لغت زیادبلدنیستمودرگرامرهم زیادتبحرندارم ایشان فرمودند ما ا نهارا برطرف میکنیم اول این روزنامه بسیار سطحی است- ولی شما باید هرطور صلاح میدذایند باهر تعاد نیروی که بخواهی چه ایرانی وچه انگلیسی   بروی درکن یچگونه فکر کرده است واین مقاله رانوشته است وچگونه سردبیر ویرارستاری کرده است پول همه راوحمل ونقل وغیره-ما تقبل میکنیم وانگاه یک روزنانه فقط یک پوند ونیم خواهد بود-من گفتم که الان با این زبانی که من بلد هستم- ساعتی یک صد دلار میگیرم نشست وبه دیوار تکیه داد رنگش مثل گچ شد ومن ترسیدم وبیرون امدم- فهمیدم باشاه چگون رفتار میکنند وطرفدارن شاه راباید یا ادب کرد یا سوزاند درحقیق میخوات من منصرف شوم-


ارسال شده در توسط علی
   1   2   3   4   5   >>   >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99
مهر 99
آبان 99