سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- من عدم درک صحیح- صفحه اخر صدای امریکا را-دال بر بی اطلاعی از اسلام ناب محمدی صلواته الله علیه واله والسلم میدانم- وافرادی که نام برده اند—بجز فرد اخر رحمت الله علیه- دین شیعه را جعفری نامیدند- این عنوان برداران سنی روی شیعه گذاشتند- درحالیکه دین اهل بیت صلواته الله  علیهم اجمعین نامیده میشد  وبعدا دین دوازده امامی نامیده شد- ومیگفتد الجعفری رافضی است ودلیل انهم مذاهب اهل سنت است به اسم موسس ان نامیده میشد- مانند مالکی – شافعی وغیره که تعدادانها کم نیست- ولی چهارتای ان به اجبار حفظ شد ومابقیه به ضرب شمشمیر وفشار نابود کردند—اما مسئله خمس- چرا تا امام صادق علیه السلام خمس گرفته نمیشد- وامام همام گرفتن خمس را واجب کرد- اولا حکوکمت با زکات ولو صد رقم باشد نمیتواند- حکومت را بچرخاند تازه با گرفتن خمس هم کمبودی ها ممکن است بجود بیاید که بایدباج وخراج گرفت- امروزه کشورهای غربی مالیات کمر شکن میگیرند ولی باز دارای کمبود منابع مالی هستند- بعضی برادران سنی تنها زکات راقبول دارند- باج خراج راهم ساخته وپرداخته امویان وعباسیان میدانند وانراباطل میدانند- لذا جواب عقلانی برای بحث اقتصاد حکومتی ندارند- حتی خمس هم باز ممکن است کافی نباشد بایدبه اندازه نیاز  باج وخراج گرفت اماچرا خمس گرفته نمیشد دستور پیامبر اکرم صلوات الله علیه والسلم- این بود که فرد روز فقط نه درهم بایدهزینه کند- اگر کمترداشت از بیت المال بگیرد واگربیشتر داشت به بیت المال بدهد واگرنداد گنج کردن تلقی میشود که قران میفرماید انها اهل جهنم هستند وهرچه بیشتراز راه حلال باددرنظرگرفتن که همه کارداشته باشند بدهند اجر بیشتری دارد- دیگر جائی برای خمس دادن وجود ندارد!!دقت کردید!! از امام صادق علیه السلام تردیدازمن است سیصد  یا تا هفتصد درهم میتواند فرد ذخیره داشته باشد وگنج-کردن  نیست ولی باید خمس اش رابپردازد اما  گرفتن خمس وذکات اجباری نیست- داوطلب بانه است- حال کسی خمس میدهد وذکات نمیدهد-یا –بلعکس- ان-.به فردمربوط میشود –در حدیث داریم- که اگرفرد خمس ویا زکات نداد- خداوندمنان جامعه را میچرخاند- ولی حساب ان افراد را هم دردنیا وهم دراخرت میرسد- اگرخمس داده نشود عمرها کوتاه میشود مال کسی است که خمس نداده است ویا میوه کمیاب یا گران میشود بر ای کسی است که خمس نداده است- در زمان امام صادق علیه السلام- انفال که متعلق به رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم بود ومیابیست به جانشین منصوب ایشان برسد حکم دادند که بایدجزو بیت المال شود ولی جناب معاویه انرا مال شخص خوداش دانست وجنابان عباسی چنین کردند- خمس راهم نگرفتند- بخش عمده ذکات راهم مال خود کردند-جامعه به سمت فقر رفت مجبور شدند باج وخراج را ایجاد کنند باز هم دران تصرف کردند که جناب ابوحنیفه ان تصرفات راحرام دانست وبعدا قوانین باج وخراج تنظیم کردند ولی حکومت زیربار نمیرفت وجدال شروع شد درنتجه شیعیان وضع بهتری داشتند وسبب میشد که به شیعه گرایش پیدا کنند لذا حکمت عباسی فشارزیادی به امام صادق علیه السلام میاورد که خمس نگیرند- درنتچه چند حدیث داریم که ایشان خمس را بخشیدن ویا تا امام زمان علیه السلام خمس بخشیده شده است ولی مخفیانه خمس گرفته میشد-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم—نظریات شخصی است-انقلاب کمونیستی- شوروی – یک انقلاب شاعرانه است_ انقلاب توسط تلویزیون- رسانه خطابه بوجود نمی اید- بیاددر مغز ورمح مردم جوشش داشته باشد- وگرنه فته میشود- درسا انقلاب 1917- انقلاب 1905 است- کا ر-روزی یازده- ساعت وشنبه ها ده ساعت- شرایط کاربسیار سخت-اتحادیه های تجارتی  درشرایط بسیارسخت بعلت حرص سرمایه داران واعمال نفوذ انان دراتحادیه ها که امروزه به ان مافیای  تجارتی گفته میشود-در سال 1904 تورم بسیار شدید شد- وحقوق بیست درصد کم شد- وصنعتهای بزرگ ماند ذوب اهن پاتیلوو تعداد زیادی کارگر را اخراج کرد پدر جورجی کپون درخواست یک عمل اعتراضی شد- تا ان زمان مردم بدنبال دین نبودند وکلیسا هم بفکر مردم نبود؟؟!! یکصد ودههزار نفر در خیابان پطرز بورگ اعتصاب کردند پدر جورجی کپون- در اعلامیه کهدرخواست کمک ارتزاری نیکلای دوم کرد- باعنوان- رنجها وخواستها- که دربین کارگران پخش کرد- ودرخواست کرد که ساعات کار مانند غرب همان هشت ساعت باشد وحقوق زیاد شود- که برخلاف سیاست روز بود- وبه دجنگ مداوم روسیه- ژاپن خاتمه داده شودودیگر مسائل خام را فریب دهد- درحالیکه به هیچ وجه ریربنای یک انقلاب کمونیستی فراهم نبود وتها میتوان گفت که تاحدی امادگی برا یک انقلاب بورژوازی-دمکراتیک اماده بود  انهم نه به سبک فرانسه- که همه اروپا را از  نقلاب بیزار کرد ودور شدندیک جریان اصلاح گرانه میبایست بوجود می امد اقایان در بی بی سی تصور میکنند که انقلاب معجزه میکند انقلاب بقول استاد باعظمت ایت الله حائری شیرازی زمان مند است وبقول حضر علی علیه السلام میوه  را باید در زمانی که کال  است نچید- جهان برا ساس- تغیرات تدریجی ساخته شده است- انسان همه همین طور است- بخصوص انسان بطی الدرجه است یعنی درجه تکامل اش  کم است ولی کیفیت اش زیاد است ومداوم درحال رشد باسرعت بیشتراز قبل است چرا حضرت مسیح علیه السلام انقلاب نکرد- برای انکه شرایط اماده نبود-0 اساس حرکت انسان طبیعی منافع است-  ودوم فرهنگ است- انسان نمیتواند یک شبه فرنگ خودرا تغیر دهد وسومجهان امروزی به متخصص متعهد نیاز دارد- صرف شعار کارگران بهترین هستند- ا زلحاظ انکه ظلم زیادی ئبه انها شده است- حرف درستی است ولی از لحاظ مدیرت درحد صفر بودند غالبا بیسواد بودند سربازان خوبی هستندولی رهبران خوبی نیستند ودرثانی فرهنک کار- نقش اساسی  باز ی میکند که درروسیه بسیارپائین بود وپیشرفت تحصیلات-ئ بای یک جهش امادگی نداشت- درعلم مدیریت یک تحقیق شده است که یک صنعت درالمان حرف اول را میزده است- یک روستای امریکا این صنعت از المان وارد میکند وتحت نظر کارشناسان المانی کار یادمیگیرند وبعدا ان کارخانه به امریکائی ها میسپرند- در زمان کوتاهی ان کارخانه عالی تراز کارخاته المانی میشود- درباره ان تحقیق میکنند ومتوجه میشوند کارمندان کارخانه دامریکادی سطح علمی بالاتری داشتند- تحقیقات امریکادرکلیه رشته بالاتر از المان بود ودسترسی به جهان علم در این روستا بالاتر از المان بود وفرهنگ کار درامریکا پنج برابر المان بود بطوریکه کارمندان این شرکت درخانه مطالعاتی زیادی میکردند-ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-سخنی با اقای داریوش-!! الحمد الله- که بقول حضرت شهید مجاهدعظمت انقلاب جناب اقای ایت الله دکتربهشتی  رحمت الله – از نسل سوخته جدا شدید- وفهمیدید- که مصلحتی- بدنیا نیامدید- که مصلحتی عمل کنید- نشانه بارز- نسل سوخته- محمدرضا شاه بود بسم الله الرحمن - زمانی که ان گرگ امریکائی با او مصاحبه- کرده- و سئوالات بسیار اسان که درضمن راه حل را نشان میدهد- پرسیده فقط یک سئوال برای حفظ خوداش بیان کرده- که دوموضوع است- که کارشناسان دنیا وکار شناسان ایران ومردم- همه متفق القول- هستند- شما چه میگوئید- شاه میپرسید شماهم- معتقد هستید؟؟ جناب میفرماید- بله- شاه میفرماید که هر ریس جمهوری وحاکمی طبیعی است یکی ودوموضوع را ازدست اش دررود وغفلت کند- ان نظر روانشناسی مدرن ایشان در مرز دیوانگی بوده است-  یزید علیه العنت-متوجه جنایت خود شد- ولی توبه نکرد- امریکا گفته بود که شعبان بی مخ- مدرن باش- در اروپا گاهی چنین افرادی به ریاست میرسند ولی معلومات گسترده  سیاسی –اقتصادی- فرهنگی دارند وحزب ازایشان دفاع میکند- نه کسی معلومات اش- به اندازه حتی دانش موز سال سوم دبیرستان انگلستان نیست- وفقط طبق دستور امریکا عمل میکند- قر ان مجید شمارا بخوبی میشناسد ودرک میکند وراحل قعطی ومعالجه شفا بخش در نزد او است- خدای نکرده درمعنویت شفا بخش به کسی ضربه نزیند- من از تقویم حافظ- سال –1394-یک فال گرفتم- صفحه پانزده  این شعر حافظ امد –سیلاب- اشک-دور از رخ تو دم بدم از گوشه چشم- سیلاب اشک امد وطوفان بلا رفت- ازپای فتادیم چو امدغم هجران- در درد بمردیم چو از دست دوا رفت- دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت- عمری است که عمرم همه در کار دعا رفت- احرام چه بندیم چون ان قبله نه اینجا است- در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت- دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرادید- هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت- ای دوست پرسیدم حافظ قدمی نه(بگذار) زان پیش که گویند که ازدارفنا رفت


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-سخنی با اقای داریوش-!! الحمد الله- که بقول حضرت شهید مجاهدعظمت انقلاب جناب اقای ایت الله دکتربهشتی  رحمت الله – از نسل سوخته جدا شدید- وفهمیدید- که مصلحتی- بدنیا نیامدید- که مصلحتی عمل کنید- نشانه بارز- نسل سوخته- محمدرضا شاه بود بسم الله الرحمن - زمانی که ان گرگ امریکائی با او مصاحبه- کرده- و سئوالات بسیار اسان که درضمن راه حل را نشان میدهد- پرسیده فقط یک سئوال برای حفظ خوداش بیان کرده- که دوموضوع است- که کارشناسان دنیا وکار شناسان ایران ومردم- همه متفق القول- هستند- شما چه میگوئید- شاه میپرسید شماهم- معتقد هستید؟؟ جناب میفرماید- بله- شاه میفرماید که هر ریس جمهوری وحاکمی طبیعی است یکی ودوموضوع را ازدست اش دررود وغفلت کند- ان نظر روانشناسی مدرن ایشان در مرز دیوانگی بوده است-  یزید علیه العنت-متوجه جنایت خود شد- ولی توبه نکرد- امریکا گفته بود که شعبان بی مخ- مدرن باش- در اروپا گاهی چنین افرادی به ریاست میرسند ولی معلومات گسترده  سیاسی –اقتصادی- فرهنگی دارند وحزب ازایشان دفاع میکند- نه کسی معلومات اش- به اندازه حتی دانش موز سال سوم دبیرستان انگلستان نیست- وفقط طبق دستور امریکا عمل میکند- قر ان مجید شمارا بخوبی میشناسد ودرک میکند وراحل قعطی ومعالجه شفا بخش در نزد او است- خدای نکرده درمعنویت شفا بخش به کسی ضربه نزیند- من از تقویم حافظ- سال –1394-یک فال گرفتم- صفحه پانزده  این شعر حافظ امد –سیلاب- اشک-دور از رخ تو دم بدم از گوشه چشم- سیلاب اشک امد وطوفان بلا رفت- ازپای فتادیم چو امدغم هجران- در درد بمردیم چو از دست دوا رفت- دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت- عمری است که عمرم همه در کار دعا رفت- احرام چه بندیم چون ان قبله نه اینجا است- در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت- دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرادید- هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت- ای دوست پرسیدم حافظ قدمی نه(بگذار) زان پیش که گویند که ازدارفنا رفت


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-ایا اسلام فلسفه دارد؟؟- اخیرا بی بی سی- یک مناظره درباره فلسفه اسلامی اشت وجنابی فرمودند- اسلام فلسفه ندارد- زیرا شکنجه میکند- حقوق برابر  بین زن ومرد نیست—محیط زیست را-توجه نمیکند سیاست خشن دارد- وتعداد اقلام دیگری- ایا این مطلب ربطی به فلسفه دارد؟؟ ویا ربطی به فقه دارد!! شما میتوانید بگوئید خداود منان- وجود دارد ویاندارد- ایا خداوند منان- حکیم وعلیو وقادر است وئا نیست- این فلسفه است- ایشان فرمودند- دراسلام علم کلام  اسلامی است- که شما میبایست قبول کنید که قران وحی است- پس درست پس هرچه درقران گفته است  منبای عقلانی پیدا میکند واثبات عقلانی ندارد؟؟ وایشان با اینجمله نشان دادکه قران راهم نمیداند ونمیشناسد وفرمودن که مسیحیت ویهودیت وبودائی انهاهم علم کلام دارند که متضاد با قران است-اما- جواب  قران دراصول دین- توحید- نبوت- معاد میفرماید چرا تفکر نمیکنید- چراعقلانی نتیجه گیری نمیکند- این یعنی فلسفه- اماییک روشی درقران بر ای- درک این سه اصل بکابره است- که امروزه غرب ازان تقلید میکند-درحقیقت- عقل درفلسفه- نیازمند جهان خارج نیست- ملاک عقلانی در ازمایشگاه درون ذهن باید کشف شود- ربطی به خارج ندارد ملاک عقلانی از خارج نمی اید- دردرون ذهن  بایدانهارا کشف کرد وسپس درخارج محک زد وحقیقت را کشف کرد- ولی این کاربسیار مشکل است- غول ها ی مانند ابن سینا وانیشتین میخواهد راه چهره یاددادنمافیم بسیار مجرد علمی که درازمایشگاه پس اس مطالعات کشف میکند بیان بر ای درک ان قاصر است مگرهمان تجربه بسم الله الرحمن الرحیم-ایا اسلام فلسفه دارد؟؟- اخیرا بی بی سی- یک مناظره درباره فلسفه اسلامی اشت وجنابی فرمودند- اسلام فلسفه ندارد- زیرا شکنجه میکند- حقوق برابر  بین زن ومرد نیست—محیط زیست را-توجه نمیکند سیاست خشن دارد- وتعداد اقلام دیگری- ایا این مطلب ربطی به فلسفه دارد؟؟ ویا ربطی به فقه دارد!! شما میتوانید بگوئید خداود منان- وجود دارد ویاندارد- ایا خداوند منان- حکیم وعلیم وقادر است وئا نیست- این فلسفه است- ایشان فرمودند- دراسلام علم کلام  اسلامی است- که شما میبایست قبول کنید که قران وحی است- پس درست پس هرچه درقران گفته است  منبای عقلانی پیدا میکند واثبات عقلانی ندارد؟؟ وایشان با اینجمله نشان دادکه قران راهم نمیداند ونمیشناسد وفرمودن که مسیحیت ویهودیت وبودائی انهاهم علم کلام دارند که متضاد با قران است-اما- جواب  قران دراصول دین- توحید- نبوت- معاد میفرماید چرا تفکر نمیکنید- چراعقلانی نتیجه گیری نمیکند- این یعنی فلسفه- اماییک روشی درقران بر ای- درک این سه اصل بکابره است- که امروزه غرب ازان تقلید میکند-درحقیقت- عقل درفلسفه- نیازمند جهان خارج نیست- ملاک عقلانی در ازمایشگاه درون ذهن باید کشف شود- ربطی به خارج ندارد ملاک عقلانی از خارج نمی اید- دردرون ذهن  بایدانهارا کشف کرد وسپس درخارج محک زد وحقیقت را کشف کرد- ولی این کاربسیار مشکل است- غول ها ی مانند ابن سینا وانیشتین میخواهد راه چهره یاددادنمافیم بسیار مجرد علمی که درازمایشگاه پس اس مطالعات کشف میکند بیان بر ای درک ان قاصر است مگرهمان تجربه انجام دهند مخصوصادرمسائل اتمی – لذا درس اصطلاح شناسی  داشتندخانمی نابغه که درستخترین کنکور اول شده بود- برای درک یک اصطلاح اتمی ششماه بادانشمندان اتمی وخواندن چهل مقاله فشرده تواسته بود درک کند سپس ملاکهای عقلانی را انرابدست اورده بود ونظم انرا کشف کرده بود وملاک های نظم را درک کرده بود وسپس عقل رافهمیده بود- درحالیکه بایدبرعکس باشد- ایشان رنگ را میخواست بیان کند فلان محلول شمیا یی رامثال میاوردمیفرمود کمی ازان سیر تر ویک ماده دیگر بیان میکرد ومفرمود کمی ازان باز تر میفرمودبهترازاین نمیشود مگر کسی شخصا انر درسکلوترن ببیند-از ما پرسید چهعلوم خوب بلد هستید  ومن گفتم فیزیک  فلسفه وروانشناسی وجامعه شناسی ودیگران گفتند مثال های دراینعلوم بیان میکرد که تقریب به ذهن شود- حال قران میفرماید به ستارگان توجه کنید- علت بقا انهاراکشف کنید- نظم انهارا کشف کنیدفرد مجبور میشود درشناخت علت بقا به ملاکی برسد ودرشناخت نظم به ملاک برسد- درنتجه ملاکهای عقلانی بدست میاید وسپس عقلرا میشناسد –حال میتواندتشخیص دهد درموجودات – نظم است ویا نیست وبه نظم که رسید  به ناظم میرسد وبه ناظم که رسید به ناظم باشعور میرسد بهناظمک باشعور که رسید به انظم باشعور فوقالعاده شگف وحیرت کننده میرسد انگاه تمام مطالب قرانی حل فلسفی میدهد وعلم کلام به فلسفه محض تبدیل میشود- مگر درمسئل فقه ای بعضی ازاانها حکمت انرا بیان شده است وباید برود بدنبال علمی شناختن حکمت ها که بتدریج درحال کشف شدن  وبعضی ممکن است حکمت ان مشخص نشود وچون اثبات شد که خداوندمنان وجل وجلاله الشریف –حکیم-علیم وقادر است- واین اثبات برای قبول احکام الهی کافی است- اقایان درغرب- کشورهائی مانند انگلستان فرانسه المان –اطریش – سوئد- فیلسوف- فرهنگ جامعه خودرا کاملا عقلانی دانسته است وسپس علم کلام درست کرده – ان فرهنگ را توجیه عقلانی کرده است و.سپس نتایج عقلانی گرفته است- اقایان با ان – معیار میخواهند فلسفه اسلامی نقد کنند – فلسفه محض همان است فلسوفان یونانی شروع کردند وفلسوفان اسلامی به اوج رساند-مانند ریاضیات- فلسفه محض در سراسرا جهان یک جواب به سئوال خاص میدهد- حال المانها بایم روش دیگر ویا یک گزار دیگر ومسلمانان با یک گزاره دیگر همان پاسخ را میدهند- درسیاست فقه ها فرق میکند حال غربیان به ان نام فلسفه دادند- دراسلام به انهاعلو م فقهی میگویند– که ازعلوم عقلانی سرچشمه گرفته است -


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-ایا اسلام فلسفه دارد؟؟- اخیرا بی بی سی- یک مناظره درباره فلسفه اسلامی اشت وجنابی فرمودند- اسلام فلسفه ندارد- زیرا شکنجه میکند- حقوق برابر  بین زن ومرد نیست—محیط زیست را-توجه نمیکند سیاست خشن دارد- وتعداد اقلام دیگری- ایا این مطلب ربطی به فلسفه دارد؟؟ ویا ربطی به فقه دارد!! شما میتوانید بگوئید خداود منان- وجود دارد ویاندارد- ایا خداوند منان- حکیم وعلیو وقادر است وئا نیست- این فلسفه است- ایشان فرمودند- دراسلام علم کلام  اسلامی است- که شما میبایست قبول کنید که قران وحی است- پس درست پس هرچه درقران گفته است  منبای عقلانی پیدا میکند واثبات عقلانی ندارد؟؟ وایشان با اینجمله نشان دادکه قران راهم نمیداند ونمیشناسد وفرمودن که مسیحیت ویهودیت وبودائی انهاهم علم کلام دارند که متضاد با قران است-اما- جواب  قران دراصول دین- توحید- نبوت- معاد میفرماید چرا تفکر نمیکنید- چراعقلانی نتیجه گیری نمیکند- این یعنی فلسفه- اماییک روشی درقران بر ای- درک این سه اصل بکابره است- که امروزه غرب ازان تقلید میکند-درحقیقت- عقل درفلسفه- نیازمند جهان خارج نیست- ملاک عقلانی در ازمایشگاه درون ذهن باید کشف شود- ربطی به خارج ندارد ملاک عقلانی از خارج نمی اید- دردرون ذهن  بایدانهارا کشف کرد وسپس درخارج محک زد وحقیقت را کشف کرد- ولی این کاربسیار مشکل است- غول ها ی مانند ابن سینا وانیشتین میخواهد راه چهره یاددادنمافیم بسیار مجرد علمی که درازمایشگاه پس اس مطالعات کشف میکند بیان بر ای درک ان قاصر است مگرهمان تجربه بسم الله الرحمن الرحیم-ایا اسلام فلسفه دارد؟؟- اخیرا بی بی سی- یک مناظره درباره فلسفه اسلامی اشت وجنابی فرمودند- اسلام فلسفه ندارد- زیرا شکنجه میکند- حقوق برابر  بین زن ومرد نیست—محیط زیست را-توجه نمیکند سیاست خشن دارد- وتعداد اقلام دیگری- ایا این مطلب ربطی به فلسفه دارد؟؟ ویا ربطی به فقه دارد!! شما میتوانید بگوئید خداود منان- وجود دارد ویاندارد- ایا خداوند منان- حکیم وعلیم وقادر است وئا نیست- این فلسفه است- ایشان فرمودند- دراسلام علم کلام  اسلامی است- که شما میبایست قبول کنید که قران وحی است- پس درست پس هرچه درقران گفته است  منبای عقلانی پیدا میکند واثبات عقلانی ندارد؟؟ وایشان با اینجمله نشان دادکه قران راهم نمیداند ونمیشناسد وفرمودن که مسیحیت ویهودیت وبودائی انهاهم علم کلام دارند که متضاد با قران است-اما- جواب  قران دراصول دین- توحید- نبوت- معاد میفرماید چرا تفکر نمیکنید- چراعقلانی نتیجه گیری نمیکند- این یعنی فلسفه- اماییک روشی درقران بر ای- درک این سه اصل بکابره است- که امروزه غرب ازان تقلید میکند-درحقیقت- عقل درفلسفه- نیازمند جهان خارج نیست- ملاک عقلانی در ازمایشگاه درون ذهن باید کشف شود- ربطی به خارج ندارد ملاک عقلانی از خارج نمی اید- دردرون ذهن  بایدانهارا کشف کرد وسپس درخارج محک زد وحقیقت را کشف کرد- ولی این کاربسیار مشکل است- غول ها ی مانند ابن سینا وانیشتین میخواهد راه چهره یاددادنمافیم بسیار مجرد علمی که درازمایشگاه پس اس مطالعات کشف میکند بیان بر ای درک ان قاصر است مگرهمان تجربه انجام دهند مخصوصادرمسائل اتمی – لذا درس اصطلاح شناسی  داشتندخانمی نابغه که درستخترین کنکور اول شده بود- برای درک یک اصطلاح اتمی ششماه بادانشمندان اتمی وخواندن چهل مقاله فشرده تواسته بود درک کند سپس ملاکهای عقلانی را انرابدست اورده بود ونظم انرا کشف کرده بود وملاک های نظم را درک کرده بود وسپس عقل رافهمیده بود- درحالیکه بایدبرعکس باشد- ایشان رنگ را میخواست بیان کند فلان محلول شمیا یی رامثال میاوردمیفرمود کمی ازان سیر تر ویک ماده دیگر بیان میکرد ومفرمود کمی ازان باز تر میفرمودبهترازاین نمیشود مگر کسی شخصا انر درسکلوترن ببیند-از ما پرسید چهعلوم خوب بلد هستید  ومن گفتم فیزیک  فلسفه وروانشناسی وجامعه شناسی ودیگران گفتند مثال های دراینعلوم بیان میکرد که تقریب به ذهن شود- حال قران میفرماید به ستارگان توجه کنید- علت بقا انهاراکشف کنید- نظم انهارا کشف کنیدفرد مجبور میشود درشناخت علت بقا به ملاکی برسد ودرشناخت نظم به ملاک برسد- درنتجه ملاکهای عقلانی بدست میاید وسپس عقلرا میشناسد –حال میتواندتشخیص دهد درموجودات – نظم است ویا نیست وبه نظم که رسید  به ناظم میرسد وبه ناظم که رسید به ناظم باشعور میرسد بهناظمک باشعور که رسید به انظم باشعور فوقالعاده شگف وحیرت کننده میرسد انگاه تمام مطالب قرانی حل فلسفی میدهد وعلم کلام به فلسفه محض تبدیل میشود- مگر درمسئل فقه ای بعضی ازاانها حکمت انرا بیان شده است وباید برود بدنبال علمی شناختن حکمت ها که بتدریج درحال کشف شدن  وبعضی ممکن است حکمت ان مشخص نشود وچون اثبات شد که خداوندمنان وجل وجلاله الشریف –حکیم-علیم وقادر است- واین اثبات برای قبول احکام الهی کافی است- اقایان درغرب- کشورهائی مانند انگلستان فرانسه المان –اطریش – سوئد- فیلسوف- فرهنگ جامعه خودرا کاملا عقلانی دانسته است وسپس علم کلام درست کرده – ان فرهنگ را توجیه عقلانی کرده است و.سپس نتایج عقلانی گرفته است- اقایان با ان – معیار میخواهند فلسفه اسلامی نقد کنند – فلسفه محض همان است فلسوفان یونانی شروع کردند وفلسوفان اسلامی به اوج رساند-مانند ریاضیات- فلسفه محض در سراسرا جهان یک جواب به سئوال خاص میدهد- حال المانها بایم روش دیگر ویا یک گزار دیگر ومسلمانان با یک گزاره دیگر همان پاسخ را میدهند- درسیاست فقه ها فرق میکند حال غربیان به ان نام فلسفه دادند- دراسلام به انهاعلو م فقهی میگویند– که ازعلوم عقلانی سرچشمه گرفته است -


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-ایا اسلام فلسفه دارد؟؟- اخیرا بی بی سی- یک مناظره درباره فلسفه اسلامی اشت وجنابی فرمودند- اسلام فلسفه ندارد- زیرا شکنجه میکند- حقوق برابر  بین زن ومرد نیست—محیط زیست را-توجه نمیکند سیاست خشن دارد- وتعداد اقلام دیگری- ایا این مطلب ربطی به فلسفه دارد؟؟ ویا ربطی به فقه دارد!! شما میتوانید بگوئید خداود منان- وجود دارد ویاندارد- ایا خداوند منان- حکیم وعلیو وقادر است وئا نیست- این فلسفه است- ایشان فرمودند- دراسلام علم کلام  اسلامی است- که شما میبایست قبول کنید که قران وحی است- پس درست پس هرچه درقران گفته است  منبای عقلانی پیدا میکند واثبات عقلانی ندارد؟؟ وایشان با اینجمله نشان دادکه قران راهم نمیداند ونمیشناسد وفرمودن که مسیحیت ویهودیت وبودائی انهاهم علم کلام دارند که متضاد با قران است-اما- جواب  قران دراصول دین- توحید- نبوت- معاد میفرماید چرا تفکر نمیکنید- چراعقلانی نتیجه گیری نمیکند- این یعنی فلسفه- اماییک روشی درقران بر ای- درک این سه اصل بکابره است- که امروزه غرب ازان تقلید میکند-درحقیقت- عقل درفلسفه- نیازمند جهان خارج نیست- ملاک عقلانی در ازمایشگاه درون ذهن باید کشف شود- ربطی به خارج ندارد ملاک عقلانی از خارج نمی اید- دردرون ذهن  بایدانهارا کشف کرد وسپس درخارج محک زد وحقیقت را کشف کرد- ولی این کاربسیار مشکل است- غول ها ی مانند ابن سینا وانیشتین میخواهد راه چهره یاددادنمافیم بسیار مجرد علمی که درازمایشگاه پس اس مطالعات کشف میکند بیان بر ای درک ان قاصر است مگرهمان تجربه بسم الله الرحمن الرحیم-ایا اسلام فلسفه دارد؟؟- اخیرا بی بی سی- یک مناظره درباره فلسفه اسلامی اشت وجنابی فرمودند- اسلام فلسفه ندارد- زیرا شکنجه میکند- حقوق برابر  بین زن ومرد نیست—محیط زیست را-توجه نمیکند سیاست خشن دارد- وتعداد اقلام دیگری- ایا این مطلب ربطی به فلسفه دارد؟؟ ویا ربطی به فقه دارد!! شما میتوانید بگوئید خداود منان- وجود دارد ویاندارد- ایا خداوند منان- حکیم وعلیم وقادر است وئا نیست- این فلسفه است- ایشان فرمودند- دراسلام علم کلام  اسلامی است- که شما میبایست قبول کنید که قران وحی است- پس درست پس هرچه درقران گفته است  منبای عقلانی پیدا میکند واثبات عقلانی ندارد؟؟ وایشان با اینجمله نشان دادکه قران راهم نمیداند ونمیشناسد وفرمودن که مسیحیت ویهودیت وبودائی انهاهم علم کلام دارند که متضاد با قران است-اما- جواب  قران دراصول دین- توحید- نبوت- معاد میفرماید چرا تفکر نمیکنید- چراعقلانی نتیجه گیری نمیکند- این یعنی فلسفه- اماییک روشی درقران بر ای- درک این سه اصل بکابره است- که امروزه غرب ازان تقلید میکند-درحقیقت- عقل درفلسفه- نیازمند جهان خارج نیست- ملاک عقلانی در ازمایشگاه درون ذهن باید کشف شود- ربطی به خارج ندارد ملاک عقلانی از خارج نمی اید- دردرون ذهن  بایدانهارا کشف کرد وسپس درخارج محک زد وحقیقت را کشف کرد- ولی این کاربسیار مشکل است- غول ها ی مانند ابن سینا وانیشتین میخواهد راه چهره یاددادنمافیم بسیار مجرد علمی که درازمایشگاه پس اس مطالعات کشف میکند بیان بر ای درک ان قاصر است مگرهمان تجربه انجام دهند مخصوصادرمسائل اتمی – لذا درس اصطلاح شناسی  داشتندخانمی نابغه که درستخترین کنکور اول شده بود- برای درک یک اصطلاح اتمی ششماه بادانشمندان اتمی وخواندن چهل مقاله فشرده تواسته بود درک کند سپس ملاکهای عقلانی را انرابدست اورده بود ونظم انرا کشف کرده بود وملاک های نظم را درک کرده بود وسپس عقل رافهمیده بود- درحالیکه بایدبرعکس باشد- ایشان رنگ را میخواست بیان کند فلان محلول شمیا یی رامثال میاوردمیفرمود کمی ازان سیر تر ویک ماده دیگر بیان میکرد ومفرمود کمی ازان باز تر میفرمودبهترازاین نمیشود مگر کسی شخصا انر درسکلوترن ببیند-از ما پرسید چهعلوم خوب بلد هستید  ومن گفتم فیزیک  فلسفه وروانشناسی وجامعه شناسی ودیگران گفتند مثال های دراینعلوم بیان میکرد که تقریب به ذهن شود- حال قران میفرماید به ستارگان توجه کنید- علت بقا انهاراکشف کنید- نظم انهارا کشف کنیدفرد مجبور میشود درشناخت علت بقا به ملاکی برسد ودرشناخت نظم به ملاک برسد- درنتجه ملاکهای عقلانی بدست میاید وسپس عقلرا میشناسد –حال میتواندتشخیص دهد درموجودات – نظم است ویا نیست وبه نظم که رسید  به ناظم میرسد وبه ناظم که رسید به ناظم باشعور میرسد بهناظمک باشعور که رسید به انظم باشعور فوقالعاده شگف وحیرت کننده میرسد انگاه تمام مطالب قرانی حل فلسفی میدهد وعلم کلام به فلسفه محض تبدیل میشود- مگر درمسئل فقه ای بعضی ازاانها حکمت انرا بیان شده است وباید برود بدنبال علمی شناختن حکمت ها که بتدریج درحال کشف شدن  وبعضی ممکن است حکمت ان مشخص نشود وچون اثبات شد که خداوندمنان وجل وجلاله الشریف –حکیم-علیم وقادر است- واین اثبات برای قبول احکام الهی کافی است- اقایان درغرب- کشورهائی مانند انگلستان فرانسه المان –اطریش – سوئد- فیلسوف- فرهنگ جامعه خودرا کاملا عقلانی دانسته است وسپس علم کلام درست کرده – ان فرهنگ را توجیه عقلانی کرده است و.سپس نتایج عقلانی گرفته است- اقایان با ان – معیار میخواهند فلسفه اسلامی نقد کنند – فلسفه محض همان است فلسوفان یونانی شروع کردند وفلسوفان اسلامی به اوج رساند-مانند ریاضیات- فلسفه محض در سراسرا جهان یک جواب به سئوال خاص میدهد- حال المانها بایم روش دیگر ویا یک گزار دیگر ومسلمانان با یک گزاره دیگر همان پاسخ را میدهند- درسیاست فقه ها فرق میکند حال غربیان به ان نام فلسفه دادند- دراسلام به انهاعلو م فقهی میگویند– که ازعلوم عقلانی سرچشمه گرفته است -


ارسال شده در توسط علی
<   <<   6   7   8      >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99