سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسمالله الرحمن الرحیم- شهوات چه زمانی دشمن ما هستند- در علوم شخصیت شناسی غربی شهوت جزو خصوصیات است که درلبه مرز شخصیت انسان میدانند وجزو اساس زندگانی فرد محسوب نمیشود- این علاقه تحت یکسرس شرایط خاص بوجود میاید که ازنظر فرد وعرف زیادهم پذیرفتنی نیست وایجاد بی نظمی میکند وطاهر وپاک نیست وحالت طغیانی دارد وبا نیروی زیادی فرد را وادار به کاری میکند وشرایط رنج اوری برای فرد ایجاد میکند- شسته رفته هم نیست وخوش اینده هم نیست یک شکاف در شخصیت انسان ایجاد میکند ودر رفتار وشخصیت انسان تاثیر رفتاری عمیق وشدید دارد که غالبا ناگهانی وانفجاری است- ولی میتواند ادامه دارا باشد وفرد ازانهم شکایت نکند- مقاله ای از ":مولی نایت راسکین:" در خلاصه(این پدیده رابینظمی انتهائی شخصیتی راباش بنامیم)- باش- یک بینظمی وناهنجاری شخصیتی استکه ارام ارم درتمام بخش های حالت روانی روزانه-رفتارهای هنجار شده-نوع  روابط ها- از طریق علاقه به چیزی ویا کسیکه ایجاد عدم قرار وثبات کند  در بین امریکائی ها- این پدیده بیشتر از نابهنجاری دوشخصیتی و شیوزفرنیا( اسیکیزو فر نیا) بیشتر ومتداول تر است مریضهای –باش هیچگاه دارای یک درک  عمیق وکنجکاوکه بامهارت وجستجو گر نیستند- تحقیقات امروزه اشکار ساخت که ستون رفتار از یک حساسیت  غیر معمول که درپوشش یک چهره کرم خورده شفافت اثیرات روحی خودرا بطوریکه زیادمورد توجه وجلب افراد رانکند از طریق غیر مستقیم به ان دست چیدا کند وبشدت وباسختی تمایلات خوداش رامهار وکنترول میکند- روان درمانی برای ":باش:" امروزه برای قادرساختن مریضهابرای فائق شدن به این مرض درحال رشد توانمندی هستند که قبلا بادید یک مجرم حبس ابدی به انها نگاه میشد—چهار سال پیش خانم اماندا-وانگکه ان زمان بیست وهفت سال داشت دریک تمرین کنسرت موسیقی  در نهار  برای دوستان نزدیک شرکت داشت واحساس رضایت میکرد واماده بودکه د ر چشن عروسی ها شرکت  کند- دربعدازظهرکه ایشان شرکت درچشن عروسی داشت ناگهان یک موج ناشی از سونامی اقیانوسی به روح ایشان ضربه زد که تاثیر  منفی داشت امواج داخل ذهن  ایشان باهم مسابقه گذاشته بودند که درباره ازدواج متزلزشاورگرفتار افکار مظطرب کنند- ویک احساس شدید نفرت زخود را پیدا کند خانم وانگ میگویدیکدفعه احساس کردم دریک لباس تنگ اهنی قرار دارم که تنفس وحرکات عظلات من را کند وفلج کرده است من برترس واظراب خودم فائق امدم وهرلحظه احساس میکرد لباس دارد سنگینتر میشود بطوریکه رابطه من با گروه قطع شد ومن عذر خواهی کردم واز گروه بیرون رفتم وبه حمام انجا رفتم وشروع به کاهش وتخفیف درد کردم .ایشان اضافه میکند یک جرقمیزند که ظاهرا دردنیا دردفعه اول بوده است ولی درجبهه که بعد بیان خواهم کردنمونه دیگری وجود دارد کمربند از کمر باز میکند وبه گردن میاندازد وشروع میکند که کمربند کشیدن تا احساس خفگی کند که اصطلاح شبه خودکشی به این عمل دادند چند بارمیکشد تاانکه  احساس میکند که درد تمام شد وبه وضعیت سابق باز گشت- برای ایشان  این عمل مرسوم ومعمول میشود غالبا به مدت ده دقیقه این راعمل انجام میدهد وایشان به جایگاه خود بر میگردد وایشان تنها کسی است که توانسته در شرایط بسیار بحرانی به وضعیت سابق برگردد وبعد ازاین عمل احساس رضایت کند واین یکروشی است که فرد میتواند پس از ارمش با افبراد گروه همکاری سابق داشته باشد وایشان گفته با ازار دادن خود حالت جنون خود را وفشار روانی ناشی جالش فکری گیچ کننده که به درجه": ایجنس:" رسیده است یعنی اماده است فرد یک کار ناشایست فعلی بیرونی انجام دهد به خوبی مهار میکند- درجبهه درقرار گاه توپخانه روزی گفتن که یک برنامه خاص است وسخنرانی است وبا یاددادن بعضی تعلیمات لازم نظامی- ازان جایگاهای پله کانی بیسار عریض وپنج طبقه که درحدود چهل نفر جا میگرفت  اوردند درکنار سنگر دروری خاک ورمل افرادی که افردند تنها من از همان واحد بودم خیلی تعجب انگیز بود به نظرمن بعضی انها متخصصین برجسته روانپزشکی تحصیل کرده خارج بود درچنین حدی وبالباس شخصی نشسته بودند وافراد دیگری فردی پشت تریبون باقیافه کاملا غم زده مانند انکه حضرتا علی علیه السلام سرچاه صحبت میکندمن خوشحال شدم که بچه ها به واقعیت رسیدند ازانقلا وازامام علیه السلام وازصدام مسائل با صحبت بسیار ارام ویخزده صحبت کرد ولی دوره دیده خیلی ارتیستی د رضمن بود به دل نشست رفت دونفر امدند یک یک نوجوان عشایری بود ودیگر یک میان سال ورزیداول جنگ سصرنیزه بسیار خطرناکم که باسرنیزه میزد به دست فرد وایشان بازیر بغل میگفت وایشان با سرنیزه میزدبه گردن به ان اقا وایشان وبادست گردن دفاع میکرد وبعد ازمدتی یک قوطی کوچگ سه سانتیمر درسه سانتیمر با قاب المینیومی ویکمقدار جنتیکه فلز وبا موادی که به اوجسبیده توسط سیم بههم وصل بود مثل خرطوپرت که درفرم خوب اش مثلا به گردن بیاندازند من برخلاف سکو درسمت چپ کنار ایشان ایستاد بودم واین جوان انها روی زمین چید وشروع کردبا پای راست روی اولین کوبیدن ناگهان جرقه ای وحرارتی منتشر شد وشروع به دود کردنوایشان مداوم با پا  انها خاموش میکرد وپس ازمدتی من بشدت عصبانی شدم وبه سمت ایشان رفتم که ایشان ازاین کار بازدارم ولی ایشن بشدت عصبانی بود ومن را ارام هل دادبهعقب وته پای ایشان بیشتز زرد دینامتی بود وبعضی جاه بشدت قهوی شده بود وتاهمه را منفجر کرد ومن یکدفعه احساس کردم فشارهادی که روی من بودتخلیه شده است واین فشارناشی صدا های توپ وموج توپ خودی .وعراق بود ولبخند به لبان همه امد انشائلاله دردفعات بعد بیست ویک کامنت  روی این موضوع امده است ترجمه خواهد شد


ارسال شده در توسط علی

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99
مهر 99
آبان 99
آذر 99
دی 99