سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

 

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-حدیثی از رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم- نقل شده است که انسان پیر میشود- وانگیز ه های اوهم پیر میشوند بجز دوتا انگیزه که مداوم جوانتر میشوند- یکی ریاست-  دوم ثروت اندوزی - وقبلاز این حالت  لذت  جوئی هم اضافه میشود که بیشتر درجهت حرام است- درقبل از اسلام بوده ات وبعداز اسلام هم خواهدبود-گذشتن  از این خان کمرشکن است- یهودیان خدمت  نبی خود امدند- وگفتند جالوت هدف اش تسخیر سرزمین ما است ومداوم درمرز ها نبرد میکند- وهرچه میسازیم تخریب میکند ویهودیان  راواره کرده است وکم کم بشهرهای عمدهتزدیک میشود  رهبری ازبین ما انتخاب کن منظور اشرافزیرا دلیل شکست ما اختلاف رای ونظر است- وجالب است حضرت داوود علیه السام دربین انها بودند ولی سن مبارکشان دوازده سال بود وهم ایشان جنگ رابرد ولی انها قبول نداشتندحضرن نبی علیه السلام  فرمودند من از خداوندمی طلبنم بشرطی ابروی من رانبرید وعمل کنید وگذنه دفعه بعد من اقدام نخواهم کرد دلائل اوردند که ما کنیسثا ساختیم تورات را  نوشتیم  ونشر دادیم چه کردیم وچه کردیم- نبی محترم صلواته الله علیه واله والسلم-کهخداوندمنان شمارا امتحان خواهد کرد بهابی که درنهری است کهازان نبایدبنوشید مگریک کف دست انهم بعلت تشنگی زیاد وگرنه به جهنم خواهید رفت- وفرد فرمانده جنگ را خداوندمنان- حضرت طالوت را انتخاب کرده است که چوپان است هم درجسم وهم درتدبیر وحکمت  فردی ممتاز است گفتن نبی محترم ماراددست اندختی فرمودند که حقیقت همین است- بالاخره قبول کردند ه رودخانه رسیدند مومنین باوجودانکه کمی تشنه بودند عبور کردند-کهبه چشمه اب برسند- افراد وارد  رودخانه شدند واز اب ک دستی خوردند شراب انگور نابی بود هرچهممونین گفتند زودبیرون بیاید  اعتنائی نکردند ولباس را دراوردند شروع بنوشیدند اب رودخانه کردند وبعدمردندورودخاته انها رابرد وباکمی وقلت سپاه به جنگ جالوت رفتند درطول راه سه سنگ به صدا درامدند که حضرت داوود علیه السلام مارا باخودببر به ظاهر سنگ کوچکی بودند وبنظر نمیرسید که محکم باشند اما از فولاد محکم تربودند وپروازی عظیمی کردند وهرسه کلاخود جالوترا که قطری زیاد داشت شکستند ومغزاور متلاشی کردند مابقیه فکردند دیگرانهم همینطور هستند وفرار کردند وبعد پیمان نامه صلح امضا کردند درطول تاریخ فراوان است- اقایان باوجودانکه از مقام حضرت علی علیه السلام وحضرت فاطمه سلام الله وصلواته الله علیها باخبر بودند که حدیثها ی بسیارمعتبر ردکتب اهل سنت مانند ان درکتب شیعه فراوان است شورای سقیفه بنی ساعده تشکیل دادند که ماهم باید دررهبری سهمی داشته باشیم- رهبری درسه مورد وظیفه داشت- اول منبر- اراد واحام وحکمتها وسیاست ودوم بیت المال که بقول جناب اقایاعمر من هستم که اینطوربذل وبخشش میکنم-وسوم فرماندهی سپاه- بقدری بذل وبخش کرد که افراد از روستا به نزدیکی چشمه  دور نسبت به مذینه امدند که انجا اطاق بیت المال بود ومیگفتندمامدتها است گوشت نخوردیم برنج نخوردیم روغن کم خوردیم ایشان میداد ومیگفت بدانیدکه تنها عمر است- که چنین میکند- اقای ابوبکردرخواست ذکات کرد یکی از علما بحق فرمودند که جنابان خمس را رد کردند در حالیکه میتوانستند یک پنچم به اهلبیت بدهند وچهار پنجم برای خودبردارند برای انکه یک پنچم به اهلبیت ندهند کل خمس را رد کردند وجبور شدند که خراج وباج درست کردند  باج گرفتن مالیات از کلائی که وارد شهر میشود وخراج بهربهانه مثلا  وسعت خانه وغیره تعداداسب   خراج بگیرنند که درشیعه درزمان حساسا مثلا جنگ ویا بلاهای طبیعی گرفته میشود ودراهل سنت مداوم است حضرت رسول اکرم همچنان علمل فرمودند خیلی اهل مصلحت بود کسی ذکات ندهد از اسلام خارج شده است مرتد است وایشان صلواته الله علیه واله والسلم کاری نداشت-حتی بهغیر مسلمان پول میداد تا دل انها لطیف  ونسبت به اسلام گشده ترشود از جمله ذکات وخمس برای  شهر  دارال اسلام- که انزمانمدینه بود باید دارسال میشد که به جاهای  که نیاز است ارسال شود درضمن مدینه پرقدرت باقی بماند-چون اگر مدینه فتح میشود مابقیه دیگر کارشان تمام بود- ولی اگر میگفتند که ذکاترا نیاز داریم ایشان از گرفتن ذکات منصرف میشد در زمان جناب ابوبکر نگفتند ما ذکاترا قبول نداریم گفتنما ذکات را به کس دیگیر دیگری که حضرت علی علیه السلام  باشد میدهیم  وابوبکر انهاراتهدید کرد وحضرت علی علیه السلام پیکی فرستاد کهمن دستور میدهم به نمایند ه ابوبکربدهید ولی باز انها ندادند وجنگ شد ولی اقای ابوبکر بههرکس که خوش می امد ویا مترسید کلان میبخشید توجیه هم میکرد لذا جهت ایده های  اسلامی عوض شد چاپلوسان زیادشدند- مخالفین زیاد شدند رقابت شروع شد وزمان اقای عثمان دیگر بشدت طبقاتی بود که قبلا در عربستان  سنت بود به همان روش سابق باز گشتند وچون شیوخ همیشه هرنظری  داشتند جناب اقیا عمر عمل میکرد میگفتند ایشان بخاطر ما سینه سپهر کرده است وماهم مردمان را ساکت میکنیم حال  حضرت علی علیه السلام وحضرت فاطمه سلام الله علیها  میابیست پرچم اسلام ناب بلندکنند گاری بس مشکل وسخت بودوعجیب بود تا اخرین نفس کوشیدند البته خداونمنان مومنین راتنها نمیگذارد واین نادانها هستندکه تصور میکنند میتواند فانح مطلق وغالب باشند ولی ندای حق همیشه طرفردارن جان برکف دارد هم خردمند وهم باتقوا وهم کوشا وهم جانباز وسربلز هستند وسرانجام سرنوشت به سمت انها خواهد چرخید انشاالله

 

 

 


ارسال شده در توسط علی

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99
مهر 99
آبان 99
آذر 99
دی 99
بهمن 99
اسفند 99