سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خونِ جوشانِ امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم- -چند خاطره یک نتجه- بخش دوم- مرکز پلیس فارس درحدود 60 قدمی میدان شهر داری بود واز میدان شهرداری تا گوچه دهنادی بسمت شمال درحدود 50 قدم بود این کوچه مثا کوچه ای شمسالعمار است راهروی های باریک واطاق های کوچک قدیمی ومرکز بخش مواد مخدر در داخل معازهای این محل بود ازخصوصیات اصلا پلیسی انجا پیدا نمیشد روزی چند دانشجو دران محل عبور میکردند متوچه میشوند یکخترخانم دانشجو انجا میخواهد وارد کوچه دهنادی شود به ایشان میگویند به ایشان که اینجا اسمش تکزاس است وصلاح نیست شما وارد انجا شوید البته ظاهر چیزی معلوم نبود ایشان میگوید من برای خرید مواد مخدر اینجا امدم- انها میگویئ صلاح نیست شما نجا بروید ادرس بدهید ورمز اگردارید ما می میرویم میخریم دختر خانم میگوئید بخ شما جنس خوب نمیدهند انها میگویند چناچه شما تست کردید خوب نبود حساب شان میرسیم ومیرونند مواد مخدر میخرنند وان دختر خانم درکیوسک تلفن تست میکند ومیگوید خوب است ومداوم انها میرفتند میخریدند درضمن بحث میکردند حالا مغازه هرچه بود شاگردانش تحت تاثیر اینها کار رها میکنند فرد فروشنده برای انها دیگر نیایدند وبقول خوداش ازشراینها رها شود تصمیم میکرد یک جنس قلابی بدهد که دیگر نیایند وقتیکه مواد میخرنند وتست میشود میفهمند که مواد قلابی است میروند سراغ فرد ومیگویند که تو پول درست وحسابی گرفتی ومواد قلابی داد دعوا میشود وبچه ها در میبندند ودعوا شروع میشود زنان جیغ میکشند مردم میریزند پشت در ازدحام میشود ومیرنود سراغ یک پاسبان نوجوانی دم میدان ایستاده بوده است به جریان را میگویند ایشان میگوید من کلت ندارم وتازه کار هستم وشنیدم خوب از پشت چاقو میزنند انها میکویند من تورا وسط جمعیت میکذاریم وتفقط یک نعره بکش ومیگوید من حق رها کردن پست ندارم خلاصه جنگ تمام میشود وفرشنده موتاد درست حسابی میدهد بیرون میایند ومیگویند چه اتفاقی افتاد میگویند یک مسئله شخصی بود داخل این کوچه دهنادی چند کبابپزی وجگر پزی بود بچهای انقلابی میگفتند یانها یک لژ خانوادگی بالا دارند برای مواد مخدر است چون افراد زمانی اینجا میاند بی رمق هستند ومیروند بالا همه وسائی برای انها فراهم میشودند وهم کبای میخوردند وهم مواد میزنند وچند بار من همراه ایشان بعد ازغروب رفتم بوی تندتریاک میامید ومداوم روی اتیش دنبه وروغن میرختند مثل قطار دودی دود میکرد وتاثیر رو ی بو نداشت ویک دفعه رفتم با ایشان بوریتندی بود که حتی چشم را ازار میرساند وایشان فرمودند اینمتعلق به هروئین است


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- -به بهانه گذر- عقلانی به کتاب اسناد لانه جاسوسی امریکا = کتاب دهم- مینویسد-=بخش- چهارم-چند مقدمه- شورا یک امر عقلانی است که بشر ازروز اول به ان محتاج بوده است داستان گلاغ وقابیل ائمه اطهار علیهم السلام باانهمه قضائل وکمالات که فرشتگان درچیب کوچک انان جای میگرفتند مداوم از مردم مشورت میخواستند تا این امرنهادینه شود ودرستورات خاصی هم صادر کردهاند وحتی استخاره به معنای مشورت باخداوند است- با پیچیده شدن مشکلات بشر شوراهم در سیستم خوداش به پیشرفت رسید غربی ها از لحاظ حساسیت شورا را به سه قسمت تقسیم میکنند شورای کاملا بسته ومخفی مانند شورای سیاسی نظامی پزشکی وحقوقی وامنیتی ومانند ان- شورای نیم مخفی مانند انکه گروهی حقی از دولت میخواهند بگو ونگو دارند فردی ویافرادی بعنوان نماینده خد به نزد دولت میفرستند تا حقوق انهار استیفا کند وانه مرتب مخاطبین خودر ا درجریان میگذارنند وشورا یتما باز واشکار مالنند شورایها دانشگاه برای پیشبرد اهدافشان ویا موسسات اقتصادی که از خبرنگارانهم دعوت میکنند- نکته اول این است کارشناس سیاسی سفارت امریکا بدنبال کشف افراد شورای امام رحمت اله علیه است- شوراها باز لحاظ پی گیری دونوع هستند یا پروند بسته میشود ویا پروند همیشه باز است سیاست همیشه پروندهاش باز است ونظامی همین طور است وبعضی تحقیقات هم همینطور است- غربیان شور ارامانند اشپزی میدانند در اشپزی ارام ارام اقلام وارد میشود ومائده مورد ارزیابی قرار میکرد واصلاحات انجام میشود اقلام دیگر وارد میشود وهمینطور تا به کمال برسد بابدست اوردن اطلاعات جدید وکشف مواد جدید کار ادامه پیدا میکند واز دیگی به دگی دگیر میرود وهرچقدر تغیر دیگ بیشتر باشد درهر امر نشانه تکامل است که درانگستان سیصد دیگ است ودرچین 45 دیگ است ونظریه افراد هم مداوم درتغیر است- انسان یک موجود سیال است وپیامبر اکرم صلواتالله علیه واله والسلم بدرستی انرا بیان کرده است به شرطی درکوران جریان باشد کسانی به خارج میرونند بخوبی به این امر حس میکنند ویا بایک خارجی درشهر خود ملاقات داشته باشند شورا امروز ه معنای اش این است که تعداد محدودی که دارای ویژ گی خاصی هستند انتخاب میشوند که هرکدام ازانان چند داشته برجسته بومی ویا غیر بومی متعلق به زمان حال ویا گذشته مدیریت میکنند چون بعضی بزرگان امگان شرکت در شورا راندارند این امر تنها برای شورای فقهات نیست برای هر شورائی است این نظریات طبق یک روند پیچیده مطرح میشود وبه جلو میروند وتا بقول طلبه ه به کفایت بحث برسد وهیچگاه پرونده بسته نیشود نه از راست به چپ رفتن نشانه بیسوادی است ونه از چپ به راست رفتن نشانه روشنفکری است ومسلم است کار عمده بعد از اعلام نظر شور ا است که کارشناسان بیاد مردم به سطح درک شورابرسانند وگرنه خود شورا عامل تفرقه میشود وبیادبخوبی این کار صورت بگیرد بخصوص که دشمنان قدری هم مانند بی بی سی داشته باشند- مقدمه دیگر مسئله انتقاد است این پدیده همراه بشر بوده است ولی انتقاد یک شمشیر دو دم است بیاد بشدت دقت کرد قران مجید ونهج الباغه عظیم واحدیث پراز انتقاد سازنده است- انتقاد درغرب توسط دانشمندان شروع شد ویک بحث اکادمیکی بود دانشمندان بدنبال حذف مطلق قوانین نیستند بدنبال بر طرف کردن نقص هستند بخوبی نکات مثبت را میفهمند ولی بحث بیشتر وری نکات منفی است نه به اینمعناکه منفی گرا هستند واگر کسی در انتقاد منفی گرا بود مرض دارد درانگلستان دانشجویان کم کم داشتند در مورد یک حزبی حساس میشدند ان حزب یک خبرنگار را اجیر میکند که بین دانشجویان برو وازانها سوئلات پیچیده سیاسی بکند وبعد بگو انان درمسئله سیاسی بیسواد هستند دانشجویان بعدا متوجه همین بلا را سرشان میاورنند-ادامه دارد

 


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم -به بهانه گذر- عقلانی به کتاب اسناد لانه جاسوسی امریکا = کتاب دهم- مینویسد-=بخش- سوم- بحث شورا- غرب درایران علوم خوداش به خوبی جا انداخته بود ولی دانشگاهای غرب هیچگونه اطلاعات دقیقی درباره فقه اسلامی وبسیار مسائل نداشتند ودرنتجه سیاست غرب حق نداشت اعتراضی به فقه اسلامی داشته باشد بچه ها درلندن درمترو ازانها سئوال میشد زنان مجبور به حجاب هستند میگقتند بله انها میگفتند بسیار احمقانه است وبچه ها کم کم جواب میدادند حرف شما هم نجس وکفراست بعضی شلوف میکردند کسی ازمن پرسید منهم جواب دادم حرف شما نجس است ایشان گفت من اگر بخواهم از نجس خارج بشوم چقدر مطالعه کنم ومنهم گفتم یکدوره فقه ولی حداقل یک ترم دانشگاهی نیاز د دارید ولی دردانشگاه سرمیز غذا سئوال میکرد درفلان موضوع معیار ما فلان است ومعیار شما چیست ومن که بحث میکردم که بصورت اجمال بود شما به یقین رسیدید وشما تقلیدی است ومن جواب میدادم تقلیدی است وتقلید منوری است در دانشگاه بحث شد واستاد فرمودند اسلام چنین روشی دارد بچه ها اعتراض کردند ما نظر اسلام را نمیخواهیم روش غرب را میخواهیم من دلیل را پرسیدم قبلا استاد بحثی از یک ایرانی که در دانشگاه سوربون درتاریخ ال صباح تحقیقات کرده بود وبعنوان یک تز ممتاز پدیرفته شده بود وروش تحقیق ایشان ونتایج ایشان را ازروی کتاب به زبان فرانسه میخواهد .وترجمه میکرد وشرح میداد ایشلن به اینتجه رسید که صباح حشیشی را یک مقدس میدانست براساس فتوا اسلامی وعقیم شدن بر اساس رای مجتهد واجب میدانست وکشتن در خواب را واجب میدانست ومسائل دیگر روزی یک دانشجوی فنی ترک قشقائی پیش من امد وگفت شما یک فرد افراطی هستی نکند تاریخ قشقائی بنویسی اینهارا کافر بدانی ما غربی فکر میکنیم همانطور که انها میگویند سنت اجداد ما درسطح وحی است وبش از انچه ما از اسلام گرفتهایم ازسنت خود گرفتهایم ما به اجاق بیشار دعا اعتقاد داریم وبه سمیریم میرویم ومراسم اجاق مفضل داریم وشرح داد اینها را ازما نگیر وبرادران طبق یک تحقیق من انچه عبادی است معتقد سخت به اسلاهستند ویک طلبه سید هرچه بگویئ اطاعت میکنند ولی درسکولار ازاد هستند درزمان وحی قران مردم جاهلی به نجس وکافر وباطل بودن برچسب زد ولی دلیلاش به پایمبر اکرم صلواتاله علیه واله والسلم واگذار کرد درغرب اثابت شده است اثابت اینوع قضا از معجره مهمتر است ولی کفر مانند مافیا شلوغ کرد که جواب ندارند سحر کردند و بلافاصله جنگ را شروع کرد وبعد از رحلت پیامبر اکرم صلوات الله علیه واله والسلم این کار کرد چه مافیا وچه اعرا بعصر جاهلیت نمیگذارند چالش دو طرفه شود حال اسلام براساس ظوابط فقهی انعطاف هائی خاصی دارد که مردم عادی انرادرک نمیکنند وکفر به اشتباه میافتد ولی غرب هوشیار بود فرصت نمیهخواست بدهد ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بشمالله الرحمنالرحیم- درحواشیهانقلاب تونس- بخش دوم- بسیاری از جوانان عرب درغرب تحصیل کرده اند- عیوب زیادی را درجامعه غربی مشاهده میکنند ضعف های زیادی را دارا هستند که انها را اگاه ازاسنت های زیبای خودشان میکند- تنها انقلابیون نیستند که چنین فکر میکنند بلکه از مردمان چنین فکر میکنند رادیکالیسم درحال رشد است واحنمال منفجر شدن را دارا هستند- دولتها مراقب از نزدیک رادیکالهای بنیاد گراهستند- این را یک دیپلمات گفته است-مسئولین درمرحله اول باافراط گران بیش ازنکه سود برساند موجب ازار خواند شد- خانم اسیه بلقیسی خانم بنیاد گرا ودانشمند اسلامی مراکشی درکنفرانسی که اخیرا درشهر رباط درباره زندگانی حضرت محمد علیه السلام واله والسلم برپا بود بالباس بسیار ضخیم مردانه شرکت کرد ودیگر شرکت کنندگان بالباس غرب وعربی شرکت کرده بودند ولی اشان لرمودند اگر نهضت بخواهد هرنوع لباس ضخیم غربی را از زنان بگیرد من از جنبش کنارگیری خواهم کرد ایشان الزودند افرا طگرایانی هستند که به این قبیل جزئیات چسبیدهاند- درتونس تنها احزاب به اصطلاح مخالف که حق بسیار اندکی داشتهاند ود رفکر ایجاد وتولد دولت جدید هستند ازهمان دولت مردان سابق با تغیرپست ها وتغیر بعضی افراد ازانان دولت جدید را بوجود بیاورند که بسختی میتوانند دردل مردم نفوذ کنند وروز چهارشنبه پرتقلا برای ارام کردن مردم خشمگین که حکومت جدیدرا ادامه تسلط یدا کردن افرادیکه جزواعضا حزب حزب دیکتاتور برکنارشده بن عای میدانستند تلاش کم رقمیرا پیش گرفتند- حزب های مخالف حکومت بن علی خودر بدین نحو ترسیم کردن که بروی طناب سیرک درحال گام زدن هستند که میخواهیم تعادل بین خواستهای مردم برای پاکسازی اعضای حزب سابقه دارحاکم ودرضمن ترس ازانکه حکومت فروبریزد که میتواند دعوتی از ارتش باشد که قدرت را در دست بگیرد یکیاز اعضای کمیته اجرائی حزب دمکراتیک پیشرو که بزرگترین وبا اعتبارترین حزب مخالف دولت است بنام اقای بوازی فرمودند وهمچنین اضافه کردند": ما روی تخمرغ قدم میزنیم:" ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- به بهانه کربلا بخش دوم- عشق از اول خونی بود- عشق دشمن ساز نفرت افرین است که درگرداش مداوم پرسه میزند- عاشق همیشه ایستاده واماده است برای عاشق دراینجهان شکست تضمین شده است جز عشق عشق حافظی ندارد عاشق به دلخواه خوداش عاشق است عاشق صخرهای است درکنار ساحل که موج درهماش میکوبد ومیشکند عاشق پیشرو وپیش اهنگ است- سگان عاشق نمیگردند- سینه عاشق تابوت او است- عاشق که خونی شد زمانیکه سرنگون شد عروج میکند- اولین قبرها وبهترین قبرها مال عاشق است خونش چرخ طناب است عاشق بهترین دلیل وجود هستی عاشق ساز است- بی پرا و.دست نیافتنی است روحی لطیف دارد- سرنوشتی غم انگیز برای رقم میخوردولی هرگز از وجه معشوق عدول نمیکند گوئی وظیفهای بر دوش دارد انچه عشق میگوید میخواهد- ودراین راه دل مردگی وپژمردگی ندارد- عشق ارام ساز است عشق توان بخش است قدرت عاشق ازان خوداش نیست هرچند برای دیگران عجیب وسخت وناروا وغم انگیز باشد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم-چند خاطره یک نتجه-روزی یک از اشنایان فامیلی من رادید وفرمود این پسر منرا کمی نصیحت کن خانواده بسیار کشترده وقدیمی وبسیار محترم ودائی هابچهای ایشان بسیار سر شناس وبسیار متمول وپولدار ایشانفرمودند توی خیابان درحالیکه مست است عبور میکند خانواده ایشان متوسط روبه ضعیف بود واین اقا پسر زن گرفته بود وسر کار نمیرفت که کسرشان دائی های محترم خواهد شد بعد ازمحاجه زیاد با ایشان یک ماشین پیکان برای ایشان خریده بودند که راننده تاکسی شود ایشان بسیار زیبا رو وتیو یک خانواده ادیب وشاعربود وسطح معلومات ادبی وحتی سیاسی خوبی داشت وبه منگفتند همیشه بوی چیب کت بغل مشروب است که توی خیابان هروقت خواست سر میکشد وبه ایشان حداقل مشروب رادرجای مخفی بخور من ایاشن نزدیم فلکه ستاد(امام حسین علیهالسلام واله والسلم امروزه) دیم که تلو تلو پیش میرود ومن را هم بخوبی میشناخت ومن چون ادم ناشی بودم کهبیاد مدتها احوال پرسی میکردم بعد وارد جریان میشدم وچون کارهم داشتم سریعا مسئله را گفتم واضافه کردم اجازه بدهید من چیب بغل شماراببینم ایشان نشان داد ویم ویسکسی بغلی بود وبعد روکرد به من وگفت ادب اقتضا میکند که من از شما دراین باره سئوال کنم وشما هم همنطور من مات ومبهوت بودم که این ادای مستی دراورده بود وبسیار جدی ومستحکم است شایعه شد که دارد ساواکی میشود نمیتوانستم مسئلهرا هضم کنم درگوش من گفت من ادای مست رادرمیاورم من الا به همین علت دفتردار اداره تاکسی رانی هستم وبه زودی رئیس اداره تاکسیرانی میشوم شرط اش همین است وشماهم یک همچین شیشه پر از اب کند بگذار توی چیب ات هرکس این چه کاری به او بگو مقداری بچش ببین در دانشگاه به کجا میرسی؟ وایشان رئس تاکسی رانی شد وادم حسابی شد وبهد ازمدت کوتاهی از کار برکناراش کردند- دومی یک دانشجو در دانشگاه بود که قبل ورزشگار وفوتبالیست معروف بعد که پساز ترک هروئین باز منتحب فوتبال دانجشوئی ایران درمسابقات دانشجوی جهانی درمسکو شرکت کرد درتمام دانشگاه بیان میکردند هرکس مواد کم داردبه نزد ایشان برود وهمیشه ده بسته حاضر دارد وبچه ها مداوم از رئیس دانشگاه میخواستند که ایشان را اخراج کند وگوش کسی بدهکار نبود تیم خوابگاهی یکی از شگرد این بود شایع میکردند فلان کتاب صفحه فلانرا مطالعه کنید این بسیار محرمانه بود شایع بود یک پسر یک جناب سرهنگی بلافاصله گزارش به ساواک میداد ساواک میامد ان کتب را جمع میکرد ومیبرد وگاهی یک وانت میاورد کتب مشابه میبرد وجای ان کتب ضد انرا میاورد رئیس کتابخانه اقای دال بود که اهل قلم بود ودوتابرادری مسئوئل کیهان فارس بودند وهردو اهل قلم بودند ورسای بخش ها فشار میاوردند که نگذارید کتاب ها برود وایشان باساواک وبه دانگشاه وبا دانشجو البته کمتر درگیری داشت واعصاب خورد شوده بود وچند بار ازمن پرسید کی دارد رهبری میکند وخواست دانشگاهرا ترک کند بچه ها گفتند به پاس زحمات ایشان یک بورس برای فوث لیسانس کتابداری به امریکا به ایشان بدهید همه موافقت کردند تصور میکنم ساواک مخالفت کردوایان منزلاش را فروخت به امریکا رفت زمانی که فوق لیسانس از یک دانشگاه معتبر به ایران امد وگفت اعصاب راحت شد ودیگر به ایران بر نمیگردم ودکتری گرفته است ودرهمان دانشگاه استاد است من زمانی داشتم مطالعه میکردم خسته شدم شروع کردم مجلات راخواندن یم مجله مذهبی نوشته بود براین سیاق که اگراهل مذهب باشید دستورات که میداد عمل کنید بعد بحث مفصلی که اگردختر جناب سرهنگ زیبا روی پول دار دکتر وفلان وفلان گیرتان میاید وانواع واقسام را شرح داده بود یکیاز سردسته ان گروه که پزشکی میخواند ومسئل مصاحبه باسرشناسان ایران درتهان بود که مثلا میدانست که نفت دودلار ارزان ایران میفروشد وببینیم که صدایاش درماید ورمز این خبر": نور": ششماه بعد اعلام شد من به ایشان گفتم به نظرمن این مجله سوژه خوبی است اینراهم یک تست بکنید بلافصله یک برجشب به این مجلعه زدن وشماره به ان دادند وانرادرداخل کتابهای تاریخی معاصر جا سازی کردند مدتی نگذشت یک مردچاق سفید روی داش مسلک که کت راروی شانه می انداخت با حالت غضب بالاا وپائین کتابخانه میرفت وروی دست بچه کتابهارا نگاه میکرد مجله پیدا کرد جناب اقای دال مخالف بود که انرا محو کند وگفته انرا کنار دست خود میگذارد وهرکسی خواست میدهد وبجه یک جلد پیدا کردند وباز ایشان انرا پیدا کرد وباز یک جلد دیگر پیدا کردند من نشسته بودم نزدیک همان جا که بچه ها جا سازی کرده بودند ویک دختر خانم که رشته میکانیک میخواند بدنبال ان بود اوهم کشیک میزد ومچ اورا گرفت وکجله ازدستاش بیرون اورد وبا صدای بلند لعنت خداوند بر پدر .مادر کسی که این مجله جابجا میکند بعد ور کرد به دختر خانم وگفت رشته شما چیست گفت میکا نیک است وایشان بلند گفت چه ربطی رشته شما به این مجله دارد- ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی

بسم الله الرحمن الرحیم- در حواشیه انقلاب تونس- وقتیکه درشمال افریقا کشورها مواجهه با مشکلات اساسی میشوند که بهنظر میرسدبه سمت بدترشدن میرونند انها چشم به بهبودی که توسط اسلام بنیاد گرا بدست میاید میشوند- بسیاری از اعراب میل به باز گشت به عقاید واصول اسلام میشونداما بسیاری رهبران اعراب وبسیاری از دیپلمات در شمال افریقا درگیر ودلواپس یک ندای محکم واستوارولی کوچک شدند که اصراردارند دواتی مانند دولت اسلامی ایران تاسیس شود-یم دیپلمات غربیگفت کهرهبران هرکاری را که بتوانند میکنند که شامل سرکوبی و ومانع از ایجاد اعتراضات مخالفین حکومت میگردد که مطمئن شوند که حکومت از دستانشان خارج نشود ولی اگر نتواند مشگلاتاقتصاد جمعی راحل کنند من شاهد بودم که مشکلات بزرگ قله هارا به زیر میکشاند-چناب بن علی که به نظر میرسید که یکمسلمان تمام عیار است اقای حبیب بورقیبه را از دفتراش بیرون کشید به اینجهت ملت25 میلیون را به سمت اسلام نزدیک کرد که این تغیر مانع از گسترش رادیکالیسم شود- حبیب بورقبیه میخواست با زور کشور رابسمت ایده ال غرب سوق دهد- کارشناسان غربی معتقد هستندپس از مصاحبه های فراوان با حکمران های الجزایر تونس ومراکش تحصیل کردگان-علمای اسلامی دیپلمات های انان که دراین کشورها اسلام بنیاد گرا رادرتحت کنترول ودرحال مقابله باان هستند وافریقا شمالی جنبش های انقلابی به قدرت کشورهای خاورمیانه را دارا نیستند- ولی درخال درگیری با مشکلات اجتماعی اقتصادی منطقهای درحال افزایش که بوجوداورنده زمینهائی برای رادیکالیسم هستند- رادیکالیسیم حقیقتا درحال جذب افراد جدیدی از پس کوچه هاتا مدارس واز خوابگاه های دانشگاها تا ارگانهای نظامی هست- اگر چه پلیس و عوامل سازمانهای دولتی درحال مراقبت معلمین حکمرانان وگفتاردانشجویان هست-ارزوی بازگشت به ارزشها وسنت های اسلامی شعله ازناکامی از ایده ال وفرهنگ غرب است که بسیاری از جوانان خصوصا مغایر با ریشهای فرهنگی خودشان واینده خودشان میدادند- اعراب درمبارزه با اسرائیل باشکست روبرو شدند .موفقیت های ایران انقلابی بخشی ازان است ادامه دارد


ارسال شده در توسط علی
<      1   2   3   4   5   >>   >

بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
آبان 94
آذر 94
دی 94
بهمن 94
اسفند 94
فروردین 95
اردیبهشت 95
خرداد 95
تیر 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
اسفند 95
فروردین 96
اردیبهشت 96
خرداد 96
تیر 96
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
اردیبهشت 97
خرداد 97
تیر 97
مرداد 97
شهریور 97
مهر 97
آبان 97
آذر 97
دی 97
بهمن 97
اسفند 97
فروردین 98
اردیبهشت 98
خرداد 98
تیر 98
مرداد 98
شهریور 98
مهر 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
فروردین 99
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99
مرداد 99
شهریور 99
مهر 99
آبان 99
آذر 99
دی 99